‏نمایش پست‌ها با برچسب پاسداران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پاسداران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ آذر ۱۷, دوشنبه

مسعود رجوی: قدردانی از رزمندگان و زحمتکشان "کهکشان ۹۹"

 


مسعود رجوی: قدردانی از رزمندگان و زحمتکشان "کهکشان ۹۹" و درخشش آن در ۳۰هزار نقطه که برق از سر دشمن می‌پراند و قاطبهٔ عمله و اکره را دچار وحشت و جنون ادواری می‌کند.

تبریک به‌آغاز چهلمین سال جنگ آلترناتیو با چراغ راهنمای «نه شاه-نه شیخ» که بزرگترین و طولانی‌ترین مقاومت سازمان‌یافته تاریخ ایران را نمایندگی می‌کند.

در آغاز چهلمین سال از روشن شدن و تعمیق مرزبندی بین آزادی با استبداد، بین مقاومت با تمامیت شیخ و شاه و فرهنگ و ایدئولوژی آنها، به‌غایت استقبال می‌کنیم. این فرصتی مغتنم برای هر جنبش به‌واقع دموکراتیک و انقلابی است تا بنای استبداد و دجالیت با هر رنگ و لعابی را از بن براندازد.

مسعود رجوی: بگذارید شاه و شیخ با همهٔ شکنجه‌گران و پاسداران و دم و دنبالچه‌ها و هم‌کاسه‌ها و مزدوران هر چه می‌خواهند بر ما بتازند. با هر چه دشنام و رذیلت است. با رکیک‌ترین الفاظ و با خشمی دیوانه‌وار.

با افتخار تمام باید گفت که در تاریخ ایران این تنها نمونه‌ایست که در این ابعاد و با این شدت و این مدت، زیر ضرب و تازیانه و در معرض برچسب و لجن‌پراکنی باشد و بتواند دوام بیاورد، انسجام داشته باشد و اعتلاء پیدا کند.

این نشان می‌دهد که ما به‌رغم همه برچسبها و بمبارانها و شکنجه‌ها و اعدام و قتل‌عام توانسته‌ایم دشمنان درونی و بیرونی خلق‌مان را به‌همین میزان پس برانیم، گسسته و برآشفته کنیم و در هم بکوبیم.

در محک تجربه، همهٔ قول و غزلها و لاف و گزافهای آزادیخواهی و حقوق‌بشری مدعیان وقتی به مجاهدین می‌رسد رنگ می‌بازد. پرده‌ها کنار می‌رود و درنده‌خویی رضاخانی یا نوع خمینی آشکار می‌شود.

در این چارچوب مجاهدین حق آزادی عقیده و بیان و تشکل و پوشش و حتی حق پاسخگویی هم ندارند. باید جواب بدهند که چرا مسلمان هستند. چرا مبارزه و مقاومت می‌کنند. چرا دنبال زندگی عادی نمی‌روند. چرا زنان مجاهد برخلاف حکم رضاخان روسری دارند اما در صف اول دفاع از حقوق بی‌حجابان بوده‌اند. چرا در ایدئولوژی آنها جهاد اکبر با نفس و ایدئولوژی فردیت و جنسیت، عملیات جاری شده است.

در رویکرد شیخ و شاه، مجاهد را باید کشت والا نظم دنیای وحشی ارتجاع و بهره‌کشی را برهم می‌زند و برمی‌شورد.

زانو زدن و کاسه‌لیسی در برابر شیخ و شاه از یک‌سو و غیظ و کین میرغضبانه در برابر مجاهدین از سوی دیگر دو روی یک سکه است. اینجاست که قرآن می‌گوید «بر غیظ خود بمیرید».

پیام این اندازه خصومت و دروغ و نفرت بر ضد مجاهدین و نتیجهٔ تعمیق مرزبندی، اعتلای آلترناتیو به واقع دموکراتیک و مستقل است. این نوید سرنگونی و پایان عصر استبداد و دجالیت و مژدهٔ پیروزی مقاومت و جبهه خلق است.

تأکید می‌کنم طبق طرح جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی، مصوب شورای ملی مقاومت، هر نیروی جمهوریخواه و ملتزم به نفی کامل نظام ولایت فقیه که خواهان استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت است با ماست و ما با او هستیم.


۱۳۹۹ مهر ۱۲, شنبه

مسعود رجوی - پیام شماره ۲۱- فتوای خامنه‌ای در مورد وجوب غسل و کفن کردن جان‌ باختگان کرونا ضدانسانی، ضداسلامی و ضدایرانی است

 


فتوای خامنه‌ای در مورد وجوب غسل و کفن کردن جان‌ باختگان کرونا

ضدانسانی، ضداسلامی و ضدایرانی است

با مسئولیت‌پذیری کامل دنیوی و اخروی و با تمسک به جوهره و روح اسلام مردمی و انقلابی

برخلاف فتوای ضد قرآنی خامنه‌ای درباره واجب بودن غسل، حنوط، کفن کردن و نماز میت

در مورد خاکسپاری جان‌ باختگان کرونا به هموطنان اعلام می‌کنم:

وقتی احتمال سرایت وجود دارد هیچ آداب و ترتیبی واجب نیست.

دقیقاً و تماماً باید به ترتیبی عمل کرد که احتمال سرایت به صفر برسد.

در فرهنگ قرآن حفظ جان و سلامت مردم بی‌گناه بر همه چیز اولویت دارد.

قرآن می‌گوید: خدا برای شما آسانی و سهولت می‌خواهد و سختی و عسرت اراده نکرده است.

یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ

خمینی و آخوندهای خمینی‌صفت مانند خامنه‌ای همانها هستند که به دژخیمان و پاسداران اوین فتوا می‌دادند به‌هنگام شکنجه مجاهدین در ماه رمضان روزه واجب نیست تا تشنه نشوند و بتوانند به‌خوبی شلاق بزنند.

اکنون ولی‌فقیه دجال و ضدبشر، جان و سلامت میلیونها مردم ایران را در شریعت ریایی خود

برای حفظ دکان دین‌فروشی به بازی گرفته است.

این ضدانسانی، ضداسلامی و ضدایرانی است


مسعود رجوی

۱۱اسفند ۹۸


Listen to "پیام ارتش آزادیبخش شماره ۲۱ ـ۱۲اسفند" on Spreaker.

۱۳۹۹ مرداد ۹, پنجشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۶) اشرف کانون استراتژیکی نبرد


مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (قسمت آخر)

در مورد وقایع آن خرداد خونین بقیه مطلب را از گفتگوی خودم با نشریه ایرانشهر در دی ماه ۱۳۶۰خلاصه می‌کنم:
«چماقداران مسلح که از یک‌ماه پیشتراز همه جابه تهران فراخوانده شده ودر کمیته‌ها ومساجد بسیج شده بودند، تمامی سطح شهر را پوشاندند و شدیداً به ایجادرعب و وحشت پرداختند تا زمینه مساعد برای عزل فراهم شود….

آنها به‌خوبی می‌فهمیدند که زمینه نارضایی مردمی ونفرت از ارتجاع آن‌قدرزیاد است که نیروهای متشکل مجاهدین به سرعت می‌توانند به خیابانها ریخته وکل نظام ولایت ارتجاع وسردمداران مرتجعش راجاروکنند. مگرهمین یک‌ماه پیش نبودکه خمینی تقاضای ملاقات مجاهدین و هوادارانشان در تهران را بعد از یک هفته به سوراخ خزیدن وتردید رد کرده بود؟ مگرمجاهدین به مؤدبانه‌ترین بیان ننوشته بودندکه حتی حاضرند سلاحهایشان را دودستی تقدیم کنند، مشروط بر این‌که آزادیهای قانونی تضمین شده، ”مقام رهبری“ (بر طبق قانون اساسی)، آنها (مجاهدین) و هوادارانشان را در تهران دراقامتگاه خود بپذیرد؟ بله، آن روزهم که شیطان جماران این تقاضا را رد کرد از این می‌ترسید که میلیونها تن، خودش را با جمارانش به‌طورمسالمت‌آمیزبه زباله‌دان تاریخ بریزند. این بود که چنانکه شنیده‌اید بعد از یکهفته، تقاضای ما را رد کرد و به طعنه گفت؟ ”شمالازم نیست بیایید، من می‌آیم خدمتتان“ به‌هرحال ما (مجاهدین) بلافاصله بعد از بستن روزنامه‌ها، متقابلاًً روزنامه‌های حکومتی راتحریم کرده وازفردابه تدارک یک تظاهرات بزرگ پرداختیم. منظورم ازتظاهرات بزرگ، تظاهراتی هم‌چون ۷اردیبهشت است و نه تظاهرات پراکنده کوچک. وازاین پس نیزدربحثمان هرجا صحبت ازتظاهرات بزرگ می‌کنم یک چنین تظاهراتی است که طبعاً تدارک ونیروی حمایتی وواحدهای حفاظتی وتیمهای ضربت و سازماندهی بسیارمتحرک خاص خود را می‌طلبید. اما جوابهای دوروزاول کاملاً منفی بود و چنین تظاهراتی به‌رغم همه تدارکارت لازم پانمی گرفت. مسئولان وفرماندهان مربوطه گزارش می‌دادندکه درقدمهای نخستین چنین چیزی اصلادر شرایط امنیتی و نظامی جدید شهرامکان ندارد. البته از این پیشترنیزنه کسی به مااجازه‌ی تظاهرات می‌دادونه به‌محض تجمع دست ازسرمان برمی‌داشتند. امابا این همه، مثلاًًً در ۷اردیبهشت، توانسته بودیم ازنزدیک به ۳-۴ساعت غفلت کمیته‌چیها وپاسداران ارتجاع که روز قبل نیزدرجاهای دیگرخسته‌شان کرده بودیم استفاده کرده وموتورمحرک اولیه تظاهرات عظیم آن‌روزرادرخیابان به‌کاربیاندازیم. آنگاه تا کمیته‌چی و پاسدارآمدند که بخودبجنبند، دسته‌های متشکل وغیرمتشکل چندین هزارنفری وچندین ده‌هزارنفری به موتوراصلی پیوسته وآنراحلقه کردند و دیگرجمعیت که تحت حمایت میلیشیای مردمی حرکت می‌کرد، نفوذناپذیر و ضربه ناپدیرشده وتامقصد که منزل پدرطالقانی بود بی‌محاباپیش رفت. ازهرخطری نیزاستقبال ومرز۱۵۰هزارنفر را هم پشت سرگذاشته وقدم درجاده ۲۰۰هزار گذاشت… وگلوله وگازاشک آوروچماق هم دیگراثرنمی‌کرد (زیراحمایت بی‌دریغ مردم امکان بروز یافته وهم‌چون بسم الله، هرجنّی رافراری می‌داد. مردم ازطبقات مختلف ساختمانها حتی کاغذهای دیواری ومیزهای چوبی رابرای سوزاندن وخنثی کردن اثرات گازاشک آورپایین می‌ریختند».


۱۳۹۹ اردیبهشت ۳۰, سه‌شنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۵) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت چهاردهم


«تودهنی محکم دیگری به خمینی که هنوز در نشئه‌ی دجال بازی 25خرداد بود و دلش می‌خواست جریان عزل رابی درد سر و با توپ و تشرهای معمولی خاتمه بدهد. پس دیگر خمینی چاره‌ای نداشت جز این‌که شخصاً فرمان تیر وبه‌کار بردن مسلسل سنگین بدهد در این لحظه ابتدای جمعیت به میدان فردوسی رسیده بود ولابد اعلامیه عصر ۳۰خرداد پاسداران ارتجاع را شنیده‌اید که: به اذن رهبر کبیر دستور می‌یابند تا آتش بگشایند و اگر آتش نبود از میدان فرودسی تا سپه و تا جارو کردن مجلس ارتجاع راهی نبود. شنیده‌ام که در آن لحظات بهشتی ورفسنجانی به نهایت سراسیمه بودند یک خبرنگار اروپایی که شاهد صحنه‌های ۳۰خرداد بوده است اخیراً به خودم می‌گفت که دقایقی چند در کمال بهت وحیرت انتظارقیام داشته و تعجب می‌کرده که چرا مجاهدین از سلاحهایشان استفاده نمی‌کنند؟
ومن به او گفتم که از هر جا که شنیده‌اید مجاهدین، آن روز سلاح داشته‌اند، اشتباه شنیده‌اید به‌خاطر این‌که استفاده از سلاح را مطلقاً ممنوع کرده و هنوز فرمان آتش نداده بودیم…. ما آن روز فقط حجت را تمام کردیم. پایان مشروعیت کل نظام. خدا حافظی مطلق با خمینی. از فردا باید شعار داد: ”مرگ برخمینی“. از فردا دیگر سیاست دست خالی در برابر چماق وگلوله، راست روی واپورتونیسم است. و ما (مجاهدین) از این پیشتر بارها به ارتجاع هشدار داده بودیم که از روزی که با گلوله در برابر گلوله پاسخ بگوییم حذر کند اکنون آن روز فرا رسیده بود ”. بچش ای خمینی، ای خائن که شایسته کمترین احترام واعتماد این خلق نبودی…“.
وتازه دیدید که غیر از همه آنها که در جریان تظاهرات ۳۰خرداد کشت ودستگیر کرد، از همان فردا اعدام مجاهدین پسر ودختر 9سال به بالا را آغاز کرد حتی بدون این‌که نیازی به پرسیدن نام متهمین حس کند این است عدالت خمینی».

***

روزنامه اطلاعات –چهارشنبه ۳تیر۱۳۶۰
دعوت دادستانی انقلاب از اولیاء دستگیرشدگان
صبح امروز از سوی روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز در رابطه با مجرمینی که در جریانهای ضداسلامی اخیر دستگیر شده و حکم دادگاه درباره آنها صادر و اجرا شده اطلاعیه‌یی به‌شرح زیر صادر شد:
به اطلاع خانواده‌های محترمی که فرزندانشان در جریانهای ضداسلامی اخیر تهران دستگیرشده‌اند و حکم دادگاه درباره آنها صادر و اجرا گردیده می‌رساند لطفاً با در دست داشتن شناسنامه عکس دار خود و فرزندانشان که عکس آنها در این‌جا چاپ شده به دفتر مرکزی زندان اوین مراجعه کرده و فرزندانشان را تحویل بگیرند.
روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز
لازم به یادآوری است که اسامی صاحبان عکس مشخص نشده است.

«تا این تاریخ، خمینی توانسته بود بسیاری مخالفان را یا شقه و وادار به تسلیم سازد و یا از دورخارج کند. بارها از اطرافیانش شنیده شده بود که در رابطه با تصفیه یا سرکوب هر یک از نیروها یا شخصیتهای مخالف می‌گفتند: آقا… 20دقیقه صبحت می‌کند… قضیه تمام است.
وراستی هم تا کنون در بسیاری موارد وقتی امام چماقداران توپ وتشر می‌آمد و علیه شخصیت یا نیرویی بسیج می‌نمود… مسأله بالاخره به‌سادگی وبا حداقل تاوان برایش فیصله می‌یافت.
اما این بار… عنصر موحد مجاهد، این انقلابی وپیشتاز مردمی، به اثبات رساند که در برابر حقانیت وقوت اراده وآمادگی فدا وقربانی ”نه در 20دقیقه“ که در 20سال نیز آقا و تمامی دار ودسته‌اش هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.
آخر آقا، تا وقتی ”آقا“ است که پایش را از گلیم خودش بیشتر دراز نکند والا آن دست وپای نامبارکی را که به گلیم خلق دراز شود بی‌محابا ریشه‌کن خواهیم نمود».

ادامه دارد...