مسعود رجوی ـ اصلاحات خاتمی
دود و دم ”2خرداد“ و شعبده اصلاح طلبیخاتمی را حتماً به یاد دارید. بهقول خودش آمده بود تا «معاند نظام را به منتقد و منتقد را به موافق» تبدیل کند. حرف از قانون و جامعه مدنی و گفتگوی تمدنها و حتی حقوقبشر و آزادی احزاب هم میزد.
در روز 3خرداد 1376، بهمحض اعلام نتیجه اولیه انتخابات رژیم در آن زمان، من در پیامی به همین مناسبت به اطلاع هموطنانمان رساندم که آخوند خاتمی کیست و چه سوابقی در اشغال مؤسسه کیهان در سال 1359و چه کارنامهی در سانسور و خفقان و کوبیدن بر طبلهای جنگ و صدور ارتجاع و تروریسم در 10سالی که وزیر ارشاد خمینی بوده است، دارد.
- «مطابق بیوگرافی منتشر شده در روزنامه ابرار (مورخ 29مرداد1368)، طلبهی بوده که «در قم مقدمات و قسمتهایی از سطح» را حین تحصیلات دبیرستانی فراگرفته و بعد هم به خدمت سربازی رفته و «بین سالهای 50تا 57نیز چند بار به قم» رفته است. در ابتدای57بهدعوت بهشتی سری به هامبورگ زده و سپس در زمان خمینی بهعنوان نماینده اردکان، به مجلس ارتجاع رفته است»
- او «از خطامامیهای دوآتشه بود که اکنون به مقتضای زمان، لباس «اعتدال» به تن کرده و غافل از این است که مردم ایران بهخوبی میدانند که سگ زرد برادر شغال است!»
با این حال در همین پیام به صراحت گفتم که «در هر حال مبارک است!… ولو بهاندازهیک قطره، آزادی و قانون و حقوقبشر در رژیم ولایت وارد نماید و از اعدام و شکنجه و زندان و قلمشکستن و لبدوختن و دستبریدن و چشم از حدقه درآوردن فقط یک قدم عقب بنشیند، تا ببیند مردم چه به روز ”نظام مقدس جمهوری اسلامی“ میآورند. مقاومت ایران هم دقیقاً همین را میخواهد و از هر قطره آزادی و از هر قدم عقبنشینی جلادان بهغایت استقبال میکند، چرا که بالمآل موجب سرنگونی رژیم در تمامیت آن» میشود.
***
مسعود رجوی ـ بالاترین دستاورد آخوند خاتمی برای رژیم
در آبان 76در گفتگویی با هموطنانمان در آمریکا که تحت عنوان «وضعیت رژیم و موقعیت مقاومت» منتشر هم شد، به استحضار رساندم که حرف و کارکرد اصلی جماعت خاتمی برای رژیم ولایتفقیه این است: «سوق دادن مخالفان از نوع براندازی به مخالفان سیاسی و متعاقباً تبدیل و استحاله مخالفان سیاسی به منتقدان فرهنگی… حرف واضح است: کار سرنگونی نکن! مخالفت سیاسی کن! بعد برو به منتقد فرهنگی تبدیل شو!.
مخالفت سیاسی هم که میدانید در این روزگار، در داخل رژیم و جناحهای آن، صدبار بیشتر از کسانی که در خارجه نشستهاند، وجود دارد. منظورم کسانی است که نان پناهندگی سیاسی را میخورند و هنری جز لنگ و لگد زدن به شورای ملی مقاومت و مخصوصاً به مجاهدین ندارند و درقیاس با مخالفان سیاسی داخل رژیم اصلاً دلیل وجودی و پناهندگی سیاسیشان در خارجه معلوم نیست چیست.
وزارت اطلاعات رژیم هم بخشنامه داده که به مجاهدین بزنید، هرچه هم خواستید در مخالفت سیاسی با رژیم بگویید. اینطور است که هرشاگرد جلادی را میآورند تا مجاهدین و مقاومت را زیرضرب بگیرد، یک انتقاد فرهنگی یا مخالفت سیاسی هم با رژیم بکند».
اما بالاترین دستاورد آخوند خاتمی برای ولیفقیه چشمک و چراغهایش با اروپا و آمریکا بود که به نامگذاری تروریستی مجاهدین و به بمباران و خلعسلاح آنها و کودتای نافرجام ۱۷ژوئن منجر شد. هنوز هم وقتی خاتمی و شرکا میخواهند فایده خود را به رخ ولیفقیه بکشند در صدر دستاوردهایشان به همین استناد میکنند.
خرازی وزیر خارجه خاتمی در 18اسفند 1377رسماًً «خاتمه دادن» به فعالیتهای مجاهدین و مقاومت ایران را «یکی از معیارهای جدی ارزیابی میزان صداقت کشورهای اروپایی» و عامل «تعیینکننده» در «مناسبات آتی» رژیم با آنها اعلام کرد.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر