۱۳۹۹ اردیبهشت ۴, پنجشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۴) اشرف کانون استراتژیکی نبرد -قسمت هشتم



مسأله بر سر عملکرد تاریخی روحانیت شیعه وسرنوشت آنست. 
در پس پرده ولایت‌فقیه، حقیقت این است که روحانیت شیعه برای نخستین بار پس از هزار وچندصدسال به حاکمیت سیاسی نزدیک شده است. 
البته ما فعلاً در این بحث از نمونه‌هایی نظیر این‌که شاه طهماسب اول نیزاختیار ولایت را از مجتهد به‌اصطلاح جامع الشرایط زمانش کسب نموده وقدرت سیاسی و مذهبی را یکجا حائز شد، صرفنظر می‌کنیم. 
آری مسأله این است که روحانیت شیعه با همه سوابق مبارزاتی تاریخی خود اکنون بر سر دوراهی آزمایش ایستاده است راه اول همان مذهب اعتراض وناخرسندی تکاملی است که روحانیت مبارز را از یک سو باتوده‌های محروم پیوند می‌داد، و از سوی دیگربا دوری از جاذبه‌های قدرت در برابر ظلمه وحکام جور رودر رو می‌نمود.
 راه دوم همان مسلک شناخته شده رضا و سازش است که با دورشدن از واقعیات اجتماعی و خواسته‌های انقلابی ومردمی آغاز شده و به بیعت با استعمارگران وجاذبه‌های قدرت منتهی می‌شود. 
در رابطه با همین مسیردوم است که می‌بینیم زودتراز همه انقلابیون کشور ما زیر تیغ قرار گرفته وبایستی انواع فشارها وتهمتها و شکنجه‌ها راتحمل کنند. بگذارید بپرسم در مقابل این تیغ‌های آخته ارتجاعی پس کجایند آن روحانیان آزاده وفقیهی که تقیه را کنار گذاشته وزبان حقیقت ازنیام برکشند؟
 شما که یک عمرخلوص وشهامت علی (ع) ها وحسین (ع) ها را تبلیغ می‌کنید آیا نمی‌بینید که در این مملکت به نام اسلام چه می‌کنند؟ پس چرا سکوت کرده‌اید؟ 
آیا نمی‌بینید که نسل جدید انقلابی چگونه دارد به اسلام (که شما گوشت وپوستتان را هم مرهون آن هستید) بدبین می‌شوند؟
 شما چگونه می‌توانید تضمین کنید که ازاینگونه ولایت‌فقیه استبداد وانحصارطلبی بیرون نیاید؟
 آیا حرف شما را باور کنیم یاآن انتخابات کذائی، و این ترکیب انحصاری شگفت‌انگیز خبرگان را؟ آیابه‌راستی شما با آن انتخابات و این خبرگان برای اسلام آبروخریدید؟ هیهات!
 البته روی سخن ما با کسانی است که می‌فهمند ودرد مکتب و مردم هم دارند.
 والا حساب سوداگران دین و آنها که از رنج خردوری وتفکر آزادند جداست. این‌جاست که این حرف پدر طالقانی که گفته بود ”می‌ترسم درچنین مجالسی اسلام دفن شود“ پشت هربیدار دل وصاحب دردی را می‌لرزاند.
 این‌جاست که ما با روحانیت مبارزمان هشداری تاریخی داریم. هشداری که بی‌گمان ازعمق ضمیر تمام شهدا برمی‌خیزد.
 پیام اینست: اگر سنت انقلابی ومردمی تشیع را نادیده بگیرید، اگر پاس شهدای تشیع و انقلابیون را نگاه ندارید، و اگر سرمست جاذبه‌های قدرت شوید خود را به‌دست خویشتن نفی کرده و به دستیاران درجه چندم حکام ظالمی که مجدداً سرخواهند رسید، تبدیل خواهید نمود». - «اما حقیقت پرشکوهی که فراتر از تمام این کش وقوسها چون خورشید می‌درخشد، اصالت، حقانیت وشکوفایی اسلام راستین ضد بهره‌کشی است.
 که پیشرفت آن هرگز ملازم با این یا آن قشرویا این لباس و آن لباس نیست. و تنها درپیشانی افراد یا گروههایی نوشته ومقررشده است که در راه خدا ”بخل“ نورزند وپستی روا ندارند.
 برحسب این قرار تکاملی همه انواع و افراد و قشرها وگروه‌های ناشایسته نسخ ونفی شده با انتخابی اصلح وانسب به انواع صالح وشایسته، جانشین و ”تبدیل“ می‌شوند: هَاأَنتم هَؤلَاء تدعَونَ لتنفقوا فی سَبیل اللَّه فَمنکم مَّن یَبخَل وَمَن یَبخَل فَإنَّمَا یَبخَل عَن نَّفسه وَاللَّه الغَنیّ وَأَنتم الفقَرَاء وَإن تَتَوَلَّوا یَستَبدل قَومًا غَیرَکم ثمَّ لَا یَکونوا أَمثَالَکم …. 
اکنون اینک شمائید که خوانده می‌شوید تا در راه خدا به انفاق وفداکاری (ودرگذشتن ازشهوات وجاه‌طلبی هاتان) بپردازید.
 پس کسانی از شما بخل ودریغ می‌ورزند. این است و جز این نیست که اینان برنفس خویشتن بخل ورزیده‌اند وخدا بی‌نیاز است. و این شمائید که نیازمندید و اگر به راه خدا پشت کنید خدا ”جانشین“ و ”تبدیل“ می‌سازد گروهی غیر از شما را که هم‌چون شما نیستند».
پایان قسمت هشتم
ادامه دارد....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر