رژیم وحشی و ضد بشری آخوندی در یک اقدام به غایت ضدانسانی و برای ارعاب عمومی، برخلاف قوانین بینالمللی و اصول حقوق بشر، شماری از جوانان دستگیر شده محلات تهران را با رفتاری تحقیرآمیز و همراه با شکنجه روانی در خیابان و ملأ عام چرخاند.
مزدوران سرکوبگر و دژخیمان ولایت فقیه درحالیکه جوانان دستگیر شده را محاصره کرده بودند به اهانت و ضرب و شتم آنها پرداختند. این اقدام جنایتکارانه موجی از نفرت را در میان مردم؛ کاربران شبکه های اجتماعی به دنبال داشت و خشم و انزجار عمومی را برانگیخت.
مسعود رجوی به جوانان و مردم تهران: صحنههای فجیع و ضدانسانی سرکوب و کتک زدن و ارعاب در ملاءعام را تحت هیچ بهانه و عنوان تحمل نکنید. خامنهای را لعنت کنید. فریاد مرگ بر اصل ولایت فقیه سر دهید. جواب دژخیمان و جلادان آتش است و بس. دستکم باید سنگی نثار مأموران و خودروی آنان کرد. در شب اربعین خامنه ای و دژخیمانش منتهای ذلت و تحقیر و توهین را در حق ملت ما روا داشتند. هیهات مناالذله. برای دفاع از خود و خلق در زنجیر مسلح شوید. #انحلال سپاه پاسداران
مانند «برکات» جنگ ضدمیهنی برای رژیم ولایت فقیه مُقِـر آمد
جنگ با یک میلیون کشته و هزار میلیارد دلار خسارت برای ایران
با شعار فتح قدس از طریق کربلا
جنگی غیرعادلانه در خدمت بقاء استبداد دینی که در آن سالها
تنها مقاومت ایران در منتهای میهنپرستی و دفاع از منافع ملی
برای حفظ جان و مال مردم ایران در برابر آن قد برافراشت
و برچسبهای رذیلانه بسیار به جان خرید
تا زمانی که ارتش آزادیبخش ملی درِ تنور جنگی خمینی را گل گرفت
خامنهای ۳۱شهریور ۹۹: «جنگ بهطور طبیعی یک پدیده سهمگین و خشن هست اما برای ما از این پدیده سهمگین و خشن ۸ساله، این برکاتی که من حالا چند تای آنرا شمردم برای ما حاصل شد و بیش از اینها است. یعنی ما از جنگ بشارت بهدست آوردیم، پیشرفت بهدست آوردیم، طراوت بهدست آوردیم. آورده برای ما داشت.
بحث مدافعان حرم هم که من یک اشارهیی کردم جزو بحثهای حیرتانگیز زمان ماست که حادثه بسیار مهمی است در یک صف واحد رزمنده سوری و لبنانی و عراقی و ایرانی و افغانی، همه در کنار هم برای یک هدف، حرکت میکنند این چیز عجیبی است این جزو پدیدههای بزرگ زمان ماست و این البته از همان برکات دفاع مقدس است.»
آخوند روحانی در تابستان گذشته گفت سپاه از ثمرات جنگ است.
آخوند روحانی ۳۱تیر۹۷: «ما در جنگ ۸ساله یک نیروی نظامی دوم قویی متولد شد یعنی ۸سال جنگیدیم. یک نوزادی تبدیل شد به یک جوان برومند قوی. ما یک ارتش داشتیم دیگه تبدیل شد به دو تا ارتش. ما یک ارتش داشتیم یک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم توی جنگ درست شد.»
پس تا سپاه جنگ و جنایت هست، ظلمت آخوندی و ولایت فقیه هم برقرار است. باید با آن جنگید. بدون جنگ ساقط نمیشود. استراتژی ارتش آزادیبخش ملی از آغاز بر همین پایه بنا شده و کانونهای شورشی در همین مسیر هستند.
در اطلاعیه شماره ۱۰ گفتیم که:
«پاسخ واقعی و ضروری و حقیقی در جنگ صد برابر و شورشگری حداکثر، بوده و هست و خواهد بود.
آنقدر که از طریق کانونهای شورشی به ارتش آزادیبخش ملی اعتلاء یابد و سپاه دشمن ضدبشر را در هم بکوبد».
خامنهای از سالها پیش میگفت: «سپاه و بسیج مطمئنترین حافظ امنیت» رژیم است (۲۸ اسفند ۷۸). چنگ انداختن سپاه پاسداران بر بخش اعظم اقتصاد ایران نیز برای تحکیم موقعیت آن است. آنقدر که یک مقام آمریکایی گفت: «اگر شما در ایران معامله تجاری بکنید دانسته یا ندانسته با سپاه سر و کار دارید» (الیوت آبرامز- ۲۸ اردیبهشت۹۶).
ارتش آزادیبخش ملی ایران - شماره ۲۴ – ۲۳فروردین۱۳۹۹
خامنهای در ۱۳اسفند به صراحت گفت بر آن است از بلا و تهدید کرونا، نعمت و فرصت بسازد. منظورش این است که کرونا را بر ضد سرنگونی رژیم ولایت فقیه با تلفات کلان انسانی برای حفظ این رژیم به کار گیرد.
این بلا بهنظر ما بلای آنچنان بزرگی نیست، از این بلاها بزرگتر هم وجود داشته و دارد، خودمان هم در کشور مواردی را مشاهده کردیم. . . .
و مطلب آخر هم این است که مسأله یک مسأله گذرا است، یک چیز فوقالعاده نیست، از این حوادث در کشور پیش میآید، البته من نمیخواهم مسأله را خیلی کوچک بگیرم، اما خیلی هم بزرگش نکنیم مسأله را. یک قضیهیی است پیش آمده، یک مدتی که انشاءالله خیلی طولانی نخواهد بود، این برای کشور وجود خواهد داشت بعد همه رخت برمیبندد و میرود و میتواند تجربیاتی که ما در این زمینه بهدست میآوریم و فعالیتی که مردم میکنند، دستگاهها میکنند و در واقع یک رزمایشی، رزمایش عمومی در این زمینه انجام میگیرد این میتواند یک دستاورد باشد. اگر این دستاوردها را داشته باشیم، بلا برای ما تبدیل میشود به نعمت، تهدید تبدیل میشود به فرصت.
اینچنین برای خلیفهٔ ارتجاع هر مرگ یک فرصت و یک نعمت است.
خمینی هم جنگ را «نعمت الهی» میدانست. برای حفظ رژیم ولایت فقیه که آن را واجبترین واجبها اعلام کرد ۸سال به جنگ ضدمیهنی با عراق ادامه داد. یک میلیون اتباع ایران را به تنور جنگ ریخت. ۲میلیون معلول و مجروح و ۴میلیون نفر آواره شدند. وزارت آموزش و پرورش خمینی در ۱۵دی ۱۳۶۷ اعلام کرد در طول جنگ ۴۴۰هزار دانشآموز را به خط مقدم یعنی بر روی میدانهای مین فرستاده است. رژیم تا همین اواخر در روز ۸آبان تحت عنوان روز بسیج دانشآموزی یادواره ۳۶هزار تن از دانشآموزان قربانی را برگزار میکرد.
خمینی برای حفظ نظام بعد از آتشبس به قتلعام مجاهدین «سر موضع» در زندانهایش حکم کرد و فتوا داد:
«از آنجا که منافقین خائن به هیچوجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه میگویند از روی حیله و نفاق آنهاست. ... و با توجه به محارب بودن آنها و جنگهای کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور...
و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کـرده و میکنند محارب و محکوم به اعدام میباشند.»
بعد هم در پاسخ به سؤالات سرجلاد قضاییه وقت، هیچ شکافی باقی نگذاشت. حکم قتلعام را آببندی کرد و نوشت: «در تمام موارد . . . هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید» (کتاب جنایت علیه بشریت صفحه ۴۹۷).
در آن روزگار برای ناظرانی که با طینت دجال و ضدبشری ولایت فقیه آشنا نبودند، عملکرد خمینی در ماجرای گروگانگیری و در جنگافروزی و قتلعام و صدور ارتجاع و تروریسم، بهسادگی قابل فهم نبود. همچنانکه نمیدانستند چرا میگفتیم و میگوییم که تنها هماورد تاریخی و ایدئولوژیکی ولایتفقیه، اسلام بردبار و دموکراتیک مجاهدین است. ۴۰سال گذشت و این هماوردی در جمیع جهات در عرصهٔ سیاسی و اجتماعی ایران و در پهنهٔ منطقهیی و بینالمللی همچون روز روشن شد.
امروز هم در موضوع کرونا در وهله اول مشکل بتوان فهمید که چرا خامنهای و روحانی بهخاطر همان اقتصادی که خمینی میگفت مال خر است، در فرستادن مردم به کام مرگ کرونا منفعت و اصرار دارند. مگر نمیفهمند که وبال گردنشان خواهد شد؟ اما چارهای ندارند و بین بد و بدتر ناگزیر بد را انتخاب کردهاند.
خامنهای و روحانی برای حفظ رژیم از خطر قیام و سرنگونی در شرایط تحریم، استراتژی کلان تلفات انسانی و فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفتهاند. این «به سر کار» فرستادن زحمتکشان اعم از کارگران و کارمندان ادامه همان خط کار جنگ ضدمیهنی و قتلعام زندانیان در شرایط امروز است.
اگر برای رژیم ولایت فقیه هر مرگ یک فرصت و یک نعمت است، ما باید با شورش و جنگ صد برابر آن را به تیکتاک قیام و ناقوس سرنگونی تبدیل کنیم. فرصت استبداد دینی و رژیم دجال و ضدبشری به پایان رسیده است.
علاوه بر قاتلان برادرم کاظم، آمران و عاملان همه ترورها و جنایتهای فاشیسم دینی در داخل و خارج ایران باید تحریم شوند و به سزای اعمال خود برسند.
قاتلان قاسملو در وین، بختیار و برومند در پاریس، فریدون فرخزاد در بن، اکبر قربانی در استانبول، شرفکندی در برلین، نقدی در رم، زهرا رجبی و علی مرادی در استانبول و محمد حسن ارباب در کراچی و دهها تن دیگر در این شمارند.
این علاوه بر صدها جنایت تروریستی رژیم ولایت فقیه در خاک عراق و کردستان عراق علیه مقاومت ایران و پیشمرگان و برادران کرد ماست.
صاعقهٔ ۷۰هزار قربانی کرونا و درندهخویی خامنهای و رئیسی در کشتن بهخاطر مشروب
راهزنان ”دخل ولایت برند“ می زدهای را ”به جنایت برند“
چهار ماه پیش وقتی آمار جگرسوز پرپرشدگان کرونا از ۲۰۰۰ گذشت آدمی در بهت و ناباوری فرو میرفت و قلبها به حنجرهها میرسید. اکنون با صاعقهٔ ۷۰هزار چه باید کرد؟ راستی که ویروس ولایت در همه پهنهها جز قتلعام ارمغانی ندارد. جوجهها هم در امان نیستند چه رسد به جوانان قیام و اسیران ما در زندان.
دو روز پیش در ۱۸تیر وزیر بهداشت رژیم گفت طبق گزارش «دوستان امنیتی»مردم از فقر و تهیدستی به سمت «طغیان» میروند: «این گزارش دوستان امنیتی برای ما میآید. اینکه مردم از فقر و تهیدستی رو به سمت طغیان میبرند این بحث، بحث جدی است. رئیسجمهور این مملکت باید به این معیشت فکر کنند. دولت این مملکت، باید به نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی به این معیشت و عدم شکلگیری یک طغیان فکر کنند».
کشتن یک زندانی عادی در همان روز بهخاطر مشروب خوردن فقط برای ارعاب اجتماعی و جلوگیری از قیام در مشهد است که در دیماه۹۶ آغازگر بود. راهزنان حاکمیت مردم که ”دخل ولایت برند“ می زدهای را ”به جنایت برند“ . قضاییه جلادان سزاوار آتش است.
کشتن بهخاطر مشروبخوردن بر ضداسلام و قرآن و انسانیت است. این توحش ِ داعشی ِ خاص ولایت فقیه است. هیچیک از انبیاء و ائمه و پیشوایان اسلام انقلابی و تشیع مردمگرا هرگز، هیچگاه و در هیچ زمان و مکانی چنین حکمی ندادهاند. این حکم برخلاف نص صریح فرمان حضرت علی به مالک اشتر درباره ملاطفت و مدارا و مهر و محبت با توده مردم است. وقتی مالک را فرماندار مصر کرد به او نوشت: «قلب خود را آکنده از رحمت و لطف و محبت مردم کن و مبادا نسبت به ایشان چون جانوری درنده باشی و خوردن آنها را غنیمت بشماری. چرا که مردم دو دستهاند: یا با تو همکیش و برادرند، یا همسان و نظیر تو در خلقت و انسانیت برابرند».
جانور درندهای که خوردن و قتلعام مردم و منابع و طبیعت و دارائیهای ایران را مغتنم شمرده، همانا رژیم ولایت فقیه است.
با چوب حراج به خزر و خلیجفارس و جزایر و ماهیانش، با انهدام ذخایر زیر زمینی آب و بحران بیآبی، با عواقب زیستمحیطی پروژه اتمی، با جنگلهای آتش گرفته و سوخته، و با ادبیات و فرهنگی که در چرخ گوشت ولایت فرو رفته...
***
گفتهایم که ولیفقیه برای حفظ همین رژیم، با الگوی جنگ ضدمیهنی، راهکار فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفته و استراتژی کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی پیشه کرده است.
اکنون خلیفه ارتجاع بهخاطر اوضاع آمریکا در دلش قند آب میشود. یکی بهخاطر تلفات کرونا و دیگری انتخاباتی که در پیش است. خامنهای نشسته بر سر شاخ کرونا با خود میگوید هر طور شده ۴ماه آینده را از سر میگذرانیم، چه بسا ترامپ برود و بایدن به برجام برگردد و ما را استمالت کند، در اینصورت از خطر سرنگونی جستهایم.
در این دستگاه محاسبه، عنصر اصلی و کلیدی که خلق و ارتش گرسنگان و محرومان باشد جایی ندارد. اما خامنهای کور خوانده است. حتی اگر مثل شاه، آمریکا و اروپا و چین و ماچین را هم با خود داشته باشد باز هم سرنگونی و سقوط «سوخت و سوز» ندارد. این رژیم از همه سو در بنبست و بحران است. حرف آخر را مردم ایران میزنند. سرنوشت را پیشتازان، شورشگران و ارتش آزادیستان مینویسند. ما خود نویسندگان سرنوشت خویشتن و خلق و میهنیم.
از اینرو به همهٔ آنهایی که به این رژیم چشم دوختهاند همواره گفته و میگوییم: بفرمایید مذاکره کنید، بفرمایید با این رژیم صلح و سازش کنید، بفرمایید آزموده را باز هم بیازمایید و پیآمد آن را که جز تروریسم و بمبگذاری و انفجار و کشتار نیست، دیگر بار تجربه کنید.
این رژیم را فقط باید سرنگون کرد. باید بند از بندش گسست.
چارهٴ کار، شورش در جنگ سرنوشت با کرونای ولایت است.
شورشگران پیروزی میسازند.
با درود به گردهمایی جهانی ایران آزاد برای همبستگی با قیام مردم ایران، حمایت از کانونهای شورشی و ارتش آزادی
در آستانه قیام تاریخی ۳۰تیر و در آغاز چهلمین سال تشکیل شورای ملی مقاومت ایران یگانه جایگزین دموکراتیک و مستقل
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
خلیفه تبهکار ارتجاع در پیام خود در سال جدید فارغ از عملکرد مجرمانهاش در فاجعه کرونا و سالی که با سیل و زلزله و دشواریهای معیشتی و قتلعام خیابانی در قیام آبان و کشتار مسافران بیگناه هواپیمای اوکراینی همراه بود، فراتر از کرونا و همه فجایعی که کرونای ولایت فقیه بر ملت ایران تحمیل کرد، سختترین حادثه سال۹۸ را هلاکت سردژخیم ولایتش پاسدار قاسم سلیمانی دانست و گناه عملکرد تبهکارنه رژیم آخوندی را هم متوجه طبیعت کرد.
خامنهای اول فروردین ۹۹: سال ۹۸ برای ملّت ایران یک سال پُرتلاطم بود؛ سالی بود که با سیل آغاز شد، با کرونا تمام شد. در طول سال هم حوادث گوناگونی برای کشور و برای برخی از مردم کشور پیش آمد؛ حوادثی از قبیل زلزله، تحریمها و امثال اینها. اوج این حوادث عبارت بود از جنایت تروریستی آمریکا و شهادت سردار نامدار ایران و اسلام، شهید سلیمانی. در طول سال گرفتاریهای مردم هم کم نبود؛ سال به این شکل گذشت؛ بنابراین سال سختی بود.
-چه حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و امثال اینها، چه حوادث دستساز بیگانهها مثل تحریم و امثال اینها که انسان را متوجّه ضعفهای خودش میکند؛ چه ضعفهای طبیعی خودمان، که انسان بداند جای مغرور شدن نیست، ما همه ضعیف هستیم، آسیبپذیر هستیم.
خامنهای در حالی که بودجه سال۹۹ رژیم با ورشکستگی کامل و توخالی چشمانداز تیرهوتار معیشت مردم را تصویر میکند و در حالی که در سال ۹۸ جز رکود و گرانی و گلوله برای مردم به جان آمده ارمغانی نداشته ادعای رونق تولید، البته تولید بیاثر و نامحسوس کرد و گفت:
و امّا شعار سال. سال ۹۸ را ما بهعنوان سال «رونق تولید» معرّفی کردیم. لکن آنچه من میخواهم بگویم این است که این کاری که تا حالا شده شاید حتّی یکدهم آن چیزی که برای کشور احتیاج است نباشد. در سال ۹۸ تولید تکان خورد! حرکت کرد و راه افتاد تا یک حدودی، لکن اثری در زندگی مردم از آن محسوس نشد. سال گذشته گفتیم «رونق تولید»، امسال بنده عرض میکنم «جهش تولید»؛ امسال سال جهش تولید است! این شد شعار امسال؛
مسعود رجوی:
در روضهخوانی خامنهای،
انگار نه انگار که تاکنون بیش از ۸۰۰۰نفر در فاجعهٔ کرونا جان باختهاند
و رژیم ولایت بهخاطر پنهانکاری و بیکفایتی سهم عمده دارد.
او فداکاریهای جوانان و کادر پزشکی را هم به جیب گشاد خود ریخت.
ولیفقیه ارتجاع، بدون کمترین اشاره به جانباختگان فاجعه کرونا،
بدون ارائه و حتی اشاره به آمار قربانیان،
و بدون اعلام هیچگونه طرح و برنامه و بودجه برای مقابله با کرونا،
همه مسایل را دجالانه به امام زمان ارجاع داد!
این نشاندهنده بنبست مرگبار ولایت فقیه در مرحله پایانی و دوران سرنگونی است.
خمینی و آخوندهای خمینیصفت مانند خامنهای همانها هستند که به دژخیمان و پاسداران اوین فتوا میدادند بههنگام شکنجه مجاهدین در ماه رمضان روزه واجب نیست تا تشنه نشوند و بتوانند بهخوبی شلاق بزنند.
اکنون ولیفقیه دجال و ضدبشر، جان و سلامت میلیونها مردم ایران را در شریعت ریایی خود
هزار سلام و درود به دلاوران، قهرمانان و مجاهدان شورشگر در نجف و ناصریه و بغداد،
دست مریزاد که در نجف اشرف در آستان امیرمؤمنان، بهترین درس را به مأموران رژیم ایران دادید. سگهای زنجیری خامنهای میگویند دست هر کس را که بخواهد به آقای سیستانی حمله کند قطع خواهند کرد!
بهتر است دست و پای خود را در عراق قطع و گورشان را گم کنند. جز خامنهای خلیفهٔ ارتجاع و جاهلیت و مزدوران او به ذهن کسی خطور نمیکند که آقای سیستانی را در مقام مرجعیت بیازارد.
امروز در ناصریه، با ۴۰شهید و بیش از ۳۰۰مجروح، براستی که نقطهعطف درخشانی در مسیر آزادی عراق از یوغ استبداد دینی حاکم بر ایران خلق کردید. امروز تاریخچه خونین قیام دو ماهه در عراق را ورق زدید. «توفان انقلاب دموکراتیک عمق استراتژیک رژیم ولایت فقیه را در عراق و لبنان درمینوردد» و آتشفشان قیام در ایران با خامنهای و دست نشاندگانش سر سازگاری ندارد.
کف روی آب به کنار میرود: فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاء...
بغداد اسیر و مجروح آزاد میشود. جوانان شورشگر تا به آخر مشعلهای «تحریر» را فروزان نگه میدارند.
گفته بودیم که «دشمن واحد، جبهه واحد، و مبارزه واحد و مشترک، از ایران تا عراق و یمن و سوریه و لبنان، مسأله این است».
جمیل شمری که روز پنجشنبه شما را در ناصریه به رگبار بست همان جانور وحشی است که صحنهگردان سناریوی قاسم سلیمانی در قتلعام مجاهدین در اشرف بود که بعداً او را سرلشکر و سپهبد کردند. او یک جنایتکار علیه بشریت است و باید در برابر عدالت قرار بگیرد.
انقلاب در عراق و لبنان و ایران، انقلابی است تا پیروزی!
خلقهای این منطقه از جهان سرنگونی استبداد دینی و دستنشاندگان و مزدوران آن را اراده کردهاند. بر زنجیرهاست که گسسته شوند. بر تاریخ و سرنوشت است که ارادهٔ پیروزمند خلقهایمان را بپذیرند.
یکسال پیش در همین ایام گفته بودیم: «باگسستن بندهای مماشات و استمالت که آخوندهای ضدبشر را سه دهه در ناز و نعمت فرو برده بود، وارد دوران آمادهباش میشویم. هر چند طول بکشد و هر چند نشیب و فراز داشته باشد، سرنگونی دشمن ضدبشری محتوم است».
سیل تحریمها بیتالعنکبوت ولایت را احاطه کرده و به حلقهٔ نزدیکان و سرکردگان ولیفقیه ارتجاع رسیده است. آنها دست و پا میزنند و ناگزیر باید صورت خود را با سیلی سرخ کنند:
مجتبی خامنهای وزیر دربار خلیفه
ابراهیم رئیسی سرجلاد قتلعام ۶۷ و سر دژخیم قضاییه رژیم
محمدی گلپایگانی رئیس بساط دفتر
پاسدار حقانیان معاون اجرایی بیتالعنکبوت
ولایتی مشاور عالی
حداد عادل مشاور عالی و رئیس قبلی مجلس ارتجاع
پاسدار باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح
پاسدار غلامعلی رشید معاون عملیات
پاسدار دهقان مشاور دفاعی و رئیس صنایع نظامی
و ستاد کل نیروهای مسلح رژیم ولایتفقیه
***
با جوشش خون شهیدان، به پشتوانه قیام خلق و کانونهای شعلهور شورش و انقلاب، اکنون میتوان لرزههای سرنگونی را در داخل و خارج از مرزهای ایران به عیان دید.
همزمان، توفان انقلاب دموکراتیک عمق استراتژیک رژیم ولایتفقیه را در عراق و لبنان درمینوردد.
اخراج و پایان رژیم در عراق، در حکم پایان ولایتفقیه است. موتور ژئوپلیتیک روشن شده و آتشفشان قیام، با خمینی و خامنهای و رژیم آخوندی و سرکردگان و دست نشاندگانش سر سازگاری ندارد.
موضوع چیست؟
دشمن واحد، جبهه واحد، و مبارزه واحد و مشترک، از ایران تا عراق و یمن و سوریه و لبنان، مسأله اینست.
مقاومت ایران سالهای سال بر این حقیقت که فاشیسم دینی حاکم بر ایران، دشمن و تضاد اصلی خلقهای این منطقه از جهان است، پای فشرده. سخنان رئیسجمهور برگزیده مقاومت در تیرماه ۹۲ را گوش کنید:
مریم رجوی: «ده سال پیش من هشدار دادم که خطر دخالت آخوندها در عراق صدبار بیشتر از خطر اتمی ملاهاست. و اکنون میبینید که چگونه پیشروی آنها در عراق، کشورهای دیگر منطقه را در برمیگیرد.
به عراق مصیبتزده نگاه کنید. از ۳۳سال پیش خمینی با شعار فتح قدس از طریق کربلا، درصدد اشغال این کشور بود. و حالا بعد از خروج قوای آمریکا، اشغال عراق توسط آخوندها بهطور کامل انجام شده است. در واقع اکنون باید گفت که عراق، با یک دولت دستنشاندهٔ خامنهای و نهادهای امنیتی که تحت کنترل نیروی تروریستی قدس بهطور تمامعیار کار میکنند، تحت اشغال حکومت ملاهاست.
به لبنان نگاه کنید که چگونه آخوندها سرنوشت آن را از طریق حزبالشیطان به گروگان گرفته و آتش جنگ را به درون این کشور هم کشیدهاند.
ما بارها گفتیم و باز هم تکرار میکنیم که این رژیم، بمب اتمی را نیز قبل از هر چیز برای اعمال سلطه و هژمونی بر کشورهای عربی و اسلامی میخواهد، بقیهاش بهانه است.
حالا در بحبوحهٔ جنگ سوریه، آخوندهای حاکم بر تهران صریحاً میگویند سوریه استان سیوپنجم ماست. شما میدانید که ایران ۳۱استان دارد. حالا ملاها چگونه حساب کردند که سوریه استان سی و پنجم شده؟ لابد استانهای ۳۲، ۳۳ و ۳۴ عبارتاست از عراق و لبنان و فلسطین!
آنها به درستی میگویند چنانچه سوریه را از دست بدهیم، تهران را نمیتوانیم نگهداریم. این اعتراف صریح سران رسمی رژیم ملاهاست. پس تمام دعوا بر سر تهران است که آخوندها آن را در قبال مقاومت و قیام مردم ایران بهشدت در خطر و آسیبپذیر میبینند.
انقلاب سوریه، نقش و ماهیت شیطانی و جنایتکارانهٔ بهاصطلاح حزبالله را برملا کرده و شما میدانید که تشکیل این حزبالشیطان، سرمایهگذاری ۳۰ساله رژیم ملاها بوده است.
حالا اکثریت عظیم اعراب، مانند مردم ایران، به حزبالشیطان به مثابهٔ یک باند جنایتکار که زائدهٔ سپاه پاسداران است و برای حفظ منافع رژیم آخوندی تلاش میکند و حاضر است دست به هر جنایتی بزند، نگاه میکنند.
بله، حقیقت اساسی این است که این رژیم، دشمن مشترک تمام بشریت، بهویژه خلقهای منطقه است. و بههمین دلیل، وظیفهٔ مبرم همهٔ ملتها و دولتهای منطقه، این است که در برابر این جنگ ضدبشری و در برابر این نظام ولایت سفیانی که نظامی است ضدبشر، بایستند.
امروز رژیم ضدانسانی و ضداسلامی حاکم بر ایران، یک جنگ اعلام شده علیه مردم سوریه و عراق و لبنان به راه انداخته است. این، ادامهٔ جنگ این رژیم علیه مردم ایران است که خواهان سرنگونی رژیم ولایتفقیه هستند.
قیام مردم عراق علیه اشغال پنهان کشورشان توسط رژیم آخوندی و دولت دستنشاندهاش در عراق... باید مورد حمایت قرار گیرد تا از ادامهٔ سرکوب و کشتار در عراق و بالاگرفتن یک جنگ فرقهیی که خواست رژیم ایران است، جلوگیری شود.
رژیم ایران و دخالتش در سوریه و عراق و لبنان، هیچ ربطی به اسلام و مسلمانان شیعه ندارد. خامنهای جنایتکاری است که با بهراه انداختن جنگ مذهبی، درصدد حفظ سلطهٔ شوم خود است. شیعیانی که بهدست این رژیم در ایران و عراق به شهادت میرسند. از برادران و خواهران اهل تسنن ما که توسط این رژیم به شهادت رسیدند، اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست...
ما همهٔ دولتها و ملتهای منطقه را به تشکیل یک جبهه واحد برای مقابله و درهم شکستن جبهه تَطَرُف(افراطیگری) و بنیادگرایی بسرکردگی رژیم ایران و دولت دستنشاندهاش در عراق و همچنین رژیم سوریه فرامی خوانیم. این تنها راه دور کردن منطقه از یک جنگ فرقهیی خونبار است».
آری، صورت مسأله، اشغالگری رژیم آخوندی در منطقه، بهعنوان اختاپوس و پدرخوانده ارتجاع و بنیادگرایی است. حقیقتی که از تأکید و تکرار آن خسته نمیشویم:
«همه میدانند که خلیفه ارتجاع در تهران، اختاپوس عمامهدار ارتجاع و بنیادگرایی است که با دست درازی در عراق و سوریه و لبنان و یمن، صلح و آرامش را در این منطقه از جهان ربوده است. پدرخوانده مالکی و بشار و حزبالشیطان و دیگر شبهنظامیان در عراق و سوریه و لبنان و یمن است.
خامنهای در دیماه ۹۵میگفت که اگر جلوی "فتنهگران" را در سوریه نمیگرفتیم "باید در تهران، خراسان و اصفهان جلوی آنها را میگرفتیم". در خرداد ۹۶هم گفت: "در سوریه اگر این کاری که سرداران با ارزش ما انجام دادند، انجام نمیدادند، حالا باید در همین دور و بر و اطراف با اینها میجنگیدیم. باید در همین خیابانهای خودمان و شهرهای خودمان با اینها مبارزه میکردیم".
آخوند روحانی نیز در بهمن ۹۴ میگفت: "اگر سرداران رشید ما در بغداد و سامرا و فلوجه و رمادیه ایستادگی نمیکردند، و اگر در دمشق و حلب به دولت سوریه کمک نمیکردند ما امنیتی نداشتیم که بتوانیم (در مذاکرات اتمی) به این خوبی مذاکره کنیم".
آخوند جلاد رئیسی هم در اردیبهشت ۹۶ میگفت: "کاری که مدافعان حرم کردند، اینکه بهجای سنگر زدن در خیابانهای تهران امروز این سنگرها را در بسیار فرسنگها دورتر از تهران دارند پاسداری میکنند.." » (اطلاعیه شماره ۶-۲۵فروردین ۱۳۹۷).
***
واضح است که رژیم بهسادگی دست از عراق و لبنان برنمیدارد. پس باید با قدرت و قاطعیت دستش را کوتاه و خلع ید کرد.
روزگار سیاستمداران قراضهای که به گفتهٔ عراقیان با تانکهای آمریکایی فرود آمدند یا با بمبهای کنار جادهای از زیر قبای آخوندهای حاکم بر ایران برجهیدند، به پایان رسیده است،کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ. همانند شجرهٔ خبیثهای که از زمین برجهیده، قراری ندارد و پابرجا نمیماند.
حاکمیت و نفوذ ملایان نه در عراق و نه در لبنان پا بر جا نمیماند. پاسخ، همچنانکه مقاومت ایران از فردای جنگ در عراق اعلام کرده است یک دولت مستقل دموکراتیک و ملی است. بیانیه شورای ملی مقاومت ایران در مرداد ۱۳۸۴ را یادآوری میکنم:
«براساس تجارب ۵۰ساله ملت ایران برای نیل به دموکراسی و حاکمیت مردم، بالاخص تجربه ۲۷ساله در برابر دیکتاتوری مذهبی، پیام ما به مردم و نیروهای دموکراتیک و میهنپرست عراقی با هر دین و مذهب و با هر مرام و ملیت این است:
الف -با این همه درد و رنج و با این همه خونی که هر روز از پیکر عراق بر زمین میریزد، دیگر در عراق جایی برای هیچگونه افراطیگری باقی نمانده است. پاسخ، در یک دولت دموکراتیک ملی و مستقل و معتدل است تا بتواند وحدت سیاسی و تمامیت ارضی کشور تان را در دیالوگ مستمر با همهٔ جریانهایی که به قواعد دموکراتیک پایبند هستند حفظ کند و به اشغال پایان دهد.
ب- در شرایط کنونی و در پروسهٔ تدوین و تصویب و رفراندم قانون اساسی و انتخابات بعدی و تشکیل دولت جدید، تهدید مبرمِ تمامیت و آزادی عراق و بهخصوص آنچه مانع اصلی استقلال آن و خروج هر چه سریعتر نیروهای چندملیتی است، همان "جنگ پنهان و اشغال اعلام نشدهیی" است که ۲میلیون و ۸۰۰هزار تن از مردم عراق بر آن انگشت گذاشتهاند».
***
و این هم قسمتی از بیانیه سالانهٔ شورای ملی مقاومت در مرداد ۱۳۸۵:
«مهمترین و معتبرترین سند تاریخی حمایت مردم عراق از مجاهدین و مقاومت ایران، بیانیهٔ امضا شده توسط ۵میلیون و ۲۰۰هزار شهروند عراقی است که در روز ۱۷ژوئن ۲۰۰۶(۲۷خرداد ۱۳۸۵) در سومین سالگرد کودتای ارتجاعی استعماری علیه مقاومت ایران در فرانسه، در کنگرهٔ همبستگی مردم عراق در شهر اشرف، اعلان گردید. این بیانیه نه تنها توطئههای جاری، بلکه دو دهه کارزار لجن پراکنی و توطئه آخوندها را برای همیشه سوزانده است.
مردم عراق در این بیانیه تاریخی "مجاهدین خلق را شریک استراتژیک خود برای دستیابی به امنیت و صلح و دموکراسی و مشوق خود برای شرکت در انتخابات و پروسه سیاسی یافتند" و اعلام کردند: "در شرایط کنونی، مرزبندی و دعوای اصلی، بین دموکراسی و دیکتاتوری است"."رژیم ایران مانع استقرار امنیت و ثبات و دموکراسی در عراق و تهدید مبرمِ تمامیت و آزادی کشور ما، بهخصوص مانع اصلی استقلال آن و خروج هر چه سریعتر نیروهای چندملیتی است". "دموکراسی در عراق و دموکراسی در ایران در این موقعیت ژئوپلیتیکی ودر این برهه تاریخی، لازم و ملزوم و تضمین یکدیگرند" و "راهحل....، از خلع ید رژیم ایران در صحنهٔ عراق و از بهرسمیت شناختن موقعیت مجاهدین خلق میگذرد که وزنهٔ تعادل در برابر دخالتهای حکومت ایران هستند. کما اینکه خلعسلاح آنها موازنهٔ استراتژیکی در این منطقه حساس از جهان را بهسود رژیم ایران برهم زد"».
***
همه میدانند که آمریکا در سینی طلایی، عراق را پس از اشغال آن تقدیم آخوندهای حاکم بر ایران کرد و بعد هم گذاشت و رفت. بیمبالغه رژیم نخستین برنده جنگ اشغال عراق بود. جنگی که بهگفته اوباما احمقانه و بهقول ترامپ بدترین اشتباه تاریخ آمریکا بود (آسوشیتدپرس-۸دسامبر ۲۰۱۰و سایت هیل ۱۸سپتامبر ۲۰۱۸).
اکنون وقتی قالی عراق از زیر پای رژیم کشیده میشود، تمام تعادل رژیم در این منطقه و تمام سرمایهگذاری دو دهه اخیر و دو دهه قبلی، در هم میریزد که آثار زنجیرهای خود را در داخل رژیم برجا میگذارد و حاکی از قطعیت و حتمیت سرنگونی است. ریح و روح سپاه پاسداران و نظریه جهانشمول ولایتفقیه، در عراق به آزمایش کشیده میشود. گفته بودیم که روح حاکم برسپاه، صدور ارتجاع و جنگطلبی مبتنی بر نظریه ولایت جهانشمول است:
«دیکتاتوری ولایتفقیه یک دیکتاتوری نظامی-پلیسی است. و این سپاه پاسداران ابزار حفظ نظام ولایتفقیه است که این رژیم عمدتاً به آن متکی است. پس سپاه پاسداران ارگان محوری اعمال قهر و سرکوب نظامی است. اما دینامیسم یعنی موتور محرک سپاه یعنی روح حاکم بر آن صدور ارتجاع و جنگطلبی مبتنی بر نظریه ولایت جهانشمول است»(۲۲بهمن ۱۳۷۷).
***
چنین بود که رژیم برای مرعوب کردن و منکوب کردن قیام در عراق، اربعین را بهانه کرد و بهقول خودش به قدرتنمایی میلیونی مبادرت کرد.
آخوند روحانی در این باره گفت: «بحمدالله همه دستگاهها و ارگانها همه هم مشارکت میکنند همه هم کمک میکنند از شهرداریها گرفته از وزارت بهداشت گرفته راه گرفته کشور گرفته نیروهای مسلح گرفته نیروی انتظامی گرفته بسیج گرفته وزارتخارجه هلال احمر وزارت ارتباطات همه نهادها همه ارگانها همه نهادهای عمومی غیردولتی اصلاً کسی نیست که این افتخار نصیب اش نشود »(تلویزیون رژیم – ۱۷مهر ۹۸).
رئیسجمهور ارتجاع بعد از اربعین نیز اعلام کرد که رژیم ۳۰۰هزار نفر را از طریق هوایی در ایام اربعین به نجف و بغداد منتقل کرده، ۳۰۰هزار نفر هم از طریق قطار و ۳میلیون هم زمینی و پای پیاده خودشان را به کربلا رساندند: «ملت ما در هفتههای گذشته در مراسم اربعین حماسه بزرگ آفرید و همه خدمت کردند و مردم افتخار آفریدند و خادمان مردم هم خوب خدمت کردند. اینکه ۳۰۰هزار نفر از طریق هوایی تو این ایام منتقل شدند به نجف و بغداد. ۳۰۰هزار نفر از طریق قطار منتقل شدند، جمعیت میلیونی با انواع وسائل و ابزار و پای پیاده خودشان به حرم امام سوم شیعیان رساندند و اینکه سه و نیم میلیون رفتند آزاد، آرام، امن و برگشتند..» (سایت روحانی-اول آبان ۹۸).
در همین رابطه وزیر کشور رژیم اعلام کرد که بیش از ۱۷۰هزار نفر را از افغانستان، پاکستان و آذربایجان از مرزهای کشور عبور داده و به عراق برده است (خبرگزاری ایسنا-۱۲آبان ۹۸).
سرکرده یگانهای ویژه نیروی انتظامی رژیم نیز آمار داد که یک قلم ۱۰هزار مأمور یکان ویژه را « برای خدمت به زائران اربعین» به مأموریت عراق فرستاده است(خبرگزاری حکومتی مهر-۱۵مهر ۹۸).
اما وقتی که ۳و نیم میلیونِ ادعایی آخوند روحانی افاقه نکرد، خامنهای وارد شد و به مردم عراق و لبنان هشدار داد که مطالبات صنفی آنها فقط در چارچوب ساختارهای قانونی قابل تأمین است:
«به دلسوزان این کشورها مثل عراق مثل لبنان که در گیر مشکلات هستند از همینجا بگویم اولویتشان علاج ناامنی است مردمشان هم باید بدانند که مطالباتی دارند، مطالبات بهحق هم هست اما این مطالبات فقط در چارچوب ساختارهای قانونی قابل تأمین است. دشمن میخواهد ساختارهای قانونی رو بهم بریزه وقتی در یک کشوری ساختارهای قانونی وجود نداشت خلأ بهوجود آمد هیچ کار نمیشه کرد هیچ اقدام مثبتی نمیشود کرد» (خامنهای- ۸آبان ۹۸)
خلیفه ارتجاع همچنین به اطلاعاتیهای رژیم گفت باید دائم مراقب حرکات دشمن باشند و نباید دشمن را حقیر و ناتوان شمرد:
«به دشمن اعتماد نباید کرد خوشبینی سادهلوحانه نباید وجود داشته باشد.
دوم اینکه از حرکات دشمن نباید چشم برداشت باید دائم مراقب حرکات دشمن بود یکی از بخشهای مهم نیروهای مسلح ما بخشهای اطلاعات و آگاهیهای اطلاعاتی است چشم از حرکات دشمن نباید برداشت باید همیشه مراقب برنامهها و نقشهها و حرکات دشمن بود.
سوم اینکه دشمن را حقیر و ناتوان نباید شمرد. دشمن نتوان بهقول سعدی حقیر و بیچاره شمرد دشمن را با اندازههای خودش بشناسیم خودمان را آماده کنیم برای دفاع از خود در مقابل دشمن متجاوز» (خامنهای -۸آبان ۹۸)
حاکمیت آخوندی بسا لرزههای سرنگونی در پیش دارد.
ما هم باید در جمیع جهات خود را برای تهاجم حداکثر و جنگ صد برابر آماده کنیم.
سپاه جهل و جنایت و بیتالعنکبوت ولایت باید در هم کوبیده شود.
شبکهٔ اطلاعات و تروریسم رژیم آخوندی با مزدوران و سگهای زنجیری آن باید در ایران و در منطقه و سراسر جهان ریشهکن شود.
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست.
طناب تحریم بر گردن ظریف پیچیده شد. همزاد قاسم سلیمانی، کارچاقکن و پاچالدار بینالمللی ولایت در مقام وزیر خارجه دولت اعتدالی که به امید استحالهٔ رژیم توسط دولت سابق آمریکا باد شده بود، همچون بادکنک ترکید. این بمثابهٔ تیر خلاص به برجام و دولت اعتدالی آخوند روحانی است.
فرمود به دوستان همزاد
تا بر پی او روند چون باد
***
اکنون وزیر خزانهداری آمریکا میگوید: «جواد ظریف، وزارتخارجهیی را نظارت میکند که با یکی از بدنامترین نهادهای دولتی یعنی نیروی قدس سپاه پاسداران هماهنگ کار میکند که مقاماتش پیشاپیش بهخاطر تروریزم و حقوقبشر، نامگذاری شدهاند».
وزیر خارجه آمریکا هم میگوید: «وزارتخارجه ایران صرفاً یک بازوی دیپلماتیک جمهوری اسلامی نیست بلکه همچنین ابزار پیشبرد بسیاری از سیاستهای بیثباتکننده ولیفقیه میباشد. وزیر خارجه ظریف و وزارتخارجهای که او اداره میکند دستوراتشان را از ولیفقیه و دفتر او میگیرند.وزیر خارجه ظریف کارچاقکن کلیدی سیاستهای خامنهای در کل منطقه و سراسر جهان است...».
وزارتخارجه آمریکا او را «مالهکش اعظم» خامنهای مینامد.
مایک پمپئو خاطرنشان میکند: «ظریف دقیقاً همانند بقیه مافیای خامنهای شریک جرم در رفتار یاغیگرانهٔ این رژیم است».
جان بولتون مشاور امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا نیز به درستی ظریف را «یک کلاهبردار و حقهباز بیسر و پا و بلندگوی رژیمی نامشروع» توصیف میکند.
***
از طرف دیگر تاراج منابع نفتی ایران توسط رژیم ولایتفقیه که قبل از تحریم حدود ۲.۵میلیون بشکه در روز بود، اکنون به ۱۰۰هزار بشکه تنزل یافته و جیغ رژیم را در آورده است.
خامنهای تا اردیبهشت امسال میگفت تلاش برای تحریم نفتی رژیم به جایی نمیرسد و رژیم قادر است مقداری را که نیاز دارد، قاچاق کند. او با اطمینان از اینکه آمریکا سر جنگ و رویارویی نظامی ندارد، شاخ و شانه هم میکشید و میگفت دشمنی آنها بیجواب نخواهد ماند. در عینحال از وابستگی هر چه کمتر به فروش نفت قدردانی هم میکرد!
شش روز بعد از خامنهای، روحانی هم با وارونهخوانی آیهای از قرآن، مدعی بود که هنوز شش درب دیگر برای صدور نفت وجود دارد.
به نظر میرسد یکی از این درها در جبلالطارق از طریق دور زدن قاره آفریقا، اکنون بسته شده و برخلاف حرف روحانی، حریف چندان هم بیخبر نیست!
***
واقعیت این است که دیپلماسی گریز از سرنگونی در رژیم آخوندی، به آکروباسی دریایی بهمعنی بندبازیهای آبکی در خلیجفارس و دریای عمان راه برده است. خامنهای به این دل بسته است که با بمبگذاری و توقیف کشتیها فشار آمریکا کم و یا متوقف خواهد شد والا باخت رژیم قطعی است.
از حق نگذریم خامنهای در این شرایط یعنی تعادلقوای بسیار نابرابر، بهخوبی دریافته است که مذاکره برای رژیمش سم مضاعف است.
از طرف دیگر رژیم اطمینان دارد که آمریکا سر جنگ ندارد و خلیفه ارتجاع پیوسته از این بابت به وارفتگان ولایت اطمینان خاطر میدهد.
خامنهای میگفت: « اینکه برخی در روزنامه یا فضای مجازی مسأله جنگ را مطرح میکنند، حرف بیخود و غلطی است. بنا نیست جنگی انجام بگیرد و انجام هم نخواهد گرفت، چرا که ما ابتدا به ساکن هیچگاه دنبال جنگ نیستیم و آنها هم میدانند که جنگ به صرفهشان نیست» (۲۴اردیبهشت۹۸).
رژیم از اینرو با تمام قوا میکوشد خود را از این ستون به آن ستون، هر طور شده تا انتخابات آمریکا بکشاند. از تزریق مصنوعی دلار به بازار تا تزریق افزودهٔ بسیجی و پاسدار برای مهار اوضاع به هر شهر و دیار. رئیسی و رازینی و پورمحمدی و سایر دژخیمان به همین منظور به صحنه آمدهاند تا به گفتهٔ خودشان با مجاهدین تصفیه حساب کنند.
ظریف، کف بر دهان، در خصومت جنونآمیز با مجاهدین، هیچ چیز از رئیسی و پورمحمدی کم ندارد. گوش کنید: «در ۱۹۸۸ آمریکا مجاهدین خلق را در لیست تروریستی قرار داد و در ۲۰۱۲ آنها مجاهدین خلق را از لیست خارج کردند. این یک بازی است این بازی لازم است متوقف شود. یک تروریست یک تروریست است، یک تروریست است. تروریستها تغییر نمیکنند. رودی جولیانی روز گذشته برای مجاهدین خلق سخنرانی کرد. جان بولتون برای مجاهدین خلق سخنرانی کرده است» (کنفرانس مونیخ-۲۸بهمن ۹۷).
***
اکنون سؤال این است که آیا رژیم ولایتفقیه میتواند وضعیت انفجاری جامعه و قیامهای در تقدیر را تا سرفصل انتخابات آمریکا که رژیم به آن چشم دوخته، مهار کند یا خیر؟ آیا میتواند با زدن و بستن و تصفیه حساب با مجاهدین، جلو قیام را بگیرد یا خیر؟
جواب بسیار روشن است: هرگز نمیتواند و نباید اجازه داد. این حرف خلق قهرمان، کانونهای شورشی و ارتش آزادیست. وای اگر از پس امروز بود فردایی
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست.
و نیروهای انقلاب دموکراتیک در سراسر میهن اشغال شده
مسعود رجوی-۳۰دی ۱۳۸۸
سلسله آموزش
برای نسل جوان در داخل کشور
فصل هفتم- درسهای قیام در روز عاشورا ـ مسعود رجوی
پس از آگاهی و اشراف نسبت به انحراف و اپورتونیسم راست بهعنوان تهدید اصلی قیام، اکنون باید یکبار دیگر درسهای قیام در روز عاشورا (۶دی ۱۳۸۸) را مرور کنیم.
در پیام هشتم دی، به اختصار گفتم:
«استمرار و سرعت پیشروی و درجه تعمیق و گسترش نیروهای قیام در شش ماه گذشته و مخصوصاً انبار باروتی که در ایام تاسوعا و عاشورا در ایران سر باز کرد، به همگان نشان داد که آنچه مقاومت ایران درباره وضعیت جامعه ایران و درباره رژیم میگفت، حقیقت داشته و در آن مبالغهیی نبوده است».
-کسی منکر استمرار قیام در ۶ماه گذشته نیست.
-کسی منکر سرعت پیشروی قیام هم نیست. بسیار میگویند و مینویسند که، بحث در خیابانهای تهران و سراسر ایران و در دانشگاهها و مجادلات و زد و خوردهای سیاسی، در بیرون رژیم و در درون، دیگر انتخابات نامشروع ریاستجمهوری در رژیم ولایتفقیه نیست. شعارها هم این نیست. خواستهها هم، این نیست. مشکل هم این نیست. زیرا بهمحض اینکه در مناظرههای انتخاباتی روزنی باز شد، همه دیدند که چه خبر است و چه ظرفیت انفجاری و بخارات متراکمی در ایران زیر عمامه و نعلین ولایتفقیه فشرده شده است. نقطه عزیمت البته انتخابات و مناظرههای ۴نفری بود که از همان فیلتر شورای نگهبان ارتجاع عبور کرده بودند و از همین جا بود که حتی قبل از انتخابات، رفسنجانی به خامنهای نامه نوشت و هشدار داد: «من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمیدانم». رفسنجانی بیپرده گفت «آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت». رفسنجانی در همین نامه از خامنهای خواست «مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید» (خبرگزاری حکومتی مهر-۱۹خرداد ۸۸).
بحث درباره خبرگان ولایتفقیه بهجای مؤسسان را، با نقل قسمتهایی از سرمقاله «مجاهد» در ۳۰مهر ۱۳۵۸به پایان میبرم تا بدانید که مجاهدین در آن روزگار در بحبوحه تنوره کشیدن خمینی چه میگفتند. همان خمینی که با اشاره انگشت او «امت همیشه در صحنه» نعرههای «مرگ بر منافق» سر میدادند و هر روز باید به این خاطرمشت و چماق و گلوله میخوردیم. سینه سپر کردن در برابر خمینی و ولایتفقیه، آن هم ا ز موضع اسلام، کار هر کس نبود.
در آن زمان بهخصوص پس از گروگانگیری، صدبار فراتر از همین تیغکشیها و فضای رعب و وحشتی که امسال پس از قیام عاشورا بهراه انداختند ، فضایی ساخته بودند که نگو و نپرس.
لشکر کشی به کردستان ادامه داشت و خوزستان هم زیر ضرب بود. پدر (طالقانی) در گذشته و بازرگان از دور خارج شده بود. نهضت آزادی یارای دم زدن در مورد ولایتفقیه نداشت و شریک حاکمیت بود. در روز رفراندوم تلویزیون رژیم داریوش فروهر را نشان میداد که زیر بغل اللهیار صالح برجستهترین بازمانده جبهه ملی را گرفته و او را کشان کشان برای رأی دادن به قانون اساسی ولایتفقیه پای صندوق میبرد. بنیصدر که بعداً نخستین رئیسجمهور رژیم شد، مینوشت که اصلاً خودش یکی از هفت نفر نویسندگان اصل ۱۱۰(ولایت فقیه) در خبرگان بوده است.
آنها هم که در انتخابات مجلس بررسی قانون اساسی در خبرگان با ما ائتلاف کرده بودند، هر یک «از گوشهیی فرا رفتند» و پای تحریم و عدم شرکت نیامدند.
شگفتا که در آستانه رفراندم خبرگان و قانون اساسی ولایتفقیه، رهبران «کارکشته» حزب توده هر روز در پی دیدار با من و موسی بودند تا بلکه ما «جوانان ناپخته» را مانند «جوانان به خط آمده» اکثریتی در خط امام و در دیگ ولایت، پخته و سوخته نمایند! میخواستند ما را هم مثل خودشان به رأی دادن به دیکتاتوری ولایتفقیه ترغیب و تشویق کنند و از هم سو شدن با «امپریالیسم آمریکا» پرهیز بدهند! البته ما هرگز ملاقات با رهبران حزب توده را نپذیرفتیم تا همچنان انقلابی و سرکش در برابر ارتجاع، باقی بمانیم. نگو که روسها با «آنها (یعنی دیکتاتوری حاکم) بودند، نه با ما»! بهخصوص که شوروی در آستانه حمله و اشغال افغانستان بود و هوای خمینی را داشت. 12آذر روز رفراندم قانون اساسی ولایتفقیه در ایران بود وکمتر از یک ماه بعد در 6دی 1358نیروهای شوروی وارد افغانستان شدند.
«روحانیت شیعه بر سر دوراهی تاریخی
پیام مجاهدین به روحانیت مبارز:
اگر روحانیت امروز به مسئولیت تاریخی خود عمل نکند از صحنه تاریخ محو میشود، ولی البته اسلام انقلابی همچنان جاودان خواهد ماند.
اولاً، دراسلام برخلاف سایر ادیان، قشر خاصی به نام کاهن یا موبد یا احبار و رهبان وجود ندارد که انحصاراً مدعی روحانیت شده و بقیه مردم را غیرروحانی و یا جسمانی! تلقی نماید. زیرا که اصولاًً اینگونه تقسیم بندیها ازاسلام نیست.
«لکلّ مَذهَب رهبانیه وَرهبانیه امَتی الجهاد»
هرمذهبی رهبانیتی دارد ورهبانیت امت اسلام جهاد وپیکار است.
ثانیاً، فقیه بمعنای واقعی و قرآنی آن زمین تا آسمان با آنچه امروز در نظر عوام است تفاوت دارد. درفرهنگ عامیانه معمولاً بکسی فقیه گفته میشود که مسائل شرعیه و آن هم فروعات وجزئیاتی ازقبیل طهارت ونجاست را برای مردم بازگو میکند. و یا آنها را دررسالهای گردآوری کرده وعموماً از روی لباسش شناخته میشود.
حال آن که بمعنی دقیق کلمه فقیه بفرد صاحب فهم واستنباط ودریافت ازهرچیزی گفته میشود. آنگاه وقتی این توانایی فهم واستنباط در چهار چوب دین باشد، فرد فقیه، فقیه دردین نامیده میشود. یعنی کسی که دردین واصول و احکام آن صاحب فهم ودریافت بوده و بتواند مسائل مختلف آن را پاسخگوباشد.
خمینی برای مهار کردن مجدد اوضاع و به تصویب رساندن قانون اساسی ولایتفقیه در ۱۲آذر ۵۸، درست یک ماه قبل از آن، در روز ۱۳آبان به گروگانگیری در سفارت آمریکا مبادرت کرد. هدف چنانکه بارها سردمداران رژیم و دستاندرکاران درجه اول گروگانگیری گفتهاند، از دور خارج کردن مجاهدین و لیبرالها یعنی دولت بازرگان و در بنبست قرادادن آنها در برابر دست پخت خبرگان در آستانه رفراندوم قانون اساسی ولایتفقیه بود. خمینی با دجالیت گروگانگیری را « انقلاب دوم» خواند تا در زیر پوشش «ضد استکباری» و «ضد امپریالیستی»، به ثبت دادن دیکتاتوری دینی در قانون اساسی بعد از انقلاب ضدسلطنتی، تحتالشعاع قرار بگیرد و کسی نتواند در برابر آن به مخالفت برخیزد و سینه سپر کند. کارکرد دجالگرانه شعار «مرگ بر آمریکا» برای فاشیسم دینی آنقدر حیاتی وتعیینکننده بود که حتی همین آقای میرحسین موسوی در مقام نخستوزیر خمینی تا شهریور سال ۶۷یعنی پس از آتشبس و پس از قتلعام زندانیان سیاسی هشدار میداد «در شرایط جدید و بعد از جنگ باید بسیار دقت کنیم اهداف و شعارهای انقلاب نباید تغییر کند». زیرا «شعار مرگ بر آمریکا… مهمترین ابزار برای مقابله با گروههای کمونیستی، مائوئیستی و منافقین بود و شعار مرگ بر آمریکا بیش از دستگاههای اطلاعاتی در از بین بردن این گروهها نقش داشته است» (جمهوری اسلامی - ۱۲شهریور ۶۷).
اما مجاهدین بیدی نبودند که به این بادها بلرزند. درست 10روز بعد از گروگانگیری و یک روز قبل از پایان کار خبرگان ارتجاع در سال 58، مجاهدین در روز 23آبان در یک تلگرام فوری، با خبرگان ارتجاع اتمامحجت کردند و با مشخص کردن مواردی که باید وارد قانون اساسی شود، نوشتند:
«در این میهن نسل مشتاق و بخون نشستهای چشم انتظار است که حتی با صرفنظر کردن از نحوه انتخاب و ترکیب گروهی آقایان و طول مدت قانونی وکالتشان (یکماه) » چنانچه این موارد «در نص قانون مراعات نگردد، از دادن رأی مثبت به آن معذور» هستند. تحریم رفراندوم قانون اساسی ولایتفقیه بهمثابه نفی آشکار اصل ولایتفقیه از سوی مجاهدین بهعنوان نیروی اصلی اپوزیسیون و مخصوصاً بهعنوان تنها نیروی جنگنده انقلابی با ایدئولوژی اسلام در روزگارشاه، برای خمینی بسیار سوزناک ودردآور بود. مهمترین مواردی که مجاهدین بر آن انگشت گذاشتندکه باید در قانون اساسی واردشود و برای خمینی تلخ وگزنده بود، عبارت بودند از:
- «تصریح حاکمیت مردم که جملگی خلیفه و جانشین خدا در زمیناند و اراده خود را تنها از طریق یک مجلس و یک قانون واحد انقلابی و اسلامی بیان میکنند»
- «اداره و تصدی کلیه امور کشور از طریق شوراهای واقعی»
- «اعاده حقوق همه ملیتها و اقوام مبنی بر تعیین سرنوشت و اداره کلیه امور داخلیشان در چارچوب تمامیت ارضی خدشهناپذیر کشور»
- «تضمین آزادی همه احزاب و گروهها تا مرز قیام مسلحانه که تنها معنی واقعی کلمه چند پهلوی ” توطئه“ است»
بله، خمینی کور خوانده بود. پاتک مجاهدین در قدم بعد تشکیل و تأسیس میلیشیای مردمی در برابر سپاه پاسداران ارتجاع بود. بعدها رژیم، چریکهای نیمه وقت مجاهدین را 500هزار تن برآورد میکرد.
اکنون اجازه بدهید از بابت روشنگری پیرامون دجالیت خمینی و رژیم ولایتفقیه که بالاترین حق مردم ایران یعنی حق حاکمیت آنها را به نام اسلام غصب کرده، مقداری هم وارد بحثهای ایدئولوژیکی اخص مجاهدین در برابر آنها بشوم و امیدوارم برای هموطنانمان بهویژه پیروان سایر مکاتب و ادیان که این بحثهای اخص را در برابر خمینی و اسلام او ندارند، خسته کننده نباشد.
ابعاد شرک و حق ستیزی در دستگاه نظری و عملی رژیم ولایتفقیه، به آنجامیرسد که از خود خدا هم پیشی میگیرد.
آیا رابطه خدا با انسان که مخلوق خود اوست، همان رابطه یکسویه و عاری از تعهدیست که خمینی در ولایت و حاکمیت مطلقه فقیه طلب میکند؟ هرگز، هرگز چنین نیست.
-آیا خدا خودش متعهد نشده که بهاندازه پوسته خرما یا دانه ارزن یا ذره و مثقالی هم به هیچکس و هیچ چیز ستم نمیکند؟ آیا این لازمه هستن وهستی ذات کبریا نیست؟
-آیا هم او نیست که بدون اینکه کمترین نیازی داشته باشد، صدها بار در کتابش برای انسان که مخلوق خود اوست قسم میخورد که در وعدهها و میعادها و هر آنچه در نظم و نظام تکاملی انسان و جهان برعهده گرفته است، هیچ نقض عهد و خلف میعاد و تغییر و استحاله سنن تکاملی در کار نخواهد بود؟
-مگر هم او نیست که مخلوق خود را تشویق میکند تا از او وعدههایی را که به رسولان داده شده است، طلب کند وخطاب به او بگوید، در روز بازپسین ما را خوار ندار چرا که تو هرگز خلف وعده و نقض عهد نمیکنی.
-مگر هم او نیست که وقتی برای پیش بردن ارابه تکامل فدا و قربانی میطلبد، دست وام خواهی بجانب مخلوق خود دراز میکند و متعهد میشود که قرضی را که میگیرد بهطور مضاعف و با پاداشی کریمانه به او باز گرداند.
مَن ذَا الَّذی یقرض اللَّهَ قَرضًا حَسَنًا فَیضَاعفَه لَه وَلَه أَجر کَریم پس اگر خدایی هست، ضرورتاً و ذاتاً عادل است.
حضرت علی در این باره گواهی میدهد که همانا او نَفس عدالت و عدالت گستر است: