پیام به رزمندگان ارتش آزادی
و نیروهای انقلاب دموکراتیک در سراسر میهن اشغال شده
مسعود رجوی-۳۰دی ۱۳۸۸
سلسله آموزش
برای نسل جوان در داخل کشور
پس از 15جلسه کاسه صبر خمینی از کلاسهای «تبیین جهان» در دانشگاه صنعتی شریف در سال 58لبریز شد و بیشتر از این طاقت نیاورد. همین 15جلسه هم در اثناء رفراندوم قانون اساسی و نخستین انتخابات ریاستجمهوری و نخستین انتخابات مجلس شورای ملی، برگزار شد والا اگر خمینی دست بستگی نداشت، یک جلسه آن را هم اجازه نمیداد.
اما منتهای دجالگری در این بود که با حربه « انقلاب فرهنگی» به یک کودتای سیاه ضدفرهنگی علیه تمامیت فرهنگ و دانشگاههای ایران مبادرت کرد. بر این پاتک ارتجاعی برضد نیروی انقلابی، لباس « انقلاب فرهنگی» پوشاند که انقلاب فرهنگی چین در زمان مائوتسه تونگ در دهه 1960را تداعی میکرد.
اجازه بدهید در همین باره پیام 16آذر امسال را یادآوری کنم:
***
«خمینی کودتای سیاه ارتجاعی خود علیه دانشگاهها را هم با وقاحت و دجالیتی فوق تصور، کاری ضداستعماری جلوه میداد و در ۴تیر ۱۳۵۹در موضعگیری بهغایت کین توزانه خود علیه مجاهدین گفت: «میخواستند که دانشگاههایی که در خدمت استعمار بود و جزء مهمات این مملکت است که باید دانشگاهش اصلاح بشود، همین که طرح اصلاح دانشگاه شد، سنگربندی شد در دانشگاه که نگذارند این کار بشود….
از آنجاکه چنین رژیمی هیچ حقی برای مردم ایران قائل نبوده و نیست، بهشدت نیازمند نسبت دادن هر حرکت و هر مخالفتی به ”خارجی“ واستعمار و ”استکبار“ است. نعرههای گوش خراش ”مرگ بر ضد ولایتفقیه“ بههمین خاطر ادامه دارد. در مقابل، شعار مردم و مقاومت ایران و قیامی که در ۱۶آذر از دانشگاه شعلهور شد این است که: ”مرگ بر اصل ولایتفقیه“ – ”زنده باد آزادی وحاکمیت مردم ایران“.
***
از اینجا میتوان علت تعارض آشتیناپذیر و ماهوی دیکتاتوری جهل و جنایت را با علم و دانش و با دانشجو و دانشگاه، بهروشنی دریافت.
-خمینی در سال ۱۳۵۸پس از آن که نخستین انتخابات ریاستجمهوری و نخستین انتخابات مجلس شورای ملی را با تغییر نام غیرقانونی آن به ”مجلس شورای اسلامی“ بر اساس ”اصل ولایتفقیه“ شکل داد، تنها سنگری را که در مقابل خود تسخیر ناشده میدید، دانشگاه بود.
-در ۹فروردین ۱۳۵۹لوموند کلاسهای تبیین جهان در دانشگاه صنعتی شریف را گزارش کرد که هر جمعه بعدازظهر در آن ۱۰هزار نفر با کارت شرکت میکردند و متعاقباً درسهای فلسفه تطبیقی در این کلاسها، بهصورت کتابهای جیبی در صدهاهزار نسخه بفروش میرسید و نوارهای ویدئویی آن را هم حدود یک صدهزار دانشجو در ۳۵شهر بزرگ ایران میدیدند. لوموند نوشت مجاهدین بهصورت یک حزب مردمی یکی از متشکلترین سازمانهای ایران هستند و اگر خمینی نامزدی کاندیدای آنها را در انتخابات ریاستجمهوری با فتوا منتفی نمیکرد ”به گفته شخصیتهای متفاوت“ آنها میلیونها رأی را به خود اختصاص میدادند و از حمایت اقلیتهای قومی و مذهبی و همچنین از حمایت قسمت مهمی از زنان و جوانان کشور که قیمومیت روحانیت ارتجاعی را نمیخواستند، برخوردار بودند.
- خمینی از اواخر فروردین و در اردیبهشت ۱۳۵۹دانشگاهها و مدارس عالی را بهخاک و خون کشید و تعطیل کرد و اسم آن کودتای سیاه ضدفرهنگی را ” انقلاب فرهنگی“ گذاشت!
-خمینی در روز اول اردیبهشت گفت: «ما از حصر اقتصادی نمیترسیم، ما از دخالت نظامی نمیترسیم … ما از دانشگاه استعماری میترسیم». «دانشگاههای ما دانشگاههای استعماری است… دانشگاههای ما برای ملت ما مفید نیست. من آن تصمیمی را که شورای انقلاب و رئیسجمهور گرفتهاند راجع به تصفیه دانشگاه…، پشتیبانی میکنم»
خمینی: «ما از حصر اقتصادی نمیترسیم، ما از دخالت نظامی نمیترسیم، اون چیزی که ما را میترساند، وابستگی فرهنگی است. ما از دانشگاه استعماری میترسیم. »
- باندهای فاشیستی در روز اول اردیبهشت در اطلاعیههای خود به دستور خمینی، اعلام کردند: ”اصیلترین پایگاه فرهنگی امپریالیسم آمریکا، دانشگاه است و تا زمانی که این پایگاه درهم کوبیده نشود، نمیتوان به عدم حضور آمریکا در درون ایران مطمئن بود. لذا با تمامی توان سعی در انهدام این پایگاه داخلی شیطان بزرگ خواهیم کرد“
-خمینی سپس در۲۳خرداد ۵۹، بهزبان اشهدش اقرار کرد که ”دانشگاه در قبضه منافقین بود“ و افزود ”هرچه برسر بشر میآید ازعلم میآید. علم بدون تهذیب“.
-در ۲۷آذر۵۹در بیرون ریختن ماهیت فوق ارتجاعی خود، گام شگفتانگیز دیگری برداشت و گفت: ”تمام این مصیبتهایی که برای بشر پیش آمده از دانشگاهها بوده است. ریشهاش از این تخصصهای دانشگاهی بوده است. و این همه ابزار فنای انسان و این همه پیشرفتهایی که به خیال خودشان در ابزار جنگی دارند اساسش از دانشمندانی بوده که از دانشگاهها بیرون آمدهاند. دانشگاهی که در کنار او اخلاق نبوده است. در کنار او تهذیب نبوده است… … دنیا را دانشگاه به فساد کشانده و دنیا را دانشگاه میتواند اصلاح کند“. (دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه – ۲۷آذر ۱۳۵۹)
-دو سال بعد درپاییز ۶۱، خمینی باز هم نسبت به نفوذ مجاهدین در دانشگاهها هشدار میداد ومیگفت:
”انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها از این منحرفین نفوذ نکنند. شما مطمئن باشید که این منحرفین ومنافقین و آنهایی که دستشان از این کشور کوتاه شده است با هر حیلهیی که شده است میخواهند در همه جای کشورخصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است میخواهند نفوذ کنند“.
خمینی: «انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها از این منحرفین نفوذ نکنند. شما مطمئن باشید که این منحرفین ومنافقین و آنهایی که دستشان از این کشور کوتاه شده است با هر حیلهیی که شده است میخواهند در همه جای کشورخصوصا در دانشگاه که مرکز علم و مرکز همه جهات کمالی انسانی است میخواهند نفوذ کنند».
-حتی ۵سال بعد از کودتای سیاه فرهنگی و قلع و قمع دانشجویان و استادان دانشگاه، خمینی در ۲۷فروردین ۱۳۶۴باز هم از وضعیت دانشگاهها نالان بود و میگفت: «همه دردهای ایران از دانشگاهها شروع شده است. دانشگاه تلخیهایی داشت که به این زودی رفع نمیشود…. دانشگاهی که تمام گرفتاریهای ما منشأءاش در آن بود»
- خمینی حتی در وصیت خود نوشت: ”در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمدهاش از دانشگاهها بوده است“.
بهراستی که ابعاد خصومت و کین توزی سلطنت مطلقه ولایت با دانش و دانشگاه حیرتانگیز است».
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر