مسعود رجوی در مورد تهدید و خواسته اصلی خمینی از مجاهدین گفت:
اما خمینی پس از دریافت جواب مجاهدین به تهدیدهایی که در ۱۰اردیبهشت کرده بود، در ۲۱اردیبهشت، با سخافتی چشمگیر به این بهانه که گوییا مجاهدین بر ضداسلام قیام مسلحانه نمودهاند به میدان آمد. در حالیکه ما بهرغم ۵۰شهید و هزاران مجروح،
حتی یک گلوله هم شلیک نکرده بودیم.
خمینی گفت: «آنهایی که این طور هم با قلمهایشان، علاوه بر تفنگهایشان، هم با ما معارضه دارند، ما به آنها کراراً گفتهایم و حالا هم میگوییم که ما مادامی که شما تفنگها را در مقابل ملت کشیدهاید، یعنی در مقابل اسلام با اسلحه قیام کردهاید، نمیتوانیم صحبت کنیم و نمیتوانیم مجلسی با هم داشته باشیم.
شما اسلحهها را زمین بگذارید و به دامن اسلام برگردید، اسلام شمارا میپذیرد…
در آن نوشتهیی که نوشتهاید، درعینحالی که اظهار مظلومیتهای زیاد کردهاید، لکن باز ناشیگری کردید و ما را تهدید به قیام مسلحانه کردید.
ما چطور با کسانی که قیام بر ضداسلام قیام مسلحانه بکنند میتوانیم تفاهم کنیم؟ … شما به قوانین اسلام سر بگذارید، گردن فرو بیاورید، … من هم که یک طلبه هستم با شما حاضرم که در یک جلسه، نه در یک جلسه، در دهها جلسه با شما بنشینم و صحبت کنم. لکن من چه بکنم که شما اسلحه را در دست گرفتهاید و میخواهید ما را گول بزنید. برگردید و به دامن ملت بیایید….
اذعان کنید به اینکه ما خلاف کردهایم… دعوی این را نکنید که ما از اول تا حالا همیشه طرفداراز اسلام و یا طرفدار از مردم بودیم.
این را دعوی نکنید».
جالبتر اینکه، الگوی حزب توده و اکثریت را هم جلوی ما گذاشت و گفت:
«شما الآن میبینید که بعضی احزابی که انحرافی هستند و ما آنها را جزء مسلمین هم حساب نمیکنیم، معذالک، چون بنای قیام مسلحانه ندارند و فقط صحبتهای سیاسی دارند، هم آزادند و هم نشریه دارند بهطور آزاد».
اما از آنجاکه خوب میدانست که مجاهدین نه «گردن فرو میآورند»، نه
«اذعان به خلاف میکنند» و نه تودهیی مسلک و اکثریتی میشوند، خودش سریعاً حرفش را پس گرفت و گفت
«من اگر یک درهزار، احتمال میدادم که شما دستبردارید از آن کارهایی که میخواهید انجام بدهید، حاضر بودم که با شما تفاهم کنم و من پیش شما بیایم، لازم هم نبود شما پیش من بیایید».
***
هفته بعد هم مجاهدین، یک خبرچینی و «راپرت» رسمی حزب توده به نخستوزیری خمینی علیه مجاهدین را منتشر کردند. در این خبر چینی با مهر حزب توده، به دروغ ادعا شده بود که «از آشوبهایی که در روزهای اخیر در شهرهای مختلف ایران عمدتاً بهوسیله مجاهدین خلق بهوجود آمده است، دو سه روز قبل ضدانقلاب اطلاع داشته است» (مجاهد- ۳۱اردیبهشت ۱۳۶۰).
یک روز قبل از افشای این سند حزب توده اعلام کرده بود «هیچگاه در مورد مجاهدین خلق راپرت نداده است.
این اتهامی بیپایه و دروغی زشت است و قاطعانه تکذیب میشود» (مردم- ۳۰اردیبهشت ۱۳۶۰).
اما بعد از افشای سند نوشت: «مجاهدین خلق ظاهراً به اسناد محرمانهیی که حزب توده ایران در اختیار مقامات مسئول قرار داده است، دسترسی پیدا کردهاند…
ما ضمن اعتراض جدی به خروج این اسناد و اخبار، خواستار اتخاذ تدابیر جدی از جانب مقامات مسئول برای ممانعت از تکرار این قبیل حوادث و کنترل و حفاظت دقیق این اسناد هستیم» (مردم- ۶خرداد ۱۳۶۰)
یادآوری میکنم که پس از 30خرداد حزب توده پیوسته خواهان سرکوب و اعدام مجاهدین و استرداد و اعدام خود من بود.
اما در بهمن 61وقتی کیانوری و سران حزب توده دستگیر شدند، مجاهدین
«بهرغم حمایت آشکار حزب توده از سرکوب و اعدام مجاهدین و دیگر نیروهای مقاومت، چون گذشته، هر گونه نقض حقوقبشر و اعمال شکنجه و محاکمات مخفی در دادگاههای ناصالح رژیم خمینی را درباره هر کس و هر گروه حتی درباره سران حزب توده و سلطنت طلبان نیز محکوم» شناختند.
نورالدین کیانوری دبیرکل حزب کمونیست توده: و این تخلفات درسی باشه برای نسل جوان ما که راه درست خودشون رو از راه گمراهی که ما رفتیم جدا بکنید.
پایان قسمت سیزدهم
ادامه دارد....
ادامه دارد....

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر