۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۰, شنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۵) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت هشتم


اما در آستانه 30خرداد60و برقرار کردن ولایت مطلقه، خمینی به‌دنبال اعتراض جبهه ملی به لایحه غیرانسانی قصاص، لحظه مناسب و سوژه مناسب را برای تصفیه حساب، شکار کرد. قبل از ظهر روز 25خرداد که ساعتهایی بعد از آن تظاهرات جبهه ملی باید شروع می‌شد، با دجالگری جنجال عجیبی بپا کرد و جبهه ملی را مرتد اعلام کرد و عیناً مانند همین کارهایی که امروز خامنه‌ای می‌کند، از آنها خواست به رادیو بشتابند و توبه کنند….

هدف خمینی این بود که ابتدا جبهه ملی را قربانی و از دور خارج کند، نهضت آزادی حساب کار خودش را بکند، عزل بنی‌صدر به سهولت انجام شود و مجاهدین هم که من غیرمستقیم مشمول حکم ارتداد و مهدور الدم شناخته می‌شوند توان عکس‌العمل نشان دادن، نداشته باشند.

خمینی گفت: «دست‌بردارید از این تضعیف مجلس و تضعیف روحانیت و تضعیف ملت و تضعیف روحیه ملت و تضعیف روحیه ارتش… … جدا کنید حساب را از مرتدها اونها مرتدند، جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است، بله جبهه ملی هم ممکن است بگن که ما این اعلامیه را ندادیم، اگر آمدند در رادیو، امروز بعدازظهر آمدند در رادیو، اعلام کردند به این‌که این اطلاعیه‌یی که حکم ضروری مسلمین جمیع مسلمین را غیرانسانی خونده، این اطلاعیه از ما نبودَ، اگر اینا اعلام کنن که از ما نبوده، از اونا هم ما می‌پذیریم. اسلام در رحتمش باز است، به همه مردم…
اگه توبه بکند قبوله. اگر کسی پیغمبر هم بکشه اگه توبه بکنه قبوله…

من هم احتمال میدم که این آقایون موفق به توبه نشند جدیت کنند الآن وقت است وقت باقی است تا اون وقتیکه پاتون را به گور وارد می‌کنید در توبه بازه رحمت خدا واسع است بیایید توبه کنید بیاید از کارهایی که کردید از دعوت به شورش که کردید از مخالفتهایی که با اسلام کردید بیاید توبه کنید برگردید. توبه همتون قبول است… …. یکی از چیزهایی که اینها باز براش سینه می‌زنند و جبهه ملی هم در اعلامیه‌اش چیز کرده: دانشگاه چرا باز نمیشه این دانشگاه آقا، دانشگاه شمارا بیرون داده دانشگاه باز بشَد ده بیست سال دیگه یک عده بیان همینها هستند. همینها که شمایید، اونا هم هستند که اسلام رو هیچ قبول ندارید احکام اسلام را احکام غیرانسانی می‌دونید…».

دست آخر چند توسری سیاسی به جبهه ملی زد و گفت: «شما تا اون آخر هم اعلیحضرت رو می‌خواستیدش، به من گفتید دیگه، این‌که نمی‌تونید حاشا کنید تا اون آخر هم می‌گفتید: خوب ایشون باشن اعلیحضرت همایونی باشد حکومت نکند. آنهایی که تا آخر هم این‌طور بودید. بختیار را هم تا آخر می‌خواستید. آخه شما نباید دیگه مارو بازی بدید و بگید ما چه و ما چه» (25خرداد 1360).

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر