۱۳۹۹ فروردین ۳۰, شنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۴) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت سوم



حالا که اسم دکتر شیبانی آمد، صبر کنید قبل از ادامه مطلب، چند جمله هم راجع به او بگویم تا بدانید که دجال لعین، چه کسانی را با چه سوابقی، روی نقطه ضعفشان انگشت گذاشت و با خود برد. مصادیق دردناک و تأسف‌بار خسرالدنیا و الاخره. ولی بلادرنگ باید خاطرنشان کنم، نکاتی را که برای اولین بار پس از ۳۰-۴۰سال می‌گویم، فقط 
به فقط برای تجربه‌اندوزی و آموزش نسل جوان و نسل قیام است والا موضوعیت نداشت:

در این قسمت مسعود رجوی با طرح خاطره‌ای از دکتر شیبانی گفت:
در فاصله سالهای ۵۰تا ۵۴، به جز شخص خمینی، همه آخوندها و سران و مهره‌های شناخته شده رژیم کنونی، مخصوصاً آخوندها و روحانیان و «آیات عظام» که در زندان بودند، بدون استثناء از مجاهدین حرف شنوی و به‌لحاظ سیاسی تبعیت کامل داشتند. از عسگراولادی و لاجوردی گرفته تا آیت‌الله ربّانی و آیت‌الله انواری و رفسنجانی و عزت سحابی و عباس شیبانی. چه رسد به افرادی مانند رجایی و بهزاد نبوی که به نسبت اینها در مدارج بسیار پایین‌تر قرار داشتند. یکبار شهید بزرگ بیژن جزنی که در زندان شماره ۳قصر و بعداً در بند ۶هم اتاق بودیم، خصوصی به من گفت: راستی که شاهکار کرده‌اید، مثل این است که اجنه و دیو را در شیشه کرده و در آن را بسته باشید!

گفتم منظورت چیست؟
گفت تو نمی‌دانی، من از قبل با بعضی از اینها در زندان بوده‌ام و آنها را می‌شناسم. قبل از مجاهدین، اینها اصلاً این‌طوری نبودند. الآن را نگاه نکن که مجاهدین با ما در یک کمون زندگی می‌کنند و در حالیکه خودشان روزه هستند برای غیرمسلمانها کارگری می‌دهند و صبحانه و ناهار آماده می‌کنند. اینها طبق شرع خودشان، ما را نجس و پاسبانها را به خودشان از ما نزدیکتر می‌دانستند (نقل به مضمون).

واقعاً هم من از سوابقی که بیژن آن روز گفت بی‌خبر بودم. اما بعدها وقتی که جریان راست ارتجاعی پس از کودتای اپورتونیستهای چپ‌نما و متلاشی شدن مجاهدین سر برداشت، معنی آن را خوب فهمیدم و به چشم دیدم. به چشم دیدم که ساواکیها را بر مجاهدین ترجیح می‌دهند و آنها را به خودشان از ما نزدیکتر می‌دانند. به چشم دیدم که هم اپورتونیستهای چپ‌نما و هم توده‌ایها را صدبار بر ما ترجیح می‌دهند و سرانجام در ۴تیر ۵۹خود خمینی به زبان اشهدش گفت که دشمن اصلی او مجاهدین هستند. او گفت: «دشمن ما نه در آمریکا، نه در شوروی و نه در کردستان بلکه همین جا… در همین تهران است» (رادیو و تلویزیون رژیم- ۴تیر ۱۳۵۹).
پایان قسمت سوم
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر