۱۳۹۸ اسفند ۱۱, یکشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی - سلسله آموزش برای نسل جوان - فصل چهارم - قسمت چهارم


مسعود رجوی ـ آرمان و اسلوب خاتمی
در شهریور 1377در مصاحبه‌هایی که تحت عنوان «کدام فضای باز سیاسی؟» منتشر شد
درباره آرمان و اسلوب خاتمی، حرف ما این بود:
«به هر شکلی هم که آخوند خاتمی را بزک کنند، فایده ندارد. از نظر او ”سرمایه‌های ارزنده کشور“ دژخیمان وزارت اطلاعات و ”خدمتگزار مردم“ لاجوردی است. اس و اساس و ”محور و مدار نظام“ مطلوبش هم ولی‌فقیه و نیروی آرمانی ”او هم سپاه پاسداران است!“ کما‌این‌که گفت: ”سپاه باید باشد و هست، با همه وجود به‌سپاه عزیزمان [یعنی به جنگ و جنایت] افتخار می‌کنیم، سپاه نیروی آرمانی انقلاب ما و بدون تردید آرمانی‌ترین نیروی مسلح عالم است“. درباره رهبر معظمش هم گفت: ”امروز دولت ما، سپاه ما، نیروهای مسلح ما همگی با محوریت رهبری معظم انقلاب در کنار‌هم هستند“.

در ‌واقع کسانی که این را بزک می‌کنند، از یک‌مشت ولگرد سیاسی در راه دور و در دیار فرنگ که بگذریم، کسانی هستند که منافع مشخص مادی دارند. این یک بحث روشنفکرنمایانه در کافه‌ها نیست، قیمت را مردم ایران با گوشت و پوستشان، با جانشان، با مالشان، با عرض و نوامیسشان باید بپردازند.

این شخص هنوز لازم ندیده حتی یک کلمه به مردم توضیح بدهد که در این رژیم چندنفر را اعدام کرده‌اند، چند ‌زندانی سیاسی داشته‌اند؟ چه تعداد را شکنجه کرده‌اند؟ تعداد دقیق قتل‌عام‌شدگان چند‌نفر بوده است؟ گورهای جمعی کجاست؟ مجموعه چپاولها و دزدیها از اموال ملت در این رژیم چقدر بوده است؟
این بحثها یک بحثهای نظری نیست. برای مردم ایران به‌معنای طولانی کردن عمر همین رژیم است. به‌معنی ادامه فقر، بدبختی، فحشا، خودسوزی، خودکشی و جرم و جنایت است. یک مشت آخوند جانی و شیاد در منتهای رذیلت یک‌مرتبه چرخشمداری پیشه کرده‌اند، بدون آن‌که ملت ایران را شایان آن بدانند که یک‌کلام توضیح بدهند که از کی قانون و جامعه مدنی را کشف کردند! و از کی به‌وجود ”دولت و ملت برادر و مسلمان عراق“ پی بردند. به‌ناگهان سرتیپ‌ـ پاسدارها و شکنجه‌گران وزارت اطلاعات و کمیته و نیروی انتظامی، روزنامه‌نویس و اهل کار فرهنگی شدند. و چون با سرکوب نتوانستند ملت ایران و مقاومتش را از پای دربیاورند، حالا می‌خواهند با فریب و نیرنگ مقابله کنند».

خاتمی، ولایت‌فقیه را با شرک آشکار ”اراده برتر منتسب به وحی“ می‌خواند و به‌طرز مضحکی رژیم را ”دموکراسی وحیانی“ توصیف می‌کرد. دست آخر هم بدون هیچ رودربایستی «هر گونه سخنی از تغییر قانون اساسی» رژیم ولایت‌فقیه را «خیانت به ملت ایران» اعلام کرد و همه را به ایستادگی در برابر «کسانی که به شورش» ‌و «نفی و براندازی می‌خوانند»، ‌دعوت کرد (آذر 1379).

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر