‏نمایش پست‌ها با برچسب مهندس بازرگان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مهندس بازرگان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ تیر ۱, یکشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۹) نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش با رژیم ولایت


سخنرانی بازرگان در مجلس ارتجاع پس از ۵مهر
مسعود رجوی ـ باز هم خاطراتی از مهندس بازرگان
مسعود رجوی ـ جبهه خلق و ادامه بحث درباره بازگشت به این جبهه و خروج از آن
مسعود رجوی ـ درباره سلطنت‌طلبی
مسعود رجوی ـ درباره سلطنت و آقای رضا پهلوی
مسعود رجوی ـ فصل نهم - سخنی با مجاهدین همراه با یک تعهد مشخص

یک تعهد مشخص
فراخوان و پیشنهاد و آنچه درباره بازگشت به جبهه مردم ایران گفتم، هر چند به اقتضای وضعیت و آرایش سیاسی موجود با اسامی مشخص همراه بود اما اختصاصی نیست بلکه فراگیر است.

به دیگران هم در این آزمایش تاریخی خوشآمد می‌گوییم. می‌گوییم که اگر راست می‌گویند، گریبان مجاهدین را رها نموده، یقه ملا را بچسبند. این را هم اول به خودمان می‌گوییم که هرگز و هیچ‌گاه شروع کننده خصومت و ضدیت و تعارض با احدی غیر از دیکتاتوریهای شیخ و شاه نبوده‌ایم. اغلب تا مدتهای مدید فروخورده‌ایم تا وقتی که طرف مقابل از حد گذرانده باشد، به‌نحوی که اگر به جوابگویی نمی‌پرداختیم، دیگر ضعف و ذلت تلقی می‌شد. و هیهات منّا الذله…

اما فراتر از این حرفها، من برای اثبات صدق عرایضم، باید تعهد مشخصی هم ارائه کنم تا کسی گمان نکند که سودای دیگری جز آزادی و حاکمیت جمهور مردم دارم. از آنجاکه به هرحال کسی باید پا پیش بگذارد و امید و اعتماد پرپر شده از سوی خمینی و اعقاب عمامه‌دار و بی‌عمامه‌اش را جبران کند و آب رفته را از این حیث به جویبار وجدانهای خنجر خورده و ضمایر خیانت شده برگرداند، اعلام می‌کنم که پس از وفای به عهد در آزادی ایران‌زمین از چنگ رژیم ولایت‌فقیه و تشکیل مؤسسان منتخب مردم ایران، از هر گونه مقام و منصب و از هر گونه شرکت در انتخابات و هر دولتی که باشد، تحت هر نام و عنوان، معذورم. عضویت در سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران، چنان‌چه شایسته آن باقی بمانم، برایم کفایت و کمال مطلوب است.

البته می‌دانم که خیانت خمینی به عهد و پیمانهایش، مخصوصاً به تعهدهایی که قبل از رسیدن به قدرت اعلام کرده بود؛ کلمات را ذبح و ملوث کرده و جایی برای اعتماد به تعهدهای باقی نگذاشته است. اما این هم هست که مجاهدین با دریای خون و سلسله جبال ایستادگی در تاریخ معاصر ایران نشان داده‌اند که در سوگندها و تعهدهای خود جدی هستند. بنابراین، امیدوارم بتوانم در جریان عمل، در عهدی که با خود و خدای خود از روز۳۰خرداد بسته‌ام و آن را با شما در میان می‌گذارم، اعتماد کسب کنم.

از روز ۳۰خرداد سال ۱۳۶۰که بالاترین و شکوهمندترین مقاومت سازمان‌یافته تاریخ ایران در برابر ارتجاع و دیکتاتوری آغاز شد، و از روز بر خاک افتادن اولین دسته شهیدان آزادی، با خود و خدای خود عهد بستم که حتی اگر به رستگاری شهادت نرسم، چنان‌چه عمری باقی بود، با تدوین و تکمیل ۴کتاب ناتمام تبیین جهان، انسان، تاریخ و شناخت، این‌چنین دفتر ایام را با هدیه به نسل جوان ببندم.

در یک کلام، برترین و بالاترین خواسته برای خودم این است که می‌خواهم ”مجاهد“ بمانم و ”مجاهد“ بمیرم. فقط همین. البته با استعانت از خدا و دعای خیر شما.



۱۳۹۹ خرداد ۲۸, چهارشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۸) اشرف کانون استراتژیکی نبرد


فصل هشتم-جبهه خلق و استراتژی سرنگونی
مسعود رجوی ـ استقبال از هر گونه فاصله گرفتن از دیکتاتوری و بازگشت به جبهه مردم ایران
مسعود رجوی ـ از مهندس بازرگان یاد بگیرید!
مسعود رجوی ـ اشاره‌یی به قیام مجاهدین در ۵مهر ۱۳۶۰


۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۲, دوشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۵) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت نهم


خمینی در همین سخنرانی افزود: «من دو تا اعلامیه از جبهه ملی که دعوت به راهپیمایی کرده است، دیدم. در یکی از این دو اعلامیه جزء انگیزه‌ای که برای راهپیمایی قرار دادند لایحه قصاص است… در اعلامیه دیگر تعبیر این بود که لایحه غیرانسانی.
ملت مسلمان را دعوت می‌کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی کنند، یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند… من کار ندارم به جبهه ملی با این‌که بعضی افرادش شاید افرادی باشند که مسلمان باشند. لکن من کار دارم با اینهایی که پیوند کرده‌اند، با جبهه [ملی]، پیوند کرده‌اند با منافقین… شمایی که متدین هستید و مدعی تدین، چه توجیهی از این معنا دارید؟ …. این آقایانی که با این منافقین ائتلاف کردند، ائتلاف کردند که مملکت را به هم بزنند. ائتلاف کردند که آشوب بپا کنند… حالا ائتلاف کردید که به ضد رأی مردم عمل کنید… بیایید حساب خودتان را جدا کنید. آیا نهضت آزادی هم قبول دارد آن حرفی را که جبهه ملی می‌گوید؟ … رادیو بعدازظهر را باز کنیم گوش کنیم ببینیم که نهضت آزادی اعلام کرده است که این اطلاعیه جبهه ملی کفر آمیز است… متأثرم از این‌که با دست خودشان، اینها گور خودشان را کندند. من نمی‌خواستم این‌طور بشود. من حالا هم توبه را قبول می‌کنم. اسلام توبه را قبول می‌کند».

***

به این ترتیب تظاهرات جبهه ملی منتفی شد. پاسداران و بسیجیان و حزب‌اللهیها میدان فردوسی تا میدان انقلاب را اشغال کردند و نعره می‌کشیدند: «فرمانده کل قوا، خمینی خمینی». «حزب‌الله حزب‌الله، پیشمرگه روح الله». «سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن». «مرگ بر ضد ولایت‌فقیه».

بعد ازظهر 25خرداد اطلاعیه مهندس بازرگان از رادیو و تلویزیون پخش شد که «شایعه دعوت نهضت آزادی» به راهپیمایی را تکذیب می‌کرد. متعاقباً نهضت آزادی یک اطلاعیه توضیحی هم منتشر کرد که هم‌چنان‌که خمینی خواسته بود مشارکت در راهپیمایی و ائتلاف با هر حزب و گروهی را تکذیب می‌کرد و اعتقاد خود را هم به حکم قصاص اعلام نمود.
تاریخ نویسان رژیم بعداً سیر وقایع را چنین رقم زدند:
«زمینه سقوط بنی‌صدر را سر انجام خود وی و مسعود رجوی فراهم کردند. حادثه آفرینیهای ”منافقین“ ادامه یافت. بهزاد نبوی سخنگوی دولت، طی مصاحبه‌یی که در ساعتهای آخر همان روز ۲۵خرداد با مطبوعات انجام داد، اعلام کرد: ”اگر لازم باشد، قوای انتظامی با مسأله درگیریهای خیابانی برخورد خواهند کرد… آقای بنی‌صدر دقیقاً هم‌چون مجاهدین خلق عمل می‌کند…. تمام درگیریهای خیابانی از ناحیه سازمان مجاهدین طرح‌ریزی و اجرا می‌گردد، آنها به‌خاطر تشکل نسبی خود قادرند این درگیریها را به‌طور درازمدت سازماندهی کنند“ ».

ادامه دارد...