۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۱, پنجشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۱۴) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت شانزدهم



ابتدا دادستان ارتجاع با استفاده از فضای جنگ (ایران و عراق) که همه چیز را تحت‌الشعاع قرارداده بود، در روز 7آبان انتشار روزنامه‌های «فریاد گودنشین» و «بازوی انقلاب» را که روزنامه‌های بخش اجتماعی و بخش کارگری مجاهدین بودند، ممنوعه اعلام کرد. بهانه‌اش این بود که «… این گروهکها در روزنامه‌ها و نشریات خود نه‌تنها این جنگ تحمیلی را محکوم نکردند، بلکه به تضعیف روحیه سپاهیان و رزمندگان دلیر اسلام پرداخته‌اند…»

سپس در 11آبان، دادستان ارتجاع نشریه مجاهد و سایر انتشارات مجاهدین رابالکل ممنوع اعلام کرد. در همین روز مجلس رژیم به‌دستور خمینی با فوریت و در اجلاسهای سرّی، طرح آزادی گروگانها را تدوین کرد و 2روز قبل از انتخابات آمریکا به تصویب رساند. در این ایام خمینی از ترس ریگان یک روز و یک ساعت راهم نمی‌خواست از دست بدهد.

روز بعد در 12آبان، رژیم برای مشغول کردن مجاهدین به‌طور ناگهانی اعلام کردکه در فردای همان روز یعنی 13آبان دادگاه مجاهد اسیر محمدرضا سعادتی به‌صورت غیرعلنی و در خفا برگزار می‌شود. یعنی که هیچ فرصتی برای حضور وکلای بین‌المللی او در این دادگاه باقی نگذاشت.

مسعود رجوی سپس به دستگیری مجاهدین در جبهه‌های جنگ اشاره کرد و گفت:

در ۲۵آبان، خمینی حکم احضار و تعقیب رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران را از طریق دادستانش صادر کرد. بیچاره باز هم مجاهدین را نشناخته بود و گمان می‌کرد جا می‌زنند. اما مجاهدین در اطلاعیه خود جبران «بزرگترین خطای شاه» از سوی ارتجاع حاکم را به سخره گرفتند.
همزمان در روز 25آبان، خمینی از طریق دادستان ارتجاع در آبادان با صدور حکمی مقرر کرد، که مجاهدین بایستی ظرف 24ساعت سنگرهای جبهه و شهرهای جنوبی را تخلیه کنند. اما قبل از خشک شدن مرکب این حکم، تعقیب، دستگیری و شکنجه صدها مجاهد جان برکف در آنجا آغاز شد. دو سه ماه بعد، مجموعاَ احکام 286سال زندان برای مجاهدان دستگیر شده در جبهه‌های جنگ که جدا از صفوف خمینی به دفاع مشروع از وطن و خاک خود اشتغال داشتند صادر شده بود. در همان زمان بهشتی در دیداری با برادرمان مهدی ابریشمچی در خوزستان به او صریحاً حرفی با این مضمون گفت که، خوزستان را از ایران بگیرند بهتر از این است که شما حکومت را از ما بگیرید….

اما مجاهدین در زیر تعقیب و کنترل دائمی کمیته چیها و پاسداران و البته با مشکلات فراوان به انتشار مخفیانه مجاهد هفتگی ادامه دادند که در فروردین ۶۰در۳۰نقطه کشور چاپ یا تکثیر می‌شد و تیراژ آن به بیش از ۵۰۰هزار نسخه رسید و تا ۳۰خرداد به ۶۰۰هزار افزایش یافت. تیراژ روزنامه حزب حاکم (جمهوری اسلامی) در این زمان زیر۳۰هزار بود. برخی منابع موثق تیراژ آن را در برخی ایام ۱۸هزار گزارش می‌کردند که اکثر آن یا با بودجه دولتی خریداری شده و در ادارات و ارگانهای حکومتی توزیع می‌شد یا به فروش نرفته به دفتر روزنامه برمی‌گشت.
پایان قسمت چهاردهم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر