‏نمایش پست‌ها با برچسب مردم ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مردم ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

مسعود رجوی: ثابت شد که خامنه‌ای کرونا را با کلان تلفات انسانی برای حفظ رژیم در برابر خطر قیام و سرنگونی، نعمت و فرصت می‌داند

 


مسعود رجوی- ۱۹دی ۱۳۹۹


در حالی که آمار دردناک و هول‌انگیز جان‌باختگان به ۲۰۰هزار نفر می‌رسد، ثابت شد که خامنه‌ای کرونا را با کلان تـلفات انسانی برای حفظ رژیم در برابر خطر قیام و سرنگونی، نعمت و فرصت می‌داند. به‌وضوح ثابت شد ویروس کرونا، متحد ویروس منحوس ولایت بر ضد ملت ایران است.

مخالفت ولی‌فقیه با خرید واکسن از آمریکا و انگلستان و فرانسه عین ارتجاع و مخالفت با علم و پیشرفت است. رژیم تا دیروز تحریم دارویی و بانکی را بهانه می‌کرد. رژیمی که وارداتش از همین کشورها سر به فلک می‌زد.

قرارداد ۲۵میلیارد دلاری برای وارد کردن ایرباس و خریدن قطعات و الزامات تسلیحات کشتار جمعی، به‌ویژه موشکی و هسته‌یی، از بازار آزاد و بازار سیاه، در شریعت آخوندی منعی ندارد و چه بسا برای ساقط کردن هواپیمای مسافری به کار آید اما به خرید واکسن برای حفظ جان مردم ایران که می‌رسد، واویلاست. چه کسی نمی‌داند که همهٔ این حرفها بهانه و حفظ نظام نشانه است که «اوجب واجبات» خامنه‌ای است والا بند از بند رژیم فرتوت و پوسیده می‌گسلد.

حکم خامنه‌ای در منع خرید واکسن، ضدانسانی و ضداسلامی و ضدایرانی است. پایمال کردن حقوق‌بشر و حق حیات و به مثابهٔ قتل‌عام مردم ایران است. مردم محروم و بی‌دفاع ایران را به گروگان گرفته و خواب پنبه‌دانه‌ای تجدید دوران مماشات می‌بیند. جهان باید او را محکوم و نفی کند. واکسن تأیید شده توسط سازمان بهداشت جهانی حق مسلم بیماران و پرسنل پزشکی و تمام مردم ایران است.


۱۳۹۹ آبان ۱, پنجشنبه

مسعود رجوی - پیام نوروزی سال ۱۳۹۹

 


ای دگرگون کننده قلبها و دیدگان

ای تدبیرگر شب و روز

ای تغییر دهنده اوضاع و احوال و حکومتها و حاکمیتها

روزگار مردم و مقاومت ایران را به نیکوترین صورت دگرگون کن و تغییر بده

مردم ایران را مشمول خیر و برکت و قرین پیروزی و نوروزی گردان

در تحویل سال ۱۳۹۹

مصادف با سالروز شهادت هفتمین پیشوای توحید و انقلاب در زندان

با سلام به خصم آشتی‌ناپذیر جباران و مرتجعان امام موسی کاظم

با درود و تهنیت به خلق قهرمان و لاله‌زار شهیدان مردم ایران

با گرامی‌داشت هزاران مظلوم جانباخته در کرونای ولایت

با آرزوی شفا و سلامت برای بیماران و برآوردن حاجت بزرگ ملت

سرنگونی استبداد دینی و دستیابی به آزادی و سعادت

و با تبریک و تحیت به کانون‌ها و شورشگران برای آزادی

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران

ضامن پیروزی محتوم خلق ماست


مسعود رجوی

۱۳۹۹ شهریور ۱۰, دوشنبه

مسعود رجوی - پیام شماره ۱۲- اهریمنان عمامه‌دار نوروز مردم ایران را در فاجعه سیل قتل‌عام کردند


اهریمنان عمامه‌دار نوروز مردم ایران را در فاجعه سیل قتل‌عام کردند.
سزای این رژیم سیل آتش است.
سپاه پاسداران دشمن ضدبشر باید در هم کوبیده شود.
مسعود رجوی - ۱۹فروردین ۱۳۹۸



۱۳۹۹ مرداد ۲۹, چهارشنبه

مسعود رجوی – پیام شماره ۸ - ارتش آزادیبخش ملی ایران- سرنگونی محتوم - اول خرداد ۱۳۹۷


سرنگونی محتوم - پیروزی محتوم
با کانون ها و شهرهای شورشی قدر تاریخی مردم ایران در نبرد آزادیبخش رقم می خورد

ولی فقیه ارتجاع لرزه های سرنگونی محتوم را با تمام ساختار اقتصادی و سیاسی رژیمش احساس می کنم. سرانجام ۱۱۰ رشته افشاگری اتمامی مقاومت ایران به ثمر نهایی نشسته و دیکتاتور خونریز را به دام انداخته است. 


۱۳۹۹ مرداد ۱۱, شنبه

مسعود رجوی – پیام شماره ۱ - ارتش ‌آزادیبخش‌ملی ‌ایران - ۸دی ۱۳۹۶


هموطنان،
نیروهای انقلاب دمکراتیک مردم ایران
موسسان چهارم ارتش آزادی
جوانان دلیر، زنان قهرمان و مردان بپاخاسته بر ضداستبداد و سلطنت مطلقه فقیه

اکنون از جرقه حریق برخاسته و همگان هزار کانون شورشی را در جای جای میهن اسیر و اشغال شده به چشم می بینند.
دیروز مشهد با دیگر شهرهای خراسان پیشتاز شد و بر ضدگرانی بپاخاست. امروز کرمانشاه و اهواز فریاد زدند که: آخوندها حیا کنید، مملکت را رها کنید. 


۱۳۹۹ تیر ۱, یکشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۹) نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش با رژیم ولایت


سخنرانی بازرگان در مجلس ارتجاع پس از ۵مهر
مسعود رجوی ـ باز هم خاطراتی از مهندس بازرگان
مسعود رجوی ـ جبهه خلق و ادامه بحث درباره بازگشت به این جبهه و خروج از آن
مسعود رجوی ـ درباره سلطنت‌طلبی
مسعود رجوی ـ درباره سلطنت و آقای رضا پهلوی
مسعود رجوی ـ فصل نهم - سخنی با مجاهدین همراه با یک تعهد مشخص

یک تعهد مشخص
فراخوان و پیشنهاد و آنچه درباره بازگشت به جبهه مردم ایران گفتم، هر چند به اقتضای وضعیت و آرایش سیاسی موجود با اسامی مشخص همراه بود اما اختصاصی نیست بلکه فراگیر است.

به دیگران هم در این آزمایش تاریخی خوشآمد می‌گوییم. می‌گوییم که اگر راست می‌گویند، گریبان مجاهدین را رها نموده، یقه ملا را بچسبند. این را هم اول به خودمان می‌گوییم که هرگز و هیچ‌گاه شروع کننده خصومت و ضدیت و تعارض با احدی غیر از دیکتاتوریهای شیخ و شاه نبوده‌ایم. اغلب تا مدتهای مدید فروخورده‌ایم تا وقتی که طرف مقابل از حد گذرانده باشد، به‌نحوی که اگر به جوابگویی نمی‌پرداختیم، دیگر ضعف و ذلت تلقی می‌شد. و هیهات منّا الذله…

اما فراتر از این حرفها، من برای اثبات صدق عرایضم، باید تعهد مشخصی هم ارائه کنم تا کسی گمان نکند که سودای دیگری جز آزادی و حاکمیت جمهور مردم دارم. از آنجاکه به هرحال کسی باید پا پیش بگذارد و امید و اعتماد پرپر شده از سوی خمینی و اعقاب عمامه‌دار و بی‌عمامه‌اش را جبران کند و آب رفته را از این حیث به جویبار وجدانهای خنجر خورده و ضمایر خیانت شده برگرداند، اعلام می‌کنم که پس از وفای به عهد در آزادی ایران‌زمین از چنگ رژیم ولایت‌فقیه و تشکیل مؤسسان منتخب مردم ایران، از هر گونه مقام و منصب و از هر گونه شرکت در انتخابات و هر دولتی که باشد، تحت هر نام و عنوان، معذورم. عضویت در سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران، چنان‌چه شایسته آن باقی بمانم، برایم کفایت و کمال مطلوب است.

البته می‌دانم که خیانت خمینی به عهد و پیمانهایش، مخصوصاً به تعهدهایی که قبل از رسیدن به قدرت اعلام کرده بود؛ کلمات را ذبح و ملوث کرده و جایی برای اعتماد به تعهدهای باقی نگذاشته است. اما این هم هست که مجاهدین با دریای خون و سلسله جبال ایستادگی در تاریخ معاصر ایران نشان داده‌اند که در سوگندها و تعهدهای خود جدی هستند. بنابراین، امیدوارم بتوانم در جریان عمل، در عهدی که با خود و خدای خود از روز۳۰خرداد بسته‌ام و آن را با شما در میان می‌گذارم، اعتماد کسب کنم.

از روز ۳۰خرداد سال ۱۳۶۰که بالاترین و شکوهمندترین مقاومت سازمان‌یافته تاریخ ایران در برابر ارتجاع و دیکتاتوری آغاز شد، و از روز بر خاک افتادن اولین دسته شهیدان آزادی، با خود و خدای خود عهد بستم که حتی اگر به رستگاری شهادت نرسم، چنان‌چه عمری باقی بود، با تدوین و تکمیل ۴کتاب ناتمام تبیین جهان، انسان، تاریخ و شناخت، این‌چنین دفتر ایام را با هدیه به نسل جوان ببندم.

در یک کلام، برترین و بالاترین خواسته برای خودم این است که می‌خواهم ”مجاهد“ بمانم و ”مجاهد“ بمیرم. فقط همین. البته با استعانت از خدا و دعای خیر شما.



۱۳۹۹ خرداد ۲۸, چهارشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۸) اشرف کانون استراتژیکی نبرد


فصل هشتم-جبهه خلق و استراتژی سرنگونی
مسعود رجوی ـ استقبال از هر گونه فاصله گرفتن از دیکتاتوری و بازگشت به جبهه مردم ایران
مسعود رجوی ـ از مهندس بازرگان یاد بگیرید!
مسعود رجوی ـ اشاره‌یی به قیام مجاهدین در ۵مهر ۱۳۶۰


۱۳۹۸ اسفند ۲۹, پنجشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۰) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت اول


مسعود رجوی ـ فصل دهم: شناخت و تعریف رژیم دجال و ضدبشری ولایت‌فقیه

گفتیم که «جبهه خلق» یا «جبهه مردم ایران» اکنون در رژیم ولایت‌فقیه، با شاخص و معیار «سرنگونی»، همان جبهه سرنگونی استبداد مذهبی برای استقرار حاکمیت جمهور مردم ایران تعریف می‌شود.
درباره گرایشها (تمایلات) و خصایص اپورتونیستی و بارز شدن ماهیتهای ارتجاعی در درون جبهه خلق به اختصار اشاره کردم.
اکنون می‌خواهیم ببینیم رژیمی که جبهه خلق می‌تواند و باید آن را سرنگون کند و مانع اصلی پیشرفت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مردم ایران است، چیست و کیست و چگونه تعریف می‌شود.
شناخت این رژیم و کارکردهای ویژه آن، لازمه مبارزه و سرنگونی آن است. هگل که متفکری بزرگ و در فلسفه سیستم‌ساز بود، یکبار گفت: فهمیدن، پذیرفتن است…
هگل در واقع پدر دیالکتیک جدید است. هر چند در سیستم عقاید هگلی، به یک وجود «مطلق» یا نوعی خدا که البته خودش هم متحول است، احساس نیاز می‌شود، با این‌همه انگلس که هر گونه وجود مطلق را نفی می‌کند، در سال ۱۸۷۴نوشت، بدون فلسفه هگل هرگز سوسیالیسم علمی به‌دنیا نمی‌آمد.
در نیمه دوم قرن نوزدهم، مبارزه سوسیال دموکراسی سراسر اروپا را فراگرفته و به سوی انقلاب و ترقی رهنمون شده بود. در آن روزگار مرسوم بود که برای مبارزه عظیم سوسیال دموکراسی دو شکل سیاسی و اقتصادی قائل شوند. اما این انگلس بود که برای مبارزه با اپورتونیسم و انحراف، «مبارزه تئوریک» را هم در ردیف مبارزه سیاسی و اقتصادی زحمتکشان و سرکوب شدگان قرار داد.

ادامه دارد...

۱۳۹۸ اسفند ۲۷, سه‌شنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۸) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت پنجم


من در همین پیام خاطرنشان کردم:
«واضح است که تا همین جا هم که کروبی قدم برداشته، بهای سنگینی دارد. تا همین جا هم شایسته و ارزشمند است و خدا از معاصی کبیره در خدمت به یزیدیان و فرعون و طاغوتهای عمامه‌دار زمان مانند خمینی و خامنه‌ای، می‌کاهد. این البته به رابطه او و هرکس دیگر، با آفریدگارش برمی‌گردد. آنچه من می‌خواهم با آرزوی در امان ماندن کروبی از گزند خامنه‌ای و دژخیمان و جلادانش بگویم، تنها یک نکته است. نه فقط به او، بلکه خطاب به همه آنهایی که در درون یا حاشیه همین رژیم به‌ستوه آمده و از کثرت و غلظت فاجعه‌ها و ستم اکنون به خود می‌لرزند.

چه خوب که بخشی از حقیقت تکان‌دهنده را بیان می‌کنید و به همین میزان نزد خلق و خالق مأجورید. اما باور کنید که خانه از پای‌بست ویران است و خشت ولایت از روز اول کج و برخلاف رأی و حاکمیت ملّت و با خنجر و خیانت نسبت به انقلاب ضدسلطنتی کار گذاشته شده است.

جرثومه و ام‌الفساد، همین رژیم ولایت و حاکمیت آخوندی‌ست. در اوین یا کهریزک یا هزاران زندان و شکنجه‌گاه و خانه‌های امن اطلاعات و سپاه هیچ فرقی نمی‌کند. از کوزه همان برون تراود که در اوست. دادگاهها و تبلیغات و اتهامات و برچسبهای این رژیم، از ابتدا، همین بود. کدام کلمه بود که خمینی آن را ذبح نکرده باشد؟ مگر نمی‌گفت که مجاهدین خرمنهای روستاییان را آتش می‌زنند؟ مگر به تناوب نمی‌گفت جاسوس شوروی و عامل آمریکا و اسراییل و بعث عراق هستند؟
بله، این رژیم، همان است که بود. تنها راه، آزادی و حاکمیت مردم است. این تمامی حقیقت است.

به‌خدا سوگند که در بیان این حقیقت به‌اندازه دانه ارزنی هم، منفعت شخصی یا گروهی را در نظر ندارم. با اشرفیان خونفشان و با اشرف‌نشانان در ایران و سراسر جهان، برای چادر زدن در خاوران هم اعلام آمادگی و ثبت‌نام کرده‌ایم. اگر خواستار آسودگی و خلاصی خود و رها شدن مردم ایران از این همه ظلم و ستم هستید، این تمامی حقیقت است. تنها راه، آزادی و حاکمیت مردم ایران است.
درست به همین دلیل، به‌خاطر عصمت جسم وجان، و روح و روان مردم ایران، و همان پسران، و همان دختران، و به‌خاطر سعادت و حق حاکمیت یک خلق در محنت و زنجیر، با تمام وجود فریاد بزنید:
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر خامنه‌ای
حکومت آخوندی، سرنگون، سرنگون، سرنگون».

***

اما متأسفانه بعد از قیام عاشورا و رادیکال شدن اوضاع، کروبی هم چهار روز بعد از موسوی، عیناً با همان الگو، برای در امان ماندن از تیغ آخته ولایت، به خواسته اصلی خامنه‌ای که با قاضی صلواتی‌اش در پی زمینه‌سازی برای اعدامها بود تن داد و گفت: «با دست خودشان به‌زور دلسوزان را به مجاهدین وصل می‌کنند و یک سازمان مرده منافق صفت را زنده می‌کنند». کروبی‌گمان کرد به این وسیله توپ را به زمین باند غالب می‌اندازد در حالیکه فی‌الواقع به دروازه خودش شلیک کرد!

البته آقای کروبی یک چیز را واقعاً درست می‌گوید، نباید فرق ”دلسوزان“ رژیم ولایت‌فقیه را با مجاهدینی که می‌خواهند ریش و ریشه این رژیم را بسوزانند، نادیده گرفت!
کروبی همچنین به باند غالب ایراد گرفت که «منتقدان خود را منافق می‌نامند». و افزود «خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند
به‌نظر من حاج آقا کروبی درست می‌گوید. این ولی‌فقیه است که در تنگنای قیام به آنجارسیده که منتقد و به گفته لاریجانی ”برادر همسفر و هم سفره“ خودش را هم حالا به مجاهدین می‌چسباند و ادعا می‌کند که موسوی و کروبی راه مجاهدین را می‌روند. هر چقدر هم ما تکذیب می‌کنیم فایده ندارد!

به‌خصوص در مورد تبدیل ”جدال سیاسی“ به ”جنگ مذهبی“ هم، من به حرف حاج آقا کروبی اکتفا می‌کنم و می‌گویم: خدایا تو شاهد باش که از روز اول هم در رژیم ولایت به انحصار طلبی و استبداد دینی و تمام جرم و جنایتهای سیاسی لباس دین و جنگ مذهبی پوشاندند. بر مجاهدین نام منافقین گذاشتند. جنگ هشت‌ساله ضدمیهنی را هم که از روز اول با دست برداشتن از صدور ارتجاع و تروریسم، قابل اجتناب بود و مخصوصاً بعد از عقب‌نشینی نیروهای عراقی در خرداد 1361، دیگر هیچ عذر و بهانه‌یی برای ادامه دادن آن وجود نداشت، شش سال دیگر با صدها هزار کشته و میلیونها آواره و معلول و مجروح و با بیش از 700میلیارد دلار هزینه و خسارت اضافه برای ملت ایران ادامه دادند. به آن لباس ”دفاع مقدس“ پوشاندند، نعره‌های ”قدس قدس از طریق کربلا“ سردادند. برای روحیه دادن به پاسداران و بسیجیها انبوهی امام زمان قلابی بر روی اسب سفید، به جبهه‌ها فرستادند و هزاران کلید حلبی بهشت توزیع کردند. البته امام ملعون، در عین دریافت کلت و کیک و انجیل از آقای ریگان و دریافت سلاحهای اسرائیلی، خودشان فرمودند که ”صلح با صدام دفن اسلام است“. البته در سال 1365هم که خودشان آن را ”سال تعیین سرنوشت“ اعلام نمودند، از طریق رفسنجانی صراحتاً اعلام کردند که آمادگی دارند با هر حکومت دیگری در عراق ولو کاملاً ”آمریکایی“ باشد، قرارداد صلح امضاء کنند.

تعجب من فقط از فراموشکاری آقای کروبی است که شاید هم سهواً باشد والله اَعلَم!
آخر مگر یادتان رفته است که امام ملعون، خودشان به لسان و قلم نامبارک گفتند و نوشتند که آنچه بر همه چیز اولویت دارد حفظ نظام است و دین و شریعت و بقیه چیزها فرع است. برای همین چنان‌که شما هم فرموده‌اید مصلحت نظام همیشه در پوشاندن لباس مذهبی بر جنگ و جدال سیاسی بوده است و تازگی ندارد. حالا هر چقدر هم شما قسم و آیه بخورید که دلسوزتر هستید و می‌خواهید نظام را اصلاح کنید، اینها باور نمی‌کنند! فقط یک اشکال مختصر در محاسبات سیاسی جنابعالی به‌چشم می‌خورد که عنایت ندارید. ”فضولتاً“! عرض می‌کنم که ”اصلاح“ این نظام، در باب ”اسقاط“ صرف می‌شود! از دود و دم هشت ساله آقای خاتمی در باب آرایش و اصلاح نظام عبرت بگیرید و اجازه بدهید از قول رودکی اضافه کنم:

               آن که نامُخت از گذشت روزگار          نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

ادامه دارد...

۱۳۹۸ اسفند ۲۶, دوشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۸) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت سوم


یک هفته بعد، من از اینهم فراتر رفتم و در ۲۰تیر در یک موضعگیری علنی به ”ریاست و اعضای خبرگان نظام“ که رفسنجانی رئیس آن است اندرز و پیشنهاد دادم:
«با سلام به آقایانی که در خبرگان رهبری جلوس فرموده و به پاسداری از جوهره و جانمایه نظام ولایت‌فقیه اشتغال دارید. مخاطب قرار دادن حضرات برای این‌جانب بسیار دردناک و پر صعوبت است چرا که مجلس خبرگان در این رژیم نماد غصب و سرقت حق حاکمیت مردم ایران و از این‌رو مصداق بارز مغضوب علیهم از جانب خلق و خالق است. لیکن امید است در بحبوحه قیام ملت، برخی آقایان صدای انقلاب نوین مردم را شنیده باشند.

مطمئناَ همه حضرات در شرایط و سن و سالی هستید که مانند حقیر به یاد می‌آورید که مجلس خبرگان، از اساس محصول خیانت خمینی به مردم ایران و خلف وعده او درباره تشکیل مجلس مؤسسان با انتخاب آزاد ملت ایران است.
از جانب مردم ایران و نسل انقلاب ( انقلاب ضدسلطنتی) که خمینی را به قدرت رساند و برای او فرش خون گسترد سخن می‌گویم، از جانب محکومان به اعدام، از جانب شکنجه شدگان، از جانب زندانیان سیاسی و همه آنها که حاصل رنج وخونشان برای آزادی را خمینی ربود و ولایتش را در نهادی نامشروع به نام خبرگان، نهادینه کرد.

اما هدف از تحریر این سطور، طعن و لعن نیست. هدف من یک اندرز و دو پیشنهاد است، هر چند بیم آن دارم که به مصداق آیه شریفه «لا تحبّونَ النَّاصحینَ» نصحیت کنندگان را خوش ندارید.
با این‌همه، از بابت اتمام‌حجت و ثبت در سینه تاریخ، به‌عنوان اندرز درباره ”استبداد زیر پرده دین“ که تعبیر پدر طالقانی است، به عرض می‌رسانم: باور کنید که آب از سر این رژیم و سلطنت مطلقه دینی، هم‌چون سلطنت شاهنشاهی، گذشته و بهتر است آقایان در فکر کاستن از بار تقصیرات خود در محضر عدل الهی و پیشگاه ملت ایران باشند و بدنامی و نفرت و انزجار بیشتر به‌جان نخرند.

پیشنهاد این است که: با توجه به حکم اخیر آقای منتظری درباره عزل تلویحی خامنه‌ای، که تالی تلو حجاج بن یوسف در روزگار ماست، برای ممانعت از خونریزی و بغی و فساد هر چه بیشتر از سوی نامبرده:
اولاً-با تشکیل جلسه فوق‌العاده خبرگان، خامنه‌ای را برکنار و موقتاً آقای منتظری را که اَعلَم همه شمایان است، جایگزین کنید تا مقدمات انتخابات آزاد تحت نظارت بین‌المللی بر اساس اصل حاکمیت مردم ایران فراهم شود.
ثانیاً-پس از اتخاذ این تصمیم، بلادرنگ مجلس خبرگان را منحل کنید و آن را از دامان خود و روحانیت معاصر بزدایید.

همه شما به خوبی می‌دانید که بر اساس معیارها و قانون خودتان، خامنه‌ای هرگز و هیچ‌گاه در سطح و جایگاه مرجعیت و ولایت نبوده است. موسوی اردبیلی در نماز جمعه دوم تیرماه 1368، سه هفته پس از مرگ خمینی، به صراحت خاطرنشان کرد، علت انتخاب خامنه‌ای به‌عنوان ولی‌فقیه از سوی خبرگان، ترس از مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران و مبادرت کردن آنها به‌عملیات دیگری مانند فروغ جاویدان بوده است. او گفت: «دوستان می‌ترسیدند و می‌لرزیدند، دشمنان هم خیلی امیدوار بودند به چنین روزی» که همه مسئولان نظام به‌زودی «تکه و پاره شوند».

ادامه دارد...