پیام به رزمندگان ارتش آزادی
و نیروهای انقلاب دموکراتیک در سراسر میهن اشغال شده
مسعود رجوی-۳۰دی ۱۳۸۸
سلسله آموزش
برای نسل جوان در داخل کشور
اینکه گفتم خمینی از ورود مجاهدین حتی به همین خبرگان، بهشدت میترسید، اصلاً مبالغه نبود، چه رسد به مؤسسان.
گردانندگان خبرگان ارتجاع، حتی از حضور خبرنگار نشریه مجاهد هم در جلسات خبرگان وحشت داشتند و ما پیوسته با ضرب و شتم خبرنگاران مجاهد در خبرگان مواجه بودیم.
از جمله در 25مهر 1358خبرنگار «مجاهد» در مجلس خبرگان بهشدت توسط پاسداران مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
ساعتی بعد هم، بهشتی در مقام رئیس مجلس، با او دیدار و گفتگو کرد تا پیام خودش را از این طریق به ما برساند!
گوش کنید از روی نشریه مجاهد در همان زمان برایتان میخوانم:
«… یکی از این برادران خبرنگار، در دوران شاه نیز علاوه بر تحمل شکنجههای چندین ساله، تا پای اعدام هم رفته است. چیزی که بهنظر نمیرسد در سوابق افراد پاسدار و نمایندگان خبرگان، از صدر تا ذیل هیچکدام، موجود باشد.
به هرصورت جای بسی تأسف است که در نظام حاکم چنین شیوههایی صریحاً محکوم نمیشود. در اینجا آنچه که دستاندرکاران چنین توطئههایی بایستی بدانند این است که صبر ملت بیپایان هم نیست، و برای همیشه در برابر تجاوز به حقوق خود دست روی دست نخواهد گذاشت، و اما شرح واقعه:
… چهارشنبه 25/7/58پس از پایان جلسه رسمی مجلس خبرگان، هنگامی که خبرنگاران «مجاهد» طبق معمول و همراه سایر خبرنگاران به قصد گفتگو با نمایندگان، عازم طبقه پایین شده بودند، پاسداران از ورود برادران ما به محوطه نمایندگان جلوگیری میکنند. در این هنگام وقتی که یکی از برادران ما علت را از پاسدار مسئول راهرو سؤال میکند، ناگهان پاسدار مزبور بدون هیچ صحبتی بهشدت وی را با مشت و لگد و سیلی مورد ضرب و شتم قرار میدهد. در همین لحظه بقیه پاسداران هم فوراً بطرف او هجوم میبرند».
در این هنگام یک خبرنگار دیگر مجاهد سر میرسد و در همین حین «دکتر شیبانی وی را مشاهده میکند و بلافاصله به پاسداران دستور میدهد که او را توقیف کنند. پاسداران نیز او را با خشونت در میان گرفته و به اتاق دیگر میبرند. پس از نیمساعت دکتر شیبانی به اتاق برادری که دستور توقیف او را داده بود رفته و میگوید: ”تو نباید در اینجا اعلامیه و یا روزنامه به کسی بدهی. خبرنگار دیگر نیز حق ورود به مجلس را ندارد“. در اینجا برادر ما میپرسد: مگر دادن روزنامه به کسی جرم است؟ پس چرا روزنامههای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی آزادانه در مجلس پخش میشود؟ دکتر شیبانی در جواب به او میگوید: ”آخر اینجا، به روزنامه شما حساس هستند. حق ندارید به دیگران بدهید“. سپس گفت: ”شما آزادید“ و به پاسداران دستور داد که برادر ما را آزاد کنند. پاسداران ابتدا از این کار امتناع کردند. و بالاخره پس از یکساعت برادر ما را نزد دکتر بهشتی بردند. پاسداران در این هنگام قهرمانیهای خود را برای یکدیگر شرح میدادند. یکی از آنها به دیگری میگفت: ”تا گفت چرا نباید پایین بروم، محکم زدم توی گوشش! و وقتی به او لگد زدم ترسیدم که از پنجره بیرون پرت شود“.
سپس دکتر بهشتی به برادری که مضروب شده میگوید: ”این درست است که دو برداشت در زمینه شناخت اسلام وجود دارد، این مسألهای نیست ولی چرا سازمان مجاهدین خلق حاضر نیست در مواضع خود تجدیدنظر کند، و با دیگر گروههای اسلامی که همگی برادر هستند و مبارزه کردهاند متحد شود؟ …. من از شما میخواهم که این پیام مرا و حرفهایم را به سایر برادرانتان در سازمان مجاهدین برسانید…“.
سپس دکتر بهشتی به برادر ما گفت: ”در حال حاضر یک برنامه تبلیغاتی علیه شخصیتهایی مثل من راه افتاده است“.
پایان قسمت اول
ادامه دارد...
پایان قسمت اول
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر