۱۳۹۹ فروردین ۱۶, شنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی(۱۲) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت یازدهم


«در ۱۳آبان ۵۷دانش‌آموزان و مردم تهران در صفوف انبوه به‌دانشگاه می‌رفتند تا همراه با دانشجویان به‌دیدار آیت‌الله طالقانی بروند که تازه از زندان آزاده شده بود. حوالی ظهر حمله نظامیان و مزدوران شاه به‌دانشگاه آغاز شد و در آنجاکشتار کردند. فیلم مربوطه، شبانگاهان از تلویزیون پخش شد و ایران را تکان داد. صبح فردا دانشجویان و مردم تهران با دست خالی دانشگاه را تسخیر و مجسمه شاه را به‌زیر کشیدند.

شریف امامی که عمر دولتش به‌۷۰روز هم نرسید جا‌خالی کرد و شاه در نیمه آبان برای اولین بار از ” انقلاب ملت“ حرف زد و گفت ”من نیز پیام انقلاب شما را شنیدم“. اما درعین پوزش خواهی از ”خطاهای گذشته و بی‌قانونی و ظلم و فساد“ به‌حکومت نظامی و نخست‌وزیری ارتشبد ازهاری توسل جست. اما آب در هاون می‌کوبید چرا که طلسم اختناق مدتها بود که در‌هم شکسته‌بود و دیگر آب رفته را نمی‌توانست به‌جوی بازگرداند.

در حکومت نظامی دوماهه ازهاری، به‌رغم توپ وتانک ومسلسل و کشتارهای یومیه، به‌دلیل حضور مردم در خیابانها و درهم شکسته شدن طلسم اختناق، باز هم فضای باز سیاسی حاکم بود. مردم و جوانان انقلابی در همه جا فریاد می‌زدند ”توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثرندارد“ …
عاقبت ازهاری برید و سکته کرد و پس از انبوه قیامها و اعتصابها مردمی که در سراسر کشور گسترده‌بود، در ۱۶دیماه شاه بختیار را به‌نخست وزیری منصوب کرد. راه‌حل نظامی تجربه شده و شکست خورده‌ بود و شاه در جستجوی دیرهنگام راه‌حل سیاسی بر‌آمده‌بود. اما کنفرانس گوادلوپ دیگر مهلتی باقی نگذاشت».

***

«ژیسکار دستن رئیس‌جمهور وقت فرانسه، در همان مصاحبه ۲۰سال بعد، در کمال تعجب می‌افزاید که در کنفرانس گوادلوپ «تنها کشوری که در این جلسه زنگ خاتمه حکومت شاه را به‌صدا درآورد، نماینده دولت آمریکا بود ومعتقد بود که وقت تغییر رژیم در ایران فرا رسیده است طوری که همه ما متحیرومتعجب شدیم چون تا آنجاکه ما مطلع بودیم آمریکا پشتیبان حکومت وقت ایران بود و در تقویت و نظارت در امور دفاعی، نظامی و وسایل مورد احتیاج نیروهای مسلح ایران عامل اصلی کمک‌رسانی به‌ آنها بود…

این رئیس‌جمهور وقت آمریکا بود که در جلسه رسمی حکومت شاه را تمام شده اعلام کرد و… ما به‌کلی غافلگیر و حیرت‌زده بودیم… برای آلمان به‌نمایندگی هلموت اشمیت و برای فرانسه به‌نمایندگی من، این نظریه آمریکا غیرمترقبه و خیلی غافلگیرانه بود. در همان جلسه انگلیس و آمریکا هر دو متفقاً‌ به‌عنوان یک نیروی متحد و همفکر وهم‌عقیده خواهان خروج شاه از ایران بودند».

***

«ابراهیم یزدی وزیر خارجه خمینی که دستیارش در پاریس بود می‌نویسد که در فردای کنفرانس گوادلوپ، یعنی ۱۸دیماه ۵۷، دو نفر که نمایندگان رسمی رئیس‌جمهور فرانسه بودند، درنوفل لوشاتو باخمینی ملاقات کردند و گفتند که حامل پیامی از جانب کارتر هستند (آخرین تلاشها در آخرین روزها صفحه ۹۱ تا ۹۵).

مضمون پیام کارتر این بود که شاه قطعاً ‌ایران را ترک می‌کند. خمینی باید جلو هر گونه انقلاب و قیام را بگیرد والا خطر دخالت ارتش وجود دارد.
در انتهای پیام کارتر وزیر خارجه فرانسه هم افزوده ‌بود «پیام و محتوای آن بسیارمنطقی است و انتقال قدرت در ایران باید کنترل بشود و با احساس مسئولیتهای شدید سیاسی همراه باشد».
به‌نوشته ابراهیم یزدی، خمینی هم تشکرنموده و خواستار «جلوگیری» از کودتای نظامی در ایران شد «تا ایران آرامش خود را به‌دست بیاورد وچرخهای اقتصاد به‌گردش در بیاید و آن‌وقت است که می‌شود نفت را به‌غرب و… صادر کند».

حالا دیگر یک توافق پخته و حاضر و آماده وجود داشت و چنین بود که به خمینی اجازه و تسهیلات لازم برای پرواز به تهران در روز 12بهمن 1357داده شد. اطرافیان خمینی از جمله خانم دباغ که در پاریس با خمینی بوده است در خاطرات و اظهارات خود منتهی احتیاط و محافظه کاری خمینی را در فرانسه، البته در چارچوب حزم و تدبیر «حضرت امام» به طرق مختلف بیان کرده‌اند.
«6روز بعد از ملاقات با فرستادگان کارتر، خمینی در نوفل‌لوشاتو سخنرانی مفصلی داشت که در آن بدون اشاره به‌ملاقاتش، نکات مهمی را در همان راستا مطرح کرد.

خمینی گفت احتمال کودتا توسط ارتش با پشتیبانی آمریکا را ”بعید“ می‌داند، ولی برای اولین بار با دجالگری تمام به‌داستان‌سرایی درباره احتمال مداخله هولناک یک طرف ثالث صحبت کرد تا آن را پیشاپیش خنثی کند. ‌
خمینی گفت: ”یک نقشه ثالثی، که شیطنتش بیشتر است، و احتمالش هم بیشتر است، این است که می‌گویند این طوری خیال کرده آمریکا، ‌باز طرح را داده که اگر شاه برود یک دسته‌یی از این اشراری که دارند اینها، اینها را بیاورند به‌اسم ملت و هجوم کنند به‌ارتش و به‌ارتشیها بگویند ملت می‌خواهند شما را بکشند. ارتشیها را در مقابل اینها وادارند… مردم بازی بخورند از اینها و دنبال کنند اینها را. ‌آنها غیبشان بزند و مردم را به‌مسلسل ببندند و کشتار زیاد بکنند… به‌اسم این‌که اگر شاه برود، ملت ارتش راخواهد از بین برد و همه صاحب‌منصبها راخواهد قتل‌عام کرد… بیاورند که اینها هجوم کنند طرف شهربانیها و طرف پایگاهها و ستادها و طرف اینها هجوم کنند“.

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر