مسعود رجوی ـ نکتهیی درباره سلسه مراتب تضادها
در بحث اپورتونیسم به سلسه مراتب تضادها اشاره کردیم. در جریان مبارزه معلوم است که با مسائل و تضادهای متعدد روبهرو هستیم. گاه مانند اشرف، بعد از بمباران و گردآوری سلاحهایش و اجرای طرح و برنامه مشخص برای متلاشی کردن آن از درون و بیرون که بحث جداگانه میطلبد، وضعیت بسیار بغرنج است. شگفتا که در اینجا هم بمباران را آمریکا کرده اما از روز بعد، تضاد اصلی کماکان رژیم و مزدورانش بوده و هستند و خواهند بود. فعلاً این موضوع را کنار میگذاریم و به اصول حاکم بر سلسله مراتب تضادها اکتفا میکنم:
اصل اول- بین حق و باطل و بین انقلاب و ارتجاع باید از حق و انقلاب دفاع کرد و طرف آن را گرفت و آن را تقویت کرد. باید باطل و ارتجاع را تضعیف کرد و نه بالعکس. واضح است که منظور از حق و باطل نسبی است و نه مطلق.
اصل دوم- در تضاد دو نیروی برحق مثلاً بین دو نیروی مبارز و مترقی، باید طرف آن را که موضعش حقتر و مبارزتر و مترقیتر است گرفت. واضح است که باز هم منظور از برحق و مترقی بودن، نسبی است.
اصل سوم- در تضاد دو باطل و دو نیروی ارتجاعی، تا آنجاکه به ما مربوط میشود و در حیطه ما میگنجد، باید ضعیفتر را علیه قویتر تقویت کرد. البته حدّش این است که نیروی برحق که در اصل اول گفتیم تخطئه و تضعیف نشود والا نقض غرض میشود.
بهطور خلاصه این یک دستگاه منطقی است که از شاخص حقانیت و ترقی و انقلاب چیده میشود و با آن مَحَک میخورد. بر این اساس تا وقتی که استبداد دینی و رژیم ولایتفقیه در کشور ما حاکم است، همه تضادها علیه آن و بهسود تغییر دادن و سرنگون کردن آن باید حل شود. اعم از تضادهای واقعی در درون رژیم، یا تضادهای بیرون رژیم و همچنین تضادهای بینالمللی. الزام مبارزه بر حق و عادلانه برای رهایی از شَرّ استبداد دینی و حاکمیت مطلقه آخوندی و لازمه دستیابی به آزادی و حاکمیت مردم، همین است.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر