۱۳۹۸ اسفند ۲۲, پنجشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی (۷) نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش با رژیم ولایت - قسمت اول


پیام به رزمندگان ارتش آزادی
و نیروهای انقلاب دموکراتیک در سراسر میهن اشغال شده
مسعود رجوی-۳۰دی ۱۳۸۸
سلسله آموزش
برای نسل جوان در داخل کشور

فصل هفتم- درسهای قیام در روز عاشورا ـ مسعود رجوی
 پس از آگاهی و اشراف نسبت به انحراف و اپورتونیسم راست به‌عنوان تهدید اصلی قیام، اکنون باید یکبار دیگر درسهای قیام در روز عاشورا (۶دی ۱۳۸۸) را مرور کنیم.
در پیام هشتم دی، به اختصار گفتم:
«استمرار و سرعت پیشروی و درجه تعمیق و گسترش نیروهای قیام در شش ماه گذشته و مخصوصاً انبار باروتی که در ایام تاسوعا و عاشورا در ایران سر باز کرد، به همگان نشان داد که آنچه مقاومت ایران درباره وضعیت جامعه ایران و درباره رژیم می‌گفت، حقیقت داشته و در آن مبالغه‌یی نبوده است».
-کسی منکر استمرار قیام در ۶ماه گذشته نیست.
-کسی منکر سرعت پیشروی قیام هم نیست. بسیار می‌گویند و می‌نویسند که، بحث در خیابانهای تهران و سراسر ایران و در دانشگاهها و مجادلات و زد و خوردهای سیاسی، در بیرون رژیم و در درون، دیگر انتخابات نامشروع ریاست‌جمهوری در رژیم ولایت‌فقیه نیست. شعارها هم این نیست. خواسته‌ها هم، این نیست. مشکل هم این نیست. زیرا به‌محض این‌که در مناظره‌های انتخاباتی روزنی باز شد، همه دیدند که چه خبر است و چه ظرفیت انفجاری و بخارات متراکمی در ایران زیر عمامه و نعلین ولایت‌فقیه فشرده شده است. نقطه عزیمت البته انتخابات و مناظره‌های ۴نفری بود که از همان فیلتر شورای نگهبان ارتجاع عبور کرده بودند و از همین جا بود که حتی قبل از انتخابات، رفسنجانی به خامنه‌ای نامه نوشت و هشدار داد: «من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم». رفسنجانی بی‌پرده گفت «آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت». رفسنجانی در همین نامه از خامنه‌ای خواست «مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید» (خبرگزاری حکومتی مهر-۱۹خرداد ۸۸).
متقابلاً باند خامنه‌ای از طریق سپاه پاسداران و خبرگزاری آن رفسنجانی را به باد حمله گرفت و نوشت:
- «هرگز در ذهن بدبین‌ترین دشمنان نظام هم این ظن بد خطور نمی‌کرد که روزی هاشمی رفسنجانی برای رهبر معظم انقلاب ”نامه سرگشاده“ بنویسد»
- «اعتراض غیرمنطقی شما… آن هم به رهبر انقلاب، که خود پرچمدار عدالت و مبارزه با ظلم است بسی جای شگفتی و البته تأسف است»
- «آقای رفسنجانی؛ متهم همیشگی پرونده استات اویل کجا و نظامی که با خون شهیدان آبیاری شده است، کجا؟ مدیر مادام العمر مترو کجا و خمینی کبیر کجا؟ اگر آن روز که دلسوزان شما و انقلاب، نصیحت کردند تا جلوی رانت‌خواری و سوء‌استفاده‌های گسترده فرزندان و وابستگان خود را بگیرید همه را به چوب تحجر و کج اندیشی و زهد فروشی نمی‌راندید، اگر توصیه‌های صریح و تذکرهای لطیف رهبری معظم را در مورد لزوم پرهیز از تجمل‌گرایی و اشرافی‌گری در میان مدیران نظام اسلامی در همان سالهای ابتدایی دهه هفتاد جدی می‌گرفتید و اگر به دستگاه محافظه‌کار قوه ‌قضاییه جرأت مقابله با خویشاوندان و اطرافیان خود را می‌دادید، امروز چنین نمی‌شد»
- «آقای رفسنجانی؛ چرا رسانه‌های غربی و مخالفان نظام شما را به غلط مهمترین شخصیت جهت ایستادگی در برابر رهبری می‌دانند؟ … به خود بیایید و از سرنوشت بزرگان این انقلاب که در کشاکش حوادث و فتنه‌ها کم آوردند و از قافله انقلاب جا ماندند و روی بر قافله‌سالار آن ترش کردند عبرت بگیرید» (خبرگزاری فارس- ۲۲خرداد ۸۸)

***

همچنین کسی منکر تعمیق و رادیکال شدن قیام و شعارهای آن نیست. شعار این است که ”مرگ بر اصل ولایت‌فقیه“.
صحبت از ”ساختار شکنی“ و ”سرنگونی“ و ”اغتشاش“ و ”آشوب“ و ”تخریب“ و ”آتش سوزی“ است.
سرکرده انتظامی تهران بزرگ می‌گوید: «آشوبگران روز عاشورا با تجهیزات کامل به صحنه آمده بودند که در آن سنگ و آجر قرار داده شده بود، اغتشاشگران تیر و کمان همراه خود داشتند و برنامه داشتند تا ایجاد آشوب کنند» و «کلکسیونی از نیروهای ضدانقلاب بودند» که «تا نفر آخر را دستگیر می‌کنیم» (۲۷دی).
به‌نوشته مطبوعات رژیم «علاوه بر تخریب اموال نیروی انتظامی و حمله وحشیانه به پرسنل آن، یک زن رزمی‌کار به فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ حمله نموده و به‌شدت وی را از ناحیه صورت زخمی کرده است». همچنین «مسئول حفاظت یکی از مقامات عالی‌رتبه هم مورد ضرب ‌و شتم قرار گرفته است». «اصلی‌ترین ماموریتی که دستگیر شدگان… مطرح ساخته‌اند هدایت آشوبها و شعارها و شناسایی افراد برای جذب و همکاری با مجاهدین خلق بوده است» (روزنامه رسالت ۲۴دی).

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر