۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۰, چهارشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۴) اشرف کانون استراتژیکی نبرد -قسمت پانزدهم



دو روز قبل از آن، خمینی در ۱۵خرداد یک نمایش مرعوب کننده به‌راه انداخت و ادعا کرد که در تظاهرات حکومتی در سراسر کشور ۱۵میلیون نفر شرکت کرده‌اند.
سرمقاله مجاهد در این باره چنین نوشت:
«تشبثات و جو سازیهای هیستریک قبل از 15خرداد با به‌کار گرفتن تمام طرق و وسایل تبلیغاتی و ارتباط جمعی و طبق معمول حتی تعداد جمعیت شرکت کننده در راهپیمایی را پیشاپیش تعیین نمودن و ادعای این‌که ”میلیونها نفر در راهپیمایی شرکت خواهند کرد“ و… همگی از چنین قصد و نیازی حکایت می‌نمود و تبلیغات و ادعاها و لاف و گزافهای بعدی نیز هر چه بیشتر آن را نشان می‌دهد. از جمله در حالی‌که کل جمعیت شرکت کننده در راهپیمایی تهران بیش از 300هزار نفر نبود، انحصار طلبان در تبلیغات خود از راهپیمایی میلیونی در تهران دم می‌زدند و در رابطه با سراسر کشور تعداد راهپیمایان را بیش از 15میلیون نفر ادعا کردند (البته اپورتونیستهای راست جبهه متحد ارتجاع نیز از آنها عقب نماندند و از رژه میلیونی خلق سخن گفتند). بر هیچ‌کس پوشیده نیست که این ادعاها (که یادآور تبلیغات گوبلزی مبنی بر هر چه بزرگ گفتن دروغ جهت باوراندن آن به مردم است) با عطف توجه به شعارهای از پیش تعیین شده‌یی که در راهپیماییها داده می‌شد صرفاً به این دلیل به‌عمل می‌آید که با طرح و پیشنهاد رفراندم و مراجعه به آرای عمومی مردم جهت خروج از بن‌بست مقابله شود ضمن رد و انکار هر چه مؤکد هر گونه ”بن بست“ خود این مراسم یک رفراندم قلمداد گردد که گویا ضمن آن مردم رأی و نظر عمومی خود را علیه نیروهای مخالف انحصارطلبی و ارتجاع (به‌ویژه مجاهدین خلق) و رئیس‌جمهور و به‌نفع جناح ارتجاعی و انحصارطلب حاکم ابراز کرده‌اند که قاعدتاً به‌دنبال آن نیز باید موج فشار و اختناق و سرکوب هر چه بیشتری را علیه نیروهای مخالف و مخصوصاً انقلابی انتظار کشید».
***
ما بلادرنگ در همان روز ۱۷خرداد تعطیل روزنامه‌ها را قویاً محکوم کردیم و به «تحریم انقلابی همه روزنامه‌ها و نشریات دست‌نشانده حکومتی از قبیل اطلاعات، کیهان، جمهوری اسلامی» فراخوان دادیم.

نشریه مجاهد از این پیشتر، در آستانه آزادی گروگانها رسماً به حکم دادستان ارتجاع توقیف شده بود. در مهر و آبان 59همین که خمینی دید ریگان ریاست‌جمهوری آمریکا را به عهده می‌گیرد و سمبه خیلی پرزور است، به‌رغم همه الدرم بلدرمهای قبلی خودش، به‌شدت ترسید و جا زد و با امضای قرارداد الجزایر، شعبده گروگانگیری در سفارت آمریکا را جمع کرد و پایان نمایش را اعلام کرد. عقب‌نشینی آسانسوری خمینی به قدری افتضاح بود که به غیر از جناح غالب، حتی جناحها و گروه بندیهای درونی رژیم، این قرارداد را «روی دست قرارداد ترکمانچای» توصیف می‌کردند.

عیناً مانند جنگ ضدمیهنی، در این جا هم خمینی باید جواب می‌داد که چرا و به چه خاطر و با چه نتایجی به گروگان‌گیری روی آورده است. اینها سؤالاتی بود که در آن ایام نشریه مجاهد در شرایطی که رسماً توقیف شده بود با تیراژی نزدیک به 500هزار نسخه وسیعاً به میان مردم می‌برد و به همین خاطر خمینی دیگر تحمل آن را نداشت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر