مسعود رجوی ـ عهد مجاهدین و مقاومت ایران برای آزادی خلق و میهن
همانطور که در بحثهای قبلی گفتم، شورای ملی مقاومت ایران از روز اول در سال ۱۳۶۰ در ماده ۲ برنامه دولت موقت اعلام کرده است، مشروعیت خود را تماماً از مقاومت علیه رژیم ارتجاعی خمینی و خونبهای رشیدترین فرزندان مجاهد و مبارز این میهن کسب میکند.
کما اینکه بلادرنگ در ماده 3 تصریح شده است: پس از خلع ید و سلب حاکمیت از رژیم ضدخلقی خمینی که حیاتیترین حق مشروع مردم ایران یعنی ”حق حاکمیت مردم“ را غصب نموده… مجلس مؤسسان منتخب مردم را از طریق انتخابات آزاد (با هر گونه نظارت و تضمین لازم) برای تعیین نظام قانونی جدید و تدوین قانون اساسی آن دعوت بهکار میکند.
در ماده اول هم گفته شده است مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی حداکثر تا 6ماه پس از سرنگونی رژیم خمینی… از طریق انتخابات آزاد، با رأی عمومی، مستقیم، مساوی و مخفی تشکیل خواهد شد.
-پس حرف ما این بوده و هست که مشروعیت خود را از مقاومت میگیریم و در دورانی که دسترسی به رأی آزادانه مردم و صندوق انتخابات آزاد امکانپذیر نیست، منشأء و شاخص مشروعیت، مقاومت است و بس، ایستادگی در برابر این رژیم است و بس، والا هر کس میتواند الی غیردر نهایت حرف بزند، ادعا کند و این رشته سر دراز دارد.
راستی بدون مقاومت و ایستادگی، در روزگار اختناق و استبداد، چه معیار دیگری میتوان یافت که اصالت و حقانیت داشته باشد؟
دقیقاً بر همین اساس، پیوسته گفتهایم و باز هم من تکرار میکنم، اگر کسی بیشتر از ما مقاومت کند و در مقابل این رژیم بایستد، هر که میخواهد باشد، وظیفه خود میدانیم که در مقابل او زانو بزنیم، ایدئولوژی ما سر جای خودش اما از نظر سیاسی هژمونی او را میپذیریم و باید هم بپذیریم والا معلوم میشود که در سرنگونی این رژیم صداقت نداریم و بیشتر به فکر منافع گروهی خودمان هستیم و به این میگویند اپورتونیسم.
همان خطی که حزب توده قبل از 30تیر 1331 با تخطئه مصدق و از دور خارج کردن او رفت. همان خطی که در سال 1354 تا 1357 اپورتونیستهای چپنما در تخریب و متلاشی کردن مجاهدین رفتند.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر