‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش آزادیبخش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش آزادیبخش. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ فروردین ۱۱, چهارشنبه

مسعود رجوی: سرانجام خلیفه ارتجاع به «برکات» کرونا، مانند «برکات» جنگ ضدمیهنی برای رژیم ولایت فقیه مُقِـر آمد



مسعود رجوی- ۳۱شهریور ۹۹

سرانجام خلیفه ارتجاع به «برکات» کرونا

مانند «برکات» جنگ ضدمیهنی برای رژیم ولایت فقیه مُقِـر آمد

جنگ با یک میلیون کشته و هزار میلیارد دلار خسارت برای ایران

با شعار فتح قدس از طریق کربلا

جنگی غیرعادلانه در خدمت بقاء استبداد دینی که در آن سال‌ها

تنها مقاومت ایران در منتهای میهن‌پرستی و دفاع از منافع ملی

برای حفظ جان و مال مردم ایران در برابر آن قد برافراشت

و برچسبهای رذیلانه بسیار به جان خرید


تا زمانی که ارتش آزادیبخش ملی درِ تنور جنگی خمینی را گل گرفت

خامنه‌ای ۳۱شهریور ۹۹: «جنگ به‌طور طبیعی یک پدیده سهمگین و خشن هست اما برای ما از این پدیده سهمگین و خشن ۸ساله، این برکاتی که من حالا چند تای آنرا شمردم برای ما حاصل شد و بیش از اینها است. یعنی ما از جنگ بشارت به‌دست آوردیم، پیشرفت به‌دست آوردیم، طراوت به‌دست آوردیم. آورده برای ما داشت.

بحث مدافعان حرم هم که من یک اشاره‌یی کردم جزو بحثهای حیرت‌انگیز زمان ماست که حادثه بسیار مهمی است در یک صف واحد رزمنده سوری و لبنانی و عراقی و ایرانی و افغانی، همه در کنار هم برای یک هدف، حرکت می‌کنند این چیز عجیبی است این جزو پدیده‌های بزرگ زمان ماست و این البته از همان برکات دفاع مقدس است.»

آخوند روحانی در تابستان گذشته گفت سپاه از ثمرات جنگ است.

آخوند روحانی ۳۱تیر۹۷: «ما در جنگ ۸ساله یک نیروی نظامی دوم قویی متولد شد یعنی ۸سال جنگیدیم. یک نوزادی تبدیل شد به یک جوان برومند قوی. ما یک ارتش داشتیم دیگه تبدیل شد به دو تا ارتش. ما یک ارتش داشتیم یک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم توی جنگ درست شد.»

پس تا سپاه جنگ و جنایت هست، ظلمت آخوندی و ولایت فقیه هم برقرار است. باید با آن جنگید. بدون جنگ ساقط نمی‌شود. استراتژی ارتش آزادیبخش ملی از آغاز بر همین پایه بنا شده و کانون‌های شورشی در همین مسیر هستند.


در اطلاعیه شماره ۱۰ گفتیم که:

«پاسخ واقعی و ضروری و حقیقی در جنگ صد برابر و شورشگری حداکثر، بوده و هست و خواهد بود.

آنقدر که از طریق کانون‌های شورشی به ارتش آزادیبخش ملی اعتلاء یابد و سپاه دشمن ضدبشر را در هم بکوبد».

خامنه‌ای از سال‌ها پیش می‌گفت: «سپاه و بسیج مطمئن‌ترین حافظ امنیت» رژیم است (۲۸ اسفند ۷۸). چنگ انداختن سپاه پاسداران بر بخش اعظم اقتصاد ایران نیز برای تحکیم موقعیت آن است. آن‌قدر که یک مقام آمریکایی گفت: «اگر شما در ایران معامله تجاری بکنید دانسته یا ندانسته با سپاه سر و کار دارید» (الیوت آبرامز- ۲۸ اردیبهشت۹۶).


ارتش آزادیبخش ملی ایران - شماره ۲۴ – ۲۳فروردین۱۳۹۹

خامنه‌ای در ۱۳اسفند به صراحت گفت بر آن است از بلا و تهدید کرونا، نعمت و فرصت بسازد. منظورش این است که کرونا را بر ضد سرنگونی رژیم ولایت فقیه با تلفات کلان انسانی برای حفظ این رژیم به کار گیرد.

این بلا به‌نظر ما بلای آن‌چنان بزرگی نیست، از این بلاها بزرگتر هم وجود داشته و دارد، خودمان هم در کشور مواردی را مشاهده کردیم. . . .

و مطلب آخر هم این است که مسأله یک مسأله گذرا است، یک چیز فوق‌العاده نیست، از این حوادث در کشور پیش می‌آید، البته من نمی‌خواهم مسأله را خیلی کوچک بگیرم، اما خیلی هم بزرگش نکنیم مسأله را. یک قضیه‌یی است پیش آمده، یک مدتی که انشاءالله خیلی طولانی نخواهد بود، این برای کشور وجود خواهد داشت بعد همه رخت برمی‌بندد و می‌رود و می‌تواند تجربیاتی که ما در این زمینه به‌دست می‌آوریم و فعالیتی که مردم می‌کنند، دستگاهها می‌کنند و در واقع یک رزمایشی، رزمایش عمومی در این زمینه انجام می‌گیرد این می‌تواند یک دستاورد باشد. اگر این دستاوردها را داشته باشیم، بلا برای ما تبدیل می‌شود به نعمت، تهدید تبدیل می‌شود به فرصت.

اینچنین برای خلیفهٔ ارتجاع هر مرگ یک فرصت و یک نعمت است.

خمینی هم جنگ را «نعمت الهی» می‌دانست. برای حفظ رژیم ولایت فقیه که آن را واجب‌ترین واجب‌ها اعلام کرد ۸سال به جنگ ضدمیهنی با عراق ادامه داد. یک میلیون اتباع ایران را به تنور جنگ ریخت. ۲میلیون معلول و مجروح و ۴میلیون نفر آواره شدند. وزارت آموزش و پرورش خمینی در ۱۵دی ۱۳۶۷ اعلام کرد در طول جنگ ۴۴۰هزار دانش‌آموز را به خط مقدم یعنی بر روی میدانهای مین فرستاده است. رژیم تا همین اواخر در روز ۸آبان تحت عنوان روز بسیج دانش‌آموزی یادواره ۳۶هزار تن از دانش‌آموزان قربانی را برگزار می‌کرد.

خمینی برای حفظ نظام بعد از آتش‌بس به قتل‌عام مجاهدین «سر موضع» در زندانهایش حکم کرد و فتوا داد:

«از آنجا که منافقین خائن به هیچ‌وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست. ... و با توجه به محارب بودن آنها و جنگهای کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور...

و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کـرده و می‌کنند محارب و محکوم به اعدام می‌باشند.‌»

بعد هم در پاسخ به سؤالات سرجلاد قضاییه وقت، هیچ شکافی باقی نگذاشت. حکم قتل‌عام را آببندی کرد و نوشت: «در تمام موارد . . . هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید» (کتاب جنایت علیه بشریت صفحه ۴۹۷).

در آن روزگار برای ناظرانی که با طینت دجال و ضدبشری ولایت فقیه آشنا نبودند، عملکرد خمینی در ماجرای گروگانگیری و در جنگ‌افروزی و قتل‌عام و صدور ارتجاع و تروریسم، به‌سادگی قابل فهم نبود. هم‌چنان‌که نمی‌دانستند چرا می‌گفتیم و می‌گوییم که تنها هماورد تاریخی و ایدئولوژیکی ولایت‌فقیه، اسلام بردبار و دموکراتیک مجاهدین است. ۴۰سال گذشت و این هماوردی در جمیع جهات در عرصهٔ سیاسی و اجتماعی ایران و در پهنهٔ منطقه‌یی و بین‌المللی هم‌چون روز روشن شد.

امروز هم در موضوع کرونا در وهله اول مشکل بتوان فهمید که چرا خامنه‌ای و روحانی به‌خاطر همان اقتصادی که خمینی می‌گفت مال خر است، در فرستادن مردم به کام مرگ کرونا منفعت و اصرار دارند. مگر نمی‌فهمند که وبال گردنشان خواهد شد؟ اما چاره‌ای ندارند و بین بد و بدتر ناگزیر بد را انتخاب کرده‌اند.

خامنه‌ای و روحانی برای حفظ رژیم از خطر قیام و سرنگونی در شرایط تحریم، استراتژی کلان تلفات انسانی و فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفته‌اند. این «به سر کار» فرستادن زحمتکشان اعم از کارگران و کارمندان ادامه همان خط کار جنگ ضدمیهنی و قتل‌عام زندانیان در شرایط امروز است.

اگر برای رژیم ولایت فقیه هر مرگ یک فرصت و یک نعمت است، ما باید با شورش و جنگ صد برابر آن را به تیک‌تاک قیام و ناقوس سرنگونی تبدیل کنیم. فرصت استبداد دینی و رژیم دجال و ضدبشری به پایان رسیده است.

شورشگران پیروزی می‌سازند.


۱۳۹۹ فروردین ۷, پنجشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۰) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت نهم


نکته بسیار مهم دیگری که از همان زمان تابه‌حال ما بر روی آن پافشاری کرده‌ایم، این است که نباید انتظار سرنگونی خودبخودی این رژیم را داشت. می‌گفتیم:
سرنگونی رژیم، یک امر خودبخودی نیست. یعنی نباید انتظار داشت که رژیم خودبخود بیفتد یا بیاید اعتراف و معذرت خواهی بکند که زیاد جنایت کرده و بعد هم خودش بگذارد برود! پس وقتی صحبت از ”سرنگونی“ می‌کنیم، تا آن‌جایی که به ما و به مردم ما مربوط است این امر مستلزم قیام است.
اما خود قیام، مستلزم این است که امکان پاگرفتنش وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، بایستی موانع قیام، ‌ (یعنی چیزهایی که دست و پای توده‌ی مردم را می‌بندندکه نتوانند قیام کنند) برکنار و کنار زده بشوند. یعنی فرصت و لحظهٴ مناسب برای قیام، در دسترس قرار بگیرد و ما در این مسیر هستیم

***

حالا بیش از ۲۷سال از روزگاری که من مطالب فوق را در نوارصوتی برای مجاهدین در داخل کشور می‌فرستادم، گذشته است. در سال ۶۱و در همین جمع‌بندی، و در شرایطی که هیچ امکان و فرصتی برای تشکیل ارتش آزادیبخش نبود مجاهدین درپی استراتژی سرنگونی، می‌خواستند آن را با قیام شهری محقق کنند که البته لازمه‌اش این بود که ابتدا تور اختناق ولایت‌فقیه از هم بگسلد و پاره شود تا امکان تمرکز و تجمع نیرو برای قیام توده‌های شهری فراهم شود. اما جنگ ضدمیهنی مانع بود. سپس ۴سال طول کشید تا به تأسیس ارتش آزادیبخش رسیدیم که جداگانه باید به آن پرداخت.
آنچه در این فصل می‌خواهم توجه‌تان را به آن جلب کنم، شناخت و تعریف رژیم ولایت‌فقیه به‌عنوان یک رژیم دجال ضدبشر با خصوصیت ویژه صدور ارتجاع و تروریسم است که در منتها درجه خود به جنگ ۸ساله ضدمیهنی منجر شد.
بحران‌سازی و صدور ارتجاع و تروریسم لازمه حیات این رژیم است و بعداً درباره آن بیشتر صحبت خواهیم کرد.
پس تا این‌جا حرفها را خلاصه می‌کنم:
اول این‌که، ما با یک رژیم ارتجاعی و ضدتاریخی روبه‌رو هستیم که تعاریف دیکتاتوریهای شناخته شده و کلاسیک درباره آن صدق نمی‌کند زیرا سرسیاسی آن مادون سرمایه‌داری است و بنابراین یک رژیم دجال و ضدبشری است.
دوم این‌که، اصلاح پذیر نیست و باید سرنگون شود.
سوم این‌که، سپاه پاسداران ابزار اصلی حاکمیت ولی‌فقیه است.
چهارم این‌که، این رژیم کودتا پذیر نیست (منظور کودتای نظامی است) مگر به انتهای خط رسیده و قبل از آن کودتای مفروض، امر سرنگونی به‌طور عمده و محتوایی انجام شده باشد.
پنجم این‌که، صدور بحران و ارتجاع و تروریسم که به جنگ ضدمیهنی ۸ساله منجر شد، لازمه بقای این رژیم و بخش لاینفک موجودیت آن است.
ششم این‌که، سرنگونی چنین رژیمی خودبه‌خودی نیست و به‌طور قانونمند باید سازمان‌یافته محقق شود.
هفتمین نکته که بعداً خواهم گفت ولی در همین جا نباید از قلم بیفتد و ناگفته بماند، ضعف مفرط ماهوی و شکنندگی حداکثر این رژیم به‌ویژه در برابر مجاهدین و کسانی است که در برابر آن محکم بایستند و در دهانش بکوبند در این‌صورت هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و هیچ سلطه‌یی بر آنان نخواهد یافت. خدا به شیطان گفته بود که بر بندگان من سلطه‌یی نخواهی یافت: إنَّ عبَادی لَیسَ لَکَ عَلَیهم سلطَان

***

آخرین نکته در این فصل که حتماً باید بگویم، این است که اگر پس از ۲۷سال از من بپرسید در مورد دجالیت و خصلت ضدبشری رژیم ولایت‌فقیه، حالا چه می‌گویی و چه تصویری داری، جوابم این است که در آن زمان که عیناً همین حرفها را می‌گفتم، در حیطه دجالیت و خصلت ضدبشری، عشری از اعشار را هم نفهمیده بودم و توان تصور آن را هم نداشتم.
-من واقعاً در آن زمان تصوری از آنچه در «واحدهای مسکونی» و «قفس» ها بر سر خواهرانمان برای درهم شکستن آنها آورده‌اند، نداشتم. کتابهایی که برادران و خواهرانمان، به‌ویژه اعظم حاج حیدری، در این باره نوشته‌اند، لرزه بر اندام می‌افکند. برادرش او را لو داده و همراه با پسر عمویش هر دو شکنجه‌گر او بوده‌اند. وای بر سنگدلان و شقاوت پیشگان….
-در تابستان سال ۶۱، من واقعاً تصوری از قتل‌عام زندانیان سیاسی و گورهای جمعی نداشتم.
-تصوری از ابعاد فحشاء و اعتیاد که رژیم خودش مروج آنست و فروش اجزای بدن و فروش دختران در رژیمی که بر خود نام جمهوری اسلامی گذاشته است، نداشتم.
-تصوری از این نداشتم که چگونه رژیم در پاکستان در روز روشن در کویته وکراچی و اسلام‌آباد ۲۰پایگاه مجاهدین را می‌تواند به رگبار و موشک و «اس پی چی ناین» ببندد. نقدی را در روز روشن در رم و کاظم را در ژنو ترور کند و دولتهای مربوطه دَم بر نیاورند.
-تصوری از آدم‌ربایی و شکنجه در روز روشن توسط سفیر رژیم، منوچهر متکی در ترکیه و همچنین ربودن و مثله کردن یک مجاهد خلق در آنجانداشتم.
-تصوری از طاهره طلوع سمبل شهیدان فروغ، با دشنه‌یی در قلبش در حالی‌که بر فراز یک بلندی به‌صورت واژگون با طناب ولایت خمینی از درختی آویزان شده، هرگز نداشتم.
-تصوری از این نداشتم که چگونه و با چه معاملات و زد و بندهایی می‌تواند دولت فرانسه و شیراک را به اخراج پناهندگان به گابن، به چشم بستن بر ربودن و کشتن ما در پاریس و به کودتای ننگین ۱۷ژوئن بکشاند. آن‌قدر که در اعتراض به آن ۲۵مشعل دار فروزان آزادی، خود را در۱۰کشور به آتش بکشند.
- تصوری از این‌که این رژیم چگونه و با چه ترفندی و با چند میلیارد دلار رشوه و معامله، مجاهدین را در لیست تروریستی اتحادیه اروپا وارد می‌کند، نداشتم.
-تصوری از این‌که آمریکا را چگونه به دام برچسب تروریستی علیه مجاهدین، به دام جنگ در عراق و به بمباران یک صدباره پایگاههای ارتش آزادیبخش ملی ایران خواهد کشاند، نداشتم. هم‌چنان‌که تصوری از باج سبیلی نداشتم که آقای جک استرا را به رضایت برای بدار کشیدن ۶۵یا دست کم ۲۰تن از رهبران مجاهدین پس از استرداد به تهران، می‌کشاند.
-تصوری از ابعاد دریدگی و کثافت و رذالت مزدوران عراقی رژیم نداشتم
-تصوری از ابعاد مزدورسازی و نیرنگها و مجعولات و لجن‌پراکنیهای این رژیم علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت و پولهای حیرت انگیزی که در این خصوص حتی برای کَندن یک نفر و برای یک دروغ و یک ناسزا از جانب مزدوران علیه ما خرج می‌کند، نداشتم.
سردار شهید خلق، موسی خیابانی، خمینی را که اسمش روح الله بود، »روح پلید شیطان» می‌خواند. به‌راستی درست گفته است. در قسمت بعد، چند نمونه را بازگو می‌کنم.