اما خمینی، درست مثل انتخابات مجلس شورای ملی، نگذاشت که از هیچکجای کشور حتی پای یک مجاهد خلق به این مجلس برسد. از اینکه در داخل همین مجلس بساطی را که او میخواست برهم بریزیم و درهم بشکنیم، بهشدت واهمه داشت.
چنانکه در فصلهای قبل گفتم، در تیرماه 58پس از اینکه پدر طالقانی را نامزد ریاستجمهوری کردیم. اعلام جنگ غیررسمی خمینی به مجاهدین با نواری به صدای خودش صورت گرفته بود و هیچ روزی نبود که زخمی و مجروح و مضروب و مصدوم و حمله به دفاتر و ستادهایمان در نقاط مختلف نداشته باشیم. تحریکات و اذیت و آزار و حملات برای بیرون کردن ما از دفتر مرکزیمان در ساختمان بنیاد علوی در خیابان مصدق هم جای خود را داشت. همزمان دادستان ارتجاع هم به سفارش شخص خمینی پرونده جاسوسی برای سعادتی ترتیب داده بود و آن را علیه ما علم میکرد. چنانکه در اطلاعیه 15تیر 58مجاهدین تحت عنوان «تحریکات گسترده بر علیه مجاهدین» آمده است، پاسداران به بهانه تیراندازی به مقرشان از سوی مجاهدین نیمهشب به دفتر مجاهدین حمله میکنند و خواستار اعدام سعادتی میشوند. بسیاری را مجروح میکنند و پس از تصرف محل، بهرسم همیشگی به «کشف وسایل فساد و فحشا» با صحنه سازیهای بسیار وقیحانه و مبتذل نائل میشوند! صبح روز بعد «امت همیشه در صحنه» فرا میرسند و یک تظاهرات مصنوعی علیه «مفسدین فیالارض» با عکسبرداری و فیلمبرداری خبرنگاران «شیرپاک خورده» از وسایل فحشا و فساد، ترتیب داده میشود. همچنانکه خمینی در نوار صوتی گفته بود، بهشدت در قم شایع میشود که خرمنها و سیلوها را مجاهدین آتش میزنند. همزمان در اصفهان شایع میشود که قسمتی از ذوب آهن را مجاهدین آتش زدند و پلاکاردهای مربوط به میلاد امام زمان را مجاهدین پاره میکنند. مجاهدین در اطلاعیه خود با لحنی بسیار محترمانه به خمینی مینویسند: «گزارشات و تحلیلهای ما نشان میدهد که در مرحله کنونی، هدف تمامی این توطئهها، وادار کردن ما به سکوت، بهویژه در مقابل مسأله خطیر و سرنوشتساز قانون اساسی است…».
***
در چنین فضایی انتخابات خبرگان در ۱۲مرداد۱۳۵۸در حالیکه حملات هر روزه به دفاتر ما در سراسر کشور جریان داشت برگزار گردید و با لشکر کشی به کردستان و تیربارانهای آنجاتکمیل شد. خبرگان خمینی در روز ۲۸مرداد شروع بهکار کرد که همزمان با لشکرکشی به کردستان و سرکوب پیشمرگان و نیروهای سیاسی بهویژه حزب دموکرات بود.
من با 297هزار رأی در تهران نفر دوازدهم شدم. اعتراضهایمان به تیراندازیها و تهاجمات و درگیریها و تقلبات هم هیچ اثری بر روی خمینی نداشت. او که در «زیر درخت سیب» خود را از جهات مختلف از هر گونه شائبه قدرت طلبی مبرا نشان میداد، تصمیم خود را برای به کرسی نشاندن سلطنت و ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی به هر قیمت گرفته بود. اما کار خبرگان بهجای یکماه که مدت اعتبار قانونی نمایندگان آن بود سه ماه به درازا کشید و در 24آبان دست پخت خود را بر اساس اصل ولایتفقیه به خمینی تحویل داد که در 12آذر همان سال 58در رفراندمی دیگر به کرسی نشانده شد.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر