‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش آزادیبخش ملی ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش آزادیبخش ملی ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

آتش قیام در زیر خاکسترهای نظام - ارتـش آزادیبخـش مـلی ایــران شماره ۲۸

 


آتش قیام در زیر خاکسترهای نظام

آمار سرسام‌آور جان‌باختگان کرونای ولایت از ۱۰۰هزار گذشت

ارتش گرسنگان آماده شورش و قیام - انحلال سپاه پاسداران با آتش دلیران

تلاش می‌کنم بنویسم. اما تصور صدهزار پیکر جان‌باخته، آرام و قرار باقی نمی‌گذارد. خشکم زده. گویی قلم در دستم عقرب است. در پنجاه سال گذشته ضربه‌ها، شکنجه‌ها، شهادت‌ها، صدمات و تلخ‌کامی‌های بسیار دیده‌ام. اما این یکی انگار فرق می‌کند. نمی‌دانم چه بگویم. احساس می‌کنم در برابر خلق اسیر و مردم دردمند که در گرداب کرونا و ویروس ولایت گرفتارند و چاره‌ای نمی‌یابند، سراپا غرق در خجالتم. راستی برای بیمار و پزشک و پرستاری که پر پر می‌زنند و توده مردم و دانش‌آموزانی که خامنه‌ای و روحانی آنها را به قربانگاه کرونا می‌فرستند، چه می‌توان کرد؟ نماینده مجلس خودشان گفت: «انگار قسم خورده‌اند که تمام مردم را بکشند». مردمی که به‌گفته همین نمایندهٔ رژیم «در صف مرگ منتظر خالی شدن آی.سی. یو. هستند» و «حتی توانایی خرید ماسک را هم ندارند» (خبرگزاری مجلس رژیم۱مرداد۹۹).

در همین اثناء شنیدم یک عضو دلیر کانون شورشی کلیه خود را به ۴۰میلیون تومان فروخته است. آه ... اگر غم اندکی بودی چه بودی

فقر و گرسنگی، ارمغان هزارپای حکومت آخوندی و بختک کرونا، متحد جدایی‌ناپذیر ولایت فقیه است.

کار به آنجا رسیده که یک عضو شورای قلابی شهر تهران به ستوه آمده تأکید می‌کند آماری که رژیم برای کل کشور قالب می‌کند تقریباً همان تعدادی است که روزانه فقط در بهشت‌زهرا دفن می‌شوند.

«حق‌شناس: ما می‌دیدیم در بهشت زهرا ۱۲۰ تا ۱۳۰ تا داریم دفن می‌کنیم بعد آماری که داره اعلام می‌کند از کل کشور برابری می‌کند با آمار بهشت زهرا

سؤال: به‌عنوان یک استاد دانشگاه یک عضو سیاسی اصلاح‌طلب به‌عنوان عضو شورای شهر تهران به‌عنوان یک روزنامه‌نگار، آمار کرونا که الآن داره اعلام می‌شود فوت‌شدگان کرونا آمار واقعی هست یا خیر؟

جواب: نیست دیگر من که با زبان ببخشید فارسی دارم می‌گویم» (۲شهریور۹۹).

روحانی رئیس‌جمهور رژیم وقیحانه ادعا می‌کرد که: «ما ۳۰بهمن فهمیدیم که کرونا آمده ... و بعد هم به مردم اعلام شد (و) ما یک روز تأخیر نکردیم» (۲۸ اسفند ۹۸).

متعاقباً کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران در اطلاعیه‌های پیاپی با انتشار اسناد سازمان اورژانس دروغگویی روحانی را افشا کرد:

«سری دوم اسناد: برخلاف دروغهای ولی‌فقیه و رئیس‌جمهور ارتجاع طبق اسناد سازمان اورژانس در ۸بهمن چندین بیمار مبتلا به کرونا در تهران که در سفارت چین کار می‌کردند و حداقل یکی از آنها از چین برگشته بود در بیمارستان مسیح دانشوری بستری شد. رحمانی فضلی وزیر کشور روحانی در ۱۲بهمن گفت: فعلاً هیچ موردی از کرونا در ایران نداریم. خامنه‌ای در ۱۳اسفند گفت: ما مسئولانمان با صفا و صداقت از روز اول با شفافیت خبر رسانی کردند» (۱۲ فروردین ۹۹).

سپس در ۲۸فروردین پاسدار جلالی رئیس پدافند غیرعامل رژیم اعتراف کرد که از ۵ دیماه جلسات داخلی برای بررسی موضوع کرونا داشته که طبعاً سران رژیم از آن اطلاع داشته‌اند. کما ‌این‌که در ۵بهمن همه دستگاههای ذیربط را دعوت و مطلع کرده است:

جلالی: «وقتی که کووید۱۹در چین فعال شد ما قرارگاه پدافند زیستی کشور را فعال کردیم در دیماه و جلسات داخلی داشتیم جمع‌بندی کردیم اوضاع را رصد کردیم چه اتفاقی می‌افتد وضعیت داخل کشور را بررسی کردیم که چه کار باید انجام بشود در پنجم بهمن اولین جلسه رسمی را گذاشتیم همه دستگاههای ذیربط را دعوت کردیم که مربوط بودند وزارت بهداشت بخشهای مختلف آن وزارت جهاد دامپزشکی بخشهای مختلف آن، نیروی انتظامی بخشهای نیروهای مسلح و بخشهای دیگری که در این موضوع نقش داشتند حتی وزارت راه، بخشهای مرزبانی، شرکت هواپیمایی نمی‌دانم فرودگاهها آنهایی که همه آنها مهم بودند دعوت کردیم».

در ۱۹مرداد هم یک کارشناس در ستاد مقابله با کرونا فاش کرد که اولین مورد کرونا در اوایل دیماه دیده شده اما دولت به دلایل سیاسی و امنیتی پنهان‌کاری کرده است. علاوه بر این آمار وزارت بهداشت مهندسی شده و یک بیستم آمار حقیقی و واقعی است (محبوب‌فر-جهان صنعت ۱۸مرداد ۹۹).

آیا این جنایت علیه مردم ایران و علیه بشریت نیست؟ آیا خامنه‌ای و روحانی که به‌خاطر نمایش‌های ۲۲بهمن و انتخابات مجلس رژیم مرتکب این جنایت شدند نباید در برابر عدالت قرار بگیرند؟

آیا همین آخوند شیاد نبود که در ۶اسفند می‌گفت دشمنان می‌خواهند با هراس‌افکنی کشور را به تعطیلی بکشانند و از روز شنبه ۱۰اسفند «همه روال‌ها به‌صورت عادی خواهد بود»؟ و آیا همین آخوند شیاد نبود که بعداً حرف خودش را انکار کرد و به گردن مردم انداخت؟

روحانی: «ما پیشرفت خوبی در مسیر مقابله با این ویروس خطرناک داشتیم و تقریباً به مرز مهار رسیدیم ... البته این راه یک کمی طولانی‌تر از آن است که در ذهن مردم! در روز اول بوده و شاید امروز هم در ذهن مردم! باشد، آن روز اول که شروع شد یعنی آخر بهمن مردم! فکر می‌کردند که خب باید اقداماتی انجام بدهیم و در ماه اسفند تمام می‌شود و بعد فکر کردند یک اقداماتی باید انجام بدهیم در نیمه فروردین تمام می‌شود در حالی که از ابتدا مشخص بود این راه راه کوتاه نیست راه بلند است» (۳۱ اردیبهشت ۹۹).

***

در نیمه اسفند گذشته وقتی آمار قربانیان کرونا به ۲هزار نفر رسید، زنگ‌های فاجعه به صدا در آمد. در آن زمان ‌گفتیم که امکانات بهداشتی و درمانی را باید از چنگ رژیم بیرون کشید و در اختیار مردم گذاشت. گفتیم که سرمایه و دارائی‌های ستاد اجرایی فرمان خمینی ملعون و بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی و بودجه‌های اتمی و موشکی رژیم و پول‌هایی که از جیب مردم ایران در عراق و سوریه و یمن و غزه و لبنان خرج می‌کند، بایستی به بهداشت و درمان مردم ایران اختصاص یابد. بایستی حقوق معوقهٔ پرستاران و کادر پزشکی و حقوق پرداخت نشدهٔ کارگران و معلمان و کارمندان و هزینهٔ درمان آنها پرداخت شود. گفتیم که انبارهای سپاه و بسیج و انتظامی و ارتش و کلان پول‌های غارت شده در بانک‌های سپاه و دولت و ولایت فقیه به نفع مردم و برای مردم مصادره شود.

خامنه‌ای در آن زمان با رئیس ستادش به شیوه شاه سلطان حسینی، از تشکیل «قرارگاه بهداشتی و درمانی» و «رزمایش» بیولوژیکی برای افزایش «اقتدار» نظام دم می‌زد.

خامنه‌ای از ابتدا گفته بود که می‌خواهد از بلای کرونا برای رژیمش نعمت و فرصت بسازد.

***

در روز اول فروردین آمار لرزاننده جان‌باختگان به ۸هزار نفر رسید. در ۲۳فروردین آمار جان‌باختگان از ۲۵هزار نفر گذشت. در ۱۰خرداد در آستانهٔ سالمرگ دجال، روحانی بازگشایی مساجد و پاساژها را اعلام کرد. همان روز رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران هشدار داد: «باز کردن همه مساجد و پاساژها یک اقدام جنایتکارانه از سوی خامنه‌ای و روحانی است و نتیجه‌یی جز فرستادن بخش‌های وسیع‌تری از مردم به قربانگاه ندارد».

هفته بعد در ۱۷خرداد تعداد قربانیان کرونای ولایت در چارچوب استراتژی کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی، از ۵۰هزار گذشت.

در ۲۰تیر صاعقهٔ ۷۰هزار فرا رسید. اکنون صاعقه با سرسام درآمیخته و از مرز ۱۰۰هزار عبور کردیم. چشم سیاهی می‌رود و جان به لب می‌رسد. تازه می‌گویند که پائیز و آنفلوآنزا و جهش بزرگ در تعداد مرگ و میر در پیش است. آن هم در شرایطی که به گفتهٔ رئیس کمیسیون بهداشت در مجلس خامنه‌ای «بخش زیادی از مردم ما امکان خرید ماسک ندارند» (خبرگزاری نیروی قدس ۱۱شهریور). باز شدن مدارس هم بابی دیگر است که ابعاد خطر را میلیونی می‌کند. علاوه بر ۱۴میلیون دانش‌آموز و معلمان آنها، خانواده‌های همگی را هم در معرض ابتلا قرار می‌دهد.

و حالا این مصطفی معین وزیر پیشین رژیم آخوندها و رئیس شورای عالی نظام پزشکی آنهاست که می‌گوید: «بحران فراگیر کرونا تاکنون سرپوشی بر مطالبات جامعه بوده است ... این وضعیت مانند آتش زیر خاکستری است که هوشیاری بیشتر مسئولان و دلسوزان برای پیشگیری از حوادث و رویدادهای پرمخاطره در آینده را می‌طلبد» (روزنامه شرق ۱۱شهریور ۹۹).

***

بله مسأله این است: آتش قیام زیر خاکستر نظام. اینچنین در جنگ سرنوشت بر قامت وطن نوشت: یا مرگ یا آزادی!

این رژیمی است که روی کلان بازی مرگ سرمایه‌گذاری کرده تا سرنگونی را برای ما دست‌نیافتنی کند.

اما شورشگران سردی و سکون و خاموشی نمی‌پذیرند. برمی‌شورند و راه قیام می‌گشایند. پیوسته گفته‌ایم که باید صد بار بیشتر بجنگیم و ایران را پس بگیریم. هر مرگ را باید به تیک تاک قیام و سرنگونی تبدیل کنیم.


ساحل افتاده گفت گر چه بسی زیستم

هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم

موج ز خود رفته‌ای تیز خرامید و گفت

هستم اگر می‌روم گر نروم نیستم


یک دستگاه، دستگاه «نه‌جنگ» و عزا و ماتم است، زانوی غم در بغل گرفتن و نمی‌توان و نباید. در این دستگاه که کمال مطلوب خامنه‌ای است رژیم این پا و آن پا می‌کند تا بایدن بیاید و فرجی حاصل شود. در این دستگاه، کرونا ماده مخدر ضدسرنگونی و باعث انفعال و یأس و افسردگی است تا بعداً رژیم و دنبالچه‌هایش جشن بگیرند و بگویند دیدید امسال هم سرنگون نشدیم!

دستگاه دیگر، دستگاه «جنگ» و پایداری با روحیه رزمنده و انقلابی است. در این دستگاه ما باید کرونا را به اهرمی برای قیام و سرنگونی تبدیل کنیم. رژیم هر سال و هر بار باید شانس بیاورد تا سرنگون نشود اما برای ما یکبار، کافیست. مانند مورچه‌ای که جلوی چشم امیر تیمور ۷۰بار از دیوار سخت بالا رفت تا سرانجام یکبار عبور کرد.

در این دستگاه، که همان استراتژی قیام و سرنگونی با هزار و هزاران کانون اعتراض و اعتصاب و شورش است، قرار نبوده که این یا آن دولت در آمریکا یا اروپا برای ما در سینی طلایی آزادی بیاورد. مستقیم یا غیرمستقیم بر ضد ما و ملت ما با شاه و شیخ نباشند و سنگ نیندازند، کفایت است. آیا مخالفت با تمدید تحریم تسلیحاتی این رژیم و روا داشتن سلاح و پول برای این رژیم، به‌رغم ۶۶بار محکومیت به‌خاطر سرکوب و کشتار فرزندان مردم ایران به‌ویژه در قیام آبان، شرم‌آور نیست؟ آیا تحریم این رژیم و مهره‌ها و درآمدهایش را مترادف تحریم ملت ایران دانستن و این همانی کردن رژیم با ملت ایران دغلکارانه و شرم‌آور نیست؟ این‌، دقیقاً همان سیاست و خواسته ماله‌کشان نظام است.

تجربه ۴۰ساله به‌روشنی روز نشان می‌دهد که اگر کسی در برابر این رژیم «ماشه» را نکشد، گام‌به‌گام عقب می‌رود و تسلیم می‌شود. آنگاه به‌صورت‌های مختلف و زبانهای گوناگون یقه مقاومت ایران و پاچهٔ مجاهدین را می‌گیرد. ابراز انزجار می‌کند و جیغ «مرگ بر منافق» سرمی‌دهد. هر طور شده به خود می‌پیچد تا ثابت کند همین رژیم خیلی بهتر از مجاهدین است. بعضاً سُس تند سلطنتی هم می‌زند تا دیکتاتوری مدرن بورژوایی بنماید و تعفن ولایت‌مدارانه آخوندی کمتر شود. «به فرموده» برای رد گم کردن هم بد نیست!

راستی کدام فرد یا جریان سیاسی خواهان تغییر و سرنگونی این رژیم را می‌توان یافت که در عین‌حال دشمن و تضاد اصلی‌اش مجاهدین و مقاومت ایران باشد که ۹۰درصد کل شهیدان مسیر سرنگونی و آرمان آزادی را در این ۴۰سال تقدیم کرده است. این غیرعلمی، غیرمنطقی و محال و ناممکن است که کسی خواهان تغییر و سرنگونی رژیم ولایت فقیه باشد اما آن را بر مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران ترجیح بدهد . در گذشته چنین بوده و در آینده هم همین است. بدون ذره‌یی مبالغه دنباله یا دنبالچهٔ رژیم است.در این صورت اپوزیسیون‌نمایی و رنگ و لعاب مخالفت با رژیم فقط برای این خوبست که رژیم به حساب خودش بریزد و ادعا کند اپوزیسیون آن متفرق و پراکنده و در جنگ و دعوا با یکدیگر است حال اگر تضاد اصلی و دشمن اصلی فرد یا جریانی، مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران است و بالفعل رژیم را ترجیح می‌دهد، اپوزیسیون نیست بلکه یک نوع «پزی‌سیون» همین رژیم و نیروی تقویت راه دور آن است. والا هم‌چنانکه در ۳۰تیر در چهلمین سالگرد تشکیل شورای ملی مقاومت به استحضار مردم ایران رساندم، تکرار می‌کنم که: هر نیروی جمهوریخواه و ملتزم به نفی کامل نظام ولایت فقیه که خواهان استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت است، با ماست و ما با او هستیم.

اکنون رژیم و هر که با رژیم است باید بگوید که اپوزیسیون واقعی این رژیم یعنی نیروهای خواهان سرنگونی و نفی کامل نظام ولایت فقیه که به راستی خواهان یک نظام سیاسی دموکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت هستند، کجا و چرا و از چه موقع پراکنده و در جنگ و دعوا با یکدیگرند؟ آخر اختلاف و انتقاد یک چیز است و دشمن و تضاد اصلی و ریختن به کیسه رژیم چیز دیگر است.

تشریح و توضیح در این باره را به فرصتی دیگر موکول می‌کنم.اما به‌عنوان نمونه به شعار ساخته و پرداخته اطلاعات سپاه پاسداران تحت عنوان «مجاهد، پهلوی دو دشمن آزادی» که قند در دل مرتجعان چپ‌نما آب کرد نگاه کنید. آیا به‌روشنی معنی آن نفی گذشته یعنی شاه و نفی جدی‌ترین نیروی جنگنده ضد رژیم ولایت فقیه نیست؟ آیا معنی این دو نفی به‌سادگی دفاع از وضع موجود به‌معنی زنده و پاینده باد خامنه‌ای نیست؟ گواهی دانشجویان و صدای ضبط شده کانون شورشی از صحنه، منشاء و نحوه ساختن این شعار را با کلیپ مونتاژ شده سایبری سپاه بر روی اینترنت در این خصوص برملا کرده است. اطلاعیه کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا به تاریخ ۴دی ۹۸ درباره «شبیه‌سازی مجاهدین با شاه در شعارسازی اطلاعات سپاه در تجمع اعتراضی ۱۶آذر علیه حضور سرجلاد رئیسی در دانشگاه تهران، ترفند و گفتمان سازی ولی‌فقیه ارتجاع علیه قیام در پوشش کمونیستی علاوه بر دجالگری اسلامی» جای تردید باقی نمی‌گذارد.

صورت مسأله برای خامنه‌ای هم‌چنانکه در ۱۸ دیماه پس از هلاکت قاسم سلیمانی با پوشش ضدامپریالیستی گفت این است:

«در میدان مسائل امنیتی، همین قبل از این قضایای چند روز قبل از قضایای آبانماه، این قضایای مربوط به بنزین و این حرفها، در یک کشور اروپایی، یک کشور کوچک اما شریر واقعاً خبیث در اروپا، یک عنصر آمریکایی با یک تعداد ایرانی مزدور، وطن‌فروش، جمع شدند دور هم علیه جمهوری اسلامی بنا کردند برنامه‌ریزی کردن و نقشه درست کردن. نقشه هم همان چیزی بود که ما چند روز بعدش در قضایای بنزین دیدیم یعنی مردم از حادثه بنزین اوقاتشان تلخ بود یک عده‌یی از مردم آمدند بیرون به‌عنوان اعتراض، به مجرد این‌که مردم، یک تعدادی از مردم البته خیلی هم نبودند وارد میدان شدند این فریب خوردگان، این مغرضین، این عمال دشمن، همان برنامه را شروع کردند اجرا کردند. یعنی بیایند تخریب کنند، آتش بزنند، آدم بکشند، ویران کنند، هم مراکز دولتی را هم مراکز مردمی را، جنگ راه بیندازند. این نقشه قبلی بود. البته این‌که می‌گویم چند روز قبل از این، این چند روز تجدید نقشه بود این کارهایی بود که از قبل کرده بودند افراد را آماده کرده بودند یک عده مزدور را پول داده بودند. این کارها را هم می‌کنند.هر چه بتوانند انجام می‌دهند» (تلویزیون رژیم).

***

از قیام آبان تا امروز طی ۱۰ماه گذشته در صحنه سیاسی با دو دنیای به کلی متفاوت روبه‌رو هستیم:

۱-بازی اعتدال با شیخ شیاد به پایان رسیده و برای مدعیانی که در انتخابات ریاست‌جمهوری رژیم در سفارتهای همین رژیم به آخوند روحانی رأی می‌دادند و عکس یادگاری هم می‌گرفتند، جز بدنامی و داغ ننگ خیانت به میهن و عالی‌ترین مصالح ملی چیزی نمانده است. البته کماکان شعار «مرگ بر منافق» را که برای رژیم اصل موضوع است به فارسی یا فرنگی ادامه می‌دهند.

۲-بقایای شاه و همهٔ آنهایی که می‌خواستند با سپاه پاسداران کنار بیایند در آزمون قیام سنگ روی یخ و مردود شدند.

اکنون حرف ما این است که سپاه پاسداران باید منحل شود. بودجه و دارایی‌های آن باید به مقابله با کرونا و بهداشت و درمان مردم اختصاص یابد. اگر رژیم ولایت فقیه قصد سرکوب و جنگ‌افروزی و صدور ارتجاع و تروریسم ندارد یک ارتش برایش کافیست و نباید هزینه مضاعف سپاه را هم به مردم دردمند و محروم ایران تحمیل کند. انحلال سپاه با آتش دلیران لازمهٔ پیروزی مردم ایران بر اهریمنان عمامه‌دار است.

۳-قیام آبان ثابت کرد که تنها ره رهایی، راه آزموده شده ۴۰ساله مقاومت ایران، آتش جواب آتش است. آن‌قدر که امروز مدعیان برای این‌که از قافله عقب نمانند، ناگزیر به حمایت لفظی از همان شورشگران محکوم به اعدام روی می‌آورند، که با عملکرد آتشین آنها با رژیم مخالف بودند. شلاق‌کش کردن مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی با برچسب خشونت‌گرایی فقط مصرف لوس کردن خود برای ملا را دارد. ۱۵۰۰ شهید آبان، ۱۲هزار دستگیر شده و شکنجه شده، زندانیان در معرض اعدام و توده‌های مردم به جان آمده معنی آن را با گوشت و پوست خود احساس می‌کنند.

۴- تعمیق و تکامل مرزبندی‌های قیام با خون سرخ فرزندان ایران باعث شد بسیاری پرده‌ها کنار برود بسیاری مدعیان، کار ما و ملت ما را ساده کردند و با صراحت بی‌مانند گفتند که همین رژیم را بر شورای ملی مقاومت و مجاهدین ترجیح می‌دهند.به وضوح اذعان کردند که در جنگ بین رژیم و ضدرژیم در طرف رژیم قرار دارند. این صراحت نه فقط بقایای شاه بلکه طیفی از مرتجعین چپ‌نما را هم شامل شده است. رنگ و لعاب مارکسیستی و کمونیستی یا کارگری هم مانند دعاوی بی‌محتوای اسلام‌پناهانه یا ملی‌گرایانه، دیگر اثر ندارد. بیش از۴۰ سال است این ادعاها با نعره‌های ضدامپریالیستی سپاه پاسداران آغشته و آزموده شده است. اخیراً پیک نت حزب به‌اصطلاح کمونیست توده اظهار لحیه کرده است که از مار جمهوری اسلامی به افعی مجاهدین پناه نمی‌برد. عمداً از یاد برده است که هم‌چون کرم خاکی در کنار همین مار در نیش زدن و سرکوب و کشتار مجاهدین همکاری می‌کرد و متقاضی اعدام ما بود.

۵-پس از قیام آبان بادکنک آلترناتیو سازیهای قلابی و یک‌شبه، بالکل ترکید و حنای آنها هم رنگی ندارد.

۶- شماری از بازیگران و مزدوران «چند وجهی» دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم با برملا شدن مأموریت‌هایشان علیه مجاهدین و مقاومت ایران رنگ باختند و سوختند. وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و نیروی تروریستی قدس به‌غایت تلاش می‌کنند جنبش دادخواهی به‌ویژه قتل‌عام مجاهدین «سر موضع» و حتی حماسهٔ ۱۹بهمن ۱۳۶۰ را مخدوش و آن را با مأموران و مزدوران نفوذی ملوث و مصادره کنند. اما گمان نمی‌کنم خون مجاهدین که آرمان و سازمان و هویت غیرقابل کتمان دارند و ۹۰درصد شهیدان قتل‌عام را تشکیل می‌دهند از گلوی کسی پایین برود.

۷-بسیج شیطان‌سازی و تروریسم افسارگسیخته رژیم آخوندی علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران با دستگیری و اخراج دیپلمات‌تروریستهای بمب‌گذار، با احکام دادگاه درباره اکاذیب اشپیگل و فرانکفورتر آلگماینه، با گواهی بیش از هزار شخصیت سیاسی از ۵ قاره جهان و مهمتر از همه با هوشیاری و جنگ سیاسی جانانه اعضاء مقاومت و یاران شورشگر و اشرف‌نشان و پشتیبانان پایدار و سرفراز مقاومت در جوامع ایرانیان، در هم کوبیده شد و ضربات کیفی دریافت کرد.

۸- در قیام دیماه ۹۸ دانشجویان شعار می‌دادند مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر. در عصر کبیر آگاهی و ارتباطات، نسل جوان به‌سرعت دریافته است که سر رشته شعارهایی از قبیل «رضا شاه روحت شاد» که دیکتاتوری سلطنتی را با همه جنایتها و شکنجه‌هایش ستایش می‌کند در دست سپاه پاسداران و اطلاعات آخوندهاست. خاستگاه اولیه این شعار که برای تخطئه قیام و آلترناتیو انقلابی دموکراتیک در قیام دیماه ۱۳۹۶ ابداع شده بود، بعداً در جریان جنگ گرگها فاش شد.

روزنامه جمهوری اسلامی در ۵تیر ۱۳۹۷ در حمله به باند رقیب نوشت: «این جماعت آن‌قدر بی‌پروا شده‌اند که عده‌یی را با شعارهای بی‌سابقه رضا شاه روحت شاد و مرگ بر مفت‌خور، روانه مجلس می‌کنند و آنها نیز با مشایعت پلیس آزادانه مانور می‌دهند. این جماعت دقیقاً همان دسته و گروهی هستند که در نماز جمعه تهران و راهپیمایی‌ها حضور دارند و پایان تکبیرشان مرگ بر غارتگر بیت‌المال است. همه، آنها را به‌خوبی می‌شناسند».

روزنامه جمهوری اسلامی در ۵ تیر ۱۳۹۷ 

***

در مورد راه‌اندازی شبکه‌های گوناگون توسط وزارت اطلاعات آخوندها، بیانیه شورای ملی مقاومت ایران در مرداد ۹۸ به‌نقل از یک نماینده زندانی معلمان نوشت: «گروه فرزانگان توسط ارتش سایبری، برای شکار آزادیخواهان به وجود آمده است... از همکاران خواستم که هوشیار باشند که این گروه توسط ارتش سایبری به­وجود آمده است» (در ۳۰تیر ۱۳۹۸).

«نمایندهٔ معلمان آن­گاه به ذکر دو موضوع بسیار قابل توجه دیگر در بارهٔ خط قرمز رژیم و در بارهٔ پسر شاه پرداخته و می‌گوید: ”در روز ۱۹آبان ۹۷ که نیروهای امنیتی با فشار ملت قهرمان ایران مجبور شدند مرا از بیمارستان روانی سینا آزاد کنند، دو نفر از نیروهای امنیتی به سراغم آمدند و از من خواستند که چون سازمان مجاهدین خلق از تو حمایت کرده‌اند، باید بر علیه آنها بیانیه بدهی و خط قرمز ما رهبری هم نیست بلکه سازمان مجاهدین خلق است... . باز پارسال در اردیبهشت ۹۷ که مأموران اطلاعات به باغم آمدند، از من پرسیدند که چرا با شاهزاده رضا پهلوی همکاری نمی‌کنی؟ می­خواهی الآن شمارهٔ موبایل شاهزاده را بگیریم که با او صحبت کنی؟ که گفتم: نه“».

۹-منشاء سیاسی هیستری ضدمذهبی هم که می‌خواهد تعارض و تضاد تمام مردم ایران با رژیم آخوندی را به جانب تضاد مذهب و غیرمذهب و دین‌دار و بی‌دین منحرف کند، همانا خود رژیم است که در این کار منفعت حیاتی دارد و در این مسیر بخش‌هایی از سوسیال بورژوازی به‌اصطلاح عدالت‌خواه را با خود دارد. در هم کوبیدن و هدف قرار دادن نمادها و مراکز سرکوب و جهل و جنایت پاسخ فرزندان ایران در میدان عمل به آخوندهای حاکم و طیف مرتجعان و فرصت‌طلبانی است که می‌خواهند تضاد اصلی با فاشیسم دینی را به سود آخوندها به جنگ انحرافی اسلام و ضداسلام تبدیل کنند.

آخوند یونسی وزیر اطلاعات رژیم در شهریور۸۳ گفته بود: «وزارت اطلاعات با نفوذ در سازمانهای برانداز مانع از وحدت و تصمیمات خطرناک آنها علیه نظام می‌شود... وزارت اطلاعات گرایش جریان خودی به غیرخودی را خطرناک دانسته و از آن جلوگیری می‌کند و در تبدیل جریانهای ضدانقلاب به جریانهای بی‌خطر موفقیتهایی نیز داشته است».

۱۰-یادآوری می‌کنم شورای ملی مقاومت ایران ۲۵سال پیش در آبان ۱۳۶۴ در طرح رابطه دولت با دین و مذهب اعلام کرده است: «با تأکید بر تضمین حقوق فردی و اجتماعی مردم مصرح در اعلامیه جهانی حقوق‌بشر از جمله حق آزادی ادیان و مذاهب و منع هر گونه تفتیش عقیده که لازمه حفظ شئون و حیثیات انسانی است... اعمال هر گونه تبعیض در مورد پیروان ادیان و مذاهب مختلف در برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی ممنوع است. هیچ‌یک از شهروندان به‌دلیل اعتقاد یا عدم اعتقاد به یک دین یا مذهب در امر انتخاب‌شدن، انتخاب‌کردن، استخدام، تحصیل، قضاوت و دیگر حقوق فردی و اجتماعی مزیت یا محرومیتی نخواهد داشت» .

طبق طرح مصوب شورا «هر گونه آموزش اجباری مذهبی و عقیدتی و اجبار به انجام یا ترک آداب و سنتهای مذهبی ممنوع است. حق آموزش، تبلیغ و برگزاری آزادانهٔ آداب و سنتهای تمامی ادیان و مذاهب و احترام و امنیت همهٔ اماکن متعلق به آنها تضمین می‌شود».

۱۱-بیانیه‌های نمایندگان منتخب مردم در کشورهای مختلف جهان در آستانهٔ ۳۰خرداد به‌ویژه قطعنامه دو حزبی اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا با ۲۲۱ امضاء در حمایت از قیام مردم ایران، طرح ۱۰ ماده‌ای رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت و برقراری یک جمهوری دمکراتیک، غیرمذهبی و غیراتمی، با تصریح بر این‌که مردم ایران دیکتاتوری سلطنتی را رد کرده و مخالف دیکتاتوری مذهبی هستند، بارزترین آثار قیام آبان و جوشش خون شهیدان در عرصهٔ بین‌المللی است.

۱۲-یک ماه بعد در آستانهٔ ۳۰تیر وزارت‌خارجه آمریکا اعلام کرد روز ۲۸تیر (روز بعد از زهر آتش‌بس) سالگرد شروع «کمیسیونهای مرگ» در ایران در سال۱۳۶۷ است.رئیس دستگاه قضاییه (رئیسی) و وزیر دادگستری رژیم ایران (آوایی) هر دو به‌عنوان اعضای سابق این «کمیسیونهای مرگ» شناسایی شده‌اند. هم‌چنین «ایالات متحده خواهان تحقیقات مستقل جامعه جهانی است. تا مسئولیت پاسخگویی و عدالت را برای قربانیان این نقض‌های حقوق‌بشر که توسط رژیم ایران سازماندهی شده است فراهم کند».

به این ترتیب ثابت شد هم‌چنان که مقاومت ایران از آغاز گفته بود قتل‌عام زندانیان نقشه و برنامه از پیش آمادهٔ دار و دسته خمینی به‌عنوان پادزهر آتش‌بس در جنگ ۸ساله بوده و برخلاف آنچه رژیم و دنبالچه‌هایش گفته و می‌گویند قبل از شروع عملیات فروغ جاویدان به اجرا گذاشته شد.


حکم قتل‌عام توسط خمینی

کما این‌که حکم خمینی که تاریخ هم ندارد هیچ اشاره‌یی به‌عملیات فروغ جاویدان که صرفاً در جبهه غرب بوده نمی‌کند و از «جنگ‌های کلاسیک آنها (مجاهدین) در شمال و غرب و جنوب کشور» فغان و فریاد سر می‌دهد و نتیجه می‌گیرد «کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق (مجاهدی) خود پافشاری کـرده و می‌کنند محارب و محکوم به اعدام می‌باشند». این به‌وضوح نشان می‌دهد که حکم مزبور قبل از عملیات فروغ جاویدان و عمداً بدون تاریخ معین نوشته شده تا هر زمان که لازم باشد بی‌درنگ به اجرا در آید.

۱۳-وزارت‌خارجه آمریکا هم‌چنین در پایان مرداد مدیر زندان اوین و ۱۳تن قاتلان کاظم رجوی در سوئیس را لیست‌گذاری کرد.

رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، این را یک گام ضروری در مبارزه بین‌المللی علیه سرکوب و تروریسم و هم‌چنین در راستای امنیت کشورهای اروپایی توصیف کرد که بایستی با حکم جلب و محاکمه و مجازات سردمداران رژیم و عاملان جنایت تکمیل شود.

من گفتم و تکرار می‌کنم که علاوه بر قاتلان برادرم کاظم، آمران و عاملان همه ترورها و جنایتهای فاشیسم دینی در داخل و خارج ایران باید تحریم شوند و به سزای اعمال خود برسند. قاتلان قاسملو در وین، بختیار و برومند در پاریس، فریدون فرخزاد در بن، اکبر قربانی در استانبول، شرفکندی در برلین، نقدی در رم، زهرا رجبی و علی مرادی در استانبول و محمد حسن ارباب در کراچی و دهها تن دیگر در این شمارند. این علاوه بر صدها جنایت تروریستی رژیم ولایت فقیه در خاک عراق و کردستان عراق علیه مقاومت ایران و پیشمرگان و برادران کرد ماست.

۱۴-رژیم آخوندها به‌شدت نگران فرو ریختن عمق استراتژیک خود در عراق و سوریه و لبنان است. خامنه‌ای از قبل گفته بود که در این صورت باید جلوی بدخواهان و فتنه‌گران را در تهران و فارس و خراسان و اصفهان می‌گرفتیم.

خامنه‌ای: «اگر جلوی بدخواهان و فتنه‌گران که دست‌مایه دشمنی آمریکا و صهیونیسم هستند در آنجا گرفته نمی‌شد باید در تهران، فارس، خراسان و اصفهان جلوی آنها را می‌گرفتیم» (۱۶ دی ۹۵).

خامنه‌ای: «اگر این کاری را که سرداران با ‌ارزش ما انجام دادند انجام نمی‌دادند، به‌قول این آقای مداح عزیز مان، حالا باید در همین دور و بر و اطراف با اینها می‌جنگیدیم؛ باید در همین خیابانهای خودمان و شهرهای خودمان با اینها مبارزه می‌کردیم» (۲۸ خرداد۱۳۹۶).

اکنون رسانه‌های حکومتی با نگرانی می‌نویسند:

«مراقب بیروتی شدن ایران باشید. انبار بزرگی که در ایران وجود دارد هر لحظه ممکن است منفجر شود و هر آنچه هست را با خاک یکسان کند: نیترات نارضایتی است» (عصر ایران-۲۱ مرداد ۹۹).

بله مسأله اینست: ارتش گرسنگان آمادهٔ انفجار و شورش و قیام .

طومار حساب‌های ولایت منحوس بر روی کرونا ویروس، در هم خواهد پیچید. آتشفشان خشم خلق فوران می‌کند. شورشگران پیروزی می‌سازند.


با درود به شهیدان انقلاب ضدسلطنتی در سالروز کشتار شاه در میدان شهدا در تهران در سال۵۷

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست


مسعود رجوی

۱۷ شهریور ۹۹

Listen to "آتش قیام در زیر خاکسترهای نظام - ارتـش آزادیبخـش مـلی ایــران شماره ۲۸" on Spreaker.

۱۳۹۹ آذر ۸, شنبه

ارتش آزادیبخش ملی ایران شماره۲۷- صاعقهٔ ۷۰هزار قربانی کرونا و درنده‌خویی خامنه‌ای و رئیسی در کشتن به‌خاطر مشروب



صاعقهٔ ۷۰هزار قربانی کرونا و درنده‌خویی خامنه‌ای و رئیسی در کشتن به‌خاطر مشروب

راهزنان ”دخل ولایت برند“ می ‌زده‌ای را ”به جنایت برند“

چهار ماه پیش وقتی آمار جگرسوز پرپرشدگان کرونا از ۲۰۰۰ گذشت آدمی در بهت و ناباوری فرو می‌رفت و قلب‌ها به حنجره‌ها می‌رسید. اکنون با صاعقهٔ ۷۰هزار چه باید کرد؟ راستی که ویروس ولایت در همه پهنه‌ها جز قتل‌عام ارمغانی ندارد. جوجه‌ها هم در امان نیستند چه رسد به جوانان قیام و اسیران ما در زندان.

دو روز پیش در ۱۸تیر وزیر بهداشت رژیم گفت طبق گزارش «دوستان امنیتی»مردم از فقر و تهیدستی به سمت «طغیان» می‌روند: «این گزارش دوستان امنیتی برای ما می‌آید. این‌که مردم از فقر و تهیدستی رو به سمت طغیان می‌برند این بحث، بحث جدی است. رئیس‌جمهور این مملکت باید به این معیشت فکر کنند. دولت این مملکت، باید به نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی به این معیشت و عدم شکل‌گیری یک طغیان فکر کنند».

کشتن یک زندانی عادی در همان روز به‌خاطر مشروب خوردن فقط برای ارعاب اجتماعی و جلوگیری از قیام در مشهد است که در دیماه۹۶ آغازگر بود. راهزنان حاکمیت مردم که ”دخل ولایت برند“ می ‌زده‌ای را ”به جنایت برند“ . قضاییه جلادان سزاوار آتش است.

کشتن به‌خاطر مشروب‌خوردن بر ضداسلام و قرآن و انسانیت است. این توحش ِ داعشی ِ خاص ولایت فقیه است. هیچیک از انبیاء و ائمه و پیشوایان اسلام انقلابی و تشیع مردم‌گرا هرگز، هیچگاه و در هیچ زمان و مکانی چنین حکمی نداده‌اند. این حکم برخلاف نص صریح فرمان حضرت علی به مالک اشتر درباره ملاطفت و مدارا و مهر و محبت با توده مردم است. وقتی مالک را فرماندار مصر کرد به او نوشت: «قلب خود را آکنده از رحمت و لطف و محبت مردم کن و مبادا نسبت به ایشان چون جانوری درنده باشی و خوردن آنها را غنیمت بشماری. چرا که مردم دو دسته‌اند: یا با تو هم‌کیش و برادرند، یا همسان و نظیر تو در خلقت و انسانیت برابرند».

جانور درنده‌ای که خوردن و قتل‌عام مردم و منابع و طبیعت و دارائی‌های ایران را مغتنم شمرده، همانا رژیم ولایت فقیه است.

با چوب حراج به خزر و خلیج‌فارس و جزایر و ماهیانش، با انهدام ذخایر زیر زمینی آب و بحران بی‌آبی، با عواقب زیست‌محیطی پروژه اتمی، با جنگل‌های آتش گرفته و سوخته، و با ادبیات و فرهنگی که در چرخ گوشت ولایت فرو رفته...

***

گفته‌ایم که ولی‌فقیه برای حفظ همین رژیم، با الگوی جنگ ضدمیهنی، راه‌کار فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفته و استراتژی کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی پیشه کرده است.

اکنون خلیفه ارتجاع به‌خاطر اوضاع آمریکا در دلش قند آب می‌شود. یکی به‌خاطر تلفات کرونا و دیگری انتخاباتی که در پیش است. خامنه‌ای نشسته بر سر شاخ کرونا با خود می‌گوید هر طور شده ۴ماه آینده را از سر می‌گذرانیم، چه بسا ترامپ برود و بایدن به برجام برگردد و ما را استمالت کند، در اینصورت از خطر سرنگونی جسته‌ایم.

در این دستگاه محاسبه، عنصر اصلی و کلیدی که خلق و ارتش گرسنگان و محرومان باشد جایی ندارد. اما خامنه‌ای کور خوانده است. حتی اگر مثل شاه، آمریکا و اروپا و چین و ماچین را هم با خود داشته باشد باز هم سرنگونی و سقوط «سوخت و سوز» ندارد. این رژیم از همه سو در بن‌بست و بحران است. حرف آخر را مردم ایران می‌زنند. سرنوشت را پیشتازان، شورشگران و ارتش آزادی‌ستان می‌نویسند. ما خود نویسندگان سرنوشت خویشتن و خلق و میهنیم.

از این‌رو به همهٔ آنهایی که به این رژیم چشم دوخته‌اند همواره گفته و می‌گوییم: بفرمایید مذاکره کنید، بفرمایید با این رژیم صلح و سازش کنید، بفرمایید آزموده را باز هم بیازمایید و پیآمد آن را که جز تروریسم و بمب‌گذاری و انفجار و کشتار نیست، دیگر بار تجربه کنید.

این رژیم را فقط باید سرنگون کرد. باید بند از بندش گسست.

چارهٴ کار، شورش در جنگ سرنوشت با کرونای ولایت است.

شورشگران پیروزی می‌سازند.

با درود به گردهمایی جهانی ایران آزاد برای همبستگی با قیام مردم ایران، حمایت از کانون‌های ‌شورشی و ارتش آزادی

در آستانه قیام تاریخی ۳۰تیر و در آغاز چهلمین سال تشکیل شورای ملی مقاومت ایران یگانه جایگزین دموکراتیک و مستقل

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست


مسعود رجوی

۲۰ تیر ۹۹

۱۳۹۹ آبان ۲۷, سه‌شنبه

ارتش آزادیبخش ملی ایران - شماره ۲۶ - اعلام ورشکستگی رژیم



اعلام ورشکستگی رژیم


سرانجام رئیس‌جمهور شیاد ارتجاع که هنرش سرخ کردن صورت با سیلی و افتتاح کردن پروژه‌های پوشالی است، زیر فشارهای کمرشکن به عدد و رقمی اعتراف کرد که نباید می‌کرد. این یک اشتباه و خودزنی سیاسی و اقتصادی است.

او بی «تدبیر و امید» ورشکستگی و بن‌بست رژیم را اعلام کرد و گفت در شرایط فشار فوق‌العاده تحریم، درآمد رژیم در این سال‌ها ۵۰میلیارد دلار یعنی ۸۷۰هزار میلیارد تومان کم شده و این دو برابر بودجه پارسال و ۳۰۰هزار میلیارد تومان بیشتر از کل بودجهٔ امسال رژیم است.

روحانی به صراحت گفت: «هر دولتی اگر در دنیا بود در این شرایط به زانو در می‌آمد» اما «رهبری معظم همکاری کردند و کمک کردند و حمایت کردند» و «شرایط زندگی شرایط قابل‌تحمل» شده است!

منظورش این است که رژیم به جای کوتاه‌آمدن از سرکوب و تروریسم و جنگ‌افروزی و پروژه‌های اتمی، زانو بر گردن و گردهٔ مردم ایران گذاشته و می‌خواهد با گران کردن بنزین و برق و نان، و با میدان دادن به کرونا راه نفس آنها را ببندد.

اما آتش قیام از زیر خاکسترهای نظام شعله خواهد کشید. سرانجام ارتش گرسنگان و آزادی‌ستان است که رژیم ایران‌ستیز و ضدبشر را به زانو در می‌آورد.


مسعود رجوی

۲۲ خرداد۹۹ 

۱۳۹۹ آبان ۲۲, پنجشنبه

ارتش آزادیبخش ملی ایران - شماره ۲۵ - درد و دریغ و فریاد از این‌همه شقاوت و بیداد

 


درد و دریغ و فریاد از این همه شقاوت و بیداد

در استراتژی کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی

تعداد قربانیان کرونای ولایت از ۵۰هزار گذشت

اما وعده خدا حق است خامنه‌ای و روحانی بر سر شاخ و بُن می‌برند


در ۱۱۰روزی که گذشت روزانه به‌طور متوسط بیش از ۴۵۰نفر جان باخته‌اند. با تلخی و تلخکامی بسیار، این آن روی سکه و تداعی کننده چند صد اعدام و تیرباران در شبانه‌روز در سال ۱۳۶۰ است.

رژیم اول کرونا را حاشا کرد، بعد گفت گذراست، رگ است و رد می‌شود. حالا آخوند روحانی می‌گوید «جامعه باید باور داشته باشد که آینده ویروس کرونا نامشخص است بنابراین مردم باید زندگی خود را با این ویروس در هر شرایطی سازگار کنند».

مبادا به تبلیغات بیگانه توجه کنید، بجایش به آمریکا بنگرید تا دریابید که چه ظلم بزرگی به سیاهپوستان آمریکا می‌شود و به آنهایی که در آمریکا زندگی می‌کنند و از کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند! منتهای هزل و ابتذال در اظهارات این آخوند شیاد را گوش کنید:

«مردم به تبلیغات بیگانه توجه نکنند بیگانگانی که هر روز کم آبروتر و بی‌آبرو تر می‌شوند این افتتاحها یک پاسخ قاطعی به آمریکا و اسراییل هست... برای این‌که آنها به‌خوبی بدانند در شرایطی که وضع آمریکا در یکی از بدترین روزهای تاریخ سیاسی و اجتماعی آمریکا را ما شاهد هستیم و می‌بینیم چه ظلم بزرگی به سیاه پوستان می‌شود چه ظلم بزرگی می‌شود به آنهایی که در آمریکا زندگی می‌کنند و از کشورهای دیگر مهاجرت کردند ... ما اظهار همدردی می‌کنیم نسبت به همه مردم آمریکا که امروز در خیابان‌ها هستند و دارند تظاهرات می‌کنند و به‌شدت محکوم می‌کنیم جنایاتی که امروز در آمریکا دارد واقع می‌شود! و کاخ سفیدی که فرمان این جنایتها را صادر می‌کند! ... شرم‌آور هست رئیس‌جمهوری که می‌خواهد علیه ملت خودش اقدام بکند دست به کتاب آسمانی می‌برد و انجیل را بلند می‌کند»(روحانی ۱۵خرداد ۹۹).

روز قبل از آن هم خلیفهٔ ارتجاع به‌مناسبت سالمرگ دجال برای مردم و سیاهپوستان آمریکا و نقض حقوق‌بشر سیاهپوستان، آن هم بدون عذرخواهی، اشک تمساح ریخت. فراتر از این از سوءمدیریت آمریکا در موضوع کرونا و این‌که تلفاتش به همین خاطر چند برابر کشورهای دیگر است، بنای طلبکاری گذاشت:

«آمریکایی‌ها به توفیق الهی به لطف الهی با رفتارهای خودشون رسوا شدند اون مدیریت شون در قضیه کرونا که اونها را در دنیا رسوا کرده الآن هم ادامه داره این رسوایی با این‌که دیرتر از خیلی از کشورها اینها ابتلا پیدا کردند و می‌توانستند از تجربه‌های دیگران استفاده کنند می‌توانستند آمادگیهای لازم رو به‌وجود بیاورند ضعف مدیریت در اون کشور موجب شد که امروز تلفاتشون چندین برابر تلفات کشورهای دیگر است و ابتلائاتشون هم همینجور و نتوانستند مدیریت کنند و نمی‌توانند مدیریت کنند به‌خاطر همین خصوصیات فسادی که در دستگاه حاکمه آمریکا وجود داره اون که اونجا اینم که وضع اداره مردم اینهم برخورد با مردم زبانشون هم دراز است مردم رو می‌کشند و با جنایت با جنایت واضح و آشکار خودشون را نشان می‌دهند و عذرخواهی هم نمی‌کنند در عین‌حال زبانشون هم دراز است می‌گویند حقوق‌بشر اون مردم سیاهی که اونجا کشته شد ظاهراً بشر نبود و حقوقی نداشت و اینجوریست بهرحال به‌نظر من ملت آمریکا من قبلاً هم یک وقت گفتم الآن هم می‌گویم ملت آمریکا احساس خجلت و سرافکندگی می‌کند از حکومتهای خودش و از این حکومتی که امروز در آمریکا هست واقعاً جا داره که ملت آمریکا احساس سر افکندگی کند اون کسانی هم که چه در کشور ما ایرانیهایی که داخل کشورمون هستند یا بعضی ایرانیهایی که خارج کشور هستند که شغلشون حمایت از آمریکا و دفاع از آمریکا و بزک کردن آمریکا بود اونها هم به‌نظر من دیگه سرشون رو بلند نمی‌توانند بکنند با این وضعی که الآن پیش آمده»(خامنه‌ای ۱۴خرداد ۹۹).

خدا لعنت کند و به کیفر دنیا و عذاب آخرت گرفتار کند هر کس را که به سیاهان آمریکا و آفریقا و مسلمانان میانمار و اهل غزه و لبنان و سوریه و عراق و یمن و افغانستان ستم کرد و می‌کند و خواهد کرد.

اما بگویید ببینیم که بود آن که پناهندگان افغان را زد و در منتهای قساوت به رودخانه افکند؟

که بود آن که به روی خودرو مهاجران افغان آتش گشود و برخی از آنها زنده زنده در آتش سوختند؟

آیا از یاد برده‌اید که وحوش ولایت در عراق تحت‌امر قاسم سلیمانی عراقیان بی‌گناه به‌ویژه اهل تسنن را در جرف الصخر چگونه زنده به گور می‌کردند و یا در الانبار به رودخانه می‌انداختند؟

دستکم ۱۵۰۰تن از فرزندان ایران را چه کسی در قیام آبان کشت؟

قتل‌عام مجاهدین و دیگران زندانیان در سال۶۷ را چه کسی انجام داد؟

قتل‌عام مجاهدین، مجاهدین مجروح و دست بسته در اشرف در شهریور۹۲ را چه کسی انجام داد؟

***

سؤال دیگر این است که چرا رژیم در بحبوحه‌ٔ کرونا و قرنطینه در همه کشورها از طریق انجمنهای نجاست در داخل و خارج ایران قصد آلبانی کرد تا بار دیگر در تورهای اطلاعات آخوندی سیرک بوزینگان نظام را پهن کند؟

در قیام آبان مقاومت ایران عدد ۱۵۰۰شهید را که رژیم کشت به‌طور جهانی به ثبت داد. بگذریم که بعداً برایمان روشن شد آمار واقعی بسا بیشتر است.

در موضوع کرونا هم مجاهدین و مقاومت ایران در دفاع از خلق مظلومشان هماوردی خود با رژیم را به منتها درجه نشان دادند و از روز اول اسفند تا امروز گریبان رژیم دجال و ضدبشری ولایت فقیه را سفت و سخت و بی‌امان گرفته و آنرا به ستوه آورده‌اند. روزمره، تمام‌عیار و گسترده ...

آنقدر که درخواستهای ما برای اختصاص دادن دارایی و سرمایه‌های بنیادها و مؤسسات تحت کنترل خامنه‌ای به بهداشت و درمان مردم و تأمین حقوق زحمتکشان به یک خواست عمومی تبدیل شده و حتی به داخل صفوف و رسانه‌های رژیم راه برده است.

آنقدر که در ۱۲اسفند جیغ ارگان سازمان تبلیغات آخوندی درآمد و اعلام کرد «در مسابقه کشته‌سازی» (بخوانید آمار قربانیان کرونا) «مریم رجوی گوی سبقت را از سایرین ربوده است» .

آنقدر که ترکان مشاور روحانی وزیر دفاع رفسنجانی با وحشت زوزه سر داد «ما الآن با ۲ ویروس طرف هستیم، یک ویروس کروناست و یک ویروس تیراناست که پایتخت آلبانی است که در آن جا ۱۵۰۰مجاهد را در سالن‌هایی تجهیز کرده‌اند...

ما هم کرونا و هم تیرانا را داریم و آنها دارند به این ترتیب اعتماد (به نظام) را از بین می‌برند، سال۹۹سال سختی خواهد بود». پس جست و خیزهای دلتنگان رژیم برای رفتن به آلبانی با طومار ۸هزار نفری و لجن‌پراکنی مزدوران و مزدور بچگان همزاد آنها در خارجه بی‌حکمت نبود.

می‌بینید که خامنه‌ای و روحانی تا کجا برای حقوق‌بشر در آمریکا و اروپا و مخصوصاً در اشرف۳ در آلبانی دل نازک شده‌اند؟! این درجه از هزل و ابتذال ناشی از منتهای درماندگی و فشار است.

آنقدر که باند فاشیستی مؤتلفه در اول اردیبهشت یک فهرست طولانی و روزبه‌روز از بیانیه‌ها و اقدامات مریم رجوی برای مقابله با پنهان‌کاری جمهوری اسلامی، برای بازدید سازمان بهداشت جهانی، برای قرار گرفتن امکانات در اختیار پزشکان و پرستاران، برای بازدید از زندانها و حفظ جان و سلامت زندانیان، برای شورش در زندانها، برای اعتراض به حاکمان و خنثی کردن پنهان‌کاریهای آنان و برای اعزام هیأتهای بین‌المللی به ایران ارائه می‌دهد.

باند فاشیستی مؤتلفه خاطرنشان می‌کند که مجاهدین یک آرزو دارند و آن هم فروپاشی و سرنگونی نظام است و از اینروست که آمار دروغ از مبتلایان به کرونا در ایران ارائه می‌دهند، سپاه را به قاچاق متهم می‌کنند، وضعیت بیمارستانها را اسفناک جلوه می‌دهند و این‌که نظام در پذیرش و رسیدگی به بیماران کاملاً ناتوان است. از این‌رو مریم رجوی، خواستار خارج کردن امکانات پزشکی و بهداشتی از انحصار پاسداران و در اختیار قرار دادن پزشکان و بیمارستانها و مردم می‌شود. مردم را به شورش علیه نظام فرامی‌خواند و بر ضرورت ابراز انزجار از رژیم و اعتراض و اعتصاب تا هرکجا که امکانپذیر است تأکید می‌کند. نسبت به شیوع کرونا در زندانهای ایران هشدار می‌دهد و از دبیرکل، شورای حقوق‌بشر و کمیسر عالی حقوق‌بشر ملل متحد و دیگر مراجع بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر برای نجات جان و سلامت زندانیان و جلوگیری از یک فاجعه بزرگ انسانی استمداد می‌طلبد.

آیا منتهای درماندگی رژیم را می‌بینید؟

***

در این اثنا کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت، پیاپی دروغها و پنهان‌کاری مجرمانه رژیم درباره کرونا را با انتشار اسناد سازمان اورژانس برملا می‌کرد. رئیس‌جمهور رژیم ادعا کرده بود که ما در ۳۰بهمن فهمیدیم که کرونا آمده ‌اما اسناد نشان می‌داد که رژیم از اوایل بهمن مطلع بوده و بسیاری بیماران کرونا در بیمارستانها بستری بودند.

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا متعاقباً مجموعه اسناد روشنگر مربوط به نیروی انتظامی رژیم را هم منتشر کرد که بسیاری حقایق را در مورد پنهان‌کاریهای جنایتکارانه رژیم برملا کرده است.

این است زمینه‌ها و سوابق آمار ۵۰هزار نفری قربانیان به‌مثابه جنایت بزرگ علیه بشریت در ایران. شکوه و شکایت آخوند روحانی از رسانه‌های داخلی زیر کنترل رژیم که به تصریح او حرفهای شب قبل رسانه‌های معاند نظام را شب بعد تکرار می‌کنند، گویا و روشنگر است:

این که ضد انقلاب در رسانه‌های بیگانه خودش و در فضای مجازی مداوم تبلیغ می‌کند که باید همه کارها تعطیل بشود و متأسفانه گاهی وقتها بعضی از رسانه‌های داخلی ما هم وقتی مطلب ندارند حرفهای شب قبلی این رسانه‌های معاند را شب بعد تکرار می‌کنند یک هم‌چون شرایطی نیست ما همه باید کار کنیم همه باید فعالیت کنیم همه باید مراقبت کنیم (روحانی ۱۷خرداد ۹۹).

***

اکنون پس از ۴ماه استراتژی رژیم ولایت فقیه مبنی بر کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی به اثبات رسیده است. صورت مسأله این است که رژیم در کلان بازی مرگ، کلان برنده است یا کلان بازنده؟

کلان برنده یعنی این‌که می‌خواهد و می‌تواند با گرد مرگ و یأس، راهبندی برای سرنگونی بسازد و جامعه را منفعل و منجمد کند. در خوابهای خون‌سرشته و پریشان ولایت فقیه می‌توان مانند ایلغار مغول، ۳۰۰سال ایران را سرکوب و منکوب و میخکوب کرد.

کلان بازنده یعنی که خامنه‌ای و روحانی بر سر شاخ و بن می‌برند. رژیمشان را موریانه کرونا و بحرانها از درون خورده و وعده خدا حق است. برخلاف تصور آنها جانهایی که از دست می‌رود نه عامل بقای رژیم بلکه تیک تاک فنا و پایان است.

ترس و وحشت بی‌پایان از خطر قیام و سرنگونی و از هزار اشرف و کانون‌های شورشی مبین همین حقیقت است.

ارتش گرسنگان به سوی شورش و قیام می‌رود. آتشفشان خشم خلق فوران خواهد کرد.

شورشگران پیروزی می‌سازند

با درود به شورشگران خاموش اما جاودانه و پرجوش خواهرانم معصومه (جوشقانی) و مرجان آتش‌افروز

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست


مسعود رجوی

۱۷ خرداد۹۹


۱۳۹۹ آبان ۱۰, شنبه

ارتش آزادیبخش ملی ایران - شماره ۲۴ - آمار ۲۵هزار جان‌ باختهٔ کرونا پشت هر انسانی را می‌لرزاند

 


خامنه‌ای و روحانی برای حفظ رژیم از خطر قیام و سرنگونی در شرایط تحریم

مانند جنگ ضدمیهنی و مانند قتل‌عام زندانیان سیاسی، استراتژی کلان تلفات انسانی

و فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفته‌اند


هموطنان،

وضعیت و شرایط ایران و خطی را که رژیم در فاجعهٔ کرونا در پیش گرفته با سایر کشورها مقایسه نکنید.

اینجا صحبت از مدل چینی یا اروپایی و آمریکایی، بیراهه رفتن است. خامنه‌ای در ۱۳اسفند به صراحت گفت بر آن است از بلا و تهدید کرونا، نعمت و فرصت بسازد. منظورش این است که کرونا را بر ضد سرنگونی رژیم ولایت فقیه با تلفات کلان انسانی برای حفظ این رژیم به کار گیرد.

خامنه‌ای: «این بلا به‌نظر ما بلای آن‌چنان بزرگی نیست، از این بلاها بزرگتر هم وجود داشته و دارد، خودمان هم در کشور مواردی را مشاهده کردیم... و مطلب آخر هم این است که مسأله یک مسأله گذرا است، یک چیز فوق‌العاده نیست، از این حوادث در کشور پیش می‌آید، البته من نمی‌خواهم مسأله را خیلی کوچک بگیرم، اما خیلی هم بزرگش نکنیم مسأله را. یک قضیه‌یی است پیش آمده، یک مدتی که انشاءالله خیلی طولانی نخواهد بود،‌ این برای کشور وجود خواهد داشت بعد همه رخت برمی‌بندد و می‌رود و می‌تواند تجربیاتی که ما در این زمینه به‌دست می‌آوریم و فعالیتی که مردم می‌کنند، دستگاهها می‌کنند و در واقع یک رزمایشی، رزمایش عمومی در این زمینه انجام می‌گیرد این می‌تواند یک دستاورد باشد. اگر این دست‌آوردها را داشته باشیم، بلا برای ما تبدیل می‌شود به نعمت، تهدید تبدیل می‌شود به فرصت».

اینچنین برای خلیفهٔ ارتجاع هر مرگ یک فرصت و یک نعمت است.

خمینی هم جنگ را «نعمت الهی» می‌دانست. برای حفظ رژیم ولایت فقیه که آن را واجب‌ترین واجب‌ها اعلام کرد ۸سال به جنگ ضدمیهنی با عراق ادامه داد. یک میلیون اتباع ایران را به تنور جنگ ریخت. ۲میلیون معلول و مجروح و ۴میلیون نفر آواره شدند. وزارت آموزش و پرورش خمینی در ۱۵دی ۱۳۶۷ اعلام کرد در طول جنگ ۴۴۰هزار دانش‌آموز را به خط مقدم یعنی بر روی میدانهای مین فرستاده است. رژیم تا همین اواخر در روز ۸آبان تحت عنوان روز بسیج دانش‌آموزی یادواره ۳۶هزار تن از دانش‌آموزان قربانی را برگزار می‌کرد.

جنگ ضدمیهنی بیش از هزار میلیارد دلار خسارت برجا گذاشت که معادل درآمد یک قرن نفت ایران بود. خمینی قبل از آن‌که ارتش آزادیبخش‌ او را به خوردن زهر آتش‌بس ناگزیر کند، می‌گفت که تا آخرین خانه‌یی که در تهران باقی بماند ادامه خواهد داد. می‌گفت «اگر این جنگ ۲۰سال هم طول بکشد ما ایستاده‌ایم».




اگر این جنگ ۲۰سال هم طول بکشد ما ایستاده‌ایم

خمینی برای حفظ نظام بعد از آتش‌بس به قتل‌عام مجاهدین «سر موضع» در زندانهایش حکم کرد و فتوا داد:

«از آنجا که منافقین خائن به هیچ‌وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست... و با توجه به محارب بودن آنها و جنگهای کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور...

و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه‌ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کـرده و می‌کنند محارب و محکوم به اعدام می‌باشند‌».

بعد هم در پاسخ به سؤالات سرجلاد قضاییه وقت، هیچ شکافی باقی نگذاشت. حکم قتل‌عام را آب‌بندی کرد و نوشت: « در تمام موارد... هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید».

در آن روزگار برای ناظرانی که با طینت دجال و ضدبشری ولایت فقیه آشنا نبودند، عملکرد خمینی در ماجرای گروگانگیری و در جنگ‌افروزی و قتل‌عام و صدور ارتجاع و تروریسم، به‌سادگی قابل فهم نبود. هم‌چنانکه نمی‌دانستند چرا می‌گفتیم و می‌گوییم که تنها هماورد تاریخی و ایدئولوژیکی ولایت‌فقیه، اسلام بردبار و دموکراتیک مجاهدین است. ۴۰سال گذشت و این هماوردی در جمیع جهات در عرصهٔ سیاسی و اجتماعی ایران و در پهنهٔ منطقه‌یی و بین‌المللی هم‌چون روز روشن شد.

امروز هم در موضوع کرونا در وهله اول مشکل بتوان فهمید که چرا خامنه‌ای و روحانی به‌خاطر همان اقتصادی که خمینی می‌گفت مال خر است، در فرستادن مردم به کام مرگ کرونا منفعت و اصرار دارند. مگر نمی‌فهمند که وبال گردنشان خواهد شد؟ اما چاره‌ای ندارند و بین بد و بدتر ناگزیر بد را انتخاب کرده‌اند.

***

آمار ۲۵هزار جان‌ باختهٔ کرونا پشت هر انسانی را می‌لرزاند. اما خامنه‌ای و روحانی برای حفظ رژیم از خطر قیام و سرنگونی در شرایط تحریم، استراتژی کلان تلفات انسانی و فرستادن مردم به میدانهای مین کرونا را در پیش گرفته‌اند. این«به سر کار» فرستادن زحمتکشان اعم از کارگران و کارمندان ادامه همان خط کار جنگ ضدمیهنی و قتل‌عام زندانیان در شرایط امروز است.

اگر برای رژیم ولایت فقیه هر مرگ یک فرصت و یک نعمت است، ما باید با شورش و جنگ صد برابر آن را به تیک‌تاک قیام و ناقوس سرنگونی تبدیل کنیم. فرصت استبداد دینی و رژیم دجال و ضدبشری به پایان رسیده است.

شورشگران پیروزی می‌سازند.


مسعود رجوی

۲۳فروردین ۹۹

۱۳۹۹ مهر ۱۰, پنجشنبه

مسعود رجوی - پیام شماره ۲۰ - تحریم بزرگ نمایش انتخابات آخوندی

 


روح شهیـدان شـاد

روح شهیـدان قیام آبان شـاد

تهنیت به خلق قهرمان و کانون‌های شورش و انقلاب

تحریم بزرگ نمایش انتخابات آخوندی

رأی مردم ایران قهر و سرنگونی است

در این رژیم جایی برای انتخاب نبوده و نیست

جواب نه در انتخاب در چارچوب این رژیم بلکه در انقلاب و ارتش آزادیبخش ملی است

سپاه پاسداران ولایت باید در هم کوبیده شود

آمران و عاملان جنایت علیه مردم و فرزندان رشید ایران باید

در برابر عدالت قرار بگیرند و کیفر ببینند.

سلام بر خلق-سلام بر آزادی


مسعود رجوی

۲اسفند ۱۳۹۸


۱۳۹۹ مهر ۷, دوشنبه

مسعود رجوی - پیام شماره ۱۹- زوزه‌های خلیفه ارتجاع علیه مجاهدین به‌خاطر قیام و خالی کردن دق‌دل بر روی آلبانی

 


ارتـش‌آزادیبخـش‌مـلی‌ایــران

(شماره ۱۹)


زوزه‌های خلیفهٔ ارتجاع علیه مجاهدین به‌خاطر قیام

و خالی کردن دق‌دل بر روی آلبانی در سوز و سوگ سردژخیم سلیمانی


اگر خامنه‌ای در سوز و سوگ سرپاسدار ولایتش دق‌مرگ می‌شد عجب نبود. جای این یکی را که به راستی شماره ۲واقعی و بی‌جانشین رژیم بود کسی نمی‌تواند پر کند. عمق استراتژیکی و حفاظتی نظام ولایت فقیه که در عراق و لبنان به لرزه در آمده بود، اکنون در سیاه‌چاله‌ای فرو رفته که انتهای آن سرنگونی است. جنگ‌افروزی و صدور ارتجاع و تروریسم از آغاز سپر حفاظتی و لازمهٔ بقای ولایت‌ فقیه بوده است. از این‌رو ذلت و ماتم را در چهرهٔ منحوس خامنه‌ای به‌وضوح می‌توان دید. به‌خصوص که قیام خلق از داخل زنگها را در ۱۹۰ نقطه در پیکر این خلق و این میهن به صدا در آورده است.

در ۲۶آبان خامنه‌ای از مصیبت ناامنی و از مجاهدین تحت عنوان «مجموعه‌ٔ خبیث و جنایتکار» شکوه می‌کرد که گوئیا با بقایای شاه به «شرارت» ترغیب می‌کنند. خامنه‌ای گفت:

«ناامنی بزرگ‌ترین مصیبت برای هر کشوری است، برای هر جامعه‌یی است، اینها قصدشان این است. شما ملاحظه کنید در این دو روز تقریباً یعنی دو شب و یک روزی که از این قضایا گذشته همة مراکز شرارت دنیا علیه ما این کارها را تشویق کردند، از خانواده‌ٔ منحوس خبیث خاندان پهلوی تا مجموعه‌ٔ خبیث و جنایتکار منافقین، اینها دارند مرتباً در فضای مجازی و در جاهای دیگر دارند تشویق می‌کنند ترغیب می‌کنند که این شرارتها انجام بگیرد».

***

اما اکنون در کمتر از دو ماه با برملا شدن جزئیات قیام خلق و شمه‌ای از اسامی و آمار و ارقام شهیدان، در درس «دشمن‌شناسی» که درس پایه‌یی حوزه و رژیم ولایت است، پس از فروکش کردن دود و دم‌ها و نمایشات پوشالی انتقام گیری سخت از آمریکا، خامنه‌ای پرده را درباره دشمن اصلی کنار می‌زند و عقده‌گشایی علیه مجاهدین و مقاومت ایران را تا خالی کردن دق‌دل بر روی آلبانی امتداد می‌دهد. گوش کنید:

«آنچه که وظیفه ما به‌عنوان مردم به‌عنوان آحاد جمهوری اسلامی است اولاً دشمن‌شناسی دشمن را در شناخت دشمن اشتباه نکنید نگویید که خب همه می‌دانیم بله شما می‌دانید که دشمن کی هست دشمن استکبار است دشمن صهیونیزم است دشمن آمریکاست اینها را می‌دانید شما، اما تلاش وسیعی دارد انجام می‌گیرد برای این‌که این قضیه را به عکس کنند نظر مردم را عوض کنند با شیوه‌های پیچیده تبلیغاتی همه باید مراقب باشند دشمن‌شناسی بسیار مهم هست یکی این بعد دانستن نقشه دشمن دشمن چه کار دارد می‌کند چه کار می‌خواهد بکند و بعد دانستن شیوه مقابله با نقشه دشمن این را باید مردم ما بدانند.................................

همین قبل از این قضایای چند روز قبل از قضایای آبانماه، این قضایای مربوط به بنزین و این حرفها، در یک کشور اروپایی، یک کشور کوچک اما شریر واقعاً خبیث در اروپا، یک عنصر آمریکایی با یک تعداد ایرانی مزدور، وطن‌فروش، جمع شدند دور هم علیه جمهوری اسلامی بنا کردند برنامه‌ریزی کردن و نقشه درست کردن. نقشه هم همان چیزی بود که ما چند روز بعدش در قضایای بنزین دیدیم یعنی مردم از حادثه بنزین اوقاتشان تلخ بود یک عده‌یی از مردم آمدند بیرون به‌عنوان اعتراض، به مجرد این‌که مردم، یک تعدادی از مردم البته خیلی هم نبودند وارد میدان شدند این فریب خوردگان، این مغرضین، این عمال دشمن همان برنامه را شروع کردند اجرا کردن. یعنی بیان تخریب کنند آتش بزنند آدم بکشند ویران کنند هم مراکز دولتی را هم مراکز مردمی را، جنگ راه بیندازند. این نقشه قبلی بود. البته این‌که میگم چند روز، قبل از این، این چند روز تجدید نقشه بود این کارهایی بود که از قبل کرده بودند افراد را آماده کرده بودند یک عده مزدور را پول داده بودند. این کارها را هم می‌کنند.هر چه بتوانند انجام می‌دهند» (خامنه‌ای ۱۸دی ۹۸).

رئیس‌جمهور ارتجاع هم گفته بود:

«آنهایی که سازمان‌یافته در این داستان آمدند توی اعترافات‌شان که حالا در آینده پخش می‌شود و شما خواهید دید برنامه‌ریزی اینها بیش از دو سال است،دو سال است اینها برنامه‌ریزی کرده بودند پارسال در یک مقطعی می‌خواستند، زمان مناسب نبوده، ‌امسال می‌خواستند در یک مقطعی مناسب، بیشتر هم به فکر مثلاً آخر دی و بهمن یا نزدیکی انتخابات در آن ایام برنامه‌ریزی کرده بودند...» (روحانی ۱۳آذر ۹۸).

***

خامنه‌ای درست می‌گوید خلق ما و مقاومت ما، با مجاهدان پیشتاز و جوانان و کانونهای شورشگرش، آن‌چه را بتوانند برای سرنگونی این رژیم و دستیابی به آزادی و حاکمیت جمهور مردم انجام می‌دهند. با این تفاوت که مزد و مزدوری که منطق ارتجاع و غارتگری است و می‌خواهد بر روی ما فرافکنی کند وصلهٔ ناچسب است و کسی باور نمی‌کند.

لجن‌پراکنی فرو خورده علیه آلبانی، یک‌سال پس از اخراج سفیر رژیم نیز یادآور خوابهای پنبه‌دانه‌ خامنه‌ای و همریشان و هم‌ریشگان است که گوئیا مجاهدین که از عراق بروند به‌سرعت در خارجه و در دنیای بورژوازی مضمحل و بی‌خطر می‌شوند و به‌قول کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی رژیم «صورت‌مسأله» که «تشکیلات» آنها باشد، در وادی جنسیت و فردیت خودپرستانه، غرق می‌شود! بیچاره شب‌پرستان و مرتجعین که مریم رهایی و انقلاب او را نخوانده بودند.

***

یازده سال پیش در اسفند ۱۳۸۷ خامنه‌ای برای پاک کردن «صورت‌مسأله» در دیدار با طالبانی در مقام رئیس‌جمهور وقت عراق باز هم به دهان‌دریدگی علیه مجاهدین ‌پرداخت و خواهان عملی شدن توافق‌های دوجانبه با حکومت دست‌نشانده عراق علیه مقاومت ایران شد.

تلویزیون رژیم در اخبار ۱۰اسفند ۱۳۸۷ در مورد ملاقات خامنه‌ای با طالبانی گفت:

«ایشان حضور نظامیان آمریکایی و انگلیسی و کارشناسان و نیروهای امنیتی آنها در عراق را به ضرر این کشور دانستند و تأکید کردند نظامیان اشغالگر هر چه زودتر باید از عراق خارج شوند زیرا هر یک روزی که خروج آنها به تأخیر بیفتد به ضرر ملت عراق خواهد بود.

ایشان خطاب به رئیس‌جمهور عراق خاطرنشان کردند انتظار این است که جنابعالی و جناب آقای مالکی نخست‌وزیر عراق به‌صورت جدی عملی شدن توافقها و تفاهمات دوجانبه را پیگیری نمایید.

رهبر انقلاب اسلامی به توافق دوجانبه در خصوص اخراج منافقین از عراق اشاره و تأکید کردند این تصمیم باید عملی شود و ما منتظر تحقق آن هستیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منافقین را مایه شر و فساد دانستند و با اشاره به تصمیم اتحادیه اروپا برای خارج کردن آنها از لیست گروه‌های تروریستی افزودند این تصمیم اتحادیه اروپا نشان داد که تروریست بودن یا نبودن از دیدگاه غرب یک مسأله قراردادی است و هیچ ارتباطی با واقعیات ندارد.ایشان خاطرنشان کردند اروپائیها با وجود این تصمیم از طرف دیگر حاضر به پذیرفتن منافقین در کشورهای خود نیز نیستند».

در همان زمان گفتیم:

«خامنه‌ای پرده‌ها را کنار زد و در دیدار با رئیس‌جمهور عراق، به دهان دریدگی علیه مجاهدین پرداخت و خواهان ”عملی شدن توافق ها“ شد. انگار که عراق تیول و ملک طلق ولایت ارتجاع است، ”به‌صورت جدی عملی شدن توافق دوجانبه در خصوص اخراج“ مجاهدین را بستانکاری می‌کند و به گونه حکم حکومتی رژیم آخوندی، مقرر می‌کند: ”این تصمیم باید عملی شود و ما منتظر تحقق آن هستیم“. زیرا مجاهدین به‌گفته بزرگ عمامه‌داران ولایت،”مایه شر و فساد“ هستند به‌خصوص که اتحادیه اروپا هم آنها را از لیست گروه‌های تروریستی خارج کرده است. اما در همین حال می‌گوید که دولتهای اروپا ”حاضر به پذیرفتن منافقین در کشورهای خود نیستند“.

به فرموده ولی‌فقیه ارتجاع: ”نظامیان اشغالگر (هم) باید هر چه زودتر از عراق خارج شوند زیرا هر یک روزی که خروج آنها به تأخیر بیافتد به ضرر ملت عراق خواهد بود“. طفلک فرتوت فراموش کرده است که منقل خودش و رژیمش از همین آتش اشغال عراق گرم شد!

اما آن‌چه به‌طور مضاعف خامنه‌ای را زخمی و برآشفته کرده است دانشجویانی هستند که در تهران به دفن استخوان و گورستان کردن دانشگاهها از یک‌سو و به ”دانشگاه“ شدن شکنجه‌گاه اوین در حاکمیت آخوندی از سوی دیگر معترضند. از این روست که دق دلِ خود را بی‌محابا بر روی مجاهدین خالی می‌کند و آنها را مایه و موجب ” شر و فساد“ می‌داند.

راست می‌گوید! الحق که مجاهدین در همه جا ” شر و فساد“ حکومت آخوندی را خوب برملا کردند. دست مریزاد.

در آبان ۸۶ پس از نامگذاری نیروی تروریستی قدس و سپاه پاسداران ارتجاع گفته بودیم:

«تبریک و آفرین بر آنها که در مجاهدتی بی‌همتا، در مبارزه‌یی بغرنج و جان‌فرسا، در برابر تسلیحات کشتار جمعی و تروریسم افسار گسیخته فاشیسم مذهبی و در برابر اشغالگری خزنده و درنده آن در عراق، سینه سپر کردند و سد بستند. برملا کردند، به کرسی نشاندند و به ثبت دادند. با تحمل فشار و پرداخت بها و فدای بسیار، که پایداری پرشکوه در اشرف، نمونهٴ آن است.

اگر مجاهدین و ارتش آزادی از ۲۰سال پیش در کنار مرزهای میهن در خاک عراق صف نبسته بودند،

اگر شیرزنان و کوهمردان اشرف صبر و پایداری نکرده بودند،

اگر بیش از ۸۰سلسله افشاگری و روشنگری وقفه‌ناپذیر بین‌المللی درباره تسلیحات کشتار جمعی این رژیم نبود،

اگر شورای ملی مقاومت ایران، به‌رغم همه فشارها، بر مواضع اصولی خود علیه استبداد مذهبی پای نمی‌فشرد،

اگر رئیس‌جمهور برگزیده این شورا، در شرایطی که احدی را یارای آن نبود، بر خطر دخالتها و جنایتهای رژیم آخوندی در عراق، فراتر از خطر اتمی انگشت نمی‌گذاشت،

اگر حدود ۳۷۰۰فقره دخالت و جنایتهای این رژیم در عراق برملا نمی‌شد (از لیست ۳۲هزار مزدور گرفته تا ۵۳مؤسسه خیریه پوششی رژیم و از لیست ۸۳۳۱عراقی که توسط نیروی قدس برای ترور شناسایی شده‌اند تا ۶۹۲ نفر از اعضای شبکه‌های ترور نیروی قدس و وزارت اطلاعات رژیم و لیست ۴۹۷ نمایندگی ولی‌فقیه در عراق و ۵۳مقام ارشدی که رژیم ایران در دولت عراق کاشته است)، براستی وضعیت چگونه بود؟

شیخکان سرکنگبین هسته‌یی را با عراق سر کشیده و لابد اکنون در شاخ آفریقا مستقر بودند و با بمب اتمی شاخ و شانه می‌کشیدند. مهمتر این‌که تسمه‌های ستم شیخی بر گُرده مردم ایران محکم می‌شد و چشم‌انداز سرنگونی روشن نبود.

خوشا مجاهدینی که تا امروز به عهدشان وفا کرده‌اند و بی‌سلاح بیشتر و بیشتر با این رژیم اهریمنی چنگ در چنگ شدند و جنگیدند.آری، اشرف ایستاد و جهانی به ایستادگی برخاست» (نقل از پیام ۱۰اسفند ۱۳۸۷).

آری، حکایت ایستادگی و نبرد برای آزادی، مسأله سرنگونی و «صورت مسأله» هم‌چنان به قوت خود باقی است.

آنچه را در دیماه ۱۳۹۲ به‌دنبال حملهٔ موشکی رژیم به مجاهدین در لیبرتی خاطرنشان کردیم یادآوری می‌کنم. این حمله با ۶۵موشک به سرکردگی قاسم سلیمانی صورت گرفت.

«در تهران به مالکی و فالح فیاض گفتند و قبل از آن هم، فرستادگان و سفیر رژیم در بغداد به مقامات عراقی گفته بودند که: با این همه زحمت و مشقت برای جابه‌جایی، چیزی فرق نکرده و مجاهدین در لیبرتی همان هستند که در اشرف بودند. لیبرتی اشرف دیگری است که فقط نقطه‌اش عوض شده است.

این یکی را درست می‌گویند. تا وقتی در دنیا حتی یک مجاهد بازگشت‌ناپذیر باقیست، کارزار سرنگونی ادامه دارد. به همین خاطر، اگر دشمن گمان می‌کند که با حملات تروریستی و بحرانهای زنجیره‌یی جدید می‌تواند از کهکشان و آتشفشان اشرف خلاصی پیدا کند، کور خوانده است. باید آن را در جنگ صد برابر و شعله‌ور کردن و تکثیر اشرف در سراسر جهان و در داخل میهن اشغال شده به‌طور مضاعف بر سر خودش خراب کنیم......

وحشت رژیم زهر خورده از تکثیر اشرف، و درماندگی آن در برابر جایگزین دموکراتیک پیاپی به اثبات می‌رسد و جای انکار باقی نمی‌گذارد» (پیام ۵دی ۱۳۹۲).

***

اکنون خلیفهٔ ارتجاع که از تمامی حملات و تو‌طئه‌ها و بوقها و بلندگوهایش در اشرف ۱و ۲طرفی نبسته بیهوده گمان می‌کند که از شلاق‌کش کردن آلبانی ممکن است آبی گرم شود. اما هیهات که آب در هاون می‌کوبد.

وال استریت ژورنال یکبار در سال ۱۳۸۷در اثنای مذاکرات آمریکا و رژیم در بغداد نوشت: «به گفته چندین دیپلماتی که در گفتگوها با رژیم ایران حضور داشتند، مقامات رژیم ایران سالهاست که سرکوب مجاهدین خلق را در صدر اولویتهای خود در مذاکره با دولتهای غربی بر سر برنامه هسته‌یی خود قرار داده‌اند» (۷می‌۲۰۰۸).

اکنون باز هم از تهران خبر می‌رسد که وزارت‌خارجه رژیم در گفتگوهایش در روزهای ۱۱و ۱۳و ۱۵دی با سفیر سوئیس به‌عنوان حافظ منافع آمریکا بر همین اولویت تأکید کرده و قبل از هر چیز از آمریکا خواستار فاصله گرفتن از مجاهدین و گروههایی شده است که مثل مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران، خواهان سرنگونی رژیم هستند. البته به‌رسم معمول برای این‌که مجاهدین بیش از حد شاخص و برجسته نشوند، به‌گفته خودش گروه‌های تجزیه‌طلب را هم در کنار آنها گذاشته تا در این مقوله هم تنها نمانند!

وقتی شعله‌های قیام و آتشفشان خشم خلق بالا می‌گیرد، وقتی دشمن ضربات کاری دریافت می‌کند و چشم‌انداز سرنگونی را می‌بیند، خود را به آب و آتش می‌زند و به هر خس و خاشاکی می‌آویزد. اما سرنوشت را در انقلاب دموکراتیک مردم ایران، خلق و فرزندان رشید و شورشگرش در میدان عمل می‌نویسند.

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست.


مسعود رجوی

۱۸دی ۱۳۹۸


۱۳۹۹ شهریور ۳, دوشنبه

مسعود رجوی – پیام شماره ۱۰ - ارتش ‌آزادیبخش‌ملی ‌ایران - مشت در برابر مشت، حمله در برابر حمله، آتش جواب آتش - ۱۱مرداد ۱۳۹۷


خلق ستمدیده در سراسر میهن اشغال شده بپاخاسته است.
اصفهان، شیراز، کرج، مشهد، اراک، رشت، اهواز، قهدریجان،‌ اندیمشک، دزفول، شاهین شهر، نجف آباد، قرچک ورامین و اشتهارد کرج و امشب دوباره تهران. قبل از آن هم برازجان و کازرون و خرمشهر خونفشان
بله سایر شهرها هم برمی خیزند. ایران برمی خیزد.
خلق قیام می کند. با کارگران و زحمتکشان بی حقوق، کشاورزان تهیدشت و بی آب، کامیونداران جوانمرد و خستگی ناپذیر، بازاریان و اصناف غارت شده، و با زنان پیشتاز و جوانان دلیر شورشی. 


۱۳۹۹ مرداد ۲۹, چهارشنبه

مسعود رجوی – پیام شماره ۸ - ارتش آزادیبخش ملی ایران- سرنگونی محتوم - اول خرداد ۱۳۹۷


سرنگونی محتوم - پیروزی محتوم
با کانون ها و شهرهای شورشی قدر تاریخی مردم ایران در نبرد آزادیبخش رقم می خورد

ولی فقیه ارتجاع لرزه های سرنگونی محتوم را با تمام ساختار اقتصادی و سیاسی رژیمش احساس می کنم. سرانجام ۱۱۰ رشته افشاگری اتمامی مقاومت ایران به ثمر نهایی نشسته و دیکتاتور خونریز را به دام انداخته است. 


۱۳۹۹ مرداد ۲۵, شنبه

مسعود رجوی - پیام شماره ۷ - کازرون، شهر قیام و آتش و خون، دشمن تو سرنگون - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ارتش آزادیبخش ملی ایران


سلام بر شهیدان
درود بر خواهران و برادران مجروح

خوشا قهرمانان و جنگاوران و دلاورانی که اشرف نشان، به رغم گلوله باران و شهادتها و جراحتهای دیشب امروز نترس و سرسخت دوباره به میدان شتافتند. باز باز هم به هر قیمت تا قله سرنگونی و طلوع خورشید آزادی ادامه داد...


۱۳۹۹ مرداد ۱۵, چهارشنبه

مسعود رجوی - قیام ایران - پیام شماره ۳ - ۱۱ دی ۱۳۹۶- ارتش آزادیبخش ملی ایران


شاه سلطان ولایت
آتش جواب آتش!

با درود به مجروحان و شهیدان مظلوم امروز در تویسرکان و اصفهان و اهواز و کرج و کرمانشاه
و با درود به قیام آفرینان ۵۱شهر در سراسر میهن اشغال شده