پیام به رزمندگان ارتش آزادی
و نیروهای انقلاب دموکراتیک در سراسر میهن اشغال شده
مسعود رجوی-۳۰دی ۱۳۸۸
سلسله آموزش
برای نسل جوان در داخل کشور
فصل هشتم-جبهه خلق و استراتژی سرنگونی
بر اساس آنچه تا کنون گفتیم، از ۳۰خرداد ۱۳۶۰، استراتژی جبهه خلق، تغییر و سرنگونی رژیم ولایتفقیه برای آزادی و جایگزین کردن حاکمیت جمهور مردم، یعنی توده مردم ایران است.
فصل مشترک جبهه خلق، تعارض وتضاد آشتیناپذیر با دیکتاتوری ولایتفقیه و غصب حاکمیت مردم ایران است. استراتژی سرنگونی از همین جا حقانیت و ضرورت پیدا میکند.
از اینروست که از 30خرداد سال 60تا همین امروز، از این اصل بنیادین در هیچ شرایطی کوتاه نیامده و پیوسته بر آن تأکید کردهایم.
رژیم ولایتفقیه حاکمیت مردم را در جریان انقلاب مردم ایران برضد دیکتاتوری سلطنتی، ربوده و آن را با شرک و ارتجاع، به مایملک خداگونه و انحصاری خود تبدیل کرده است. حق حاکمیت مردم ایران را غصب کرده است. ”ولایت“ و حکومت و حاکمیت آن مطلقاً نامشروع و سراپا باطل است.
خواست مقدم و عاجل مردم ایران، آزادی و حاکمیت مردم است و این جز از طریق سرنگونی رژیم ولایتفقیه بهدست نمیآید. نفی کامل رژیم ولایتفقیه، مرز متمایز وخط قرمز پیکار آزادی مردم ایران، معیار تشخیص دوست از دشمن، مبنای تنظیمرابطه با همه افراد و جریانهای سیاسی، و شاخص جذب و دفع نیروهاست. هویت سیاسی ایرانیان میهندوست و آزادیخواه بر همین اساس تعریف و مشخص میشود.
بنابراین «جبهه خلق» یا «جبهه مردم ایران»، بهمعنی علمی دربرگیرنده تمام طبقات و اقشار و جریانها و نیروها و افراد ایرانی است که خواستار تغییر و سرنگونی دیکتاتوری ولایتفقیه و برقراری دموکراسی، و در یک کلام، خواستار حاکمیت جمهور مردم ایران هستند.
«جبهه خلق» یا «جبهه مردم ایران»، دربرگیرنده مجموعه نیروهایی است که مشترکاً تحت ستم و سرکوب رژیم ضدبشری ولایتفقیه قرار دارند و به همین خاطر میتوانند بهطور مشترک و همبسته و متحد در سرنگونی این رژیم شرکت و آن را محقق کنند.
معیار عمده برای شناخت و تعیین اعضا و اجزای «جبهه خلق» یا «جبهه مردم ایران» در برابر رژیم ولایتفقیه، منافع مشخص عینی آنها پیشرفت جامعه و توانایی آنها برای شرکت در به انجام رساندن وظیفه سرنگونی است.
سرنگونی این رژیم، وظیفه هر ایرانی آزادیخواه و میهنپرست و هویت سیاسی هر نیروی ملی و انقلابی و مردمی است.
برای همسویی و اشتراک و اتحاد عمل در همین خصوص شورای ملی مقاومت ایران طرح «جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی» را ارائه کرده است.
همچنانکه در بیانیه ملی ایرانیان یادآوری شده: «بعد از جنگ جهانی دوم، اغلب کشورهای جهان، نازیسم و فاشیسم را مرامهایی ضدبشر شناختند و در قوانین خود هر گونه تبلیغ و ترویج آنها را جرم و مستوجب کیفر اعلام کردند» (بیانیه ملی ایرانیان).
اکنون پس از 30سال تجربه، هر ایرانی آگاه و آزادیخواه بهروشنی میداند که ولایتفقیه، از نظر ماهیت جنایتهایش در مورد مردم ایران، بسا فراتر از آن مرامهای ضدبشر رفته است.
کلمات ضدخلق و ضدخلقی، ضدمردم و ضدمردمی، از همین جا و در تضاد با آزادی و حاکمیت مردم معنا و مفهوم پیدا میکند. در زمان شاه با دیکتاتوری سلطنتی میجنگیدیم و اکنون طرف جنگ ما و مردم ما استبداد مذهبی، همین رژیم ولایتفقیه، است. به همین خاطر شالوده شورای ملی مقاومت ایران از روز نخست، ”نه شاه، نه شیخ“ بوده است. نفی دیکتاتوری لازمه برقراری دموکراسی و اثبات حاکمیت مردم است.
” انقلاب دموکراتیک“ آن روی سکه استراتژی سرنگونی برای آزادی و حاکمیت مردم ایران در این مرحله تاریخی است.
” انقلاب“ را قبلاً دگرگونی جهشوار و تکاملی از طریق سقوط طبقه حاکم و انهدام نهادها و روابط مربوط به آن توسط تودههای مردم تعریف کردیم.
”دموکراتیک“ بهمعنی ”مردم سالارانه“، برگرفته از کلمه ”دموکراسی“ یک واژه یونانی، مرکب از کلمه ”دموس“ بهمعنی مردم و ”کراسی“ بهمعنی حکومت است که آن را به فارسی، ”مردمسالاری“ ترجمه میکنند.
اکنون روشن میشود که همه مدافعان دیکتاتوری، بالاخص مدافعان و مأموران و قداره بندان و قلم زنان و مداحان و روضهخوانان رژیم ولایتفقیه و اصل ولایتفقیه که عصاره و ”عمود خیمه“ استبداد مذهبی و قانون اساسی آن است از جبهه خلق خارج و در جبهه ضدمردم ایران قرارمیگیرند. همچنین همه خیانتکارانی که بهجای سرنگونی این رژیم درصدد سربریدن و نابودی و متلاشی کردن اشرف و مجاهدین هستند، هر کس و در هر کجا و تحت هر عنوان و پوششی که باشد، ادامه و امتداد همین رژیم در داخل یا خارج کشور است.
***
از آنجاکه استراتژی نفی و سرنگونی ولایتفقیه، حقانیت و ضرورت دارد و مهمترین و بالاترین اصل و فصلمشترک جبهه خلق است، شورای ملی مقاومت، طبق ماده ۱اساسنامهاش، از همان سال ۱۳۶۰«برای سرنگونی رژیم خمینی و استقرار دولت موقت تشکیل شده است».
-طبق ماده 1برنامه شورا، دولت موقت «اساسا وظیفه انتقال ”حاکمیت“ به مردم ایران و مستقر ساختن حاکمیت جدید ملی ومردمی را بعهده دارد».
-طبق ماده 3برنامه شورا، «پس از خلع ید و سلب حاکمیت از رژیم ضدخلقی خمینی، که حیاتیترین حق مشروع مردم ایران یعنی ”حق حاکمیت مردم“ را غصب نموده» است، این دولت باید ”حداکثر تا 6ماه“ «مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی» را «از طریق انتخابات آزاد، با رأی عمومی، مستقیم، مساوی و مخفی» با «هر گونه نظارت و تضمین لازم» تشکیل بدهد و بلافاصله استعفای خود را به این مجلس تقدیم کند.
نخستین وظیفه مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی، «تدوین قانون اساسی و تعیین نظام جمهوری جدید» است.
-طبق ماده 5برنامه شورا، «کلیه مقامات، مسئولیتها و نهادهای دوران انتقال، صرفاً جنبه موقتی داشته و فقط تا استقرار مقامات، مسئولیتها و نهادهای جدید بر طبق قانون اساسی جدید معتبر است».
-علاوه بر این، شورای ملی مقاومت برای رفع هر گونه سوءتفاهم پیرامون موقعیت و اختیارات خود پس از سرنگونی رژیم ولایتفقیه، با صراحت و بهاتفاق آرا اعلام کرده است: «هیچیک از مصوبات شورای ملی مقاومت، بخشی از قانون اساسی نظام جمهوری آینده کشور که توسط مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی تدوین خواهد شد تلقی نمیشود».
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر