اما در روز ۱۹شهریور سال ۵۸پس از درگذشت نابهنگام پدر که ایران یکپارچه در سوگ او فرورفت، همگان بزرگترین تشییع تاریخ ایران را بهچشم دیدند. وقتی پیکرش را به بهشت زهرا بردند، میخواستم آنجا باشم. با یک تیم از برادرانمان در چند خودرو ۶ساعت تلاش کردیم که از کوچه و پس کوچهها خودمان را به بهشت زهرا برسانیم، اما همه راهها بسته بود. در تمام خیابانها و کوچههای جنوب شهر، درها باز و مردم بهصورت خودجوش برای کاستن از فشار ترافیک و گرد و غبار و گرما در همه جا آب و یا گلاب میپاشیدند. پدر طالقانی بود که بیدریغ درباره «استبداد زیر پرده دین» هشدار میداد و بساط خمینی را در هم میپیچید.
«میدانید بچهها ما یتیم شدیم، بیپدر، بیزره و بیسپر، حالا معلم، رهبر و فرمانده ما به خاک افتاده و به خدا پیوسته.
رَّبَّنَا إنَّنَا سَمعنَا منَادیاً ینَادی للإیمَان أَن آمنوا برَبّکم فَآمَنَّا او ندا دهنده ما بود، منادی ایمان، معلم قرآن، پس تعجبی نیست اگر مردم ما اینچنین از شمال تا جنوب در ماتم فرو رفتند و بر سر و سینه میکوبند.
بگذارید بگریند، همه بگریند، گریه کن دشت کویر، گریه کن بحر خزر، گریه کن جنگل سرخ، گریه کن مرد بلوچ.
بگذارتا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
پیشوای خلق، پیشوای آزادی، ای یار بیپناهان، پشتیبان ضعیفان، مرد پیامبر تبار و پیامبر گونه، درود بر طالقانی.
بله همه مردم یتیم شدند، همه اقشار مردم با هر گرایش و هر مرام و هر مسلک، دیدید که خواهران و برادران عزیز ارمنی ما، کلیمی ما چه زار میگریستند. بر اونها تسلیت باد.
مبادا به بچهها، به بچههای همسایهها و به کوچکترها بگویید پدر مرده، نه، بگویید رفته سفر، بگوییدمسافرت است، بگویید برمیگردد، اگر کسی پرسید کجا میشود دیدش و کجا میشود پیدایش کرد، از اونجا که گفتیم روح مجسم انقلاب ما بود، بگویید توی چشمه سارها، آنجاکه ماهیهای سیاه کوچولو، گستاخی میکنند و خلاف جریان شنا میکنند آنجامیشود دیدش، در هرکجا که ابوذری هست و اعتراض، در هر کجا که مالکی هست و شمشیر، در هر کجا که مالکی هست و شمشیراز نیام کشیده، در هر کجا که علی وار، چهره راستین اسلام و تفسیر واقعی قرآن هست. وقتی که میخروشیم، میجنگیم، و وقتی که میفهمیم (در رثای پدر- دانشگاه تهران، شهریور ۱۳۵۸).
***
آیتالله طالقانی، مفسر بزرگ قرآن، یکبار در دیدار با هیأت کوبایی گفت: «در واقع هر انقلاب علیه ظلم و علیه استبداد و علیه استثمار در هرجای دنیا که باشد از نظر ما یک انقلاب اسلامی است. چرا که روح اسلام و تعالیم اسلام در جهت رفع ظلم از همه ابنای بشر، همه انسانها، و همه مظلومین ومستضعفین است».
بله پدر طالقانی اینچنین همه رشتههای دجالگرانه خمینی در باب کفر و اسلام و «جمهوری اسلامی» (نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر) را پنبه میکرد. پدر طالقانی با وفاتش هم فضای اختناق سیاسی را که خمینی از ۲۸مرداد به بعد حاکم کرده بود، تغییر داد.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر