چه خوب بود اگر خمینی پدر طالقانی را پس نمیزد و ریاستجمهوری ایشان را میپذیرفت. اما حتی ما بهدرستی نفهمیدیم که چه شد که آقای طالقانی سه ماهونیم پس از اینکه ما او را نامزد ریاستجمهوری کردیم، بهطور ناگهانی درگذشت. من دلیلی ندارم که بگویم این درگذشت مشکوک است. اما توده مردم در آنزمان شعار میدادند «بهشتی، بهشتی، طالقانی را تو کشتی».
در هر حال، پدر طالقانی که در آبان 57از زندان آزاد شده بود، در بیرون زندان فقط 10ماه و نیم بهسر برد و هر روز هم از جانب دار و دسته خمینی تحت فشار و در معرض جنگ اعصاب و بحران قرار داشت.
رفتار خمینی با آیتالله طالقانی، مفسر بزرگ قرآن، که دیگر نمیشد به او هم برچسب التقاطی و منافق زد، نشان داد که رژیم خمینی ظرفیت اصلاح شدن ندارد. هر کس اندک آشنایی با قران و تفسیر داشته باشد، میداند که خمینی در تفسیر قران نه فقط به گردپای پدر طالقانی هم نمیرسید، بلکه سراپا غرق در منطق صوری و اسلوب اسکولاستیکی و جهانبینی قرونوسطایی بود. تنها نقطه قوت خمینی مبارزه جویی او در زمان شاه البته از موضع مادون سرمایهداری بود. مطلعین میدانند که خمینی بعد از کودتای ننگین سال1332، هم کاسه کاشانی و سپهبد زاهدی بود که اعدام مصدق را میخواستند. خمینی تا زمان فوت آقای بروجردی بزرگ در ابتدای 1340، «حاج آقا روح الله» نامیده میشد. سپس در جریان ” انقلاب سفید“ که شاه برای حفظ رژیمش به اصلاحات ارضی و شرکت زنان در انتخابات روی آورد، به مخالفت برخاست. قد علم کردن او در برابر کاپیتولاسیون بودکه شهرت و مقبولیت او را به اوج رساند. پس از 15خرداد 1342شاه قصد دستگیری و زندانی کردن او را داشت. اما سه تن از مراجع شناخته شده آن زمان (شریعتمداری و میلانی و مرعشی) به اتفاق گروه دیگری از روحانیان شناخته شده از تبریز و سایر نقاط در شهر ری در جوار حرم شاهعبدالعظیم جمع شدند و گویا اعلامیهیی صادر کردند که مضمون آن ارتقای ”حاج آقا روح الله“ به رتبه آیتاللهی و مرجعیت بود تا خمینی بدینوسیله از پیگیرد و دستگیری مصونیت پیدا کند. هر چند که خمینی در منتهای ناجوانمردی حتی شریعتمداری را هم که باعث نجات او شده بود، تحمل نکرد و به رذیلانهترین صورت، کاری را که شاه نکرده بود انجام داد و آیتالله شریعتمداری را در عین کهولت و بیماری و کبر سن، حبس خانگی کرد و به تلویزیون کشاند.
***
راستی که خمینی به هیچکس وفا نکرد. حتی از اعدام قطبزاده هم که در هواپیمایی که از فرانسه به تهران آمد در کنارش نشسته بود، صرفنظر نکرد. یکی از زندانیان دهه 60نقل میکرد که وقتی قطبزاده را نیمهشب برای اعدام میبردند، چندین بار شعار درود بر مجاهدین داده بود….
عزل بازرگان اولین نخستوزیر خمینی که خودش دولت و نخستوزیری او را به امام زمان منسوب میکرد، عزل بنی صدر اولین رئیسجمهور رژیم که خودش میگفت نویسنده اصل ولایتفقیه در خبرگان بوده، و سپس عزل منتظری جانشین اعلام شده خمینی، جای تردید باقی نگذاشت که رژیم ولایتفقیه هیچگونه قابلیت استحاله و اصلاح ندارد. گفته بودیم که افعی هرگز کبوتر نمیزاید.
***
مسعود رجوی ـ اصلاحات خمینی و حکم هشت مادهای
یکسال و نیم پس از ۳۰خرداد ۱۳۶۰که سرکوب و شکنجه و اعدام (گاه صدها اعدام و تیر خلاص فقط در یک شب) آبرو و حیثیتی برای رژیم باقی نگذاشته بود و برخی دستجات درونی رژیم و حتی منتظری جانشین رسمی خمینی هم بهستوه آمده بودند، خمینی در ۲۴آذر ۱۳۶۱یک حکم ۸مادهیی خطاب به قوه قضاییه و تمام ارگانهای رژیم صادر کرد. این حرکت در آن زمان سر و صدای زیادی بهپا کرد و به آغاز رفرم و اصلاحات در رژیم خمینی تعبیر شد، هر چند که خمینی، در سراپای همین حکم، مجاهدین و هر فرد و گروه برانداز را مستثنی کرده بود.
مهمترین نکات حکم 8مادهای خمینی بهشرح زیر بود:
«- رسیدگی به صلاحیت قضات و دادستانها و دادگاهها با بیطرفی کامل بدون مسامحه و بدون اشکالتراشیهای جاهلانه که گاهی از تندروها نقل میشود
- احدی حق ندارد با مردم رفتار غیراسلامی داشته باشد.
- هیچکس حق ندارد کسی را بدون حکم قاضی که از روی موازین شرعیه باید باشد، توقیف کند یا احضار نماید
- هیچکس حق ندارد در مال کسی دخل و تصرف کند یا توقیف و مصادره نماید مگر به حکم حاکم شرع
- هیچکس حق ندارد به خانه یا مغازه یا محل کار کسی بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسی را جلب کند یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید یا نسبت به فردی اهانت نموده یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند و یا برای کشف گناه، شنود بگذارد
- آن چه ذکر شد و ممنوع اعلام شد، در غیرمواردی است که در رابطه با توطئهها و گروهکهای مخالف اسلام و نظام جمهوری اسلامی است که برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و افساد فیالارض اجتماع میکنند و محارب خدا و رسول میباشند، که با آنان در هر نقطه که باشند و همچنین در جمیع ارگانهای دولتی و دستگاههای قضایی و دانشگاهها و دانشکدهها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل ولی با احتیاط کامل باید عمل شود،
- اگر برای کشف خانههای تیمی و مراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شدند و در آن جا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد کردند حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند
- هیچیک از قضات حق ندارند ابتدائاً حکمی صادر نمایند که به وسیله آن مأموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل یا محلهای کار افراد وارد شوند که نه خانه امن و تیمی است و نه محل توطئههای دیگر علیه نظام جمهوری اسلامی است.
-جناب حجت الاسلام آقای موسوی اردبیلی، رئیس دیوان عالی کشور و جناب آقای نخستوزیر (میرحسین موسوی) موظفند شرعاً از امور مذکوره با سرعت و قاطعیت جلوگیری نمایند
- باید ملت از این پس که در حال استقرار و سازندگی است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به کارهای خویش ادامه دهند».
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر