‏نمایش پست‌ها با برچسب سرکوب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سرکوب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ شهریور ۲۵, سه‌شنبه

مسعود رجوی - پیام شماره ۱۶- لرزه‌های سرنگونی سرتاپای استبداد دینی را درمی‌نوردد + فیلم


شیخ هم‌چون شاه در انتهای راه چاره‌ای جز سرکوب ندارد اما گور خود کَنَــد به دست خود!
اینک لرزه‌های سرنگونی پیش چشم جهان که در ۱۳آبان پس از فرو ریختن "عمق استراتژیک" ولایت در اثنای قیام در عراق و لبنان می‌گفتیم...
سلام و درود بر شهیدان از شهریار و کرج و سیرجان تا بهبهان و از شیراز و مریوان تا خرمشهر و تهران و دیگر شهرها و مناطق ایران.
تبریک و تهنیت به عزم جزم خلق قهرمان و کانونها و فرزندان شورشگر آن.

خامنه‌ای امروز فرصت داشت عقب بنشیند اما شیخ هم‌چون شاه در انتهای راه چاره‌ای جز سرکوب ندارد.
حرف ما و مردم ما هم مانند روزگار شاه خطاب به دژخیم خلق و جلاد قرن این است که: بگیر، ببند، بکش، گور خود کنی به‌دست خود! این منطق خدشه‌ناپذیر تاریخ و تکامل و مبارزات رهائیبخش خلقهاست.
به خلیفهٔ فرتوت ارتجاع و سگهای زنجیری و جبهه همدست و پشتیبان که بر سن و سال اشرفیان خرده می‌گرفتند می‌گوییم: بفرمایید اینهم جوانانی که می‌خواستید! شورشگرانی که فقط دیروز بیش از تمام قیام دیماه ۹۶، صدها مرکز سرکوب و غارت حکومت را به آتش کشیدند و در هم کوبیدند. براستی که برایتان جهنمی ساختند. هل مِن مزید؟
تا روز خشم بزرگ خلق و خالق: یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِیدٍ
تا روزی که به دوزخ بگوییم آیا پر شدی و گوید آیا بیش از این هم هست.
خامنه‌ای بیهوده تلاش می‌کند با قرار دادن بقایای شاه در کنار مجاهدین و مقاومت ایران گذشته را با آینده درهم آمیزد تا به نفع حال (یعنی حاکمیت شیخ) تمام بشود. اما هیهات که زمان و عقربه‌های ساعت به عقب برنمی‌گردد.
در دیماه ۹۶ می‌گفت که نقشه را آمریکا کشیده و پول را عربستان داده و اجرا بر عهده مجاهدین است.
این بار اما جرقه را خودش با بنزین زده و پول گرفتن مجاهدین از عربستان هم به برگ سوخته تبدیل شده.
بیش از ۱۰۰شهر با جوانان دلاور و شورشگر به صحنه آمدند. سرکردگانش می‌گویند وقتی مردم به صحنه می‌آیند لباس‌شخصی هم دیگر اثر ندارد!

گوش کنید:
-ستاد عمار ۱
- بفرمایید
-آقا وضعیت قرمزه! به سمت فرمانداری در حرکتن!
-جمعیت پنج هزار نفره! بشیر دیر برسه، فرمانداری سقوط می‌کنه!
- انوری، الآن عوامل سپاه هم که روبه‌رو هستند کمک بگیرید ازشون. الآن بشیر هم پیگیری می‌کنم
-بشیر۲ بشیر۲ از سپهر
-آقا سپاه می‌گه من دستور ندارم.
کمک نمی‌ده! می‌گه با لباس شخصی!
-به‌درد من نمی‌خوره لباس شخصی!
-هماهنگی شد از همون پادگانشون بیان بیرون اونجا رو حفاظت کنند دیگه! چطور نمی‌آیند؟ بیرون؟
-بله سردار اینا می‌گن ما دستور نداریم.
-فقط با لباس شخصی، به‌درد من نمی‌خوره! دارن تخریب می‌کنند! جمعیت پنج هزار نفره!

آخوند جلاد رئیسی عیناً مانند امام فرو مایه‌اش در قتل‌عام ۶۷در برابر ” ضد انقلاب“ نسخهٔ ” قاطعیت “ می‌پیچد و می‌گوید:
«به دادستانهای محترم در سراسر کشور تأکید می‌گردد... در برابر هر گونه تعرض، در مورد اشرار، وابستگان به جریانهای ضد انقلاب و نفوذی‌هایی که با اقدامات خرابکارانه در راستای خواست دشمنان، امنیت مردم و جامعه را هدف قرار داده‌اند با همکاری نیرو‌های انتظامی و امنیتی با قاطعیت اقدام قانونی معمول دارند».
چاقوکش نظام، پاسدار شمخانی دبیر امنیت آخوندها نیز در جلسه غیرعلنی مجلس ارتجاع خط‌ و نشان کشیده و می‌گوید:
«تعدادی از افراد که اقدام به تحریک مردم در خیابان‌ها می‌کردند، شناسایی شدند. مشخص شد که آنان با سازمان (مجاهدین) در ارتباط هستند. آنان برخی از افراد شرور منطقه بودند، پول گرفتند تا ایجاد آشوب کنند و نقاط خاصی را هدف قرار دهند... این افراد با سناریوی از پیش تعیین شده قصد ایجاد مشکل در ایران، عراق، لبنان و برخی دیگر از کشورها را داشتند».
بیچاره آخوند و پاسدار که ختم کلام منتظری در نامه‌اش در مرداد ۶۷ را از یاد برده‌اند. منتظری نوشت: «در خاتمه مجاهدین خلق، اشخاص نیستند یک سنخ فکر و برداشت است یک نحو منطق است... با کشتن حل نمی‌شود بلکه ترویج می‌شود».

***

حرف ما با ولی‌فقیه ارتجاع در موضوع بنزین این است که باید زهر بخورد و عقب بنشیند تا راه پیشروی قیام هموار شود. باید پول را از سوریه و عراق و لبنان و از سپاه و لباس شخصیها و از نیروی قدس و اطلاعات آخوندها و سگهای زنجیری آن در داخل و خارج کشور کم کند و نه از سوخت و سفرهٔ مردم.
شاه در پاییز ۱۳۴۳ در زمان نخست‌وزیری حسنعلی منصور یکی دو روز قیمت نفت و بنزین را دو برابر کرد اما وقتی مردم بپا خاستند و به صحنه آمدند به‌سرعت عقب نشست.
شیخ اگر چنین نکند، لاجرم باید پای لرز و لرزهٔ افزایش قیمت بنزین بنشیند.
شعله‌های بیشتر در انتظارند. قیام برای آزادی شعله می‌کشد.
به جوانان شورشگر، به‌ویژه مجروحان کمک کنید و پناه بدهید. هیچکس جز خلق در زنجیر به ما پول و پناه نمی‌دهد.

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست.

مسعود رجوی
۲۶آبان ۱۳۹۸

۱۳۹۹ شهریور ۱۲, چهارشنبه

مسعود رجوی - پیام شماره ۱۳- ولی‌فقیه ارتجاع در تلهٔ تحریم - خامنه‌ای گمشو!


ولی‌فقیه ارتجاع در تلهٔ تحریم
خامنه‌ای گمشو!
برای آزادی ملت ایران، بیت‌العنکبوت باید منهدم گردد
سپاه جهل و جنایت باید درهم کوبیده، خلع‌سلاح و منحل شود
تهدید، نکوبیدن سر مار به سنگ است
تحریم خامنه‌ای و بیت‌العنکبوت ولایت که نهاد اصلی قدرت و به واقع دولتی مافوق دولت و مرکز ترور و سرکوب و جنایت است، مهمترین تحول پس از لیست‌گذاری سپاه پاسداران ولایت فقیه،کلان ضربه‌ کیفی بر فرق استبداد دینی و رأس حاکمیت آخوندی است. ضربه‌ای که نه فقط ولی‌فقیه، بلکه همهٔ گماشتگان و افراد منصوب او و دفاتر و نمایندگانش را هم در بر می‌گیرد. از قضاییه منحوس تا شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت تا سازمان رادیو و تلویزیون و گردانندگان شعبده‌های جمعه و جماعت...

***

به این ترتیب، دولت آمریکا که تاکنون تغییر رفتاری در این رژیم ندیده است، با خلیفهٔ ارتجاع پس از همهٔ لگداندازیهای موشکی و پهپادی او، به‌نحوی بی‌سابقه پل خراب می‌کند. نقطهٔ تعیین‌کننده و قطرهٔ آخر، شلیک به پهپاد آمریکایی و قبل از آن، سنگ روی یخ‌شدن نخست‌وزیر ژاپن در تهران بود. با دست رد‌ّی که خامنه‌ای به سینه او زد و با مین چسباندن به نفتکش ژاپن در همان روز. شینزو آبه هنوز آخوندهای حاکم بر ایران را نشناخته است. نمی‌داند که زبانی جز زبان قهر و قدرت و قاطعیت نمی‌فهمند. اما رئیس‌جمهور آمریکا در همان روز سریعاً نتیجه گرفت حتی فکر کردن به یک توافق با آنها «خیلی زود» است.
گفته بودیم که سیاست تغییر رفتار با این رژیم، خواه و ناخواه در بلوغ خود به تغییر رژیم و سرنگونی آن راه می‌برد.
از این پیش‌تر، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران، بارها به لیست‌گذاری اطلاعات آخوندها و بیت‌العنکبوت خامنه‌ای فراخوان داده بود. اکنون ولی‌فقیه ارتجاع به تلهٔ تحریم افتاده است. دیگر خلاصی نخواهد یافت. مرگ ظالمان سخت و بی‌امان در تقدیر است.
خامنه‌ای گمشو! این خواست برحق ملت ایران است. برای آزادی ملت ایران بیت‌العنکبوت منهدم باید گردد.

***

بیت خامنه‌ای که مرکز اصلی قدرت حاکم بر ایران است، هزارتوی دهشتناکی است.
مجموعهٔ نهادها و نمایندگی‌های اختاپوس ولایت در مؤسسات سیاسی و نظامی و امنیتی و آموزشی و فرهنگی و ورزشی و تبلیغاتی، اعم از دولتی و غیردولتی؛ در ارتش و نیروی انتظامی تحت عنوان «هادیان سیاسی»، حدود ۱۰۴هزار نفر را در بر می‌گیرد. علاوه بر این ستادهای جمعه‌بازار و واعظان جمعه و دستگاه اداره کننده آنان در کل کشور ۱۱هزار پرسنل دارد. هزاران کارمند و مزدبگیر دیگر را هم در مرکز باید به این آمار افزود. بیت‌العنکبوت دهها تیمچه و بازار تحت عنوان دفتر و معاونت و صدها بازارچه تحت عنوان ستاد و سازمان و چندین هزار دکان نمایندگی در داخل و خارج کشور دارد. تشریح و توضیح این مطلب واقعاً کتابی جداگانه می‌خواهد.
-می‌توان معاونت سیاسی و امنیتی به مسئولیت آخوند جنایتکار علی اصغر میرحجازی را مثال زد که قبلاً دفتر اطلاعات ویژه نام داشت و با کد «اداره اطلاعات ۱۰۱» مشخص می‌شود. سیاست‌های کلان امنیتی حاکمیت آخوندی در اینجا تعیین می‌شود و بر همهٔ نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نظارت و کنترل دارد. پرونده‌سازی برای مخالفان و باندها و عناصر رقیب و رسانه‌های آنها در همینجا صورت می‌گیرد. برخی گردانندگان خبیث این دستگاه عبارتند از: آخوند طائب، حیدر مصلحی وزیر اطلاعات سابق، احمد سالک، روح‌الله حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی و شفیع معاون سابق وزارت اطلاعات.
-کنترل و سرکوب روحانیان و طلاب مخالف برعهده معاونت ارتباطات و سازمان حوزه‌هاست.
-مثال شایان توجه دیگر شبکه گستردهٔ مداحان در معاونت فرهنگی است که به یک نیروی سرکوبگر ضدفرهنگی و لمپنی تبدیل شده است.
-ستادهای امر به معروف و نهی از منکر، ستادهای صدور ارتجاع به کشورهای مختلف، شبکه مشاوران امور بین‌المللی، شورای راهبردی روابط خارجی و کنترل فضای مجازی از حیطه و اختیارات و بودجه کلانی برخوردارند.
-بیشترین زد و بندهای سیاسی و کلان دزدی‌های اقتصادی و چپاول دارایی‌ها و اموال مردم ایران در همینجا صورت می‌گیرد که یک نمونه آن ستاد اجرایی فرمان خمینی است.
راستی که بیت خامنه‌ای بزرگترین چراگاه و مرکز غارت و چپاول در جهان است که مردم ایران نخستین قربانی آن هستند.

***

در شرح وظایف دوازده‌گانه بیت‌ خامنه‌ای، بر کنترل جامعه، قضاییه، نهادهای حکومت، امور نظامی، برنامه اتمی نظامی، سیاست خارجی، انتخابات، تبلیغات داخلی، نماز جمعه و مداحان، حوزه‌ها، کنترل اقتصادی و صدور ارتجاع و تروریسم تأکید شده است.
آنها به هیچکس حساب پس نمی‌دهند، به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیستند، هرگز مالیاتی نمی‌دهند. اینجا بالاترین نقطه فرماندهی سرکوب، اعمال اختناق و کنترل جامعه است. سپاه پاسداران و نیروی انتظامی از ولی‌فقیه دستور می‌گیرند. نمایندگان تام‌الاختیار او در همه جا حضور دارند. از فرهنگ و ارتباطات اسلامی تا حج و زیارت، از روزنامه‌های اطلاعات و کیهان تا آموزش و پرورش، از بنیادهای تعاونی تا انواع و اقسام بانکها و بنیادهای مسکن، از جهاد سازندگی و هلال احمر تا دوایر دامپزشکی در ۳۱استان و نمایندگی‌های ولی‌فقیه در انگلستان و هندوستان و آمریکای لاتین. همه چیز در ابتذال آخوندی فرو رفته است.
راستی که بیت‌خامنه‌ای بزرگترین مرکز جرم و جنایت و سرکوب در دنیای امروز است. قیمت را مردم ایران و فرزندان رشید این خلق ستمدیده، با گوشت و پوست و استخوان می‌دهند.

***

اهل مماشات و استمالت، پشتیبانان و مشاطه‌گران و مزدوران همین رژیم، در یک کُر هماهنگ از جنگ با آن پرهیز می‌دهند.
فقط معلوم نیست که در ۴۰سال گذشته چه کسی جز مجاهدین و مقاومت ایران، قصد و حال و رمق جنگ با دشمن ملت ایران و سرنگونی آن در تهران را داشته است؟! آنها می‌توانند ۴۰سال دیگر هم به دیالوگ سازنده و دیالوگ انتقادی با همین رژیم و کف زدن و غش و ریسه برای اصلاحات حاجی خاتمی و میانه‌روی شیخ حسن روحانی ادامه دهند. اما مردم ایران می‌گویند که دیگر ماجرا تمام است. دوران آماده‌باش برای سرنگونی این رژیم فرا رسیده است.
تهدید، نکوبیدن سر مار به سنگ است.
سپاه جهل و جنایت باید در هم کوبیده، خلع‌سلاح و منحل شود. باید قیام کرد.
خوشا کانون‌های آتش‌افروز شورشی، طلایه‌داران ارتش آزادی
خوشا هموطنان و یاران شورشگر و اشرف‌نشان که در کشورهای مختلف جهان چون سیل خروشان جاری شده و صدای رسای مردم ایران و ارتش آزادی‌ستان را طنین‌ افکنده‌اند.

رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست

مسعود رجوی
۳تیر ۱۳۹۸

۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۵) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت یازدهم


«امااین بارتلاش برای برگزاری تظاهرات بزرگ به نتیجه نرسید.
پس ازناکامی و شکست 2روزاول ابتدا مسئولان ما فکرکرده بودند که پا نگرفتن تظاهرات بزرگ به‌خاطرنقائص تدارکاتی وتشکیلاتی است. اماوقتی تمام جریان کار را از ابتدا تا انتها دوباره بررسی کردیم و دیدیم که درتدارکات تشکیلاتی-تدافعی معمول، هیچ نقص جدی وجود ندارد و عنصرکاملاً جدیدی جلب توجه نمودفضای اجتماعی و سیاسی آن‌قدرتنگ شده بود که امکان چنان حرکت بزرگی راباتدارکات معمولی مطلقاً و از اساس سلب می‌کرد. بله، این بار بعد ازبستن روزنامه‌هاوآغازسرکوب مطلق، تدارک متقابل ارتجاع –که از این پیشترنیزگزارشهایی راجع به آن داشتیم –کیفاً فرق کرده و هیچ واکنش بزرگی رابرای جامعه امکان پذیرنمی‌ساخت.

مراکز متعددی را در تهران کشف کردیم که دسته‌های 100تا 500و حتی 1000نفری چماقداران مسلح با تجهیزات کامل و بی‌سیم و وسایل موتوری در آن گوش به زنگ و آماده نشسته بودند. از طرف دیگر هر روز نیز ارباب چماقداران در جماران به منظور یک بسیج کامل ایدئولوژیکی و نظامی رجز می‌خواند و تهدید می‌کرد و به یکی گوشمالی می‌داد تا از نظر روانی نیز قدرت حرکت را سلب کند، پس گزارش مسئولان و فرماندهان سیاسی و نظامی ما صحت داشت و در سیطره شرایط کاملاً جدیدی قرار گرفته بودیم.

تمرکز و وفور چماقداران مسلح وموضع تهاجمی ایادی کاملاً بسیج شده خمینی از پاسدار و کمیته‌چی گرفته تا به‌اصطلاح حزب‌اللهی، که از مدتی پیش تدارک شده بود، چنین چیزی را امکان ناپذیر می‌کرد و ما فقط کشته می‌دادیم و کتک می‌خوردیم….
داستان، داستان سلاح گرم بود بر بدنهای گرمتر، ولی بدون سلاح و فقط مشت. مشت در برابر ژ-3و کلت… در این میان چند بار هم به ما گفته شد که فلان ساعت و فلان روز بازار می‌خواهد ببندد و فلان گروه و یا فلان گروهها هم هستند. ولی هرچه رفتیم هیچ‌کس جز بچه‌های خودمان در صحنه حاضر نبود.

بنابراین از روز 19یا 20خرداد، مسئولان ما با نیروهای تحت فرماندهی‌شان تظاهرات موضعی را شروع کردند، تظاهرات موضعی که در دسته‌های 100یا 200نفره به شیوه چریکی و ”بزن در رو“ عمل می‌کردند. هدفشان شکستن فضای رعب، و الحاق به یکدیگر از نقاط مختلف شهر به منظور نیل به تظاهرات استراتژیک (بزرگ) بود.

این روش تا آخر شب 24خرداد ادامه یافت و نتیجه امید بخش بود. دریکی از همین روزها که شخصاً مشروح گزارش آن را خواندم در 27نقطه‌ی تهران، دسته‌های آزمایشی میلیشیا، دسته‌دسته آتش خود را بر افروخته بودند. تن‌ها همه کبود و سیاه و زخمدار، صورتها ورم کرده، سینه‌ها در اثر کثرت فریاد گرفته… آن هم چهره‌ها و بدنهایی که از این پیشتر نیز آثارکمبود مواد غذایی از دور بر روی آنها قابل تشخیص بود. این را بارها اطبای آشنا به خود من تذکر داده بودند که این چه وضع غذایی میلیشیا و واحدهای نظامی حمایت کننده آنهاست که بعد از بستن ستادها، صبح تا شب آواره کوچه و خیابان است و مخصوصاً در روزهای طولانی و گرم ماه رمضان باید ۱۶ساعت، بی‌آبی و بی‌غذایی را تحمل کند و لذا آثار کمبود مواد غذایی از همه چشمها و چهره‌ها می‌تراوید.
و به خدا سوگند باور کنید که این مجاهدین از فردای به قدرت رسیدن خمینی، برای محافظت از ستادها و بساطها و سخنرانیها و مراسم و تظاهرات و کلاسهای آموزشی‌شان بیشتر از غذا به کتک و مشت و لگد عادت کرده بودند!

اما چه می‌شد کرد، آزادی یک خلق بهای خاص خود را می‌طلبد. آن هم از بهترین و رشیدترین فرزندانش… حالا گو که ستاد و دفتر و مرکز علنی نباشد، مجاهد خلق ساک دستی را پر می‌کند، کوچه به کوچه و خانه به خانه می‌گردد، درهر کجا بساطش را برهم میریزند، کتکش می‌زنند، منافق و کافر و بدتر از کافر وهرزه و… خطابش می‌کنند، چهره‌اش را کبود می‌کنند، اوراقش را پاره می‌کنند و می‌سوزانند…

ادامه دارد...

۱۳۹۸ اسفند ۲۹, پنجشنبه

هر روزتان نوروز - نوروزتان پیروز


عیدتان مبارک
هر روزتان نوروز - نوروزتان پیروز
سال ۱۳۹۹ را با آرزوی سعادت و لبخند پیروزی بر لبان مردم عزیزمان در ایران آغاز می کنیم. برای همان ها که ظلم را دیدند و ایستادگی کردند، سرکوب و بگیر و ببند را دیدند اما فریاد آزادی شدند و شکنجه غساوت هم مغلوب و مقهورشان نکرد.
بی شک که در سال جدید، پیروزی از آن چنین استوارانی خواهد بود.

۱۳۹۸ اسفند ۱۰, شنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی - سلسله آموزش برای نسل جوان - فصل چهارم - قسمت دوم


مسعود رجوی ـ موضع مجاهدین
مجاهدین در همان زمان ”دعوی رفرم! در اوج خفقان بازگشت‌ناپذیر“ از سوی ولی‌فقیه ارتجاع را به سخره گرفتند.
سرمقاله نشریه مجاهد بتاریخ 9دی 1361در این باره نوشت:
-مشکل مردم و انقلاب ایران با رژیم خمینی از همان روز نخست، نه در بد عملی این یا آن پاسدار یا حاکم ضدشرعی بلکه در بنیاد رهبری غاصبانه خمینی و رژیم قرون وسطایی، ضدبشری و دجال گونه اوست… پس مشکل رژیم یک مشکل سیاسی مربوط به حاکمیت و قدرت حاکم است و لاغیر…

-در شرایطی که به‌گفته ناطق نوری وزیر کشور رژیم تنها در آبانماه 1600نفر فقط در تهران به اتهام هواداری از مجاهدین دستگیر شده‌اند… خطر ”رفرم“ برای آنهایی که آب از سر رژیم شان گذشته در این است که به‌قول توکویل (نویسنده و متفکر سیاسی فرانسوی قرن نوزدهم) دست زدن به رفرم، همانا دست زدن به انقلاب (به‌معنی واژگونی) می‌باشد و به‌ناگهان همه رشته‌های دیکتاتوری را پنبه می‌کند.

-اگر خمینی تظاهرات اواخر شهریور و اوایل مهر 60را با قساوت بی‌حد و حصر و غیرقابل تصور، سرکوب نمی‌کرد از جرقه حریق بر می‌خاست.
-این رژیم نه امکان رفرم دارد و نه آلترناتیوی در داخلش شانس وجود دارد.
- بنابراین، جای این دارد که به خمینی بگوییم، تو مسأله مردم را حل کن، مسأله مجاهدین پیشکش و از این بابت هیچ غم مخور! زیرا چنان‌چه فی‌الواقع بتوانی به درد مردم برسی، مجاهدین هر که باشند و به هر پایه‌یی هم رسیده باشند، خودبه‌خود دیگر موضوعیتی نخواهند داشت. اما وای بر تو اگر هم‌چنان‌که تا کنون در سرکوب و خفقان افزوده‌ای، باز هم به آن ادامه بدهی…

***

27سال پیش، سرمقاله «مجاهد» با قطعه زیر از جمع‌بندی سال اول مقاومت از قول خود من، این‌چنین خاتمه می‌یافت:
«…. به خمینی باید گفت: مگرتو مدعی نیستی که همه امت پشت سرتوهستند؟ مگربه قول دجالانه خودت، همه نیروهای معنوی کائنات را هم پشت سر خودت نداری؟ مگر بر اساس دعاوی کذب خودت، خدا و پیغمبر واسلام وملتهای اسلام وامام زمان و امثالهم را پشت سرت نداری؟ مگر رهبر مستضعفان جهان نیستی؟
مگر پایه طبقاتی مکفی (به قول برخی مدعیان) نداری؟
مگر توان بسیج به‌اندازه‌ی کافی نداری؟
گیریم که توان سازماندهی و قدرت تاکتیکی و همه این چیزها را هم داری، خوب، بارک الله! بنا بر این، از ماده و معنا که چیزی کم نداری!
پس بی‌زحمت، یک مرحمتی بفرما و به قصد شتشوی چهره‌ی رذل و پلید خودت هم که شده، سر مشک دیکتاتوری‌ات را باز کن و از شکنجه و اعدام دست‌بردار…

خوب، کسی که چنان پایه‌هایی دارد، دیگر چرا می‌ترسد؟ مگر از پاریس، یک جمبوجت حامل خبرنگار و مفسر و تحلیلگر باخودش نبرد به ایران؟ حالا چطور شد که همه خبرنگاران جهان، جاسوس شدند!؟
خوب تو که می‌گویی ساواک 36میلیونی داری، پس ترس از جاسوس دیگر چرا؟ بگذارید بیایند ببینند….
خوب، مگر ما یک ”گروهکی“ بیش نیستیم؟! خودت 24ساعته‌داری می‌گویی…. خوب چه خبر است؟ این‌قدر فشار برای چی؟ این‌قدر کشتار برای چی؟ این‌قدر شکنجه و دار و اعدام برای چی؟ مگر دنیا نگفت و نمی‌گوید که زندانهایت را باز کن ببینیم؟ خوب بپذیر. اگر شکنجه نیست، بگو آقا بیائید ببینید. اگر دست بریدن و پا بریدن نیست، بگو آقا بیائید ببینید.
دیگر چه لزومی هست که مجروح را از تخت بیمارستان ببری اعدام بکنی؟ دیگر چه لزومی هست که زن باردار را اعدام بکنی؟
خوب، اقلا بگذارید وضع حمل کند. دو ماه، سه ماه، چهار ماه، مهلت بده تا بچه را به دنیا بیاورد و بعد بکش….!»

ادامه دارد...