مسعود رجوی ـ تعریف و معیار تشخیص اصلاحطلبان واقعی
شورای ملی مقاومت ایران در بیانیه ۲۵فروردین۱۳۷۸حقایق بسیار مهمی را با مردم ایران در میان گذاشت که برخی از آنها را عمداً با شمارهبندی جدید نقل میکنم تا معنی و تعریف و شاخص والزام اصلاح طلبی واقعی که همانا حذف ولایتفقیه یا دست کم خلع ید از او و برگزاری انتخابات آزاد بر اساس اصل حاکمیت مردم است، برجسته شود:
یکم- در سال ۷۷ماهیت و نقش خاتمی، که از این پیشتر توسط شورای ملی مقاومت خاطرنشان شده بود، بیشازپیش آشکار شد و به اثبات رسید که این آخوند فریبکار هرگز اهل اصلاحات و ایجاد رفرم نبوده و نیست.
خاتمی که بهعنوان دستپرورده و شاگرد بهشتی مورد توجه و عنایت ویژه محافل استعماری است. بارها به صراحت اعلام کرده که به ولایت خامنهای وفادار است و آن را «منتسب به وحی» میداند، حال آن که لازمه رفرم در نظام جبّار مذهبی حاکم بر کشور، حذف ولایتفقیه یا دستکم خلع ید عملی از ولیفقیه است.
دوم-بر همگان ثابت شده است که این نظام، بهدلیل تضاد آشتیناپذیرش با حاکمیت مردم و حقوق شهروندان، اراده و ظرفیت رفرم، گشایش، اصلاح و استحاله ندارد. بنابراین گسستگیهای ناشی از دوره پایانی این رژیم، نشانه گشایش و استحاله نیست. تحولات و رویدادهای دوره ریاستجمهوری خاتمی هم نشان داده که باند او نه میخواهد و نه میتواند به رفرم سیاسی دست بزند. هدف واقعی این باند چیزی جز طولانیتر کردن عمر همین رژیم پیرامون «عمود خیمه نظام» نیست.
سوم- خاتمی، لاجوردی را «خدمتگزار مردم» و صیاد شیرازی را «سرباز فداکار اسلام و فرزند برومند ایران» مینامد؛ در تمامی زمینههای اساسی سرسپردگی خود را به ولایت خامنهای اعلام میکند و بر قتلهای سیاسی و کشتار نویسندگان و روشنفکران سرپوش میگذارد.
چهارم- همچنانکه مسئول شورا به کرات اعلام کرده است، اگر آخوندهای حاکم بر ایران و همدستانشان و همه آنهایی که به این رژیم نامشروع چشم دوختهاند، منکر حمایت اکثریت عظیم مردم ایران از این مقاومت هستند، میتوانند بخت رژیم را در برابر شورای ملی مقاومت ایران در یک انتخابات آزاد برای ریاستجمهوری، بر اساس اصل حاکمیت ملت (و نه ولایتفقیه) یا در انتخابات مؤسسان، با تضمینهای کافی و تحت نظر ملل متحد، به آزمایش بگذارند. بنابراین باز هم تکرار میکنیم که این مقاومت خونبار توان و ظرفیت آن را هم دارد که برای اثبات مشروعیت خود و تعیینتکلیف نهایی با دشمن، به هر نوع آزمایش مسالمتآمیز از قبیل همهپرسی یا انتخابات آزاد با تضمینهای محکم بینالمللی تن دهد تا عدم مشروعیت رژیم ضدبشری را در تمامیتش به همگان اثبات کند.
پنجم - شورای ملی مقاومت ایران معیار تشخیص استحالهطلبان قلابی از اصلاحطلبان واقعی را تحمیل کردن انتخابات آزاد بر اساس اصل حاکمیت مردم به رژیم میداند. پس خاتمی یا هر کس دیگری که مدعی اصلاحطلبی است، باید در سر لوحه برنامه خود بر نفی ولایتفقیه و ضرورت برگزاری انتخابات آزاد تکیه کند. کسانی که با شیادی، اعتراضهای سیاسی و حرکات نظامی جنبش مقاومت را همسویی با «انصار حزبالله» و در جهت تقویت جناح غالب رژیم اعلام میکنند، رذیلانه در پی کتمان همین حقیقتاند.
ششم-بنا بر همه تجارب جهانی، رفرم و اصلاح واقعی در هماهنگی با اپوزیسیون انقلابی و با تکیه به این نیرو صورت میگیرد. رفرمیست واقعی، در مبارزه علیه استبداد مذهبی، با شورای ملی مقاومت همسوست. وگرنه ادعای اصلاحطلبی، گشایش یا طلب «جامعه مدنی» حرفی پوچ و ادعایی میانتهی خواهد بود.
هفتم-آخوند خاتمی هم اگر رفرمیست واقعی میبود میتوانست از حرکات سیاسی و نظامی جنبش مقاومت و حرکات رادیکال مردمی، بهترین استفاده را برای کنار زدن ولایتفقیه و پیشبردن اصلاحات ببرد.
هشتم-اما فرصتطلبان و فرومایگان دنیای سیاست با مخدوش کردن مرز بین رفرمیستهای قلابی و اصلاحطلبان واقعی و با جازدن خاتمی بهعنوان اصلاحطلب، این ادعای سخیف را مطرح میکنند که گویا جنبش مقاومت بازنده اول تحقق یک رفرم سیاسی است و به این خاطر دست به مبارزه انقلابی زده است. در حالی که مقاومت ایران که برای خواستهای اساسی مردم ایران یعنی استقلال، آزادی، دموکراسی، پیشرفت، صلح و عدالت مبارزه میکند، از رفرم و اصلاح و هر گونه گشایش سیاسی استقبال میکند و با ایمان به حقانیت راهی که انتخاب کرده است، برنده اول چنین روندی، که لاجرم به سرنگونی رژیم استبداد مذهبی منتهی میشود، خواهد بود.
نهم-خواست مقدم و عاجل مردم ایران آزادی و حاکمیت مردمی است و این جز از طریق طرد کامل رژیم ولایتفقیه و تمامی دستهبندیها و باندهای درونی آن صورت نخواهد گرفت. این خواست به همانگونه که در بیانیه ملی ایرانیان آمده است، «خط قرمز پیکار آزادی بهشمار میرود. عبور از این خط قرمز که حصار حیاتی و مرزبندی ملی ایرانیان در برابر حاکمیت آخوندی است، هر فرد یا جریان سیاسی را، هر چند سابقه یا داعیه مخالفت با رژیم داشته باشد، از جرگه مخالفان رژیم خارج و به ورطه خیانت میکشاند».
دهم-بیانیه ملی ایرانیان، که مصوبه شورای ملی مقاومت ایران است، از ارزشمندترین سندها و مصوبات مقاومت شمرده میشود که یکایک حروف و کلمات آن با رنج و خون شهیدان و رزم پیگیر و استوار رزمآوران و اعضا و پشتیبانان این مقاومت سرشته شده است. از اینرو بیانیه ملی، که با مرزبندیهای اساسی خود هویت سیاسی ایرانیان میهندوست و آزادیخواه را تعریف و مشخص کرده است، معیار تشخیص دوست از دشمن و مبنای قابل اتکای تنظیمرابطه با همه افراد و جریانهای سیاسی و جذب و دفع نیروهاست.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر