این هم نتیجهگیری ۲۷سال پیش:
«آیا این رژیم، امکان رفرم دارد یا خیر؟ جواب ما این است که مطلقاً نه. یعنی این رژیم، آب از سرش گذشته، امکان هیچ نوع سر و سامان دادن موضعی هم بهکار خودش هم ندارد. اینطور نیست که اگر جوخههای اعدام و حاکمین ضدشرعی و کمیتههای ضداسلامی و امثالهم را جمع بکند، بتواند سرپا بایستد. نه، این غیرممکن است».
«ضمناً معنای این پاسخ منفی ما به امکان رفرم، این است که رژیم آلترناتیوی در داخل خودش ندارد. یکی از فرضیات این است که: ”خوب اگر کار به خمینی و به رژیمش زیاد سخت بشود، میآید و آدمهای چندآب شستهتری را (از قبیل بعضی از آنهایی که هنوز به امیدهای کاذبی در داخل مجلسش بیتوته کردهاند، در حالی که این مجلس، صد بار ناحقتر از مجلس شاه است) روی کار میآورد“. یعنی اشکالی نمیبینند که خمینی، جانورهای خونآشام کنونی را با یک تیپهای قدری نرمتر عوض کرده و به امورش سر و سامان بدهد. مثلاً میگویند: همانطور که شاه آمد هویدا را کنار گذاشت، نصیری را کنار گذاشت… و یک عده دیگر را آورد، خمینی هم بیاید یک قدری به این ترتیب، عمر خودش را طولانی کند.
اما ما به این فرض، پاسخ منفی میدهیم. آنقدر قضیه برای ما مسجل است که رژیم امکان رفرم ندارد که از قضا خیلی خوشمان میآید رفرم بکند. برای اینکه در چنین شرایطی، همانطور که گفتم، همین که سرکیسه ولایت سفیانی خمینی شل شد، تماماً پاره خواهد شد. و خمینی هم دقیقاً این نکته را میداند. دقیقاً میداندکه فیالمثل اگر تظاهرات اواخر شهریور و اوایل مهرماه در سال۶۰را با قساوت بیحدوحصرو غیرقابل تصور، سرکوب نمیکرد، از جرقه حریق برمیخاست. بنابراین، رژیم نه امکان رفرم دارد و نه آلترناتیوی در داخلش شانس وجود دارد.
ضمن اینکه از نظر سیاسی، ما نه تنها بدمان نمیآید، خیلی هم از یک رفرم فرضی یا آلترناتیو درونی رژیم سود خواهیم برد، زیرا در فاز سقوط، این، از قضا، برای شکاف برداشتن هرچه سریعتر تور اختناق، به نفع خود ما خواهد بود. البته بعید میدانیم که خمینی و این رژیم، با این روحیات و با این رهبریش، از این ناپرهیزیها به سرش بزند. مگر اینکه در آخرین نفسها چارهیی جز این نبیند که البته این هم نَفَس خودش را هرچه زودتر در سینه پلیدش
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر