‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ آبان ۲۲, پنجشنبه

ارتش آزادیبخش ملی ایران - شماره ۲۵ - درد و دریغ و فریاد از این‌همه شقاوت و بیداد

 


درد و دریغ و فریاد از این همه شقاوت و بیداد

در استراتژی کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی

تعداد قربانیان کرونای ولایت از ۵۰هزار گذشت

اما وعده خدا حق است خامنه‌ای و روحانی بر سر شاخ و بُن می‌برند


در ۱۱۰روزی که گذشت روزانه به‌طور متوسط بیش از ۴۵۰نفر جان باخته‌اند. با تلخی و تلخکامی بسیار، این آن روی سکه و تداعی کننده چند صد اعدام و تیرباران در شبانه‌روز در سال ۱۳۶۰ است.

رژیم اول کرونا را حاشا کرد، بعد گفت گذراست، رگ است و رد می‌شود. حالا آخوند روحانی می‌گوید «جامعه باید باور داشته باشد که آینده ویروس کرونا نامشخص است بنابراین مردم باید زندگی خود را با این ویروس در هر شرایطی سازگار کنند».

مبادا به تبلیغات بیگانه توجه کنید، بجایش به آمریکا بنگرید تا دریابید که چه ظلم بزرگی به سیاهپوستان آمریکا می‌شود و به آنهایی که در آمریکا زندگی می‌کنند و از کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند! منتهای هزل و ابتذال در اظهارات این آخوند شیاد را گوش کنید:

«مردم به تبلیغات بیگانه توجه نکنند بیگانگانی که هر روز کم آبروتر و بی‌آبرو تر می‌شوند این افتتاحها یک پاسخ قاطعی به آمریکا و اسراییل هست... برای این‌که آنها به‌خوبی بدانند در شرایطی که وضع آمریکا در یکی از بدترین روزهای تاریخ سیاسی و اجتماعی آمریکا را ما شاهد هستیم و می‌بینیم چه ظلم بزرگی به سیاه پوستان می‌شود چه ظلم بزرگی می‌شود به آنهایی که در آمریکا زندگی می‌کنند و از کشورهای دیگر مهاجرت کردند ... ما اظهار همدردی می‌کنیم نسبت به همه مردم آمریکا که امروز در خیابان‌ها هستند و دارند تظاهرات می‌کنند و به‌شدت محکوم می‌کنیم جنایاتی که امروز در آمریکا دارد واقع می‌شود! و کاخ سفیدی که فرمان این جنایتها را صادر می‌کند! ... شرم‌آور هست رئیس‌جمهوری که می‌خواهد علیه ملت خودش اقدام بکند دست به کتاب آسمانی می‌برد و انجیل را بلند می‌کند»(روحانی ۱۵خرداد ۹۹).

روز قبل از آن هم خلیفهٔ ارتجاع به‌مناسبت سالمرگ دجال برای مردم و سیاهپوستان آمریکا و نقض حقوق‌بشر سیاهپوستان، آن هم بدون عذرخواهی، اشک تمساح ریخت. فراتر از این از سوءمدیریت آمریکا در موضوع کرونا و این‌که تلفاتش به همین خاطر چند برابر کشورهای دیگر است، بنای طلبکاری گذاشت:

«آمریکایی‌ها به توفیق الهی به لطف الهی با رفتارهای خودشون رسوا شدند اون مدیریت شون در قضیه کرونا که اونها را در دنیا رسوا کرده الآن هم ادامه داره این رسوایی با این‌که دیرتر از خیلی از کشورها اینها ابتلا پیدا کردند و می‌توانستند از تجربه‌های دیگران استفاده کنند می‌توانستند آمادگیهای لازم رو به‌وجود بیاورند ضعف مدیریت در اون کشور موجب شد که امروز تلفاتشون چندین برابر تلفات کشورهای دیگر است و ابتلائاتشون هم همینجور و نتوانستند مدیریت کنند و نمی‌توانند مدیریت کنند به‌خاطر همین خصوصیات فسادی که در دستگاه حاکمه آمریکا وجود داره اون که اونجا اینم که وضع اداره مردم اینهم برخورد با مردم زبانشون هم دراز است مردم رو می‌کشند و با جنایت با جنایت واضح و آشکار خودشون را نشان می‌دهند و عذرخواهی هم نمی‌کنند در عین‌حال زبانشون هم دراز است می‌گویند حقوق‌بشر اون مردم سیاهی که اونجا کشته شد ظاهراً بشر نبود و حقوقی نداشت و اینجوریست بهرحال به‌نظر من ملت آمریکا من قبلاً هم یک وقت گفتم الآن هم می‌گویم ملت آمریکا احساس خجلت و سرافکندگی می‌کند از حکومتهای خودش و از این حکومتی که امروز در آمریکا هست واقعاً جا داره که ملت آمریکا احساس سر افکندگی کند اون کسانی هم که چه در کشور ما ایرانیهایی که داخل کشورمون هستند یا بعضی ایرانیهایی که خارج کشور هستند که شغلشون حمایت از آمریکا و دفاع از آمریکا و بزک کردن آمریکا بود اونها هم به‌نظر من دیگه سرشون رو بلند نمی‌توانند بکنند با این وضعی که الآن پیش آمده»(خامنه‌ای ۱۴خرداد ۹۹).

خدا لعنت کند و به کیفر دنیا و عذاب آخرت گرفتار کند هر کس را که به سیاهان آمریکا و آفریقا و مسلمانان میانمار و اهل غزه و لبنان و سوریه و عراق و یمن و افغانستان ستم کرد و می‌کند و خواهد کرد.

اما بگویید ببینیم که بود آن که پناهندگان افغان را زد و در منتهای قساوت به رودخانه افکند؟

که بود آن که به روی خودرو مهاجران افغان آتش گشود و برخی از آنها زنده زنده در آتش سوختند؟

آیا از یاد برده‌اید که وحوش ولایت در عراق تحت‌امر قاسم سلیمانی عراقیان بی‌گناه به‌ویژه اهل تسنن را در جرف الصخر چگونه زنده به گور می‌کردند و یا در الانبار به رودخانه می‌انداختند؟

دستکم ۱۵۰۰تن از فرزندان ایران را چه کسی در قیام آبان کشت؟

قتل‌عام مجاهدین و دیگران زندانیان در سال۶۷ را چه کسی انجام داد؟

قتل‌عام مجاهدین، مجاهدین مجروح و دست بسته در اشرف در شهریور۹۲ را چه کسی انجام داد؟

***

سؤال دیگر این است که چرا رژیم در بحبوحه‌ٔ کرونا و قرنطینه در همه کشورها از طریق انجمنهای نجاست در داخل و خارج ایران قصد آلبانی کرد تا بار دیگر در تورهای اطلاعات آخوندی سیرک بوزینگان نظام را پهن کند؟

در قیام آبان مقاومت ایران عدد ۱۵۰۰شهید را که رژیم کشت به‌طور جهانی به ثبت داد. بگذریم که بعداً برایمان روشن شد آمار واقعی بسا بیشتر است.

در موضوع کرونا هم مجاهدین و مقاومت ایران در دفاع از خلق مظلومشان هماوردی خود با رژیم را به منتها درجه نشان دادند و از روز اول اسفند تا امروز گریبان رژیم دجال و ضدبشری ولایت فقیه را سفت و سخت و بی‌امان گرفته و آنرا به ستوه آورده‌اند. روزمره، تمام‌عیار و گسترده ...

آنقدر که درخواستهای ما برای اختصاص دادن دارایی و سرمایه‌های بنیادها و مؤسسات تحت کنترل خامنه‌ای به بهداشت و درمان مردم و تأمین حقوق زحمتکشان به یک خواست عمومی تبدیل شده و حتی به داخل صفوف و رسانه‌های رژیم راه برده است.

آنقدر که در ۱۲اسفند جیغ ارگان سازمان تبلیغات آخوندی درآمد و اعلام کرد «در مسابقه کشته‌سازی» (بخوانید آمار قربانیان کرونا) «مریم رجوی گوی سبقت را از سایرین ربوده است» .

آنقدر که ترکان مشاور روحانی وزیر دفاع رفسنجانی با وحشت زوزه سر داد «ما الآن با ۲ ویروس طرف هستیم، یک ویروس کروناست و یک ویروس تیراناست که پایتخت آلبانی است که در آن جا ۱۵۰۰مجاهد را در سالن‌هایی تجهیز کرده‌اند...

ما هم کرونا و هم تیرانا را داریم و آنها دارند به این ترتیب اعتماد (به نظام) را از بین می‌برند، سال۹۹سال سختی خواهد بود». پس جست و خیزهای دلتنگان رژیم برای رفتن به آلبانی با طومار ۸هزار نفری و لجن‌پراکنی مزدوران و مزدور بچگان همزاد آنها در خارجه بی‌حکمت نبود.

می‌بینید که خامنه‌ای و روحانی تا کجا برای حقوق‌بشر در آمریکا و اروپا و مخصوصاً در اشرف۳ در آلبانی دل نازک شده‌اند؟! این درجه از هزل و ابتذال ناشی از منتهای درماندگی و فشار است.

آنقدر که باند فاشیستی مؤتلفه در اول اردیبهشت یک فهرست طولانی و روزبه‌روز از بیانیه‌ها و اقدامات مریم رجوی برای مقابله با پنهان‌کاری جمهوری اسلامی، برای بازدید سازمان بهداشت جهانی، برای قرار گرفتن امکانات در اختیار پزشکان و پرستاران، برای بازدید از زندانها و حفظ جان و سلامت زندانیان، برای شورش در زندانها، برای اعتراض به حاکمان و خنثی کردن پنهان‌کاریهای آنان و برای اعزام هیأتهای بین‌المللی به ایران ارائه می‌دهد.

باند فاشیستی مؤتلفه خاطرنشان می‌کند که مجاهدین یک آرزو دارند و آن هم فروپاشی و سرنگونی نظام است و از اینروست که آمار دروغ از مبتلایان به کرونا در ایران ارائه می‌دهند، سپاه را به قاچاق متهم می‌کنند، وضعیت بیمارستانها را اسفناک جلوه می‌دهند و این‌که نظام در پذیرش و رسیدگی به بیماران کاملاً ناتوان است. از این‌رو مریم رجوی، خواستار خارج کردن امکانات پزشکی و بهداشتی از انحصار پاسداران و در اختیار قرار دادن پزشکان و بیمارستانها و مردم می‌شود. مردم را به شورش علیه نظام فرامی‌خواند و بر ضرورت ابراز انزجار از رژیم و اعتراض و اعتصاب تا هرکجا که امکانپذیر است تأکید می‌کند. نسبت به شیوع کرونا در زندانهای ایران هشدار می‌دهد و از دبیرکل، شورای حقوق‌بشر و کمیسر عالی حقوق‌بشر ملل متحد و دیگر مراجع بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر برای نجات جان و سلامت زندانیان و جلوگیری از یک فاجعه بزرگ انسانی استمداد می‌طلبد.

آیا منتهای درماندگی رژیم را می‌بینید؟

***

در این اثنا کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت، پیاپی دروغها و پنهان‌کاری مجرمانه رژیم درباره کرونا را با انتشار اسناد سازمان اورژانس برملا می‌کرد. رئیس‌جمهور رژیم ادعا کرده بود که ما در ۳۰بهمن فهمیدیم که کرونا آمده ‌اما اسناد نشان می‌داد که رژیم از اوایل بهمن مطلع بوده و بسیاری بیماران کرونا در بیمارستانها بستری بودند.

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا متعاقباً مجموعه اسناد روشنگر مربوط به نیروی انتظامی رژیم را هم منتشر کرد که بسیاری حقایق را در مورد پنهان‌کاریهای جنایتکارانه رژیم برملا کرده است.

این است زمینه‌ها و سوابق آمار ۵۰هزار نفری قربانیان به‌مثابه جنایت بزرگ علیه بشریت در ایران. شکوه و شکایت آخوند روحانی از رسانه‌های داخلی زیر کنترل رژیم که به تصریح او حرفهای شب قبل رسانه‌های معاند نظام را شب بعد تکرار می‌کنند، گویا و روشنگر است:

این که ضد انقلاب در رسانه‌های بیگانه خودش و در فضای مجازی مداوم تبلیغ می‌کند که باید همه کارها تعطیل بشود و متأسفانه گاهی وقتها بعضی از رسانه‌های داخلی ما هم وقتی مطلب ندارند حرفهای شب قبلی این رسانه‌های معاند را شب بعد تکرار می‌کنند یک هم‌چون شرایطی نیست ما همه باید کار کنیم همه باید فعالیت کنیم همه باید مراقبت کنیم (روحانی ۱۷خرداد ۹۹).

***

اکنون پس از ۴ماه استراتژی رژیم ولایت فقیه مبنی بر کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی به اثبات رسیده است. صورت مسأله این است که رژیم در کلان بازی مرگ، کلان برنده است یا کلان بازنده؟

کلان برنده یعنی این‌که می‌خواهد و می‌تواند با گرد مرگ و یأس، راهبندی برای سرنگونی بسازد و جامعه را منفعل و منجمد کند. در خوابهای خون‌سرشته و پریشان ولایت فقیه می‌توان مانند ایلغار مغول، ۳۰۰سال ایران را سرکوب و منکوب و میخکوب کرد.

کلان بازنده یعنی که خامنه‌ای و روحانی بر سر شاخ و بن می‌برند. رژیمشان را موریانه کرونا و بحرانها از درون خورده و وعده خدا حق است. برخلاف تصور آنها جانهایی که از دست می‌رود نه عامل بقای رژیم بلکه تیک تاک فنا و پایان است.

ترس و وحشت بی‌پایان از خطر قیام و سرنگونی و از هزار اشرف و کانون‌های شورشی مبین همین حقیقت است.

ارتش گرسنگان به سوی شورش و قیام می‌رود. آتشفشان خشم خلق فوران خواهد کرد.

شورشگران پیروزی می‌سازند

با درود به شورشگران خاموش اما جاودانه و پرجوش خواهرانم معصومه (جوشقانی) و مرجان آتش‌افروز

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست


مسعود رجوی

۱۷ خرداد۹۹


۱۳۹۸ اسفند ۲۳, جمعه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۷) نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش با رژیم ولایت - قسمت سوم


یادآوری می‌کنم که من ۳روز قبل از موضعگیری موسوی، با مختصر آشنایی نسبت به ایشان و عملکرد رژیم ولایت، چند نکته را اختصاراً و با سرعت در پیام ۸دیماه به عرض رسانده بودم:
اول این‌که: «متهم کردن آقای موسوی به این‌که راه مجاهدین را می‌رود کذب محض و زمینه‌سازی برای ارعاب و اسکات و یا دستگیری است» و «سمپاتی نسبت به مجاهدین در اوایل انقلاب و در زمان شاه منحصر به آقای موسوی نبوده و هیچ کشف جدیدی نیست» کما این‌که خامنه‌ای خودش بعد از انقلاب هم تا مدتها با ما رابطه داشته و هر شب جمعه به‌درخواست خودش توسط یکی از برادرانمان در جریان تحلیلهای مجاهدین از اوضاع و احوال سیاسی قرار می‌گرفته است.
دومین نکته که از سه روز قبل گفتم این بود که «واضح است که باند خامنه‌ای و شرکا به‌غایت تلاش می‌کنند کروبی و موسوی و اطرافیان و نظایر آنها را متقاعد کنند که به شرط تأیید یا شراکت در سرکوب مجاهدین و مقاومت ایران و موضعگیری علیه آنها، از تیغ آخته ولایت در امان خواهند بود. تلاش می‌کنند مانند لاریجانی، رئیس مجلس ارتجاع، آنها را قدم به قدم به همسفری و هم سفرگی مجدد در همین راستا بکشانند اما واقعیت این‌ است که کار از این چیزها گذشته و مواضع و برچسبهای پیشین به مجاهدین دیگر اثر ندارد و مشکلی حل نمی‌کند. چرا که ولایت یزیدی فقط انقیاد و تسلیم مطلق می‌طلبد و حالا دیگر در سراشیب سرنگونی، صرف لفاظی علیه مجاهدین و مقاومت ایران دردی را از او دوا نمی‌کند».
سومین و مهمترین نکته که باز هم تأکید می‌کنم، این‌که «به‌رغم هر آنچه موسوی یا دیگران علیه مجاهدین و مقاومت ایران گفته باشند یا بگویند، هر گونه تعرض به آنها و خانواده و اطرافیانشان را قویاً محکوم می‌کنیم و به ولی‌فقیه ارتجاع اخطار می‌کنیم که مسئولیت دستگیری و محاکمه و مجازات موسوی و هر گونه اقدام تروریستی مشخصاً و مستقیماً برعهده شخص خامنه‌ای است. علاوه بر این، در پی صدور پنجاه‌و ششمین قطعنامه ملل‌متحد درباره نقض وحشتناک حقوق‌بشر در ایران، از دبیرکل ملل‌متحد و کمیسر عالی حقوق‌بشر باز هم می‌خواهیم که در همین خصوص یک هیأت ثابت نظارت بین‌المللی برای نگهبانی از حقوق‌بشر و به‌ویژه آزادی بیان و اجتماعات در تهران مستقر کند».
از این‌رو تنها نکته‌یی که باید اضافه کنم و البته خاصّ موسوی و کروبی و امثالهم نیست، نفرت و اشمئزاز از هر گونه چراغ سبز دادن و هموار کردن راه و صاف کردن جاده و توجیه مستقیم یا غیرمستقیم اعدام و کشتار مجاهدین و غیرمجاهدین در داخل ایران و به‌ویژه در اشرف است. این کار از جانب هرکس با هر تفکر و عقیده و مرام و ادعایی که باشد، با هر شکل و توجیهی هم که ارائه شود، با هر جمله‌بندی و عبارتی هم که برای دم به تله ندادن بالانس شود، یک اقدام خائنانه ضدانسانی است و در این مورد با احدی شوخی و نرمش و انعطاف نداریم و نخواهیم داشت.
چه آقای موسوی که قبل از روی کارآمدن خمینی هوادار مجاهدین بوده، چه آنها که بعد از روی کارآمدن خمینی عضو یا هوادار مجاهدین یا پشتیبان و عضو شورای ملی مقاومت ایران بودند یا هستند و خواهند بود و چه خود این حقیر که ارادتمند و در خدمت مجاهدین و مقاومت ایران بوده و هستم و خواهم بود و دقیقاً هم به همین خاطر است که خواهان سلامتی و امنیت و آزادی بیان و اجتماعات و آزادی آقای موسوی و خانواده و دوستان و اطرافیان ایشان در مخالفت با ولی‌فقیه ارتجاع بوده و هستم و خواهم بود. کما این‌که در پیام ۸دیماه از بابت این‌که خامنه‌ای کمترین بهانه‌یی علیه ایشان پیدا نکند، خودم را سپر بلا نموده، به عرض رساندم که آقای موسوی چنان‌که خود صریحاً گفته است اصلاً هدفش از شرکت در انتخابات، مقدمتاً نه یک هدف سیاسی رودر روی قدرت حاکم یا باند حاکم ولایت، بلکه یک هدف اداری و برگرداندن «عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور» بوده است.
گمان نکنید که این تفسیر را من از خودم در آورده‌ام. اگر غلط است یا من درست نفهمیده‌ام تقصیر خودم نیست! ۴۳سال پیش، روز اولی که ما به دانشکده حقوق ‌دانشگاه تهران رفتیم، چون در رشته سیاسی قبولمان کرده بودند، استادمان فرق مدیریت را با سیاست توضیح داد و گفت: سیاست و امور سیاسی در رابطه با قدرت حاکم است. بعد هم نمی‌دانم دکتر حمید عنایت بود یا دکتر محمدعلی حکمت که هر دوشان با بزرگواری به سؤالات کلافه کننده حقیر همیشه جواب می‌دادند، گفتند برو کتاب ”دو چهره ژانوس“ درباره علم سیاست را بخوان تا بهتر بفهمی. منهم حرف استاد را اطاعت کردم و رفتم از کتابخانه این کتاب را قرض نموده و عجولانه خواندم. ولی نمی‌دانم که آیا درست تفاوت ”مدیریت“ و ”سیاست“ را فهمیده‌ام یا خیر؟
از شما چه پنهان معنی ”عقلانیت دینی“ را هم نمی‌دانم و لذا نفهمیدم که منظور از برگرداندن عقلانیت دینی به فضای مدیریت در رژیم ولایت‌فقیه چیست؟
کلمه عقل و عقلانیت به‌معنی خرد و خردورزی را می‌دانم که معطوف به خصلت تفکر و اندیشمندی انسان است و پایگاه فیزیولوژیک آن قشر فوقانی مغز می‌باشد که از لحاظ کارکردی به آن سیستم علائم ثانویه می‌گویند (فقط خواهشمندم با احکام ثانویه که امام راحلتان می‌گفت، اشتباه نشود!).
کلمه دین را هم که چهار دهه پیش خیلی دنبالش بودم، بالاخره فهمیدم که یک دستگاه اعتقادی و ایدئولوژیکی است که در آن یک ارزش متعالی فراتر از زمان و مکان وجود داشته باشد که در این‌صورت به چنین دستگاه اعتقادی، دین می‌گویند.
با این‌حال باید با کمال احترام! اذعان کنم که معنا و مفهوم ”عقلانیت دینی“ مورد نظر آقای موسوی و تزریق آن به ”مدیریت نظام ولایت“ را باز هم نمی‌فهمم و از درک آن عاجزم! مگر این‌که منظور ایشان را باید از همان تجربه‌عملی نخست‌وزیری ۸ساله مستَفاد نمود.

ادامه دارد...

۱۳۹۸ اسفند ۱۱, یکشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی - سلسله آموزش برای نسل جوان - فصل چهارم - قسمت سوم


مسعود رجوی ـ اصلاحات خاتمی
دود و دم ”2خرداد“ و شعبده اصلاح طلبی‌خاتمی را حتماً به یاد دارید. به‌قول خودش آمده بود تا «معاند نظام را به منتقد و منتقد را به موافق» تبدیل کند. حرف از قانون و جامعه مدنی و گفتگوی تمدنها و حتی حقوق‌بشر و آزادی احزاب هم می‌زد.
در روز 3خرداد 1376، به‌محض اعلام نتیجه اولیه انتخابات رژیم در آن زمان، من در پیامی به همین مناسبت به اطلاع هموطنانمان رساندم که آخوند خاتمی کیست و چه سوابقی در اشغال مؤسسه کیهان در سال 1359و چه کارنامهی در سانسور و خفقان و کوبیدن بر طبلهای جنگ و صدور ارتجاع و تروریسم در 10سالی که وزیر ارشاد خمینی بوده است، دارد.

- «مطابق بیوگرافی منتشر شده در روزنامه ابرار (مورخ 29مرداد1368)، طلبه‌ی بوده که «در قم مقدمات و قسمتهایی از سطح» ‌را حین تحصیلات دبیرستانی فراگرفته و بعد هم به خدمت سربازی رفته و «بین سالهای 50تا 57نیز چند بار به قم» رفته است. در ابتدای57به‌دعوت بهشتی سری به هامبورگ زده و سپس در زمان خمینی به‌عنوان نماینده اردکان، به مجلس ارتجاع رفته است»
- او «از خط‌امامیهای دوآتشه بود که اکنون به مقتضای زمان، لباس «اعتدال» به تن کرده و غافل از این است که مردم ایران به‌خوبی می‌دانند که سگ زرد برادر شغال است!»

با این حال در همین پیام به صراحت گفتم که «در هر حال مبارک است!… ولو به‌اندازه‌یک قطره، آزادی و قانون و حقوق‌بشر در رژیم ولایت وارد نماید و از اعدام و شکنجه و زندان و قلم‌شکستن و لب‌دوختن و دست‌بریدن و چشم از حدقه درآوردن فقط یک قدم عقب بنشیند، تا ببیند مردم چه به روز ”نظام مقدس جمهوری اسلامی“ می‌آورند. مقاومت ایران هم دقیقاً همین را می‌خواهد و از هر قطره آزادی و از هر قدم عقب‌نشینی جلادان به‌غایت استقبال می‌کند، چرا که بالمآل موجب سرنگونی رژیم در تمامیت آن» می‌شود.

***

مسعود رجوی ـ بالاترین دستاورد آخوند خاتمی برای رژیم
در آبان 76در گفتگویی با هموطنانمان در آمریکا که تحت عنوان «وضعیت رژیم و موقعیت مقاومت» منتشر هم شد، به استحضار رساندم که حرف و کارکرد اصلی جماعت خاتمی برای رژیم ولایت‌فقیه این است: «سوق دادن مخالفان از نوع براندازی به مخالفان سیاسی و متعاقباً تبدیل و استحاله مخالفان سیاسی به منتقدان فرهنگی… حرف واضح است: کار سرنگونی نکن! مخالفت سیاسی کن! بعد برو به منتقد فرهنگی تبدیل شو!.
مخالفت سیاسی هم که می‌دانید در این روزگار، در داخل رژیم و جناحهای آن، صدبار بیشتر از کسانی که در خارجه نشسته‌اند، وجود دارد. منظورم کسانی است که نان پناهندگی سیاسی را می‌خورند و هنری جز لنگ و لگد زدن به شورای ملی مقاومت و مخصوصاً به مجاهدین ندارند و در‌قیاس با مخالفان سیاسی داخل رژیم اصلاً دلیل وجودی و پناهندگی سیاسی‌شان در خارجه معلوم نیست چیست.
وزارت اطلاعات رژیم هم بخشنامه داده که به‌ مجاهدین بزنید، هرچه هم خواستید در مخالفت سیاسی با رژیم بگویید. این‌طور است که هر‌شاگرد جلادی را می‌آورند تا مجاهدین و مقاومت را زیر‌ضرب بگیرد، یک انتقاد فرهنگی یا مخالفت سیاسی هم با رژیم بکند».

اما بالاترین دستاورد آخوند خاتمی برای ولی‌فقیه چشمک و چراغهایش با اروپا و آمریکا بود که به نامگذاری تروریستی مجاهدین و به بمباران و خلع‌سلاح آنها و کودتای نافرجام ۱۷ژوئن منجر شد. هنوز هم وقتی خاتمی و شرکا می‌خواهند فایده خود را به رخ ولی‌فقیه بکشند در صدر دستاوردهایشان به همین استناد می‌کنند.
‌‌ خرازی وزیر خارجه خاتمی در 18اسفند 1377رسماًً «خاتمه دادن» ‌به فعالیتهای مجاهدین و مقاومت ایران را «یکی از معیارهای جدی ارزیابی میزان صداقت کشورهای اروپایی» ‌و عامل «تعیین‌کننده» ‌ در «مناسبات آتی» ‌رژیم با آنها اعلام کرد.

ادامه دارد...