مسعود رجوی ـ مسعود رجوی ـ از ۲۲بهمن تا امجدیه
به مدت 16ماه از 22بهمن57تا 22خرداد59(روز میتینگ امجدیه) ما درگیر یک مبارزه سیاسی مسالمتآمیز، اما بهغایت فشرده و گسترده در برابر ارتجاع حاکم بودیم. طی اینمدت انتخابات خبرگان برای تدوین قانون اساسی، انتخابات ریاستجمهوری و انتخابات مجلس برگزار شده بود و در هر روز و هر قدم ماجراها داشتیم.
در اثر همین مبارزات بهغایت فشرده و بغرنج، و در اثر وحدت و تضاد جدی و واقعی و حقیقی که با جناحهای مختلف رژیم کار کرده بودیم، حزب حاکم که متعلق به خمینی بود به کلی منزوی شد. شعار ما در برابر تمامیت حاکمیت ارتجاعی، شعار آزادی بود و بهای آن را هم هر روز درخیابانها و شهرهای مختلف کشور میدادیم. با دهها کشته، صدها مجروح و نقصعضو جدی و هزاران زندانی. من بارها گفتهام که: بدون مبالغه مجاهدین و هوادارانشان میلیونها چماق خوردند آن هم در فضای شعبده بازی و گروگانگیری که جبهه متحد ارتجاع یعنی خمینی و بهشتی و حزب توده کیانوری و اکثریت فرخ نگهدار و امت پیمان و امثال اینها، فضایی درست کرده بودند که کلمه آزادی، شعار آزادی، و مشی آزادیخواهی، همسویی با امپریالیسم و بسیار مخدوش و در یک کلام باعث خجالت بود! میخواستند از اساس کلمه آزادی را لجنمال کنند. از اینرو آزادیکشی و چماقداری ارتجاع را تئوریزه و توجیه و مشروع میکردند. بسا گفتارها و نوشتارها و مصاحبهها علیه کلمه آزادی که جابهجا با نیش و نیشتر به مجاهدین همراه بود، منتشر کردند.
حزب توده در ارگان خود دو ماه قبل از 30خرداد، خطاب به خود من نوشت «دموکراسی که اینهمه مورد عشق و پرستش شماست» در مقایسه با «امپریالیسمستیزی چهبسا نقش درجه دوم هم احراز نکند»!
بعد از ۳۰خرداد سال 60هم رسماً و علناً و عملاً در سرکوب مجاهدین مشارکت کردند و خواهان استرداد و اعدام خود من هم بودند. شگفتا، کسانی که در داخله دشنه خمینی را علیه ما تیز میکردند، همین که پایشان به خارجه رسید، چرخش مداری پیشه کردند، و بهناگهان به موازات نرمتنان درون نظام کشف کردند که مجاهدین یک ”فرقه استبدادی“ هستند.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر