خمینی (بهار۱۳۶۰) تلویزیون رژیم:
خشم و اندوه امام از ائتلاف ملیگراها، منافقین و بنیصدر بر ضد قرآن
من نمیدانستم که اینها ائتلاف پیدا میکنند مرکز ائتلاف شان یکجاست و ائتلاف پیدا میکنند با منافقین و بهطور صریح مردم را دعوت کردند به اینکهای مسلمانها بیائید و حکم قرآن را، حکم غیرانسانی قرآن را، در یک کشور اسلامی اینطور سبّ بر قرآن و سبّ بر اسلام به مریی و منظر مسلمین بشد و فلان معمم تأیید کند و فلان معمم هم تأیید کند و فلان مقام هم تأیید کند و دعوت به شورش در مقابل چی؟ در مقابل نص صریح قرآن
***
اما در اردیبهشت سال 60یکبار دیگر دعوا بر سر لایحه قصاص بالا گرفت. از نشریه مجاهد برایتان میخوانم:
- «لایحه قصاص، اهانت به مقام انسانیت بهویژه زن قهرمان ایرانی در عصر کبیر آگاهی خلقها». (۲۴اردیبهشت ۱۳۶۰)
- «بررسی لایحه قصاص، پیرامون عملکردهای مرتجعین تحت عنوان جاری کردن حدود اسلام» (۱۴خرداد ۱۳۶۰)
و حالا به قسمتی از مقاله مجاهد در همین مورد در اردیبهشت 60توجه کنید:
«اکنون بیش از دو سال از اولین اعتراض مجاهدین خلق در مورد مجازاتهای غیراسلامی و غیرانسانی میگذرد… پس از آن حتی بهرغم موضعگیریهای مکرر مجاهدین و دیگر نیروها و شخصیتهای مسلمان و مترقی و انقلابی هر روز در گوشه و کنار این میهن شاهد صحنههایی غیرانسانی و غیراسلامی از سنگسار و بریدن دست و اعدامهای خیابانی و… بودهایم. رفتاری، که بهحق لکه ننگی آشکار بر دامان مدعیان ریایی اسلام و انقلاب محسوب میشود.
لایحه قصاص که پس از قریب دو سال ارتکاب جنایت و رفتار ضداسلامی و ضدانسانی حضرات از طرف حزب حاکم جمهوری تدوین و اسباب خوشآمد کارمندان این حزب در مجلس را فراهم آورده است چیزی جز وجههیی قانونی بخشیدن به اعمال ضداسلامی گذشته و هموار کردن، ادامه و اوج بخشیدن به آن در آینده نیست.
و این همه در حالیست که تدوین کنندگان این لایحه و اصرار کنندگان بر آن، عمدتاً خود جزو نقض کنندگان حقوق انقلابی این خلق ستمزده بوده و بر اساس قوانین جزایی اسلام خود قبل از همه مستحق حسابرسی میباشند…
و اینک همین مرتجعین انحصارطلب برای مخفی کردن چهره جنایتکار خود لایحهیی را تدوین نمودهاند تا هر روز در گوشه و کنار این مملکت از این مردم محروم و مضطر و یا مجرمین درجه چندم بهعنوان قصاص صحنههای فجیع خلق نموده و اذهان تودهها را از اعمال خود منحرف نمایند.
تشریح شنیع و چندش آور جرایم مطابق آنچه در مواد لایحه قصاص آمده است نیز جز به منظور تحتالشعاع قرار دادن جنایتها و غارتگریها و حق کشیهای صاحبان قدرتهای غصبی نیست. چرا که هم بر اساس فلسفه جزا در اسلام که در آن قبح و تأثیرات اجتماعی جرم جای فوقالعاده مهمی دارد و هم بر اساس اخلاق اجتماعی موجود، این تشریح و توضیحات، اساساً نادرست است».
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر