این آخوندها تا دهه سی و چهلو سالهای ۱۳۵۰ریشتراشیدن را هم حرام میدانستند. خمینی بهصراحت این را میگفت. حتماً یادتان هست برخی از آخوندها تلفن، ماشین، قطار و رادیو و تلویزیون را هم حرام میدانستند. نهحرفهای تلویزیون، بلکه خود دستگاه تلویزیون را هم حرام میدانستند. درحالیکه اگر ملاک حلالی و حرامی حرفهایی که زده میشود، باشد؛ تلویزیون رژیم از هر تلویزیونی حرامتر و ننگآلودتر است. چون لکهیی بر دامن قرآن و اسلام است، ارتجاع و شرک و جاهلیت را تبلیغ میکند. مجاهدین برای همینها دربرابر آخوندها بهپاخاستهاند. در ورای همه دلایل سیاسی و اجتماعی، دلیل خلّص ایدئولوژیکی برای مبارزه عنصر مجاهد خلق با حاکمیت آخوندی همین است که خمینی و رژیمش بدترین لکه بردامان اسلام است. دلیلی افزون بر دلایل سیاسی و اجتماعی که به پلیدی و نجس بودن این رژیم در تمامیتش مربوط میشود. این است مفهوم «کلسوء» و «کلشر». مجاهد از همه میپرسد شاخص اسلام، حضرت علی است یا مرتجعان خوارج؟ امام حسین است یا یزید؟ ائمه اطهار هستند یا خلفای جبّار؟
خب، حالا ما درمورد آخوندها کدام را باور کنیم؟ سطح تولید و قوای مولده یکهزارو چهارصدسال پیش را باورکنیم یا این روزگار را؟» (دو اسلام سراپا متضاد- ۱۳۷۶).
***
در سال 76، مجاهدین یک فیلم مستند سنگسار را از کشور خارج کردند که در بسیاری از کشورهای جهان منتشر شد و افکار عمومی را بهشدت تکان داد.
در همان سخنرانی من گفتم:
«از دید خمینی و رژیمش و آخوندهای خمینیصفت و همه اضداد اسلام انقلابی و مردمگرا، اسلام یعنی همین! بگذریم که این سنگسار در مقایسه با شکنجههای مجاهدین و بهخصوص زنان مجاهد خلق، چیزی نیست. ولی کیست که این فیلم را ببیند و در خود نپیچد و نخواهد از عمق جان و جگر فریاد بکشد. وای بر سنگدلان و سنگیندلان. این تازه چیزی است که رژیم در ملأعام انجام میدهد. اما از شکنجههای مجاهدین در شکنجهگاههای رژیم که نمیشود فیلم برداشت. با اینهمه، همین فیلم سنگسار برای نشاندادن طینت این رژیم پلید بهاندازه کافی گویاست.
یادتان هست روزی که خمینی با قاضیالقضاتش پشت تصویب لایحه قصاص بودند، نشریه مجاهد آشکارا و با تیتر درشت آن را نهفقط ضداسلامی، بلکه یک «لایحه ضدانسانی» معرفی کرد. در خرداد ۶۰، خمینی که سخت از این تیتر نشریه مجاهد گزیده شده بود در یکی از سخنرانیهایش تیغ بر کف، تکرار میکرد که بله اسلام را ضدانسانی خطاب میکنند. البته چون هنوز در آن ایام از مجاهدین چشم میزد، در سخنرانی از مجاهدین بهصراحت اسم نبرد و بهجای آن بهمصداق به در میگویند که دیوار بشنود، بهجبهه ملی آنروزگار اشاره کرد. اما نشریه مجاهد در سراسر ایران، در ابعاد ۵۰۰ـ ۶۰۰هزار نسخه، توزیع میشد و همه میدانستند که مجاهدین این لایحه را فراتر از ضداسلامی، «ضدانسانی» میدانند. بله، به همین دلایل میگفتیم مرگ بر ارتجاع» (دو اسلام سراپا متضاد- ۱۳۷۶).
پایان قسمت پنجم
ادامه دارد....

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر