مسعود رجوی ـ گواهی اضداد
13سال پیش در سالگرد ۳۰خرداد در سال 1375، در همین رابطه من قسمتهایی از کتابی به نام «مجاهدین ایران» را که در آمریکا منتشر شده و نویسنده آن در زمره اضداد شناخته شده مجاهدین است، قرائت کردم.
امروز هم برای یادآوری وثبت در سینه تاریخ درباره وقایع آنروزگار ترجیح میدهم که از همان کتاب استفاده کنم. نوشته است: مجاهدین پیوسته بهخط عدمدرگیری خود با رژیم ادامه میدادند، درحالی که مراکز و دفاترشان در شهرهای مختلف پیوسته در معرض اشغال و تهاجم بود و «آنها حتی سعی کردند مرکز مجاهدین را در تهران اشغال کنند» ولی بهدلیل حمایتهای مردمی مجاهدین، موفق نشدند.
- «حزباللهیها، بدون شک با تحریک ازسوی حزب جمهوری، جنگ علیه مجاهدین را بهراه انداختند . آنها به دفاتر مجاهدین، چاپخانه آنها، بسیج انتخاباتی آنها در شهرهای تهران، رشت، گرگان، همدان، میانه، مشهد، شیراز، اصفهان، کرمانشاه، خمین، ملایر و قائمشهر حمله کردند. این حملهها منجر به سهکشته و هزار زخمی شد. حمله به تظاهرات تهران، که 200هزار نفر در آن شرکت کرده بودند، منجر به مجروح شدن شدید 23هوادار سازمان گردید».
- «رژیم تنها به تبلیغات بسنده نکرد و اهرمهای دیگر را نیز مورد استفاده قرار داد. دادستان کل در روز 11آبان59، نشریه مجاهد را بهجرم دروغپراکنی ممنوع کرد. نشریه آنها تا اواسط آذرماه، زمانی که سازمان یک چاپخانه زیرزمینی تأسیس نمود، بهطور مرتب منتشر میشد. کمیتههای محلی تلاش کردند که رهبران مجاهدین را دستگیر کنند. اکثر آنها مخفی شده بودند، اما بسیاری از هواداران و کادرها، بازداشت شده و بعداز خرداد60اعدام شدند. پاسداران دفاتر مجاهدین را بسته و تظاهرات آنان را با آتش گشودن به سمت جمعیت و دستگیریهای گسترده مختل ساختند» و «از آن گذشته، حزبالله، بهاحتمال قوی بهدستور حزب جمهوری اسلامی، یک موج ترور را شروع کرد. آنها روزنامهفروشهایی که نشریه مجاهد را میفروختند بهگلوله بستند، افرادی را که مظنون به هواداری از مجاهدین بودند کتک میزدند، خانهها را با بمب مورد حمله قرار میدادند (از جمله خانه خانواده رضایی) ، به دفاتر انجمنهای دانشجویان مسلمان حمله میکردند، کنفرانسها را بههم میزدند، بهخصوص کنفرانس اتحادیههای کارگری، و بهطور فیزیکی به جلسهها حمله میکردند و فریاد میزدند ”منافقین بدتر از کفار هستند“. تا 30خرداد60، این حملههای حزباللهیها به همراه تیراندازیهای پاسداران، منجر به کشته شدن ۷۱تن از مجاهدین شده بود.
در 7اردیبهشت60، مجاهدین یک تظاهرات بزرگ ترتیب دادند که نسبت به بستن روزنامه بنیصدر و شهادت 4تن از تظاهر کنندگان در قائمشهر اعتراض کنند. در این راهپیمایی که بیشاز ۱۵۰هزار نفر در آن شرکت داشتند، پلاکاردهایی که خواستار اجرای عدالت در مورد قاتلان قربانیان قائمشهر میشد، را حمل میکردند. [منظور ۴شهید تظاهرات قائمشهر است]. رژیم بهروشنی در حال از دست دادن کنترل در خیابانها بود. روز بعد، دادستان کل هر گونه تظاهرات آتی از جانب مجاهدین را ممنوع کرد». سپس «مجاهدین در یک نامه سرگشاده به آیتالله خمینی، شکایتهای قبلی خود را تکرار کردند، کسانی را که بهوسیله حزبالله کشته شده بودند لیست کردند، به این نکته اشاره کردند که حتی یکی از قاتلان در مقابل عدالت قرار نگرفته است، و اخطار کردند که اگر همه راههای مسالمتآمیز بسته شود، آنها هیچ راهی جز اینکه به جنگ مسلحانه بازگردند، ندارند».
اینها نوشته و گواهی کسی است که بههیچوجه دل خوشی از مجاهدین نداشته و ضدیتهای بسیار هم ورزیده است.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر