من در همین پیام خاطرنشان کردم:
«واضح است که تا همین جا هم که کروبی قدم برداشته، بهای سنگینی دارد. تا همین جا هم شایسته و ارزشمند است و خدا از معاصی کبیره در خدمت به یزیدیان و فرعون و طاغوتهای عمامهدار زمان مانند خمینی و خامنهای، میکاهد. این البته به رابطه او و هرکس دیگر، با آفریدگارش برمیگردد. آنچه من میخواهم با آرزوی در امان ماندن کروبی از گزند خامنهای و دژخیمان و جلادانش بگویم، تنها یک نکته است. نه فقط به او، بلکه خطاب به همه آنهایی که در درون یا حاشیه همین رژیم بهستوه آمده و از کثرت و غلظت فاجعهها و ستم اکنون به خود میلرزند.
چه خوب که بخشی از حقیقت تکاندهنده را بیان میکنید و به همین میزان نزد خلق و خالق مأجورید. اما باور کنید که خانه از پایبست ویران است و خشت ولایت از روز اول کج و برخلاف رأی و حاکمیت ملّت و با خنجر و خیانت نسبت به انقلاب ضدسلطنتی کار گذاشته شده است.
جرثومه و امالفساد، همین رژیم ولایت و حاکمیت آخوندیست. در اوین یا کهریزک یا هزاران زندان و شکنجهگاه و خانههای امن اطلاعات و سپاه هیچ فرقی نمیکند. از کوزه همان برون تراود که در اوست. دادگاهها و تبلیغات و اتهامات و برچسبهای این رژیم، از ابتدا، همین بود. کدام کلمه بود که خمینی آن را ذبح نکرده باشد؟ مگر نمیگفت که مجاهدین خرمنهای روستاییان را آتش میزنند؟ مگر به تناوب نمیگفت جاسوس شوروی و عامل آمریکا و اسراییل و بعث عراق هستند؟
بله، این رژیم، همان است که بود. تنها راه، آزادی و حاکمیت مردم است. این تمامی حقیقت است.
بهخدا سوگند که در بیان این حقیقت بهاندازه دانه ارزنی هم، منفعت شخصی یا گروهی را در نظر ندارم. با اشرفیان خونفشان و با اشرفنشانان در ایران و سراسر جهان، برای چادر زدن در خاوران هم اعلام آمادگی و ثبتنام کردهایم. اگر خواستار آسودگی و خلاصی خود و رها شدن مردم ایران از این همه ظلم و ستم هستید، این تمامی حقیقت است. تنها راه، آزادی و حاکمیت مردم ایران است.
درست به همین دلیل، بهخاطر عصمت جسم وجان، و روح و روان مردم ایران، و همان پسران، و همان دختران، و بهخاطر سعادت و حق حاکمیت یک خلق در محنت و زنجیر، با تمام وجود فریاد بزنید:
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر خامنهای
حکومت آخوندی، سرنگون، سرنگون، سرنگون».
***
اما متأسفانه بعد از قیام عاشورا و رادیکال شدن اوضاع، کروبی هم چهار روز بعد از موسوی، عیناً با همان الگو، برای در امان ماندن از تیغ آخته ولایت، به خواسته اصلی خامنهای که با قاضی صلواتیاش در پی زمینهسازی برای اعدامها بود تن داد و گفت: «با دست خودشان بهزور دلسوزان را به مجاهدین وصل میکنند و یک سازمان مرده منافق صفت را زنده میکنند». کروبیگمان کرد به این وسیله توپ را به زمین باند غالب میاندازد در حالیکه فیالواقع به دروازه خودش شلیک کرد!
البته آقای کروبی یک چیز را واقعاً درست میگوید، نباید فرق ”دلسوزان“ رژیم ولایتفقیه را با مجاهدینی که میخواهند ریش و ریشه این رژیم را بسوزانند، نادیده گرفت!
کروبی همچنین به باند غالب ایراد گرفت که «منتقدان خود را منافق مینامند». و افزود «خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند
بهنظر من حاج آقا کروبی درست میگوید. این ولیفقیه است که در تنگنای قیام به آنجارسیده که منتقد و به گفته لاریجانی ”برادر همسفر و هم سفره“ خودش را هم حالا به مجاهدین میچسباند و ادعا میکند که موسوی و کروبی راه مجاهدین را میروند. هر چقدر هم ما تکذیب میکنیم فایده ندارد!
بهخصوص در مورد تبدیل ”جدال سیاسی“ به ”جنگ مذهبی“ هم، من به حرف حاج آقا کروبی اکتفا میکنم و میگویم: خدایا تو شاهد باش که از روز اول هم در رژیم ولایت به انحصار طلبی و استبداد دینی و تمام جرم و جنایتهای سیاسی لباس دین و جنگ مذهبی پوشاندند. بر مجاهدین نام منافقین گذاشتند. جنگ هشتساله ضدمیهنی را هم که از روز اول با دست برداشتن از صدور ارتجاع و تروریسم، قابل اجتناب بود و مخصوصاً بعد از عقبنشینی نیروهای عراقی در خرداد 1361، دیگر هیچ عذر و بهانهیی برای ادامه دادن آن وجود نداشت، شش سال دیگر با صدها هزار کشته و میلیونها آواره و معلول و مجروح و با بیش از 700میلیارد دلار هزینه و خسارت اضافه برای ملت ایران ادامه دادند. به آن لباس ”دفاع مقدس“ پوشاندند، نعرههای ”قدس قدس از طریق کربلا“ سردادند. برای روحیه دادن به پاسداران و بسیجیها انبوهی امام زمان قلابی بر روی اسب سفید، به جبههها فرستادند و هزاران کلید حلبی بهشت توزیع کردند. البته امام ملعون، در عین دریافت کلت و کیک و انجیل از آقای ریگان و دریافت سلاحهای اسرائیلی، خودشان فرمودند که ”صلح با صدام دفن اسلام است“. البته در سال 1365هم که خودشان آن را ”سال تعیین سرنوشت“ اعلام نمودند، از طریق رفسنجانی صراحتاً اعلام کردند که آمادگی دارند با هر حکومت دیگری در عراق ولو کاملاً ”آمریکایی“ باشد، قرارداد صلح امضاء کنند.
تعجب من فقط از فراموشکاری آقای کروبی است که شاید هم سهواً باشد والله اَعلَم!
آخر مگر یادتان رفته است که امام ملعون، خودشان به لسان و قلم نامبارک گفتند و نوشتند که آنچه بر همه چیز اولویت دارد حفظ نظام است و دین و شریعت و بقیه چیزها فرع است. برای همین چنانکه شما هم فرمودهاید مصلحت نظام همیشه در پوشاندن لباس مذهبی بر جنگ و جدال سیاسی بوده است و تازگی ندارد. حالا هر چقدر هم شما قسم و آیه بخورید که دلسوزتر هستید و میخواهید نظام را اصلاح کنید، اینها باور نمیکنند! فقط یک اشکال مختصر در محاسبات سیاسی جنابعالی بهچشم میخورد که عنایت ندارید. ”فضولتاً“! عرض میکنم که ”اصلاح“ این نظام، در باب ”اسقاط“ صرف میشود! از دود و دم هشت ساله آقای خاتمی در باب آرایش و اصلاح نظام عبرت بگیرید و اجازه بدهید از قول رودکی اضافه کنم:
آن که نامُخت از گذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
ادامه دارد...

عالی عالی
پاسخ دادنحذف