مسعود رجوی ـ اپورتونیسم، عارضه قیام
حالا که هدف، یعنی جایگزین کردن استبداد دینی با یک ایران آزاد و دموکراتیک که قیام و سرنگونی هم بهخاطر آن است روشن شد، حالا که معلوم شد بازی با کلمات نداریم و هر کلمه و مقولهای معنی و تعریف خاص خود را دارد، و حالا که معلوم شد تغییر رژیم ولایتفقیه، فراتر از همه دیدگاههای شخصی و گروهی، اصول و قانونمندیها و استراتژی و تاکتیک و آلترناتیو سیاسی خود را میخواهد، دیگر میتوانیم، اپورتونیسم را تعریف کنیم.
استراتژی قیام و سرنگونی و اپورتونیسم پیرامون خط مشی تغییر رژیم ولایتفقیه را در فصول بعدی به بحث و سؤال و جواب خواهیم گذاشت. اما اکنون مسأله عاجل و مبرم، قیامی است که بیش از 7ماه است در ایران جریان دارد. بهخاطر ”استمرار و سرعت پیشروی و درجه تعمیق و گسترش نیروهای“ آن در روز عاشورا (6 دیماه) شعلههای خشم خلق را علیه ”ولایت یزیدی“ فروزان نموده و با شعار ”مرگ بر اصل ولایتفقیه“ استراتژی سرنگونی پیشه کرده است. پس، قبل از هر چیز باید اپورتونیسم را در ارتباط با همین قیام که از زمان انتخابات ریاستجمهوری رژیم و شقه درونی آن تابهحال ادامه یافته است، مورد بحث قرار داد.
طبعاً منظور ما در این بحث، فرصتطلبی و اپورتونیسم سیاسی است و مقولات تشکیلاتی یا ایدئولوژیک بحث جداگانه خود را دارد.
همچنانکه بدن آدم در معرض انواع بیماریهاست و باید از آن مراقبت کرد، هر جنبش و قیام و انقلابی هم در معرض انواع عارضهها و آفتها است. سادهاندیشی است اگر بگوییم که قیام و انقلاب دموکراتیک در معرض هیچ عارضهای نیست. هر جنبشی باید خودش را مراقبت کند و از انواع عارضهها مصون سازد و با آنها مبارزه کند.
راستی در اوضاع و احوال کنونی، تهدید قیام و دستاندرکاران آن چیست و در معرض چه عارضهای هستند؟
این سؤال با سادهسازی مثل این است که بپرسیم یک اتومبیل در حال حرکت در مسیر سنگلاخ و بغرنج و در شرایط جوی نامناسب چه تهدیدهایی دارد؟ یکی تصادف است و دیگری انحراف از مسیر، علاوه بر مشکلات مربوط به موتور و سوخت و قطعات…
در مورد قیام که تهدید تصادف نیست، چون تصادف با رژیم و برانداختن آن که هدف قیام است. به وضعیت راننده و موتور محرک و سیستم هدایت هم در تعریف انقلاب اشاره کردیم، پس میپردازیم به انحراف از مسیر که مفهوم اپورتونیسم است.
ترجمه تحت اللفظی کلمه ”اپورتونیسم“، فرصتطلبی است. با مفهوم فرصتطلبی و نان به نرخ روز خوردن و برنگ روز درآمدن، همه آشنا هستند و در زمان خمینی هم آن را به چشم دیدهایم.
اما در فرهنگ اخص سیاسی، در حیطه کسانیکه خواهان سرنگونی و تغییر رژیم ولایتفقیه و جایگزینی آن با یک جمهوری دموکراتیک هستند، اپورتونیسم را ”انحراف“ ترجمه میکنیم.
تعریف اپورتونیسم، نقض اصول در عمل، دنبالهروی از جریان خودبهخودی، حرکت در سمت امواج و بادهای موسمی و جهتگیری در سمت تعادل برتر است. خطرناکترین نوع اپورتونیسم، نوع بهاصطلاح صادقانه آن است. تئوریزه کردن اپورتونیسم و دفاع آگاهانه از آن خیانت محسوب میشود.
توجه کنید که حرکت اپورتونیسم خودبهخودی (ناخودآگاه)، موریانهای (تدریجی) و پیش رونده (از ساده به پیچیده) است و در روزگار ما در ارتباط با رژیم بهخوبی میتوان آن را دید.
در مرحله اول که مرحله پیدایش اپورتونیسم و گرایشهای اپورتونیستی است، با کمرنگ شدن مرزبندیها و خطوط قرمز در قبال تمامیت رژیم و مدافعان آن، مواجه هستیم.
در مرحله دوم که مرحله رشد اپورتونیسم و بارزشدن خصایص اپورتونیستی است، اپورتونیسم زبان باز میکند، پرخاشگر میشود، به هزل و هجو رو میآورد و زیرآب مقاومت تمامعیار در برابر این رژیم را میزند ارزشها و مناسبات و سیاستها و افتخارات یک مقاومت اصولی و انقلابی و تمامعیار را یکی پس از دیگری به باد طعنه و سخره و حمله میگیرد.
در مرحله سوم که مرحله بلوغ اپورتونیسم و بروز ماهیت ارتجاعی است، دیگر مبارزه کردن و نبرد تمامعیار با این رژیم، به بهانههای مختلف و با عناوین و پوششهای گوناگون نفی میشود. هم جبهگی و هم کاسگی با ارتجاع یا بخشهایی از آن دیگر قبحی ندارد و مستقیم یا غیرمستقیم تبلیغ هم میشود. اینجا دیگر، طرف هر که باشد، بیتعارف در موضع دم و دنبالچه رژیم حاکم عمل میکند.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر