پنج روز بعد از آن که در ۹اسفند۵۷خمینی جمهوری اسلامیاش را با حکم نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر، اعلام کرد، بیش از یک میلیون نفر از مردم تهران در ۱۴اسفند به مزار مصدق شتافتند. پدر طالقانی که نخستین سخنران بود، با بیاناتی بسیار رسا و شیوا از مصدق بهعنوان «مرد ملّت» و «مرد نهضت» تجلیل کرد و اینکه چگونه مانند حضرت موسی در دربار یا پیرامون دربار قاجار بزرگ شد اما تحول پیدا کرد و مرد ملّت شد. مانند پزشکی ماهر بر روی نقطه درد انگشت گذاشت که همان نفت و ملی کردن آن بود. «نام او برای دشمنان ملّت وحشت انگیز بود».
«در مقابل ملّت مثل خاک خضوع میکرد…. اما در مقابل استعمار قوی انگلیس که سیطرهاش تمام دنیا را گرفته بود، مثل شیر میغرّید» ….
پدر طالقانی همچنین خاطرهای از یک دیدار خصوصی خودش با کاشانی را نقل کرد و گفت، روزی که گفتگو بود در بین مردم که کاشانی از زاهدی حمایت میکند و توطئهیی در کار است «پنهانی رفتم منزل ایشان. او در اتاقش تنها بود. بریدهای از خربزه در دست داشت بهعنوان تعارف جلوی من گرفت. گفتم حضرت آقای آیتالله دارند زیر پایت خربزه میگذارند. مواظب باش! گفت اینطور نیست من حواسم جمع است…». پدر طالقانی سپس به تفصیل توضیح داد که چگونه شیطان و هوای نفس باعث جدا شدن کاشانی از مصدق گردید و این طبعاً برای دار و دسته خمینی بسیار گزنده بود.
***
وقتی پس از پدر طالقانی نوبت به من رسید، از جانب مجاهدین در برابر یک میلیون نفر از مردم تهران جواب «جمهوری اسلامی» مورد نظر خمینی را دادم و گفتم «تصویب آن درشکل رفراندم پیشبینی شده از طرف دولت، ازپیش محرز است». اما «ما میگوییم جمهوری اسلام بله، ولی سوءاستفاده ارتجاعی از اسلام نه.
بر همین اساس فکر میکنیم که خصایص ضداستعماری، ضددیکتاتوری و ضدارتجاعی این جمهوری، که بایستی حافظ حقّ و حقوق تمامی مردمی باشد که در سراسر این کشور زندگی میکنند، مبرمترین خصایص این جمهوری است، که این جمهوری بهخصوص باید در نهایت عدل بلکه بیشتر، و در نهایت قسط، تمام آزادیهای سیاسی و اجتماعی را در مورد طبقات و نیروهای مختلف افاده کند. همچنین تأکید بر نقش اجتماعی مستضعفین و طبقات محروم (کارگر و دهقان) جامعه را در صدر برنامه خویش قرار بدهد. والا بدیهی است که بر حسب بیان صریح سوره ماعون: «اگر منع ماعون نموده و یا بهاصطلاح آلات و ابزار زندگی و تولید و منافع آنها را منحصر به قشر و طبقه بخصوصی بکنیم. تکذیب دین و تکذیب اسلام است».
با توجه به سوءاستفاده خمینی از کلمه اسلام و مترادف کردن آن با ارتجاع ودیکتاتوری ولایتفقیه وبهره کشی، مادر نقطه مقابل او عمد داشتیم که برمحتوای واقعی و روح اصیل اسلام که ضداستبدادی و ضداستثماری ومبشر آزادی است، تأکید کنیم. به این ترتیب خمینی رابهلحاظ ایدئولوژیک خلعسلاح ودجالیت او را افشا میکردیم واو از همین بهغایت میسوخت.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر