مسعود رجوی: قدردانی از رزمندگان و زحمتکشان "کهکشان ۹۹" و درخشش آن در ۳۰هزار نقطه که برق از سر دشمن میپراند و قاطبهٔ عمله و اکره را دچار وحشت و جنون ادواری میکند.
تبریک بهآغاز چهلمین سال جنگ آلترناتیو با چراغ راهنمای «نه شاه-نه شیخ» که بزرگترین و طولانیترین مقاومت سازمانیافته تاریخ ایران را نمایندگی میکند.
در آغاز چهلمین سال از روشن شدن و تعمیق مرزبندی بین آزادی با استبداد، بین مقاومت با تمامیت شیخ و شاه و فرهنگ و ایدئولوژی آنها، بهغایت استقبال میکنیم. این فرصتی مغتنم برای هر جنبش بهواقع دموکراتیک و انقلابی است تا بنای استبداد و دجالیت با هر رنگ و لعابی را از بن براندازد.
مسعود رجوی: بگذارید شاه و شیخ با همهٔ شکنجهگران و پاسداران و دم و دنبالچهها و همکاسهها و مزدوران هر چه میخواهند بر ما بتازند. با هر چه دشنام و رذیلت است. با رکیکترین الفاظ و با خشمی دیوانهوار.
با افتخار تمام باید گفت که در تاریخ ایران این تنها نمونهایست که در این ابعاد و با این شدت و این مدت، زیر ضرب و تازیانه و در معرض برچسب و لجنپراکنی باشد و بتواند دوام بیاورد، انسجام داشته باشد و اعتلاء پیدا کند.
این نشان میدهد که ما بهرغم همه برچسبها و بمبارانها و شکنجهها و اعدام و قتلعام توانستهایم دشمنان درونی و بیرونی خلقمان را بههمین میزان پس برانیم، گسسته و برآشفته کنیم و در هم بکوبیم.
در محک تجربه، همهٔ قول و غزلها و لاف و گزافهای آزادیخواهی و حقوقبشری مدعیان وقتی به مجاهدین میرسد رنگ میبازد. پردهها کنار میرود و درندهخویی رضاخانی یا نوع خمینی آشکار میشود.
در این چارچوب مجاهدین حق آزادی عقیده و بیان و تشکل و پوشش و حتی حق پاسخگویی هم ندارند. باید جواب بدهند که چرا مسلمان هستند. چرا مبارزه و مقاومت میکنند. چرا دنبال زندگی عادی نمیروند. چرا زنان مجاهد برخلاف حکم رضاخان روسری دارند اما در صف اول دفاع از حقوق بیحجابان بودهاند. چرا در ایدئولوژی آنها جهاد اکبر با نفس و ایدئولوژی فردیت و جنسیت، عملیات جاری شده است.
در رویکرد شیخ و شاه، مجاهد را باید کشت والا نظم دنیای وحشی ارتجاع و بهرهکشی را برهم میزند و برمیشورد.
زانو زدن و کاسهلیسی در برابر شیخ و شاه از یکسو و غیظ و کین میرغضبانه در برابر مجاهدین از سوی دیگر دو روی یک سکه است. اینجاست که قرآن میگوید «بر غیظ خود بمیرید».
پیام این اندازه خصومت و دروغ و نفرت بر ضد مجاهدین و نتیجهٔ تعمیق مرزبندی، اعتلای آلترناتیو به واقع دموکراتیک و مستقل است. این نوید سرنگونی و پایان عصر استبداد و دجالیت و مژدهٔ پیروزی مقاومت و جبهه خلق است.
تأکید میکنم طبق طرح جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی، مصوب شورای ملی مقاومت، هر نیروی جمهوریخواه و ملتزم به نفی کامل نظام ولایت فقیه که خواهان استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت است با ماست و ما با او هستیم.
صاعقهٔ ۷۰هزار قربانی کرونا و درندهخویی خامنهای و رئیسی در کشتن بهخاطر مشروب
راهزنان ”دخل ولایت برند“ می زدهای را ”به جنایت برند“
چهار ماه پیش وقتی آمار جگرسوز پرپرشدگان کرونا از ۲۰۰۰ گذشت آدمی در بهت و ناباوری فرو میرفت و قلبها به حنجرهها میرسید. اکنون با صاعقهٔ ۷۰هزار چه باید کرد؟ راستی که ویروس ولایت در همه پهنهها جز قتلعام ارمغانی ندارد. جوجهها هم در امان نیستند چه رسد به جوانان قیام و اسیران ما در زندان.
دو روز پیش در ۱۸تیر وزیر بهداشت رژیم گفت طبق گزارش «دوستان امنیتی»مردم از فقر و تهیدستی به سمت «طغیان» میروند: «این گزارش دوستان امنیتی برای ما میآید. اینکه مردم از فقر و تهیدستی رو به سمت طغیان میبرند این بحث، بحث جدی است. رئیسجمهور این مملکت باید به این معیشت فکر کنند. دولت این مملکت، باید به نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی به این معیشت و عدم شکلگیری یک طغیان فکر کنند».
کشتن یک زندانی عادی در همان روز بهخاطر مشروب خوردن فقط برای ارعاب اجتماعی و جلوگیری از قیام در مشهد است که در دیماه۹۶ آغازگر بود. راهزنان حاکمیت مردم که ”دخل ولایت برند“ می زدهای را ”به جنایت برند“ . قضاییه جلادان سزاوار آتش است.
کشتن بهخاطر مشروبخوردن بر ضداسلام و قرآن و انسانیت است. این توحش ِ داعشی ِ خاص ولایت فقیه است. هیچیک از انبیاء و ائمه و پیشوایان اسلام انقلابی و تشیع مردمگرا هرگز، هیچگاه و در هیچ زمان و مکانی چنین حکمی ندادهاند. این حکم برخلاف نص صریح فرمان حضرت علی به مالک اشتر درباره ملاطفت و مدارا و مهر و محبت با توده مردم است. وقتی مالک را فرماندار مصر کرد به او نوشت: «قلب خود را آکنده از رحمت و لطف و محبت مردم کن و مبادا نسبت به ایشان چون جانوری درنده باشی و خوردن آنها را غنیمت بشماری. چرا که مردم دو دستهاند: یا با تو همکیش و برادرند، یا همسان و نظیر تو در خلقت و انسانیت برابرند».
جانور درندهای که خوردن و قتلعام مردم و منابع و طبیعت و دارائیهای ایران را مغتنم شمرده، همانا رژیم ولایت فقیه است.
با چوب حراج به خزر و خلیجفارس و جزایر و ماهیانش، با انهدام ذخایر زیر زمینی آب و بحران بیآبی، با عواقب زیستمحیطی پروژه اتمی، با جنگلهای آتش گرفته و سوخته، و با ادبیات و فرهنگی که در چرخ گوشت ولایت فرو رفته...
***
گفتهایم که ولیفقیه برای حفظ همین رژیم، با الگوی جنگ ضدمیهنی، راهکار فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفته و استراتژی کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی پیشه کرده است.
اکنون خلیفه ارتجاع بهخاطر اوضاع آمریکا در دلش قند آب میشود. یکی بهخاطر تلفات کرونا و دیگری انتخاباتی که در پیش است. خامنهای نشسته بر سر شاخ کرونا با خود میگوید هر طور شده ۴ماه آینده را از سر میگذرانیم، چه بسا ترامپ برود و بایدن به برجام برگردد و ما را استمالت کند، در اینصورت از خطر سرنگونی جستهایم.
در این دستگاه محاسبه، عنصر اصلی و کلیدی که خلق و ارتش گرسنگان و محرومان باشد جایی ندارد. اما خامنهای کور خوانده است. حتی اگر مثل شاه، آمریکا و اروپا و چین و ماچین را هم با خود داشته باشد باز هم سرنگونی و سقوط «سوخت و سوز» ندارد. این رژیم از همه سو در بنبست و بحران است. حرف آخر را مردم ایران میزنند. سرنوشت را پیشتازان، شورشگران و ارتش آزادیستان مینویسند. ما خود نویسندگان سرنوشت خویشتن و خلق و میهنیم.
از اینرو به همهٔ آنهایی که به این رژیم چشم دوختهاند همواره گفته و میگوییم: بفرمایید مذاکره کنید، بفرمایید با این رژیم صلح و سازش کنید، بفرمایید آزموده را باز هم بیازمایید و پیآمد آن را که جز تروریسم و بمبگذاری و انفجار و کشتار نیست، دیگر بار تجربه کنید.
این رژیم را فقط باید سرنگون کرد. باید بند از بندش گسست.
چارهٴ کار، شورش در جنگ سرنوشت با کرونای ولایت است.
شورشگران پیروزی میسازند.
با درود به گردهمایی جهانی ایران آزاد برای همبستگی با قیام مردم ایران، حمایت از کانونهای شورشی و ارتش آزادی
در آستانه قیام تاریخی ۳۰تیر و در آغاز چهلمین سال تشکیل شورای ملی مقاومت ایران یگانه جایگزین دموکراتیک و مستقل
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
سرانجام رئیسجمهور شیاد ارتجاع که هنرش سرخ کردن صورت با سیلی و افتتاح کردن پروژههای پوشالی است، زیر فشارهای کمرشکن به عدد و رقمی اعتراف کرد که نباید میکرد. این یک اشتباه و خودزنی سیاسی و اقتصادی است.
او بی «تدبیر و امید» ورشکستگی و بنبست رژیم را اعلام کرد و گفت در شرایط فشار فوقالعاده تحریم، درآمد رژیم در این سالها ۵۰میلیارد دلار یعنی ۸۷۰هزار میلیارد تومان کم شده و این دو برابر بودجه پارسال و ۳۰۰هزار میلیارد تومان بیشتر از کل بودجهٔ امسال رژیم است.
روحانی به صراحت گفت: «هر دولتی اگر در دنیا بود در این شرایط به زانو در میآمد» اما «رهبری معظم همکاری کردند و کمک کردند و حمایت کردند» و «شرایط زندگی شرایط قابلتحمل» شده است!
منظورش این است که رژیم به جای کوتاهآمدن از سرکوب و تروریسم و جنگافروزی و پروژههای اتمی، زانو بر گردن و گردهٔ مردم ایران گذاشته و میخواهد با گران کردن بنزین و برق و نان، و با میدان دادن به کرونا راه نفس آنها را ببندد.
اما آتش قیام از زیر خاکسترهای نظام شعله خواهد کشید. سرانجام ارتش گرسنگان و آزادیستان است که رژیم ایرانستیز و ضدبشر را به زانو در میآورد.
در استراتژی کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی
تعداد قربانیان کرونای ولایت از ۵۰هزار گذشت
اما وعده خدا حق است خامنهای و روحانی بر سر شاخ و بُن میبرند
در ۱۱۰روزی که گذشت روزانه بهطور متوسط بیش از ۴۵۰نفر جان باختهاند. با تلخی و تلخکامی بسیار، این آن روی سکه و تداعی کننده چند صد اعدام و تیرباران در شبانهروز در سال ۱۳۶۰ است.
رژیم اول کرونا را حاشا کرد، بعد گفت گذراست، رگ است و رد میشود. حالا آخوند روحانی میگوید «جامعه باید باور داشته باشد که آینده ویروس کرونا نامشخص است بنابراین مردم باید زندگی خود را با این ویروس در هر شرایطی سازگار کنند».
مبادا به تبلیغات بیگانه توجه کنید، بجایش به آمریکا بنگرید تا دریابید که چه ظلم بزرگی به سیاهپوستان آمریکا میشود و به آنهایی که در آمریکا زندگی میکنند و از کشورهای دیگر مهاجرت کردهاند! منتهای هزل و ابتذال در اظهارات این آخوند شیاد را گوش کنید:
«مردم به تبلیغات بیگانه توجه نکنند بیگانگانی که هر روز کم آبروتر و بیآبرو تر میشوند این افتتاحها یک پاسخ قاطعی به آمریکا و اسراییل هست... برای اینکه آنها بهخوبی بدانند در شرایطی که وضع آمریکا در یکی از بدترین روزهای تاریخ سیاسی و اجتماعی آمریکا را ما شاهد هستیم و میبینیم چه ظلم بزرگی به سیاه پوستان میشود چه ظلم بزرگی میشود به آنهایی که در آمریکا زندگی میکنند و از کشورهای دیگر مهاجرت کردند ... ما اظهار همدردی میکنیم نسبت به همه مردم آمریکا که امروز در خیابانها هستند و دارند تظاهرات میکنند و بهشدت محکوم میکنیم جنایاتی که امروز در آمریکا دارد واقع میشود! و کاخ سفیدی که فرمان این جنایتها را صادر میکند! ... شرمآور هست رئیسجمهوری که میخواهد علیه ملت خودش اقدام بکند دست به کتاب آسمانی میبرد و انجیل را بلند میکند»(روحانی ۱۵خرداد ۹۹).
روز قبل از آن هم خلیفهٔ ارتجاع بهمناسبت سالمرگ دجال برای مردم و سیاهپوستان آمریکا و نقض حقوقبشر سیاهپوستان، آن هم بدون عذرخواهی، اشک تمساح ریخت. فراتر از این از سوءمدیریت آمریکا در موضوع کرونا و اینکه تلفاتش به همین خاطر چند برابر کشورهای دیگر است، بنای طلبکاری گذاشت:
«آمریکاییها به توفیق الهی به لطف الهی با رفتارهای خودشون رسوا شدند اون مدیریت شون در قضیه کرونا که اونها را در دنیا رسوا کرده الآن هم ادامه داره این رسوایی با اینکه دیرتر از خیلی از کشورها اینها ابتلا پیدا کردند و میتوانستند از تجربههای دیگران استفاده کنند میتوانستند آمادگیهای لازم رو بهوجود بیاورند ضعف مدیریت در اون کشور موجب شد که امروز تلفاتشون چندین برابر تلفات کشورهای دیگر است و ابتلائاتشون هم همینجور و نتوانستند مدیریت کنند و نمیتوانند مدیریت کنند بهخاطر همین خصوصیات فسادی که در دستگاه حاکمه آمریکا وجود داره اون که اونجا اینم که وضع اداره مردم اینهم برخورد با مردم زبانشون هم دراز است مردم رو میکشند و با جنایت با جنایت واضح و آشکار خودشون را نشان میدهند و عذرخواهی هم نمیکنند در عینحال زبانشون هم دراز است میگویند حقوقبشر اون مردم سیاهی که اونجا کشته شد ظاهراً بشر نبود و حقوقی نداشت و اینجوریست بهرحال بهنظر من ملت آمریکا من قبلاً هم یک وقت گفتم الآن هم میگویم ملت آمریکا احساس خجلت و سرافکندگی میکند از حکومتهای خودش و از این حکومتی که امروز در آمریکا هست واقعاً جا داره که ملت آمریکا احساس سر افکندگی کند اون کسانی هم که چه در کشور ما ایرانیهایی که داخل کشورمون هستند یا بعضی ایرانیهایی که خارج کشور هستند که شغلشون حمایت از آمریکا و دفاع از آمریکا و بزک کردن آمریکا بود اونها هم بهنظر من دیگه سرشون رو بلند نمیتوانند بکنند با این وضعی که الآن پیش آمده»(خامنهای ۱۴خرداد ۹۹).
خدا لعنت کند و به کیفر دنیا و عذاب آخرت گرفتار کند هر کس را که به سیاهان آمریکا و آفریقا و مسلمانان میانمار و اهل غزه و لبنان و سوریه و عراق و یمن و افغانستان ستم کرد و میکند و خواهد کرد.
اما بگویید ببینیم که بود آن که پناهندگان افغان را زد و در منتهای قساوت به رودخانه افکند؟
که بود آن که به روی خودرو مهاجران افغان آتش گشود و برخی از آنها زنده زنده در آتش سوختند؟
آیا از یاد بردهاید که وحوش ولایت در عراق تحتامر قاسم سلیمانی عراقیان بیگناه بهویژه اهل تسنن را در جرف الصخر چگونه زنده به گور میکردند و یا در الانبار به رودخانه میانداختند؟
دستکم ۱۵۰۰تن از فرزندان ایران را چه کسی در قیام آبان کشت؟
قتلعام مجاهدین و دیگران زندانیان در سال۶۷ را چه کسی انجام داد؟
قتلعام مجاهدین، مجاهدین مجروح و دست بسته در اشرف در شهریور۹۲ را چه کسی انجام داد؟
***
سؤال دیگر این است که چرا رژیم در بحبوحهٔ کرونا و قرنطینه در همه کشورها از طریق انجمنهای نجاست در داخل و خارج ایران قصد آلبانی کرد تا بار دیگر در تورهای اطلاعات آخوندی سیرک بوزینگان نظام را پهن کند؟
در قیام آبان مقاومت ایران عدد ۱۵۰۰شهید را که رژیم کشت بهطور جهانی به ثبت داد. بگذریم که بعداً برایمان روشن شد آمار واقعی بسا بیشتر است.
در موضوع کرونا هم مجاهدین و مقاومت ایران در دفاع از خلق مظلومشان هماوردی خود با رژیم را به منتها درجه نشان دادند و از روز اول اسفند تا امروز گریبان رژیم دجال و ضدبشری ولایت فقیه را سفت و سخت و بیامان گرفته و آنرا به ستوه آوردهاند. روزمره، تمامعیار و گسترده ...
آنقدر که درخواستهای ما برای اختصاص دادن دارایی و سرمایههای بنیادها و مؤسسات تحت کنترل خامنهای به بهداشت و درمان مردم و تأمین حقوق زحمتکشان به یک خواست عمومی تبدیل شده و حتی به داخل صفوف و رسانههای رژیم راه برده است.
آنقدر که در ۱۲اسفند جیغ ارگان سازمان تبلیغات آخوندی درآمد و اعلام کرد «در مسابقه کشتهسازی» (بخوانید آمار قربانیان کرونا) «مریم رجوی گوی سبقت را از سایرین ربوده است» .
آنقدر که ترکان مشاور روحانی وزیر دفاع رفسنجانی با وحشت زوزه سر داد «ما الآن با ۲ ویروس طرف هستیم، یک ویروس کروناست و یک ویروس تیراناست که پایتخت آلبانی است که در آن جا ۱۵۰۰مجاهد را در سالنهایی تجهیز کردهاند...
ما هم کرونا و هم تیرانا را داریم و آنها دارند به این ترتیب اعتماد (به نظام) را از بین میبرند، سال۹۹سال سختی خواهد بود». پس جست و خیزهای دلتنگان رژیم برای رفتن به آلبانی با طومار ۸هزار نفری و لجنپراکنی مزدوران و مزدور بچگان همزاد آنها در خارجه بیحکمت نبود.
میبینید که خامنهای و روحانی تا کجا برای حقوقبشر در آمریکا و اروپا و مخصوصاً در اشرف۳ در آلبانی دل نازک شدهاند؟! این درجه از هزل و ابتذال ناشی از منتهای درماندگی و فشار است.
آنقدر که باند فاشیستی مؤتلفه در اول اردیبهشت یک فهرست طولانی و روزبهروز از بیانیهها و اقدامات مریم رجوی برای مقابله با پنهانکاری جمهوری اسلامی، برای بازدید سازمان بهداشت جهانی، برای قرار گرفتن امکانات در اختیار پزشکان و پرستاران، برای بازدید از زندانها و حفظ جان و سلامت زندانیان، برای شورش در زندانها، برای اعتراض به حاکمان و خنثی کردن پنهانکاریهای آنان و برای اعزام هیأتهای بینالمللی به ایران ارائه میدهد.
باند فاشیستی مؤتلفه خاطرنشان میکند که مجاهدین یک آرزو دارند و آن هم فروپاشی و سرنگونی نظام است و از اینروست که آمار دروغ از مبتلایان به کرونا در ایران ارائه میدهند، سپاه را به قاچاق متهم میکنند، وضعیت بیمارستانها را اسفناک جلوه میدهند و اینکه نظام در پذیرش و رسیدگی به بیماران کاملاً ناتوان است. از اینرو مریم رجوی، خواستار خارج کردن امکانات پزشکی و بهداشتی از انحصار پاسداران و در اختیار قرار دادن پزشکان و بیمارستانها و مردم میشود. مردم را به شورش علیه نظام فرامیخواند و بر ضرورت ابراز انزجار از رژیم و اعتراض و اعتصاب تا هرکجا که امکانپذیر است تأکید میکند. نسبت به شیوع کرونا در زندانهای ایران هشدار میدهد و از دبیرکل، شورای حقوقبشر و کمیسر عالی حقوقبشر ملل متحد و دیگر مراجع بینالمللی مدافع حقوقبشر برای نجات جان و سلامت زندانیان و جلوگیری از یک فاجعه بزرگ انسانی استمداد میطلبد.
آیا منتهای درماندگی رژیم را میبینید؟
***
در این اثنا کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت، پیاپی دروغها و پنهانکاری مجرمانه رژیم درباره کرونا را با انتشار اسناد سازمان اورژانس برملا میکرد. رئیسجمهور رژیم ادعا کرده بود که ما در ۳۰بهمن فهمیدیم که کرونا آمده اما اسناد نشان میداد که رژیم از اوایل بهمن مطلع بوده و بسیاری بیماران کرونا در بیمارستانها بستری بودند.
کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا متعاقباً مجموعه اسناد روشنگر مربوط به نیروی انتظامی رژیم را هم منتشر کرد که بسیاری حقایق را در مورد پنهانکاریهای جنایتکارانه رژیم برملا کرده است.
این است زمینهها و سوابق آمار ۵۰هزار نفری قربانیان بهمثابه جنایت بزرگ علیه بشریت در ایران. شکوه و شکایت آخوند روحانی از رسانههای داخلی زیر کنترل رژیم که به تصریح او حرفهای شب قبل رسانههای معاند نظام را شب بعد تکرار میکنند، گویا و روشنگر است:
این که ضد انقلاب در رسانههای بیگانه خودش و در فضای مجازی مداوم تبلیغ میکند که باید همه کارها تعطیل بشود و متأسفانه گاهی وقتها بعضی از رسانههای داخلی ما هم وقتی مطلب ندارند حرفهای شب قبلی این رسانههای معاند را شب بعد تکرار میکنند یک همچون شرایطی نیست ما همه باید کار کنیم همه باید فعالیت کنیم همه باید مراقبت کنیم (روحانی ۱۷خرداد ۹۹).
***
اکنون پس از ۴ماه استراتژی رژیم ولایت فقیه مبنی بر کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی به اثبات رسیده است. صورت مسأله این است که رژیم در کلان بازی مرگ، کلان برنده است یا کلان بازنده؟
کلان برنده یعنی اینکه میخواهد و میتواند با گرد مرگ و یأس، راهبندی برای سرنگونی بسازد و جامعه را منفعل و منجمد کند. در خوابهای خونسرشته و پریشان ولایت فقیه میتوان مانند ایلغار مغول، ۳۰۰سال ایران را سرکوب و منکوب و میخکوب کرد.
کلان بازنده یعنی که خامنهای و روحانی بر سر شاخ و بن میبرند. رژیمشان را موریانه کرونا و بحرانها از درون خورده و وعده خدا حق است. برخلاف تصور آنها جانهایی که از دست میرود نه عامل بقای رژیم بلکه تیک تاک فنا و پایان است.
ترس و وحشت بیپایان از خطر قیام و سرنگونی و از هزار اشرف و کانونهای شورشی مبین همین حقیقت است.
ارتش گرسنگان به سوی شورش و قیام میرود. آتشفشان خشم خلق فوران خواهد کرد.
شورشگران پیروزی میسازند
با درود به شورشگران خاموش اما جاودانه و پرجوش خواهرانم معصومه (جوشقانی) و مرجان آتشافروز
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
خامنهای و روحانی برای حفظ رژیم از خطر قیام و سرنگونی در شرایط تحریم
مانند جنگ ضدمیهنی و مانند قتلعام زندانیان سیاسی، استراتژی کلان تلفات انسانی
و فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفتهاند
هموطنان،
وضعیت و شرایط ایران و خطی را که رژیم در فاجعهٔ کرونا در پیش گرفته با سایر کشورها مقایسه نکنید.
اینجا صحبت از مدل چینی یا اروپایی و آمریکایی، بیراهه رفتن است. خامنهای در ۱۳اسفند به صراحت گفت بر آن است از بلا و تهدید کرونا، نعمت و فرصت بسازد. منظورش این است که کرونا را بر ضد سرنگونی رژیم ولایت فقیه با تلفات کلان انسانی برای حفظ این رژیم به کار گیرد.
خامنهای: «این بلا بهنظر ما بلای آنچنان بزرگی نیست، از این بلاها بزرگتر هم وجود داشته و دارد، خودمان هم در کشور مواردی را مشاهده کردیم... و مطلب آخر هم این است که مسأله یک مسأله گذرا است، یک چیز فوقالعاده نیست، از این حوادث در کشور پیش میآید، البته من نمیخواهم مسأله را خیلی کوچک بگیرم، اما خیلی هم بزرگش نکنیم مسأله را. یک قضیهیی است پیش آمده، یک مدتی که انشاءالله خیلی طولانی نخواهد بود، این برای کشور وجود خواهد داشت بعد همه رخت برمیبندد و میرود و میتواند تجربیاتی که ما در این زمینه بهدست میآوریم و فعالیتی که مردم میکنند، دستگاهها میکنند و در واقع یک رزمایشی، رزمایش عمومی در این زمینه انجام میگیرد این میتواند یک دستاورد باشد. اگر این دستآوردها را داشته باشیم، بلا برای ما تبدیل میشود به نعمت، تهدید تبدیل میشود به فرصت».
اینچنین برای خلیفهٔ ارتجاع هر مرگ یک فرصت و یک نعمت است.
خمینی هم جنگ را «نعمت الهی» میدانست. برای حفظ رژیم ولایت فقیه که آن را واجبترین واجبها اعلام کرد ۸سال به جنگ ضدمیهنی با عراق ادامه داد. یک میلیون اتباع ایران را به تنور جنگ ریخت. ۲میلیون معلول و مجروح و ۴میلیون نفر آواره شدند. وزارت آموزش و پرورش خمینی در ۱۵دی ۱۳۶۷ اعلام کرد در طول جنگ ۴۴۰هزار دانشآموز را به خط مقدم یعنی بر روی میدانهای مین فرستاده است. رژیم تا همین اواخر در روز ۸آبان تحت عنوان روز بسیج دانشآموزی یادواره ۳۶هزار تن از دانشآموزان قربانی را برگزار میکرد.
جنگ ضدمیهنی بیش از هزار میلیارد دلار خسارت برجا گذاشت که معادل درآمد یک قرن نفت ایران بود. خمینی قبل از آنکه ارتش آزادیبخش او را به خوردن زهر آتشبس ناگزیر کند، میگفت که تا آخرین خانهیی که در تهران باقی بماند ادامه خواهد داد. میگفت «اگر این جنگ ۲۰سال هم طول بکشد ما ایستادهایم».
اگر این جنگ ۲۰سال هم طول بکشد ما ایستادهایم
خمینی برای حفظ نظام بعد از آتشبس به قتلعام مجاهدین «سر موضع» در زندانهایش حکم کرد و فتوا داد:
«از آنجا که منافقین خائن به هیچوجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه میگویند از روی حیله و نفاق آنهاست... و با توجه به محارب بودن آنها و جنگهای کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور...
و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کـرده و میکنند محارب و محکوم به اعدام میباشند».
بعد هم در پاسخ به سؤالات سرجلاد قضاییه وقت، هیچ شکافی باقی نگذاشت. حکم قتلعام را آببندی کرد و نوشت: « در تمام موارد... هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید».
در آن روزگار برای ناظرانی که با طینت دجال و ضدبشری ولایت فقیه آشنا نبودند، عملکرد خمینی در ماجرای گروگانگیری و در جنگافروزی و قتلعام و صدور ارتجاع و تروریسم، بهسادگی قابل فهم نبود. همچنانکه نمیدانستند چرا میگفتیم و میگوییم که تنها هماورد تاریخی و ایدئولوژیکی ولایتفقیه، اسلام بردبار و دموکراتیک مجاهدین است. ۴۰سال گذشت و این هماوردی در جمیع جهات در عرصهٔ سیاسی و اجتماعی ایران و در پهنهٔ منطقهیی و بینالمللی همچون روز روشن شد.
امروز هم در موضوع کرونا در وهله اول مشکل بتوان فهمید که چرا خامنهای و روحانی بهخاطر همان اقتصادی که خمینی میگفت مال خر است، در فرستادن مردم به کام مرگ کرونا منفعت و اصرار دارند. مگر نمیفهمند که وبال گردنشان خواهد شد؟ اما چارهای ندارند و بین بد و بدتر ناگزیر بد را انتخاب کردهاند.
***
آمار ۲۵هزار جان باختهٔ کرونا پشت هر انسانی را میلرزاند. اما خامنهای و روحانی برای حفظ رژیم از خطر قیام و سرنگونی در شرایط تحریم، استراتژی کلان تلفات انسانی و فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفتهاند. این«به سر کار» فرستادن زحمتکشان اعم از کارگران و کارمندان ادامه همان خط کار جنگ ضدمیهنی و قتلعام زندانیان در شرایط امروز است.
اگر برای رژیم ولایت فقیه هر مرگ یک فرصت و یک نعمت است، ما باید با شورش و جنگ صد برابر آن را به تیکتاک قیام و ناقوس سرنگونی تبدیل کنیم. فرصت استبداد دینی و رژیم دجال و ضدبشری به پایان رسیده است.
خلیفه تبهکار ارتجاع در پیام خود در سال جدید فارغ از عملکرد مجرمانهاش در فاجعه کرونا و سالی که با سیل و زلزله و دشواریهای معیشتی و قتلعام خیابانی در قیام آبان و کشتار مسافران بیگناه هواپیمای اوکراینی همراه بود، فراتر از کرونا و همه فجایعی که کرونای ولایت فقیه بر ملت ایران تحمیل کرد، سختترین حادثه سال۹۸ را هلاکت سردژخیم ولایتش پاسدار قاسم سلیمانی دانست و گناه عملکرد تبهکارنه رژیم آخوندی را هم متوجه طبیعت کرد.
خامنهای اول فروردین ۹۹: سال ۹۸ برای ملّت ایران یک سال پُرتلاطم بود؛ سالی بود که با سیل آغاز شد، با کرونا تمام شد. در طول سال هم حوادث گوناگونی برای کشور و برای برخی از مردم کشور پیش آمد؛ حوادثی از قبیل زلزله، تحریمها و امثال اینها. اوج این حوادث عبارت بود از جنایت تروریستی آمریکا و شهادت سردار نامدار ایران و اسلام، شهید سلیمانی. در طول سال گرفتاریهای مردم هم کم نبود؛ سال به این شکل گذشت؛ بنابراین سال سختی بود.
-چه حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و امثال اینها، چه حوادث دستساز بیگانهها مثل تحریم و امثال اینها که انسان را متوجّه ضعفهای خودش میکند؛ چه ضعفهای طبیعی خودمان، که انسان بداند جای مغرور شدن نیست، ما همه ضعیف هستیم، آسیبپذیر هستیم.
خامنهای در حالی که بودجه سال۹۹ رژیم با ورشکستگی کامل و توخالی چشمانداز تیرهوتار معیشت مردم را تصویر میکند و در حالی که در سال ۹۸ جز رکود و گرانی و گلوله برای مردم به جان آمده ارمغانی نداشته ادعای رونق تولید، البته تولید بیاثر و نامحسوس کرد و گفت:
و امّا شعار سال. سال ۹۸ را ما بهعنوان سال «رونق تولید» معرّفی کردیم. لکن آنچه من میخواهم بگویم این است که این کاری که تا حالا شده شاید حتّی یکدهم آن چیزی که برای کشور احتیاج است نباشد. در سال ۹۸ تولید تکان خورد! حرکت کرد و راه افتاد تا یک حدودی، لکن اثری در زندگی مردم از آن محسوس نشد. سال گذشته گفتیم «رونق تولید»، امسال بنده عرض میکنم «جهش تولید»؛ امسال سال جهش تولید است! این شد شعار امسال؛
مسعود رجوی:
در روضهخوانی خامنهای،
انگار نه انگار که تاکنون بیش از ۸۰۰۰نفر در فاجعهٔ کرونا جان باختهاند
و رژیم ولایت بهخاطر پنهانکاری و بیکفایتی سهم عمده دارد.
او فداکاریهای جوانان و کادر پزشکی را هم به جیب گشاد خود ریخت.
ولیفقیه ارتجاع، بدون کمترین اشاره به جانباختگان فاجعه کرونا،
بدون ارائه و حتی اشاره به آمار قربانیان،
و بدون اعلام هیچگونه طرح و برنامه و بودجه برای مقابله با کرونا،
همه مسایل را دجالانه به امام زمان ارجاع داد!
این نشاندهنده بنبست مرگبار ولایت فقیه در مرحله پایانی و دوران سرنگونی است.
در عید میلاد امیر مؤمنان، دریغا که تعداد پرپرشدگان و آمار قربانیان فاجعه کرونا، در اثر ویروس ولایت بیش از ۲۰۰۰نفر است. آیا عیدی هست که اهریمنان عمامهدار آن را به عزا تبدیل نکرده باشند؟ پس ذوالفقار علی بر فرق آخوندهای ضدبشر، کلمهٔ نهایی شفا و نجات خلق ستمدیده است. با تمسک به شیر پیروزمند خدا باید در همه جا رژیم را نشانه رفت.
مجاهدان پیشتاز آزادی و کانونهای دلاور شورشی با الهام از ابراهیم بتشکن و حیدر جنگاور و صفشکن سوگند خوردهاند با لعنت به خمینی و خامنهای بتهای شرک و جاهلیت زمانه را واژگون کنند و بند از بند این رژیم بگسلند. تَاللَّهِ لَأَکِیــدَنَّ أَصْنَامَکُــم...
مبادا در وانفسای کرونا و این همه مصیبتها قرار از کف بدهید و آنچنانکه خلیفهٔ ارتجاع میخواهد کُنج عُزلت بگزینید و صبر و انتظار انفعالی پیشه کنید. «نهجنگ» راهکار نیست. لازمهٔ پیروزی شورش و جنگ صد برابر است.
۱-در هر کوی و برزن فریاد اعتراض سر دهید. ایران فریاد شعلهور است. بگذارید دنیا ببیند و بشنود. ببیند و بشنود که مردم ایران کرونا و آخوند نمیخواهند.
۲-امکانات بهداشتی و درمانی را باید از چنگ رژیم بیرون کشید و در اختیار مردم گذاشت.
۳- بیمارستانهای سپاه و مراکز درمانی نمایندگان ولیفقیه که دارای بالاترین امکانات پزشکی است، باید به روی همهٔ بیماران باز شود و در اختیار مردم قرار بگیرد. همهٔ تجهیزات ریز و درشت در این مراکز متعلق به مردم ایران است.
۴-خامنهای باید ۱۰۰میلیارد دلار سرمایه و داراییهای «ستاد اجرایی فرمان خمینی» ملعون و ثروت عظیم انباشته در تعاونیهای سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و بنیاد مستضعفان و پولهایی را که در عراق و سوریه و یمن و غزه و لبنان هزینه میکند به بهداشت و درمان مردم ایران اختصاص دهد.
۵-رژیم با همین سرمایه و پول میتواند از طریق بهداشت جهانی و صلیبسرخ بینالمللی بدون هیچ محدودیتی برای مقابله با کرونا دارو و تجهیزات پزشکی تهیه کند و در اختیار بیمارستانها و مردم قرار بدهد.
۶-بودجه اتمی و موشکی رژیم و سرمایهها و امکانات هلالاحمر که برای صدور ارتجاع و تروریسم مراکز متعددی در خاورمیانه و آفریقا دایر کرده است، باید صرف درمان مبتلایان کرونا و بیماران محروم شود.
۷- حقوق معوقهٔ پرستاران و کادر پزشکی و کارکنان زحمتکش بیمارستانها باید بلادرنگ از بودجه و کلان سرمایههای سپاه پاسداران پرداخت شود.
۸-داراییهای آستان قدس رضوی در خراسان که با موقوفات نجومی به نام امام رضا در چنگ خامنهای است پول و سرمایه عظیمی دارد که هماکنون میتواند در آستانهٔ سال نو دستمزدها و حقوق پرداخت نشده کارگران و معلمان و کارمندان و هزینه درمان آنها را تأدیه کند. سیاست ظالمانه و ضدانسانی پرداخت نکردن حقوق بهشمار عظیم کارگرانی که در بحران کرونا اخراج یا به مرخصی اجباری فرستاده شدهاند باید متوقف شود.
۹- انبارهای سپاه و بسیج و انتظامی و ارتش و همهٔ دوایر و مؤسسات حکومت و دولت ولایت فقیه باید شناسایی و به نفع مردم و برای مردم تسخیر و تصاحب شود.
۱۰- پولهای غارت شده مردم در بانکهای سپاه و دولت ولایت فقیه باید به نفع مردم و برای مردم مصادره شود.
۱۱-زندانیان بهویژه زندانیان سیاسی باید فوراً آزاد شوند. این تنها راه جلوگیری از فاجعهٔ کرونا در زندانهای رژیم است.
۱۲-مأموران سپاه و بسیج و اطلاعات آخوندها باید از بیمارستانها و مراکز درمانی بیرون انداخته شوند تا در کار پزشکان و پرستاران اخلال نکنند.مزدورانی که در کار پزشکان و پرستاران اخلال میکنند باید گوشمالی داده شوند.
۱۳- شوراهای مردمی باید خدمات و امکانات درمانی در هر محله را در کنترل بگیرند و نیازهای مردم خود را تأمین کنند.
۱۴-مراکز حکومتی بهویژه سپاه، بسیج، دادگاههای ارتجاع و حوزههای جهل و جنایت که تسلیم اراده خلق نمیشوند باید در هم کوبیده شود.
حق گرفتنی است. باید برشورید و آنرا از حلقوم آخوندهای ضدبشر بیرون کشید.
خمینی و آخوندهای خمینیصفت مانند خامنهای همانها هستند که به دژخیمان و پاسداران اوین فتوا میدادند بههنگام شکنجه مجاهدین در ماه رمضان روزه واجب نیست تا تشنه نشوند و بتوانند بهخوبی شلاق بزنند.
اکنون ولیفقیه دجال و ضدبشر، جان و سلامت میلیونها مردم ایران را در شریعت ریایی خود
و خالی کردن دقدل بر روی آلبانی در سوز و سوگ سردژخیم سلیمانی
اگر خامنهای در سوز و سوگ سرپاسدار ولایتش دقمرگ میشد عجب نبود. جای این یکی را که به راستی شماره ۲واقعی و بیجانشین رژیم بود کسی نمیتواند پر کند. عمق استراتژیکی و حفاظتی نظام ولایت فقیه که در عراق و لبنان به لرزه در آمده بود، اکنون در سیاهچالهای فرو رفته که انتهای آن سرنگونی است. جنگافروزی و صدور ارتجاع و تروریسم از آغاز سپر حفاظتی و لازمهٔ بقای ولایت فقیه بوده است. از اینرو ذلت و ماتم را در چهرهٔ منحوس خامنهای بهوضوح میتوان دید. بهخصوص که قیام خلق از داخل زنگها را در ۱۹۰ نقطه در پیکر این خلق و این میهن به صدا در آورده است.
در ۲۶آبان خامنهای از مصیبت ناامنی و از مجاهدین تحت عنوان «مجموعهٔ خبیث و جنایتکار» شکوه میکرد که گوئیا با بقایای شاه به «شرارت» ترغیب میکنند. خامنهای گفت:
«ناامنی بزرگترین مصیبت برای هر کشوری است، برای هر جامعهیی است، اینها قصدشان این است. شما ملاحظه کنید در این دو روز تقریباً یعنی دو شب و یک روزی که از این قضایا گذشته همة مراکز شرارت دنیا علیه ما این کارها را تشویق کردند، از خانوادهٔ منحوس خبیث خاندان پهلوی تا مجموعهٔ خبیث و جنایتکار منافقین، اینها دارند مرتباً در فضای مجازی و در جاهای دیگر دارند تشویق میکنند ترغیب میکنند که این شرارتها انجام بگیرد».
***
اما اکنون در کمتر از دو ماه با برملا شدن جزئیات قیام خلق و شمهای از اسامی و آمار و ارقام شهیدان، در درس «دشمنشناسی» که درس پایهیی حوزه و رژیم ولایت است، پس از فروکش کردن دود و دمها و نمایشات پوشالی انتقام گیری سخت از آمریکا، خامنهای پرده را درباره دشمن اصلی کنار میزند و عقدهگشایی علیه مجاهدین و مقاومت ایران را تا خالی کردن دقدل بر روی آلبانی امتداد میدهد. گوش کنید:
«آنچه که وظیفه ما بهعنوان مردم بهعنوان آحاد جمهوری اسلامی است اولاً دشمنشناسی دشمن را در شناخت دشمن اشتباه نکنید نگویید که خب همه میدانیم بله شما میدانید که دشمن کی هست دشمن استکبار است دشمن صهیونیزم است دشمن آمریکاست اینها را میدانید شما، اما تلاش وسیعی دارد انجام میگیرد برای اینکه این قضیه را به عکس کنند نظر مردم را عوض کنند با شیوههای پیچیده تبلیغاتی همه باید مراقب باشند دشمنشناسی بسیار مهم هست یکی این بعد دانستن نقشه دشمن دشمن چه کار دارد میکند چه کار میخواهد بکند و بعد دانستن شیوه مقابله با نقشه دشمن این را باید مردم ما بدانند.................................
همین قبل از این قضایای چند روز قبل از قضایای آبانماه، این قضایای مربوط به بنزین و این حرفها، در یک کشور اروپایی، یک کشور کوچک اما شریر واقعاً خبیث در اروپا، یک عنصر آمریکایی با یک تعداد ایرانی مزدور، وطنفروش، جمع شدند دور هم علیه جمهوری اسلامی بنا کردند برنامهریزی کردن و نقشه درست کردن. نقشه هم همان چیزی بود که ما چند روز بعدش در قضایای بنزین دیدیم یعنی مردم از حادثه بنزین اوقاتشان تلخ بود یک عدهیی از مردم آمدند بیرون بهعنوان اعتراض، به مجرد اینکه مردم، یک تعدادی از مردم البته خیلی هم نبودند وارد میدان شدند این فریب خوردگان، این مغرضین، این عمال دشمن همان برنامه را شروع کردند اجرا کردن. یعنی بیان تخریب کنند آتش بزنند آدم بکشند ویران کنند هم مراکز دولتی را هم مراکز مردمی را، جنگ راه بیندازند. این نقشه قبلی بود. البته اینکه میگم چند روز، قبل از این، این چند روز تجدید نقشه بود این کارهایی بود که از قبل کرده بودند افراد را آماده کرده بودند یک عده مزدور را پول داده بودند. این کارها را هم میکنند.هر چه بتوانند انجام میدهند» (خامنهای ۱۸دی ۹۸).
رئیسجمهور ارتجاع هم گفته بود:
«آنهایی که سازمانیافته در این داستان آمدند توی اعترافاتشان که حالا در آینده پخش میشود و شما خواهید دید برنامهریزی اینها بیش از دو سال است،دو سال است اینها برنامهریزی کرده بودند پارسال در یک مقطعی میخواستند، زمان مناسب نبوده، امسال میخواستند در یک مقطعی مناسب، بیشتر هم به فکر مثلاً آخر دی و بهمن یا نزدیکی انتخابات در آن ایام برنامهریزی کرده بودند...» (روحانی ۱۳آذر ۹۸).
***
خامنهای درست میگوید خلق ما و مقاومت ما، با مجاهدان پیشتاز و جوانان و کانونهای شورشگرش، آنچه را بتوانند برای سرنگونی این رژیم و دستیابی به آزادی و حاکمیت جمهور مردم انجام میدهند. با این تفاوت که مزد و مزدوری که منطق ارتجاع و غارتگری است و میخواهد بر روی ما فرافکنی کند وصلهٔ ناچسب است و کسی باور نمیکند.
لجنپراکنی فرو خورده علیه آلبانی، یکسال پس از اخراج سفیر رژیم نیز یادآور خوابهای پنبهدانه خامنهای و همریشان و همریشگان است که گوئیا مجاهدین که از عراق بروند بهسرعت در خارجه و در دنیای بورژوازی مضمحل و بیخطر میشوند و بهقول کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی رژیم «صورتمسأله» که «تشکیلات» آنها باشد، در وادی جنسیت و فردیت خودپرستانه، غرق میشود! بیچاره شبپرستان و مرتجعین که مریم رهایی و انقلاب او را نخوانده بودند.
***
یازده سال پیش در اسفند ۱۳۸۷ خامنهای برای پاک کردن «صورتمسأله» در دیدار با طالبانی در مقام رئیسجمهور وقت عراق باز هم به دهاندریدگی علیه مجاهدین پرداخت و خواهان عملی شدن توافقهای دوجانبه با حکومت دستنشانده عراق علیه مقاومت ایران شد.
تلویزیون رژیم در اخبار ۱۰اسفند ۱۳۸۷ در مورد ملاقات خامنهای با طالبانی گفت:
«ایشان حضور نظامیان آمریکایی و انگلیسی و کارشناسان و نیروهای امنیتی آنها در عراق را به ضرر این کشور دانستند و تأکید کردند نظامیان اشغالگر هر چه زودتر باید از عراق خارج شوند زیرا هر یک روزی که خروج آنها به تأخیر بیفتد به ضرر ملت عراق خواهد بود.
ایشان خطاب به رئیسجمهور عراق خاطرنشان کردند انتظار این است که جنابعالی و جناب آقای مالکی نخستوزیر عراق بهصورت جدی عملی شدن توافقها و تفاهمات دوجانبه را پیگیری نمایید.
رهبر انقلاب اسلامی به توافق دوجانبه در خصوص اخراج منافقین از عراق اشاره و تأکید کردند این تصمیم باید عملی شود و ما منتظر تحقق آن هستیم.
حضرت آیتالله خامنهای منافقین را مایه شر و فساد دانستند و با اشاره به تصمیم اتحادیه اروپا برای خارج کردن آنها از لیست گروههای تروریستی افزودند این تصمیم اتحادیه اروپا نشان داد که تروریست بودن یا نبودن از دیدگاه غرب یک مسأله قراردادی است و هیچ ارتباطی با واقعیات ندارد.ایشان خاطرنشان کردند اروپائیها با وجود این تصمیم از طرف دیگر حاضر به پذیرفتن منافقین در کشورهای خود نیز نیستند».
در همان زمان گفتیم:
«خامنهای پردهها را کنار زد و در دیدار با رئیسجمهور عراق، به دهان دریدگی علیه مجاهدین پرداخت و خواهان ”عملی شدن توافق ها“ شد. انگار که عراق تیول و ملک طلق ولایت ارتجاع است، ”بهصورت جدی عملی شدن توافق دوجانبه در خصوص اخراج“ مجاهدین را بستانکاری میکند و به گونه حکم حکومتی رژیم آخوندی، مقرر میکند: ”این تصمیم باید عملی شود و ما منتظر تحقق آن هستیم“. زیرا مجاهدین بهگفته بزرگ عمامهداران ولایت،”مایه شر و فساد“ هستند بهخصوص که اتحادیه اروپا هم آنها را از لیست گروههای تروریستی خارج کرده است. اما در همین حال میگوید که دولتهای اروپا ”حاضر به پذیرفتن منافقین در کشورهای خود نیستند“.
به فرموده ولیفقیه ارتجاع: ”نظامیان اشغالگر (هم) باید هر چه زودتر از عراق خارج شوند زیرا هر یک روزی که خروج آنها به تأخیر بیافتد به ضرر ملت عراق خواهد بود“. طفلک فرتوت فراموش کرده است که منقل خودش و رژیمش از همین آتش اشغال عراق گرم شد!
اما آنچه بهطور مضاعف خامنهای را زخمی و برآشفته کرده است دانشجویانی هستند که در تهران به دفن استخوان و گورستان کردن دانشگاهها از یکسو و به ”دانشگاه“ شدن شکنجهگاه اوین در حاکمیت آخوندی از سوی دیگر معترضند. از این روست که دق دلِ خود را بیمحابا بر روی مجاهدین خالی میکند و آنها را مایه و موجب ” شر و فساد“ میداند.
راست میگوید! الحق که مجاهدین در همه جا ” شر و فساد“ حکومت آخوندی را خوب برملا کردند. دست مریزاد.
در آبان ۸۶ پس از نامگذاری نیروی تروریستی قدس و سپاه پاسداران ارتجاع گفته بودیم:
«تبریک و آفرین بر آنها که در مجاهدتی بیهمتا، در مبارزهیی بغرنج و جانفرسا، در برابر تسلیحات کشتار جمعی و تروریسم افسار گسیخته فاشیسم مذهبی و در برابر اشغالگری خزنده و درنده آن در عراق، سینه سپر کردند و سد بستند. برملا کردند، به کرسی نشاندند و به ثبت دادند. با تحمل فشار و پرداخت بها و فدای بسیار، که پایداری پرشکوه در اشرف، نمونهٴ آن است.
اگر مجاهدین و ارتش آزادی از ۲۰سال پیش در کنار مرزهای میهن در خاک عراق صف نبسته بودند،
اگر شیرزنان و کوهمردان اشرف صبر و پایداری نکرده بودند،
اگر بیش از ۸۰سلسله افشاگری و روشنگری وقفهناپذیر بینالمللی درباره تسلیحات کشتار جمعی این رژیم نبود،
اگر شورای ملی مقاومت ایران، بهرغم همه فشارها، بر مواضع اصولی خود علیه استبداد مذهبی پای نمیفشرد،
اگر رئیسجمهور برگزیده این شورا، در شرایطی که احدی را یارای آن نبود، بر خطر دخالتها و جنایتهای رژیم آخوندی در عراق، فراتر از خطر اتمی انگشت نمیگذاشت،
اگر حدود ۳۷۰۰فقره دخالت و جنایتهای این رژیم در عراق برملا نمیشد (از لیست ۳۲هزار مزدور گرفته تا ۵۳مؤسسه خیریه پوششی رژیم و از لیست ۸۳۳۱عراقی که توسط نیروی قدس برای ترور شناسایی شدهاند تا ۶۹۲ نفر از اعضای شبکههای ترور نیروی قدس و وزارت اطلاعات رژیم و لیست ۴۹۷ نمایندگی ولیفقیه در عراق و ۵۳مقام ارشدی که رژیم ایران در دولت عراق کاشته است)، براستی وضعیت چگونه بود؟
شیخکان سرکنگبین هستهیی را با عراق سر کشیده و لابد اکنون در شاخ آفریقا مستقر بودند و با بمب اتمی شاخ و شانه میکشیدند. مهمتر اینکه تسمههای ستم شیخی بر گُرده مردم ایران محکم میشد و چشمانداز سرنگونی روشن نبود.
خوشا مجاهدینی که تا امروز به عهدشان وفا کردهاند و بیسلاح بیشتر و بیشتر با این رژیم اهریمنی چنگ در چنگ شدند و جنگیدند.آری، اشرف ایستاد و جهانی به ایستادگی برخاست» (نقل از پیام ۱۰اسفند ۱۳۸۷).
آری، حکایت ایستادگی و نبرد برای آزادی، مسأله سرنگونی و «صورت مسأله» همچنان به قوت خود باقی است.
آنچه را در دیماه ۱۳۹۲ بهدنبال حملهٔ موشکی رژیم به مجاهدین در لیبرتی خاطرنشان کردیم یادآوری میکنم. این حمله با ۶۵موشک به سرکردگی قاسم سلیمانی صورت گرفت.
«در تهران به مالکی و فالح فیاض گفتند و قبل از آن هم، فرستادگان و سفیر رژیم در بغداد به مقامات عراقی گفته بودند که: با این همه زحمت و مشقت برای جابهجایی، چیزی فرق نکرده و مجاهدین در لیبرتی همان هستند که در اشرف بودند. لیبرتی اشرف دیگری است که فقط نقطهاش عوض شده است.
این یکی را درست میگویند. تا وقتی در دنیا حتی یک مجاهد بازگشتناپذیر باقیست، کارزار سرنگونی ادامه دارد. به همین خاطر، اگر دشمن گمان میکند که با حملات تروریستی و بحرانهای زنجیرهیی جدید میتواند از کهکشان و آتشفشان اشرف خلاصی پیدا کند، کور خوانده است. باید آن را در جنگ صد برابر و شعلهور کردن و تکثیر اشرف در سراسر جهان و در داخل میهن اشغال شده بهطور مضاعف بر سر خودش خراب کنیم......
وحشت رژیم زهر خورده از تکثیر اشرف، و درماندگی آن در برابر جایگزین دموکراتیک پیاپی به اثبات میرسد و جای انکار باقی نمیگذارد» (پیام ۵دی ۱۳۹۲).
***
اکنون خلیفهٔ ارتجاع که از تمامی حملات و توطئهها و بوقها و بلندگوهایش در اشرف ۱و ۲طرفی نبسته بیهوده گمان میکند که از شلاقکش کردن آلبانی ممکن است آبی گرم شود. اما هیهات که آب در هاون میکوبد.
وال استریت ژورنال یکبار در سال ۱۳۸۷در اثنای مذاکرات آمریکا و رژیم در بغداد نوشت: «به گفته چندین دیپلماتی که در گفتگوها با رژیم ایران حضور داشتند، مقامات رژیم ایران سالهاست که سرکوب مجاهدین خلق را در صدر اولویتهای خود در مذاکره با دولتهای غربی بر سر برنامه هستهیی خود قرار دادهاند» (۷می۲۰۰۸).
اکنون باز هم از تهران خبر میرسد که وزارتخارجه رژیم در گفتگوهایش در روزهای ۱۱و ۱۳و ۱۵دی با سفیر سوئیس بهعنوان حافظ منافع آمریکا بر همین اولویت تأکید کرده و قبل از هر چیز از آمریکا خواستار فاصله گرفتن از مجاهدین و گروههایی شده است که مثل مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران، خواهان سرنگونی رژیم هستند. البته بهرسم معمول برای اینکه مجاهدین بیش از حد شاخص و برجسته نشوند، بهگفته خودش گروههای تجزیهطلب را هم در کنار آنها گذاشته تا در این مقوله هم تنها نمانند!
وقتی شعلههای قیام و آتشفشان خشم خلق بالا میگیرد، وقتی دشمن ضربات کاری دریافت میکند و چشمانداز سرنگونی را میبیند، خود را به آب و آتش میزند و به هر خس و خاشاکی میآویزد. اما سرنوشت را در انقلاب دموکراتیک مردم ایران، خلق و فرزندان رشید و شورشگرش در میدان عمل مینویسند.
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست.
هزار سلام و درود به دلاوران، قهرمانان و مجاهدان شورشگر در نجف و ناصریه و بغداد،
دست مریزاد که در نجف اشرف در آستان امیرمؤمنان، بهترین درس را به مأموران رژیم ایران دادید. سگهای زنجیری خامنهای میگویند دست هر کس را که بخواهد به آقای سیستانی حمله کند قطع خواهند کرد!
بهتر است دست و پای خود را در عراق قطع و گورشان را گم کنند. جز خامنهای خلیفهٔ ارتجاع و جاهلیت و مزدوران او به ذهن کسی خطور نمیکند که آقای سیستانی را در مقام مرجعیت بیازارد.
امروز در ناصریه، با ۴۰شهید و بیش از ۳۰۰مجروح، براستی که نقطهعطف درخشانی در مسیر آزادی عراق از یوغ استبداد دینی حاکم بر ایران خلق کردید. امروز تاریخچه خونین قیام دو ماهه در عراق را ورق زدید. «توفان انقلاب دموکراتیک عمق استراتژیک رژیم ولایت فقیه را در عراق و لبنان درمینوردد» و آتشفشان قیام در ایران با خامنهای و دست نشاندگانش سر سازگاری ندارد.
کف روی آب به کنار میرود: فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاء...
بغداد اسیر و مجروح آزاد میشود. جوانان شورشگر تا به آخر مشعلهای «تحریر» را فروزان نگه میدارند.
گفته بودیم که «دشمن واحد، جبهه واحد، و مبارزه واحد و مشترک، از ایران تا عراق و یمن و سوریه و لبنان، مسأله این است».
جمیل شمری که روز پنجشنبه شما را در ناصریه به رگبار بست همان جانور وحشی است که صحنهگردان سناریوی قاسم سلیمانی در قتلعام مجاهدین در اشرف بود که بعداً او را سرلشکر و سپهبد کردند. او یک جنایتکار علیه بشریت است و باید در برابر عدالت قرار بگیرد.
انقلاب در عراق و لبنان و ایران، انقلابی است تا پیروزی!
خلقهای این منطقه از جهان سرنگونی استبداد دینی و دستنشاندگان و مزدوران آن را اراده کردهاند. بر زنجیرهاست که گسسته شوند. بر تاریخ و سرنوشت است که ارادهٔ پیروزمند خلقهایمان را بپذیرند.
استراتژی ظفرنمون ارتش آزادی در کانونها و محلهها و شهرهای شورشی محک خورد
مردم و مقاومت ایران با بهای سنگین و خونین به جهشی عظیم و بازگشتناپذیر دست یافتند
این بیمهنامه ما در تحولات آینده است
سلام بر شیراز پایتخت شورش
راستی از دیدن صحنههای شقاوت و قساوت با تیر و تبر بر پیکر فرزندان بیسپر این خلق مظلوم و ستمدیده چه حال و روزی دارید؟ آیا چشمی هست که نگرید و دل و جگری هست که نسوزد؟
گزمهها و دژخیمان شیخ دست و پای فرزندان برومند این مرز و بوم را گرفته بر زمین میکشانند و سپس در لُجّــهی خون میاندازند.
راستی که از خون جوانان وطن لاله دمیده و آمار شهیدان و مجروحان هر روز که میگذرد بالاتر میرود.
***
یک «کارشناس خبره امنیتی» رژیم میگوید که « شهر شیراز در کنار تهران، اصفهان، تبریز و اهواز دارای بیشترین سطح تحرکات گسترده اشرار و مرتبطان منافقین بوده» و «تهران، تبریز و اصفهان در مقایسه با آمارهای موجود در رتبه دوم از نظر میزان گسترش اغتشاش» قرار داشتهاند.
«کارشناس حوزه امنیت» رژیم اضافه میکند: «حجم سنگین خسارات وارده به بانکها، پمپ بنزینها و تأسیسات شهری، تعداد نقاط درگیری و طراحی برای فلج کردن شهر شیراز از طریق بستن شاهراههای حیاتی، دسترسی شیراز به خارج شهر بسیار خطرناک و گستردهتر از سایر شهرهای کشور بوده است».
اگر اینطور است، «خوشا شیراز و وضع بیمثالش» که بهگفته حافظ «خال رخ هفت کشور» است. نگاه کنید، این شیراز و مواضع آتش و اینهم مثال شهر شورش با شعارهای «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «مرگ بر خامنهای»، «مرگ بر دیکتاتور» با ماشینهای سوخته نیروی سرکوبگر انتظامی و فریادها و گزارشهای مردمی درباره تسخیر محلهها و شهرکها در سراسر شیراز.
***
همان کارشناس امنیتی رژیم اذعان کرده است که «در سایر شهرها تعدادی از نیروها در عملیات آرامسازی به شهادت رسیدند» (بخوانید تلف شدند). اما در شیراز بهگفته او «جامعه امنیتی، انتظامی و نیروهای مسلح» رژیم توانستهاند طی ۴۸ساعت «برای جمعآوری اغتشاشات و عملیات آرامسازی یک رکورد بینظیر» باقی بگذارند. میگوید: «اقتدار نیروهای انتظامی، سپاه و بسیج و همکاری با مجموعه اداره کل اطلاعات در مجموع باعث شد شهر شیراز از یک خطر بسیار جدی مصونیت پیدا کند و... با دستگیری لیدرهای اصلی جریان مرتبط با منافقین و دستگاههای امنیتی غربی و سعودی آرامش و امنیت بهطور کامل در استان فارس و شهر شیراز محقق شود».
۱-اینکه گفت «خطر بسیار جدی» بوده کاملاً درست است. کم میگوید که زیاد نمیگوید. در روز اول و دوم قیام در شیراز دست کم ۱۲۰مرکز و مقر بسیج و نیروی انتظامی و حوزههای جهل و جنایت و پادگان و بانک و پمپ بنزین توسط مردم و جوانان انقلابی و شورشگر درهم کوبیده شده است. در یککلام این شیراز، شیراز قبلی نیست. شیراز در این قیام پیشتاز و پایتخت شورش و سرنگونی است. برای دو روز بهطور عمده در دست مردم و جوانان شورشگر بود.
یکی از دلیران گفت: در شیراز دیگر ریشه آخوندها زده شد. آنها بهشدت ترسیدهاند و دنبال راه فرار و سوراخ موش هستند. سلاحهای چند کلانتری و یک پادگان در دست مردم است. کاسه صبر مردم لبریز شده. این «انقلاب گرسنگان» است و با کسی شوخی ندارد. مردم حساب ۱۵بسیجی را رسیدند. انقلابیون میجنگند و مادران برایشان ساندویچ بستهبندی میکنند. در شیراز دیگر کسی نمیترسد.
سلام بر شیراز و سرزمین فارس که همچون کوروش کبیر در برابر وحوش و یأجوج و مأجوج ولایت سد بست.
۲-اینکه کارشناس امنیتی رژیم گفت «جامعه امنیتی، انتظامی و نیروهای مسلح» ولایت فقیه «در عملیات آرامسازی یک رکورد بینظیر» در وحشیگری و جنایت علیه بشریت برجا گذاشتهاند، اینهم درست است. آمار بازداشت و دستگیری در شیراز بیش از ۱۱۰۰تن است. آمار شهیدان را اغلب مردم حداقل ۱۰۰نفر میدانند و پیکرها را به چشم دیدهاند و بیمارستانها مملو از مجروحان بود. پاسداران و اطلاعاتیها علاوه برهمه مجروحان، اجساد شهیدان را هم از سردخانهها مثل بیمارستان نمازی با خود بردند.
۳-نسبت دادن رزمآوران ارتش آزادی به «دستگاههای امنیتی غربی و سعودی» یاوهگویی اطلاعات آخوندی است. دستگاههای امنیتی غربی کجا و از چه موقع در فکر سرنگونی رژیم و آزاد کردن محلههای شیراز بودهاند؟! عربستان سعودی هم اگر میتوانست به حملات موشکی و پهپادی رژیم به تأسیسات نفتی خودش و به سلسله حملات زنجیرهیی به فرودگاهها و شهرهایش، پاسخی درخور میداد. ناراحتی رژیم از این کشور، جدای از بحث منطقه و آمریکا، عمدتاً بهخاطر حمایت از برخی گروههای قومی و حمایت و پوشش تبلیغاتی برای بقایای شاه و ریزشیهای شیخ است و البته در این میان اطلاعات آخوندها بهوضوح کار کرد و نفوذ عوامل خود را دارد تا درباره تأمین هزینههای مجاهدین توسط عربستان سعودی داستانسرایی و یاوهگویی کنند.
مزدوران خدابنده و مصداقی-تلویزیون ایران اینترنشنال ۹تیر ۹۷همزمان با توطئه تروریستی رژیم در ویلپنت
مصداقی: در طول لااقل سه دهه گذشته مشخصاً عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیجفارس بخشی از هزینههای مجاهدین را تأمین کردند...
خدابنده: من سه تا کامیون طلا، من خودم از ریاض آوردم...
- چه زمانی بود دقیقاً اینکه میفرمائید؟
خدابنده: کمی قبل از جنگ اول خلیج، یعنی اون موقع که تازه شکرآب شده بود رابطه [مجاهدین] با صدام... هنوز ولی بد نشده بود تا اون حد، رابطه با عربستان بوده! پول همین الآن هم میرسه!... باز من برمیگردم به این مسأله که ایشون [مصداقی] هم گفتند...
***
۴-خوشا که شیراز تنها نبود بلکه در قلهٔ آتشفشانها و سلسله جبال بیش از ۱۷۰شهر قرار داشت. از بهبهان و ماهشهر و اسلام شهر و مریوان تا فردیس و شهریار.
دلاوران شهریار در همان ابتدا دوربینهای کنترلی دشمن را منهدم کردند و در همان دو روز اول ۱۳۵فقره اماکن و مراکز و تجهیزات رژیم را درهم کوبیدند از جمله مجسمه انگشتر خمینی ملعون، ۱۰مرکز بسیج و انتظامی با ۵۰خودروی آنها، ۴حوزه جهل و جنایت، ۵۰شعبه چپاول و غارت و ۲۰پمپبنزین مضافاً بر شهرداری رژیم و اتاق تاجران ولایت.
شورشگران در برابر شلیک یکان ویژه که شاهدان میگویند لااقل ۳۰شهید و ۹۰مجروح باقی گذاشته، سینه سپر کردند. همچنین بیش از ۲۰۰نفر دستگیر شدند.اما بقیه با دفاعی جانانه در بالاترین تراز جنگهای شهری، ولی با دست خالی، شماری از مزدوران دشمن را خلعسلاح کردند و برخی را در صحنه کیفر دادند. آنگاه درگیری بین مردم و قوای دشمن به تمام مناطق شهریار در خادمآباد و نصیرآباد و اسدآباد و شاهدشهر گسترش یافت. آمار و ارقام دقیق را نمیدانم اما به یقین، اکثریت مردم بهرغم سرما و برف، به صحنه آمدند و از فرزندان شورشگر خود که بسیاری از آنها زیر ۲۰سال داشتند، حمایت کردند.
راستی که شهریار آئینه تمام نمای یک شهر شورشی و برای همیشه نماد حماسه و پایگاه ارتش آزادی شد.
***
۵-اکنون بگذارید دشمن خود و مزدوران و متحدانش را با خرافهٔ «آرامسازی» و اینکه گوئیا از قیام در شیراز و دیگر شهرها «مصونیت» پیدا کرده تسکین بدهد و تخدیر کند.
دیروز پاسدار فدوی جانشین سرکرده سپاه خامنهای گفت: «توطئه خیلی بزرگی بود، اما در ۴۸ساعت جمع شد... دنیا نمیتواند تصور کند که چگونه این توطئه در این مدت کوتاه جمع شد». بهگفته او همه دستگیر شدگان «به صراحت اعتراف دارند که مزدور آمریکا و منافقین هستند» و «سیستم قضایی کشور آنها را به اشد مجازات میرساند».
اولاً-این را درست میگوید که کار خیلی بزرگی بود. اما مردم ایران از خمینی و خامنهای و دم و دنبالچهها نپذیرفتند و نمیپذیرند که مجاهدین و کانونهای شورشی مزدبگیر آمریکا باشند. وانگهی آمریکا در خط سرنگونی نیست که برای آن به ما پول بدهد. ۶۰۰میلیون دلار داراییها و اموالمان در اشرف و لیبرتی را که حاصل هزاران هزار ساعت کار مجاهدین طی ۳۰سال بود به حکومت دستنشانده عراق خیرات کرد. اطلاعیههای رسمی کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد هم موجود است که از مجاهدین بهخاطر اینکه همه هزینههای انتقال به آلبانی را خودشان دادند چند بار قدردانی کرده است.
ثانیاً- قیام و شورش برای سرنگونی و حاکمیت جمهور مردم ایران جمع شدنی نیست. به خلیفه و پاسدارانش باید گفت، زمان تکثیر و گسترش و پهن کردن کانونها و محلهها و شهرهای شورشی است، نه جمع کردن! آنچه در برنامه و دستور است، جمع کردن تمامیت نظام ولایت و اذناب آن است.
***
۶-دیروز همچنین پاسدار شمخانی دبیر شورای عالی امنیت رژیم گفت ۳۴نفر از مجاهدین را دستگیر کرده که «در ارتباط با عربستان، اسراییل و انگلیس بودند».
و علاوه بر آن «یک شبکه وسیعی از کانالهایی که نه به اسم منافقین بلکه با خط و مشی منافقین عمل میکردند نیز شناساسی شدند...».
اولاً-لعنت بر دروغگو و هرآنکس که مدعیست ۳۴مجاهد مرتبط با عربستان و اسراییل و انگلیس را دستگیر کرده است. یا عجبا، مگر این مجاهدین تمام نشده بودند؟! حالا چه تعداد دوباره پیدا شدند که یک قلم ۳۴نفر از آنها در ارتباط با عربستان و اسراییل و انگلیس بودند؟!
ثانیاً-این کدام «خط و مشی» است که «یک شبکه وسیعی» از کانالهای آن شناسایی شدند؟! آیا این همان شبکهٔ خلق قهرمان و ارتش آزادیستان نیست که با خط مشی سرنگونی عمل میکند؟!
به حرفهای دیروز آخوند دژخیم ذوالنور در همین رابطه گوش کنید. بسیار روشنگر است و ما را از هر گونه توضیح بینیاز میکند. میگوید که رژیم فقط در روز یکشنبه ۲۶آبان در تهران ۱۴۷درگیری و در سراسر کشور هم در ۸۰۰نقطه درگیری داشته است.
«دشمن طراحی کرده بود دیده بودند برای پایان دیماه و اوایل بهمنماه که این بحران را در کشور درست کنند طراحی کرده بودند ما اطلاع داریم این اتفاقی که افتاد آن موضوع را جلو انداخت هول شدند و آمدند جلو از این بستر استفاده کردند خوب مقام معظم رهبری آب را ریخت روی آتش و این صف جدا شد ....
بندر ماهشهر سه تا شهرک آن را چنان بحرانی کردند که شهرک شهید چمران ماهشهر سنگربندی کرده بودند با تیربار با نیروهای مامیجنگیدند....
۹۰۰پمپ بنزین در کشور آتش زدند...
کسی دستگیر شد در اطراف بهارستان مسلح که محل اختفای ۵۰کلت را لو داد. یک پایگاه بسیج را ۵۰نارنجک اشکآور زدند تا بتوانند تسخیر کنند خوب اینها آموزش دیده بودند تیمهای ۴نفر تا ۸نفره که اینها مأمور بودند خمیرهای خاصی داشتند وقتی به ستون یا دیوار میزدند دیوار را میشکافت ستون را از کار میاندازد تخریب میکرد تیمهایی که بهشمار سه بتوانند قفل را بشکنند بروند تو، یک تیم میآمد این کارها را انجام میداد تیم بعدی میآمد کار بعدی را انجام میداد طرف میآمد در خیابان یک شعار را جلوی ماشین را میگرفت همینکه چهل -پنجاه نفر جمع میشد جیم میشدند از داخل جمعیت میرفتند پایگاه بعدی را مثلاً ما روز یکشنبه فقط در تهران ۱۴۷تهران درگیری داشتیم با اینکه درگیریهایمان داخل تهران خیلی نکشید در سراسر کشور در یک روز ما ۸۰۰نقطه درگیری داشتیم که توان نیروها را تقسیم کنند اینها آموزش دیده بودند موتورسوارهای آنها خیلیها مسلح بودند.
- اینها شناسایی شدند؟
ذوالنور : خیلی از آنها شناسایی شدند بخشی دستگیر شدند کشتهسازی یکی از شگردهای اینها بود برای به هیجان درآوردن مردم خوب اتفاقاتی این جوری بود یک کلانتری که ۲۰۰ یا ۳۰۰قبضه بیشتر کمتر اسلحه تویش تسخیر کلانتریها را دنبال بودند اگر کلانتری تسخیر بشود و ۳۰۰-۴۰۰قبضه اسلحه بیفتد دست آدمهای جانی اینجوری چه اتفاقی میافتد؟ و من اینجا اشاره کنم قطع اینترنت بعد از این تصمیم و فرمایشات مقام معظم رهبری بسیار کمک کرد که آن سازماندهی از قبل تهیه شده به هم بریزد و این آشوب جمع بشود» (آخوند ذوالنوری رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس رژیم -تلویزیون شبکه ۵رژیم -۳آذر ۹۸).
***
۷-امروز هم نوبت پاسدار سلامی سرکرده سپاه خلیفهٔ ارتجاع بود. گوش کنید که چگونه پریشان احوال به پابوس آمده است:
-«باور کنید ما در یک جنگ بزرگ جهانی هستیم».
-«فتنهای که در روزهای اخیر اتفاق افتاد حاصل همه شکستهای بزرگی بود که دشمن در صحنههای مختلف ظرف چهل سال... دریافت کرده بود او ماهها منتظر بود او نمیتوانست حادثه بسازد اما منتظر ساختن یک حادثه بود تا از آن استفاده کند...بنزین فقط بهانه بود... دیدید وقتی به صحنه آمد همه جا را آتش میزد».
-«اما بدانید ما به شکل سریالی در همه صحنهها با هدایت یک مرد الهی که امتداد امامت ائمه اطهار است یک پیشوای جانباز... او [خامنهای] کسی است که در عمق دشمن... در عمق سرزمینهای تحت سلطه دشمنان نفوذ کرده... توسعه نفوذ انقلابش را هزاران کیلومتر آنطرفتر برده است».
-«من بهعنوان یک پاسدار کوچک همه عشقم و آرزویم این است که به پای آرزوی شما ذبح شوم، قطعه قطعه شوم، نه یکبار بلکه چندین بار...»
-و سرانجام میگوید: «خاک کف پای همه شما را برای تبرک بهصورتم میکشم، پاهایتان را میبوسم»
اولاً- راست میگوید که رژیم ضدتاریخی ولایت فقیه درگیر یک جنگ بزرگ جهانی با بشریت است. میخواهد چرخ تاریخ را به عقب برگرداند اما نمیتواند.
ثانیاً- درست میگوید که دشمن اصلی او یعنی خلق به جان آمده، همان ارتش گرسنگان، بیکاران، زنان، سرکوب شدگان و آزادیستان، منتظر یک جرقه بود و هست و خواهد بود. این را از قبل هم گفته بودیم که در انتظاریم چرا که شرایط عینی برای سرنگونی و انقلاب دموکراتیک در ایران آماده و جوشان و خروشان است (اطلاعیه شماره ۱۲-۱۹فروردین ۹۸)
ثالثاً- چون کیسه رژیم خالیست و چیز دیگری در بساط ندارد کماکان صدور ارتجاع و عمق استراتژیک رژیمش در عراق و سوریه و لبنان را به رخ میکشد و میگوید خامنهای کسی است که نفوذ رژیم را «هزاران کیلومتر آنطرفتر برده است»! غافل از اینکه اکنون«عمق استراتژیک» از پای بست لرزان و ویران شده است.بگذریم که توده مردم همیشه گفتهاند «سوریه را رها کن فکری بهحال ما کن». اما این بار خلق در زنجیر خود برخاسته تا خویشتن کار خود را چاره کند. کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما...
رابعاً-پاسدار پریشان احوال و در هم شکسته که روزگار وارفتگی ازهاری رئیس ستاد و نخستوزیر شاه را تداعی میکند، اکنون به پابوس آمده و آرزوی مرگی چندین باره میکند.
به نام نامی شهیدان و شکنجهشدگان از خرمشهر و اهواز و کرمان و جوانرود و بهبهان و شیراز و اصفهان تا شهریار و کرج و کرمانشاه و تهران و سراسر ایران، باشد که این آرزو برآورده شود.
آری دعاوی و کبادهکشیهای پیشین در قتلعام مجاهدین در اشرف اکنون بر باد رفته است.
پاسدار سلامی-تلویزیون رژیم ۱۶شهریور ۱۳۹۲پس از قتلعام مجاهدین در اشرف
-«یکی از اتفاقاتی که هفته گذشته افتاد و این اتفاق دارای اهمیت راهبردی بسیار وسیعی در تحولات آینده منطقه خواهد بود و ابعاد بسیار عظیمی داره این عملیات بهدلیل تحتتأثیر و تحتالشعاع قرار گرفتن حمله احتمالی آمریکا به سوریه فرصت ظهور و بازتاب و انعکاس گسترده خبری پیدا نکرد همین حادثه حمله جوانان عراقی بود که در اردوگاه اشرف اتفاق افتاد».
-«این عملیات از لحاظ مقیاس تأثیر بسیار بزرگتر از عملیاتهایی است که در حجمهای وسیعی است که در گذشته اتفاق افتاده،شاید بشه گفت که تأثیر راهبردی این عملیات در ادامه حیات منافقین بسیار بیش از تأثیر عملیات مرصاد است».
-«شما ملاحظه بفرمایید از ۱۷هزار شهید تروری که در چند روز گذشته یادواره تجدید از اونها برگزار شد ۱۶هزار نفر از این شهدای ترور توسط گروهک منافقین به شهادت رسیدند، این درصد بسیار بالایی است».
-«عملیاتهای متعددی اینها انجام دادن که عملیات مرصاد که ازدید اونها فروغ جاویدان نامیده میشه، این عملیات بسیار سنگینی بود».
-«الآن شما به رفتار سرکرده این گروهک یعنی مسعود رجوی نگاه کنید. بعد از حدود هفت روز که از این حادثه گذشته، عدم هیچگونه واکنشی از سوی سرکرده این گروهک همین امروز گمانهزنیها و فرضیههای متنوعی را ایجاد کرده. تحلیلهای مختلفی را بهوجود آورده، یا این کشته شده، اسمش اعلام نمیشه».
-«سکوت یا نشانه بهت، حیرت و در واقع شرایط بسیار سخت روحی روانی یک سرکرده گروهک میتونه باشه، یا اینکه هلاکت او. چیزی غیر از این نمیتونه باشه».
-«به اندازه قتلعامهای ناشی از تهاجم هستهیی آمریکا به ناکازاکی و هیروشیما اینها کشته گرفتند از مردم ایران و عراق».
-«تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک، اینها همه زنان، یعنی همه همسران و شوهران را، همه خانوادهها را مجبور به طلاق اجباری کردند. و اینها همه حلقههای در واقع زناشویی خودشون را ریختند به پای مسعود رجوی... همه خانوادهها را متلاشی کردند».
-«شما دقیقاً واقف هستید که اینها بودند که با جاسوسی در محیط هستهیی ما یک فضای خیالی و موهومی و تصنعی در نظام بینالملل نسبت به فعالیت هستهیی ما ایجاد کردند و هرآنچه که امروز ملت ایران از تحریم از کاهش تعاملات جهانی و تأثیرات آن میبینه همه ناشی از خیانتی است که اینها به ملت ایران کردند».
-«آمریکا برای اینکه بتونه آلترناتیو و جایگزینی پیدا کنه آمد اینها را از فهرست کشورهای حامی تروریست خارج کرد و به اینها در واشنگتن دفتر داد، اینها در اتحادیه اروپا رسمیت پیدا کردند و امروز برای اینکه آزادی عمل پیدا کنند و در مسیر اهداف استراتژیک آمریکا حرکت کنند، آمریکائیها همین امروز معاون وزیر خارجه آمریکا با مریم رجوی تماس میگیره از او دلجویی میکنه و به او دستور میده که نیروهاشون را از اشرف ببرند در لیبرتی و اعلام میکنه که ما محافظت اینها رو بهعهده میگیریم».
***
۸-از فردای قیام دیماه ۹۶گفته بودیم که این قیام تداوم دارد، گسترش و عمق پیدا میکند. با مقاومت سازمانیافته، پیوند و پشتوانه دارد. رژیم در برابر آن هیچ راهحل و برونرفت و برگبرنده ندارد.
از اینرو «برخلاف قیامهای پیشین، هر گونه برونرفت جدی و واقعی، چه در زمینهٔ اقتصادی و چه در زمینهٔ سیاسی و بینالمللی، بهمعنی نفی پایهها و موجودیت رژیم ولایت است. بر سر شاخ نشستن و بُن بریدن است. ولیفقیه برای جمع کردن این قیام، ناگزیر از حل تضادهایی است که اگر به آن مبادرت کند (اعم از اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و امنیتی) راهگشای سرنگونی خود اوست» (اطلاعیه شماره ۱۱-۱۲آبان ۹۷).
***
اکنون در میدان عمل همگان وضعیت رژیم و ضد رژیم را بچشم میبینند.
رژیم هر روز باید برای بقا و سرنگون نشدن خود شانس بیاورد و ساز و دهل بزند.
اما مردم و مقاومت ایران با بهای سنگین و خونین به جهشی عظیم و بازگشتناپذیر دست یافتند. این بیمهنامه ما در تحولات آینده است.
استراتژی ظفرنمون ارتش آزادی در کانونها و محلهها و شهرهای شورشی محک خورد. این استراتژی اکنون در سراسر میهن شعله افکنده است.
بار دیگر ثابت شد که این رژیم زبانی جز قهر و قدرت و قاطعیت نمیفهمد. باقی، فریب و فسانه است.
گفت آتش بیسبب نفروختم
دعوی بیمعنیات را سوختم
اکنون بگذارید رژیم و همدستان هر چه میخواهند مجاهدین و مقاومت ایران و جوانان شورشگر و اشرفنشان را به خشونتطلبی متهم کنند و روضهٔ «خشونتپرهیزی» بخوانند.
بار دیگر سبوی اصلاحطلبی بشکسته و پیمانهٔ کنار آمدن با این یا آن جناح و سپاه رژیم فرو ریخته است.
ریختن حاصل خونها و مقاومت تاریخی ۴۰ساله به حساب شاه نه فقط ضدتاریخی و ارتجاعی بلکه آب در هاون کوبیدن است.
به رژیم و هرکس که در جبهه رژیم و همسو با رژیم مدعی پایگاه مجاهدین و مقاومت ایران در داخل کشور است میگوییم اگر نمیبینید، همچنانکه رئیسجمهور برگزیده این مقاومت از سالها پیش گفته است، برای ما هم یک راهپیمایی در خیابانهای تهران تأمین کنید.
«آخوندها مدعیند که این مقاومت در داخل ایران پایگاهی ندارد. پاسخ ما این است: آزادی و امنیت اعضا و هواداران این مقاومت را تأمین کنید تا یک راهپیمایی در خیابانهای تهران برگزار کنند، آن وقت میبینید که چگونه سراپای رژیمتان را در مینوردند» (۶تیر ۱۳۹۳).
اما رژیم از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ تا امروز هرگز آزادی بیان و تظاهرات و انتخابات را برنتابیده است.
تنها جواب شیخ آتش
آتش، شعله برکَـش
شورش ادامه دارد
و این قیامی است تا پیروزی
***
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست.