مسعود رجوی ـ توحید بیمحتوا
پس همینجا بایستی مرزهایمان را جدا کنیم. توحید واقعی را، توحید اصیل را که سرود تکامل است، اساسیترین نغمه هستی است، از یک توحید بیمحتوا باز بشناسیم. در شکل بله، هرچه بخواهیم میتوان دم از اسلام و اسلام پناهی زد، ولی در محتوا چطور؟ به قول قرآن:
«الَذینَ هم یرَاؤنَ »
«آنهایی که ریا میورزند، دوگانهاند».
ریا هم فقط آگاهانه نیست. ریا اساساً خبر میدهد از یک دوگانگی بین شکل و محتوا، بین زبان و قلب در عامترین صورت. البته هیچ لزومی ندارد که ریا آگاهانه باشد. ناآگاهانه هم میتوان ریا ورزید، میتوان دوگانه بود و از چیزی حرف زد که در ما نیست.
«الَذینَ هم یرَاؤن، َ وَیَمنَعونَ المَاعونَ »
«آنهایی که ریا میورزند و مانع ماعون میشوند».
دوگانهاند؛ بارزترین خصوصیت این دوگانگی و این ریا در کسانی که دین را تکذیب میکنند، منع «ماعون» است. «ماعون» را انحصارطلبانه به خودشان اختصاص میدهند. «ماعون» چیست؟ در تفسیر همین دو آیه که خواندم «پدر طالقانی» اینطور نوشته است:
«این دو آیه عطف بیان و چون جواب از سؤال مقدری است (عطف به آیات قبلی) آنها که نمازگزارند و از روح نماز دور و غافلند، چرا نماز میخوانند؟ ـ تا خود را به ظاهرالصلاحی بیارایند و تا در صف نمازگزاران وارد شوند و خود را بنمایانند و از برکات اجتماع آن پاکدلان بهرهمند گردند ـ (بهگفته یکی از مصلحین غرب درباره ریاکاران کلیسایی: انجیل مقدس میدهند و منابع ثروت و سرمایهها و طلاها را میبرند!) اگر اینها نمازگزاران با اخلاصند، چرا مانع ماعون میگردند؟
از معانی لغوی و مورد استعمال لغت خاص ماعون که شرح داده شد، معلوم میشود که معنای اصلی آن، مطلق منابع فیاض طبیعت است و سپس به آلات و وسایل عمومی تولید (تکرار میکنم، آلات و وسایل عمومی تولید) و زندگی که برای همه فراهم نمیشود و باید در دسترس همه باشد، نیز اطلاق شده. آنچه مفسران درباره لغت ماعون احتمال دادهاند: «دیگ بزرگ، تیشه، دلو، اثاث خانه، آب، نمک» بیان مواردی است که در زمانهای گذشته مورد نظر بوده و در دسترس عموم نبوده است و آنچه در بعضی از روایات آمده که مقصود از ماعون زکات یا قرض است گویا نظر به حق قانونی و عمومی است بر کسانی که، بیشتر از سرمایههای عمومی بهرهمندند».
***
بحثهای اخص ایدئولوژیکی مجاهدین در برابر دجالیت مذهبی خمینی به درازا کشید و از این بابت پوزش میطلبم. چه میتوان کرد که برای مجاهدین در برابر خمینی، علاوه بر یک کارزار سیاسی و میهنی، یک کارزار اخص ایدئولوژیکی هم نوشته شده است که ناگزیریم بنیاد آن را هم از ریشه براندازیم. در غیراینصورت شرک و بت پرستی و فرعونیت ولایتفقیه با دجالیت بیانتها تحت نام اسلام، به توجیه کردار ضدبشری خود در همه زمینهها میپردازد و قبل از هر چیز حق حاکمیت مردم ایران را غصب و قربانی میکند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر