۱۳۹۹ اردیبهشت ۸, دوشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۴) اشرف کانون استراتژیکی نبرد -قسمت دوازدهم



بازرگان نوشت:
- «مجاهدین خلق، شما فرزندان نهضت آزادی هستید. در سال 1343که در زندان بودیم به‌دنیا آمدید و راه خود را پیش گرفتید، بدون آن که از خانه فرار کرده یا اخراج شده باشید… اگر بعداً به‌لحاظ ایدئولوژیک و تاکتیک فاصله‌ها و اختلافهایی پیش آمد و از خود شما کسانی جدا و مخالف شدند، اینها مانع و منکر رابطه پدر و فرزندی نمی‌تواند باشد».

- «مکتبیها نیز، با همه تندی و تلخی و بد خلقی که دارید از ما هستید… چه آن جناب برادری که رئیس دولت است اعتراف و به‌قول خود افتخار به شاگردی یا فرزندی ما می‌کند و تا قبل از انتخاب رئیس‌جمهور عضو هیأت اجرائیه نهضت آزادی بود و چه آن دیگری که کاندید ریاست‌جمهوری شد و درهیچ گفتار و نوشتار از بی‌لطفی به ما کوتاهی نکرده است به زندان می‌آمد برای اعلامیه‌ها و عملیات نهضت دستور نظر بگیرد و ملاقات و مراجعه تیمسار مقدم (رئیس ساواک) در خانه‌اش را به من گزارش می‌داد تا وجدانش راحت باشد».

- «نهادهایی که در گوشتان چنین خوانده‌اند یا چنین تصور کرده‌اند که دولت موقت منکر و مخالفشان بود، آنها نیز اولاد ما هستند، مثلاً سپاه انقلاب را دکتر چمران مبتکر و مصمم بود… سپس دکتر یزدی اساسنامه سپاه را تنظیم نموده، دولت موقت به شورای انقلاب پیشنهاد نمود».
- «خلاصه آن که هر دوی شما، مجاهد و مکتبی، اگر مرا پدر خود ندانید و پشت کنید من شما را فرزندان خود می‌دانم. گوشتان را می‌کشم و رویتان را می‌بوسم… اگر به پدری قبولم دارید می‌خواهم که (این مقاله را) در روزنامه‌های مجاهد و جمهوری اسلامی درج کنید».
- «مجاهدین عده قلیلی نیستند و نفوذ عجیب در دختر و پسرهای دانش‌آموز و دانشجو و در مدارس دارند. مکتبی‌ها نیز، هم فراوانند، هم فداکار، متشکل و مجهز و ستون فقرات انقلاب. منحرف هستید اما نه منافقید، نه مرتجع و نه مزدور اجانب…».
دست آخر هم بازرگان پیشنهاد کرده بود: «بیایید اولاً همدیگر را هم کیش و برادر بدانید. ثانیاً از برادرکشی و پدرکشی توبه کنید، دور هم جمع شویم، میز گرد تشکیل بدهیم با اجازه رهبر انقلاب و پایه گذار جمهوری اسلامی… اعتقادها و ایرادها و اشکالات را بررسی کنیم».
***
نشریه مجاهد، مقاله بازرگان را چاپ کرد اما روزنامه جمهوری اسلامی وقعی نگذاشت و آن را چاپ نکرد.
ما هم در پاسخ به مهندس بازرگان در کمال احترام و با استقبال از میانجی‌گری او به عرض رساندیم که بین ظالم و مظلوم، در وسط نمی‌ایستند!
همچنین با ارائه فهرستی طولانی از جرم و جنایتهای «مکتبیهای نورسیده» افزودیم:
«شگفت است که آقای مهندس بازرگان در حالی این حرفها را زده و این قضاوتها را می‌کند که در مقاله قبلی خود ”مبارزه قانونی و مبارزه مسلحانه“ لیستی از عملکردها و تعدیات و قانون شکنی‌های انحصار طلبان را ردیف کرده و آنها را نسبت به عواقب جلوگیری از عدالت و آزادی هشدار داده‌اند. کما این‌که در آنجامی‌نویسد: ”توقیف میزان و مدیر مسئول آن حملات جسورانه غیرقانونی قبلی که به سایر مطبوعات و دفترها شده است جریان محاکمه امیر انتظام، طرح قانونی محدودیت احزاب، زمینه‌سازیهایی برای روزنامه انقلاب اسلامی و رئیس‌جمهوری به‌رغم اطلاعیه 25اسفند ماه گذشته امام، نمونه‌های یادآور پایان مبارزه پارلمانی گذشته است. تحریم و تعطیل مبارزه کار را طبق سنت تاریخی و الهی و همان‌طور که آثارش ظاهر شده به مبارزه مسلحانه و آشوب داخلی می‌کشاند، که وظیفه خود دانستم هشدار دهم“.

در عمل هم، همین چندی پیش بود که خود آقای مهندس بازرگان در قبال تعطیل و توقیف روزنامه میزان و زندانی نمودن مدیر مسئول آن، آن همه اعتراض کردند، ستاد حمایت از مطبوعات تشکیل دادند و مردم را به حمایت و کمک طلبیدند.
راستی اگر آن‌موقع کسی آقای بازرگان و ”متولیان و کسوت داران حزبی و مکتبی“ را مخاطب قرار داده، آنها را بالسویه ملامت و یا نصیحت نموده و می‌گفت که: آقایان پدران و مسئولان عزیز، این همه ستیزه نکنید و این همه دعوا راه نیندازید، آقای بازرگان اعتراض نمی‌کرد که اینگونه برخورد، رسم عدالت و انصاف نیست و ظالم و مظلوم را یکسان دیدن است».

پایان قسمت دوازدهم
ادامه دارد....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر