دجالیت دیگر خمینی این بود که شرکتکنندگان در رفراندم را بین رژیم سلطنتی و جمهوری اسلامی مخیر میکرد. بنابراین در برابر تبلیغات شبانه روزی خمینی و دستجات چماقدار و «حزباللهی» او که بهتازگی میداندار شده و در همه جا عربده میکشیدند «حزب فقط حزبالله، رهبر فقط روح الله»، مجاهدین بار دیگر در ۲۷اسفند۵۷درباره «رفراندم و نحوه استقرار جمهوری اسلامی» اعلام کردند که اسلام و جمهوری اسلامی صرفنظر از هر پیشوند و پسوند، برای سازمانی که از آغاز حامل یک رسالت مکتبی بوده است، البته کمال مطلوب است. «مشروط بر اینکه آنچه به نام اسلام ارائه میکنیم، حقیقتاً اسلامی، و به دور از هر شائبه شرکآمیز استبدادی و استعماری و استثماری باشد. اسلامی پاک، مردمی و مبرا از جعلیات زنگارها و رسوبات طبقاتی قرون و اعصار، والا بدیهی است وجدانهای آگاه و انقلابی مسلمانان هرگز سوءاستفاده ارتجاعی از نام اسلام را روا نخواهد داشت».
در مورد شکل استقرار جمهوری اسلامی نیز «سوال مطروحه در رفراندم پیشبینی شده، تا آنجاکه به نظر خواهی در مورد سرنوشت رژیم سلطنتی و بود و نبود آن مربوط میشود اساساً بیمورد و منتفی است… زیرا اگر به گور سپردن لاشه سلطنت هنوز محل سؤال و تردید باشد معلوم نیست که به چه مجوزی و در کادر چه نظامی دولت مهندس بازرگان معرفی شده و بهکار پرداخته است؟ البته اگر قبل از روی کارآمدن دولت مهندس بازرگان چنین سوالی میشد، باز میشد محملی برای آن ساخت ولی اکنون مثل این است که کسی اول درب را باز کند و بعد اجازه ورود بگیرد! مگر خود آقا بارها و بارها در پاریس بر حقوق عموم طبقات و نیروهای مردم دایر بر حق انتخاب و اظهارنظر آزاد همگان، تأکید نکردهاند؟ پس چرا باید طوری عمل شود که انعکاس درستی نداشته و این شبهه را ایجاد کند که ما را فقط میان رژیم سلطنتی و جمهوری اسلامی مخیر کردهاند ولاغیر. آیا ما دوست داریم که بر فرض هم که کسی با جمهوری اسلامی موافق نباشد، با دادن رأی مخالف بجانب رژیم طاغوتی سلطنتی گرویده و موافق آن قلمداد شود؟ یا اینکه معتقدیم که هرکه با ما نیست ضد ما و علیه ماست؟ یا میخواهیم سایرین را وادار کنیم که از ترس سلطنت، به اکراه و اجبار به جمهوری اسلامی رأی بدهند؟ …. بنابراین به اعتقاد ما و بر حسب این قاعده روشن و صریح اسلامی که ”هیچگونه انتخاب و قرارداد و عقدی که در آن اجبار روا شده و از ابراز تمایل و اراده آزاد افراد و گروههای انسانی بهنحوی از انحاء ممانعت شده باشد، معتبر و اصیل نیست“ از دولت آقای مهندس بازرگان تقاضا میکنیم ترتیبی اتخاذ نمایند که امکان انتخاب آزاد هر شکل از حکومت برای هر فرد یا گروهی در نظرخواهی، وجود داشته باشد».
***
سپس در روز ۹فروردین ۱۳۵۸برگههای نظرپرسی در رفراندم جمهوری اسلامی منتشر شد.
در این برگه هرکس حق داشت به تغییر رژیم سابق و به «جمهوری اسلامی» آری یا نه بگوید. فقط در اثر فشارهایی که به خمینی وارد شده بود قبول کرده بود که در ادامه عبارت تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی، در برگههای رأی وارد شود «که قانون اساسی آن از تصویب ملّت خواهد گذشت». یعنی اینکه مؤسسان محتوای این جمهوری اسلامی را مشخص خواهد کرد.
در همین روز خمینی در قم گفت: «فردا روز رفراندم است… روزی است که یا اسلام پیش میبرد و یا کفر. روزی است که ”آری“، اسلام است. و ”نه“ خلاف اسلام است. روزی است که ”آری“، سرنوشت سعادتمند برای شما تهیه میکند و ”نه“ شما را برمیگرداند بهحال اول» (واضح است که منظورش بازگشت به سلطنت شاهنشاهی بود).
مجاهدین هم بلادرنگ اعلام کردند: «ما نیازی به این رفرندام نداشتیم…. بهتر بود نحوه رفرندام طوری نباشد که از آن بوی اکراه و اجبار بیاید…. مردم باید نوع حکومتی را که بدان رأی میدهند بدانند و آگاهی داشته باشند که دارای چه نوع ویژگی است».
روز بعد در10فروردین، همهپرسی مربوطه برگزار شد و روز ۱۱فروردین تمدید شد.
هنگام رأی دادن از من در مورد گروههای سیاسی که رفراندم را تحریم کردند و در آن شرکت نکردند سؤال شد.
من جواب دادم: این گروهها حتماً ایده و هدفهای مشخصی دارند که امیدواریم شکل و محتوای جمهوری اسلامی بهصورتی باشد که خواستهای آنها را برآورده سازد.
سوال شد بعضی از این گروهها معتقدند که چون از محتوای جمهوری اسلامی اطلاعی ندارند در رفراندم شرکت نمیکنند. نظر شما در این مورد چیست؟ آیا شما از محتوای جمهوری اسلامی اطلاع دارید؟
جواب من این بود که: طبق برنامه حداقل مجاهدین، حکومت باید محتوای ضددیکتاتوری وضدارتجاعی و ضداستعماری داشته باشد
سوال شد که اگر محتوای جمهوری اسلامی منطبق با حداقل سازمان شما نباشد و خود را ملزم به رعایت این برنامه نداند، سازمان شما چه برخوردی با حکومت خواهد داشت؟
جواب من این بود که دولت باید پاسخگو باشد و ما تا آخرین نفس برای تحقق خواستههایمان مجاهدت میکنیم.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر