رفسنجانی هم در نماز جمعه هفتم آذر 1376درباره عنوان مرجعیت برای خامنهای تصریح کرد: «شماها همه یادتان است که دورانی که (بحث) مرجعیت بود من سخنرانی نکردم. درباره مرجعیت ایشان هیچ نگفتم و هیچکس از من چیزی نشنیده. شاید هم باعث تعجب شماها باشد که چرا فلانی حرف نمیزند. خیلیها هم از من میپرسیدند، ولی من نخواستم بگویم چرا؟ …
من میدانستم ایشان راضی نیست مرجع بشود. یقین داشتم که ایشان مخالف است».
فضیحت به حدی بود که خامنهای سرانجام از دعوی مرجعیت عقب نشست و به معرفی خود بهعنوان مرجع شیعیان خارج از ایران اکتفا کرد و به خواندن ”درس خارج“ روی آورد… …
اما اگر آقایان درباره جایگزینی موقت منتظری، از این نظر مشکل داشته باشند که با حرف صریح خمینی مبنی بر فقدان طاقت و لیاقت و سادهلوحی منتظری، چه باید کرد؟ و بهخصوص اگر نامه خمینی به منتظری در ششم فروردین ۱۳۶۸را راهبند میدانید که نوشته بود منتظری در ”هیچ کار سیاسی“ نباید دخالت کند؛ توجه شما را به نامه ۸فروردین۱۳۶۸خود خمینی جلب میکنم که نوشته است: «در اسلام، مصلحت نظام، مقدم بر هر چیز است»!
ملاحظه میفرمایید که در شریعت خمینی هیچ چیزی مانع آنچه شما بخواهید برای نجات خود انجام بدهید، وجود ندارد. با آرزوی توفیق برای پذیرش رأی و حاکمیت مردم ایران و جلب رضایت خلق و خالق»
***
همچنین وقتی که کروبی هم به تنگ آمد و ۲۱سال بعد از منتظری و با همان توصیف منتظری پس از قتلعام زندانیان در سال ۱۳۶۷نوشت: «اتفاقی در زندانها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعهیی است… که روی بسیاری از حکومتهای دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد»، در ۱۸مرداد نوشتم:
«ای کاش که آقایان منتظری و کروبی و دیگرانی که از این پس به آنان میپیوندند، از سی سال پیش نسبت به همین شقاوتها و شناعتها بیدار و هشیار شده بودند. افسوس…
اما باز هم دیر نیست و بنی بشر برای جبران مافات تا لحظه وفات فرصت و امکان بازگشت دارد. توبوا إلَی اللَّه تَوبَهً نَّصوحًا. به خدا و خلق باز گردید و تو به بازگشت نا پذیر نصوح به جای آورید.
آخر در زندانها و شکنجهگاههای خمینی و لاجوردی و در واحدهای مسکونی قزلحصار از اول همین بساط بود.
فتوای خون کشیدن از زندانیان قبل از اعدام برای جبهههای جنگ ضدمیهنی را به یاد دارید؟ فتوای تجاوز به دختران قبل از اعدام برای اینکه به بهشت نروند را به یاد دارید؟
گمان میکنید پاسدار شکنجهگر احمدینژاد یا پاسدار شکنجهگر حسین شریعتمداری از کجا و طی چه پروسهیی به قعر جنایت و رذیلت و وقاحت درغلتیدند؟ بسیاری شاهدان، هنوز حیّ و حاضرند هر چند که هزاران و هزاران تن دیگر از آنان تیرباران یا بدار کشیده شدند.
نگاهی هم به صحنههای جنایت دست آموزان رژیم ولایت در اشرف بیندازید. باور کنید که میلیونها نفر در سراسر جهان به خود لرزیدند، اشک ریختند و خونشان به جوش آمده است. درعینحال در برابر پایداری شگفت فرزندان رشید ایران برای آزادی، سر تعظیم فرود میآورند و به حتمیت پیروزی مردم ایران یقین میکنند».
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر