مسعود رجوی ـ اعلان جنگ رسمی و علنی در ۴تیر۱۳۵۹
قسمتهایی از حرفهای خمینی را در روز 4تیر 59میخوانم:
- «خودشان غائله درست میکنند و فریاد میز نند و خودشان دیگران را کتک میزنند، باز خودشان فریاد میکنند… یعنی روی این ترتیب، اینها عمل میکنند که نگذارند شما کار بکنید، نگذارند خرمنهای کشاورزهای درست جمع بشود»
- «من هی بگویم اسلام و هی بگویم فدای اسلام و فدای خلق و هی بگویم مجاهد اسلام و مجاهد خلق، این حرفها را بزنم، لاکن وقتی به اعمال من شما ملاحظه کنید، ببینید که از اول، من مخالفت کردم، در هرجا تفنگ کشیدم و مخالفت کردم، هرجا بنا بود که یک اصلاحی بشود، شما دیدید که من آمدم و مقابلش ایستادم و مشتم را گره کردم و تفنگم را هم کشیدم، میخواستند که دانشگاههایی که درخدمت استعمار بود و جزء مهمات این مملکت است که باید دانشگاهش اصلاح بشود، همین که طرح اصلاح دانشگاه شد، سنگربندی شد در دانشگاه که نگذارند این کاربشود».
- «میبینیم که یک بساطی در امجدیه پیش میآید، یک غائله درست میشود ومع الأسف جوانهای ما مطلع نیستند که اینها چه دارند میکنند، این اشخاص چه دارند میکنند و بعضی از اشخاصی که بامن هم مربوط هستند اینها هم ملتفت نیستند که مسأله عمقش چی هست خیال میکنند که مسأله چماقدار است و تظاهر کننده، مسأله این است. نه، مسأله این نیست، این یک ظاهری است برای آشوب درست کردن مسأله عمق دارد، مسأله آمریکاست، مسأله این است که باید آمریکا بیاید اینجا و مقدرات کشور ما را بهدست بگیرد».
- «همینها هستند که وقتی کشاورزها خرمنهایشان را جمع میکنن، آتش میزنند، آلان هم باز دارند آتش میزنند و اگرمحافظت نشود، محافظت صحیح نشود، همهاش را آتش میزنند».
- «در مرکز میآیند با اسم اسلام و با اسم قرآن و با اسم کذاو کذا غائله ایجاد میکنند که نگذارند این مملکت یک آرامشی پیدا کند»
- «توانستند که جوانهای پاک و صاف و صحیح ما راگول بزنند با تبلیغاتی که بلدند و خوب هم بلدند. باید توجه داشته باشد این ملت که گول نخورد از اینهایی که برای اسلام دارند سینه میزنند، ببینند اعمالشان چیست، ببینند اینهایی که میگویند اسلام، آیا در عمل هم اینطوری هستند یا یک سنگربندهایی هستند که با ا سم اسلامی میخواهند از بین ببرند اسلام را و دزدهای سرگردنه هم اسم اسلام روی خودشان میگذارند لاکن دزدی میکنند. باید ما با اسم گول نخوریم بلکه ببینیم چه میکنند، ببینیم سابقه ها چی هست، ببینیم کتابهایی که اینها مینویسند محتوایش چی هست، ببینیم تبلیغاتی که میکنند چه تبلیغ میکنند، به مجرد اینکه بگویند من مسلم هستم که فایده ندارد»
- «حالا من آمدهام مینشینم میگویم من رهبر شما. تو غلط میکنی که هستی، یا آن میگوید که نه، ما این کار را کردیم آخر کجا این کارراکردید؟ اگر یک دزدی را یک جایی کشتند و از طایفه شما بود، آنوقت شما میشوید انقلابی؟!»
- «مع الاسف بعضی از اشخاص هم که متوجه این مسائل نیستند، یکوقت آدم میبیند که طرفداری از اینها کردند یا یک چیزی گفتند که آنها از آن طرفداری استفاده کردند. اینها گول میزنند، همه را گول میزنند. اینها میخواستند من را گول بزنند، من نجف بودم، اینها آمده بودند که من راگول بزنند، بیستوچند روز-بعضیها میگفتند بیستو چهار روز… بعضی از این آقایانی که ادعای اسلامی میکنند، آمدند درنجف، یکیشان بیستوچند روز آمد در یکجایی، من فرصت دادم به او حرفهایش را بزند، او به خیال خودش که حالا من را میخواهد اغفال کند، مع الاسف از ایران هم بعضی از آقایان که تحت تأثیر آنها واقع شده بودند… آنها هم اغفال کرده بودند آنها را [منظورش از جمله آقای منتظری بود] آنها هم به من کاغذ سفارش نوشته بودند.
بعضی از آقایان محترم. بعضی ازعلما، خدا رحمتشان کند [منظورش پدر طالقانی بود] آنها هم به من کاغذ نوشته بودند که اینها ”انهّم فتیه“ [همانا که آنان جوانمردانی هستند- آیه 13سوره کهف] قضیه اصحاب کهف، من گوش کردم به حرفهای اینها که ببینم اینها چه میگویند، تمام حرفهاشان هم از قرآن بود و از نهجالبلاغه».
- «این که آمد بیستو چند روز آنجاو تمامش از نهجالبلاغه و تمامش از قرآن صحبت میکرد، من در ذهنم آمد که… تو اعتقاد به خدا و اعتقاد به چیزی داری، چرا میآیی پیش من؟ من که نه خدا هستم، نه پیغمبر، نه امام، من یک طلبهام در نجف. این آمده بود که من را بازی بدهد من همراهی کنم با ایشان. من هیچ راجع به اینها حرف نزدم، همهاش راگوش کردم. فقط یک کلمه را که گفت ما میخواهیم قیام مسلحانه بکنیم، گفتم نه، شما نمیتوانید قیام مسلحانه بکنید، بیخود خودتان را به باد ندهید. اینها با خود قرآن، با خود نهجالبلاغه میخواهند ما را از بین ببرند و قرآن و نهجالبلاغه را از بین ببرند».
- «ما در هر قصه ای که وارد میشویم میبینیم که روحانیت، هدف است… الآن هم ما ارتجاعی هستیم، الآن هم روحانیان ما ارتجاعیاند، روشنفکرها آنها هستند…»
- «منافقها هستند که بدتر از کفارند. آنی که مسلمان میگوید هستم و به ضداسلام عمل میکند و میخواهد به ضداسلام عمل بکند، آن است که در قرآن بیشتر از آنهاتکذیب شده تا دیگران. ما سوره منافقین داریم اما سوره کفار نداریم».
- در همین سخنرانی خمینی صریحاً گفت: دشمن ما نه در آمریکا، نه در شوروی و نه در کردستان است، بلکه در همینجا در مقابل چشمهای ما در همین تهران است» (رادیو تهران – 4تیر 1359).
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر