‏نمایش پست‌ها با برچسب ضدبشری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ضدبشری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ تیر ۷, شنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۰) اشرف کانون استراتژیکی نبرد


مسعود رجوی ـ فصل دهم: شناخت و تعریف رژیم دجال و ضدبشری ولایت‌فقیه
مسعود رجوی ـ مبارزه چیست؟
مسعود رجوی ـ شناسایی دشمن
مسعود رجوی ـ رژیم دجال و ضدبشری ولایت‌فقیه


۱۳۹۹ فروردین ۶, چهارشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۰) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت هشتم


«خوب، تا این‌جا گفتیم که این یک رژیم دیکتاتوری دینی و ضدبشری است.
خصوصیت برجسته بعدی رژیم دجال گونگی اوست. عمداً نمی‌خواهم شیادی یا عوامفریبی بگویم اینها کم است و رسا نیست. آخرین نمونه‌ها را شما بهتر می‌دانید. استخدام امام زمان قلابی برای فریب افراد ناآگاه در جبهه‌های جنگ با عراق! همین تازگیها شخصاً در یکی از روزنامه‌های رژیم اعلامیه تسلیتی را که در آن اشاره به دیدن امام زمان توسط فرد مربوطه داشت دیده‌ام. شما هم که تیتر روزنامه را که بر حسب آن خود خمینی تلویحا ”به“ عنایت امام زمان به جبهه‌ها اشاره داشت، لابد دیده‌اید. حال آن‌که خود خمینی خوب می‌داند که، بر حسب اخبار متواتر شیعه، هر موقع هم که امام زمان بخواهد ظاهر شود نخستین کار او، تطهیر دین از لوث وجود همه دین‌فروشهای ریایی و گردن زدن همه ستم‌پیشگان و شیطان صفتانی چون خمینی است که نام خدا را وسیله‌ی اسارت خلق ساختند.
بگذریم… تبلیغات رژیم کاملاً خصیصه دجال گونگی‌اش را برملا می‌کند».

***

در همان زمان راجع به سپاه پاسداران هم گفته بودیم:
«خوب سؤال این بود که آیا رژیم خمینی هم مثل شاه یک رژیم پلیسی - نظامی است؟ یعنی ابتدا به یک دستگاه اطلاعاتی، به یک دستگاه ساواکی مثل شاه بند است و مقدمتاً از این طریق اعمال دیکتاتوری می‌کند؟
جوهر سؤال ما این بود که اساساً از چه طریق، مقدم بر هر طریق دیگر، سوار کار است و تا حالا سوار مانده؟ به عبارت دیگر، آنچه که جامعه را به‌طور مشخص از حرکت در قبال خمینی باز داشته چیست؟ ساواکی مثل شاه است؟ جواب این است که مسلماً نه، بلکه بازوی نظامی آن است، کمیته‌چی و پاسدارش است، جوخه‌های اعدام و حکام شرعش است. یعنی قبل از هر چیز دقیقاً و مشخصاً محمل‌های عینی و عملی دیکتاتوری، پاسداران ارتجاع هستند. پاسداران هستند که جامعه را به‌اصطلاح بسته و قفل کرده‌اند. اگر به یاد داشته باشید در اولین موضعگیری رسمی سازمان پس از انقلاب، در روز ۲/اسفند/ ۵۷در دانشگاه تهران اعلام کردیم - و در همه روزنامه‌ها هم منعکس شد - که این ”پاسداران“ نهایتاً ”شکارچی انقلاب و انقلابیون و جامعه خواهند شد و این در دومین هفته انقلاب بود که هنوز چندان صحبتی از“ پاسدار ”یا سپاه پاسداران نبود و حتی هنوز به‌روشنی اسم رسمی هم برای سپاه در میان نبود. اما حالا شما به‌وضوح می‌بینید که در همه‌جا، قبل از هر چیز دیگر، حضور پاسدار، حضور رژیم را محسوس می‌کند. تصورش را بکنید. اگر یک روز پاسدار نباشد چه خواهد شد».

ادامه دارد...

۱۳۹۸ اسفند ۲۹, پنجشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۰) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت اول


مسعود رجوی ـ فصل دهم: شناخت و تعریف رژیم دجال و ضدبشری ولایت‌فقیه

گفتیم که «جبهه خلق» یا «جبهه مردم ایران» اکنون در رژیم ولایت‌فقیه، با شاخص و معیار «سرنگونی»، همان جبهه سرنگونی استبداد مذهبی برای استقرار حاکمیت جمهور مردم ایران تعریف می‌شود.
درباره گرایشها (تمایلات) و خصایص اپورتونیستی و بارز شدن ماهیتهای ارتجاعی در درون جبهه خلق به اختصار اشاره کردم.
اکنون می‌خواهیم ببینیم رژیمی که جبهه خلق می‌تواند و باید آن را سرنگون کند و مانع اصلی پیشرفت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مردم ایران است، چیست و کیست و چگونه تعریف می‌شود.
شناخت این رژیم و کارکردهای ویژه آن، لازمه مبارزه و سرنگونی آن است. هگل که متفکری بزرگ و در فلسفه سیستم‌ساز بود، یکبار گفت: فهمیدن، پذیرفتن است…
هگل در واقع پدر دیالکتیک جدید است. هر چند در سیستم عقاید هگلی، به یک وجود «مطلق» یا نوعی خدا که البته خودش هم متحول است، احساس نیاز می‌شود، با این‌همه انگلس که هر گونه وجود مطلق را نفی می‌کند، در سال ۱۸۷۴نوشت، بدون فلسفه هگل هرگز سوسیالیسم علمی به‌دنیا نمی‌آمد.
در نیمه دوم قرن نوزدهم، مبارزه سوسیال دموکراسی سراسر اروپا را فراگرفته و به سوی انقلاب و ترقی رهنمون شده بود. در آن روزگار مرسوم بود که برای مبارزه عظیم سوسیال دموکراسی دو شکل سیاسی و اقتصادی قائل شوند. اما این انگلس بود که برای مبارزه با اپورتونیسم و انحراف، «مبارزه تئوریک» را هم در ردیف مبارزه سیاسی و اقتصادی زحمتکشان و سرکوب شدگان قرار داد.

ادامه دارد...