۱۳۹۸ اسفند ۱۵, پنجشنبه

مسعود رجوی ـ استراتژی قیام وسرنگونی (۵) اشرف کانون استراتژیکی نبرد - قسمت چهارم


مسعود رجوی ـ تعریف اصل و قانون
نزدیک به 28سال پیش درباره اصول حاکم بر مبارزه در برابر دیکتاتوری ولایت‌فقیه، ناگزیر به تعریف اصول وکلمه ”اصل“ پرداختیم که من قسمتی از آن را خلاصه می‌کنم:
”اصل“، قانون بنیادی، مفهوم مرکزی یا ایده هدایت کننده در عملکرد هر مجموعه یا دستگاه و سیستم مشخص است. بنابراین وقتی در قلمرو هر یک از علوم صحبت از اصل یا اصول می‌شود، منظور، بیان قوانین بنیادی در قلمرو مربوطه می‌باشد. قوانینی که کل حرکات، روابط و کارکردهای تحت نفوذ خود را در هر زمینه مشخص (چه در علوم ریاضی یا علوم طبیعی یا علوم اجتماعی) در برگرفته و روابط و حرکات مزبور، تحت‌الشعاع آن قوانین انجام می‌شود و اساساً به‌وسیله آن قوانین قابل توضیح است.

بدیهی است که هر یک از قوانین اساسی، قوانین بسیاردیگری را نیز در برمی‌گیرد که از مشتقات آن قانون محوری (یا مرکزی) یا حاصل عملکردها و ترکیبات پیچیده‌تر همان قانون به‌شمار می‌روند.
به‌عنوان مثال: اصل اقلیدس را بایستی قانون اساسی و پایه‌یی هندسه‌ی مسطحه اقلیدسی محسوب نمود که سنگ بنای سایر قواعد و قوانین هندسه‌ی اقلیدسی به‌شمار می‌رود.
مکانیک یا علم‌الحرکات نیوتونی نیز با تمامی قوانین و قواعد فرعی‌اش بر قانون اساسی f=my مبتنی است.
یعنی که نیرو، حاصلضرب جرم اشیاء در شتاب حرکت آنهاست.

همچنین در اقتصاد کلاسیک، قانون (اساسی) ”تعادل عرضه و تقاضا“، نقش بنیادین و مرکزی دارد به‌طوری که تمامی کارکردها و روابط اقتصاد کلاسیک سرمایه‌داری را نهایتاً با آن توضیح می‌دهند؛ به‌نحوی که وقتی دوران حاکمیت این قانون به‌سر می‌رسد و دیگر توانایی پاسخگویی به رویدادهایی را که خارج از سیطره‌ی آن واقع است، ندارد؛ ظرفیت و محدوده اقتصاد کلاسیک نیز به انتها رسیده و بایستی به ”اقتصاد“ دیگری که بر مبنای تعادل استثمارگرانه ”عرضه و تقاضا“ استوار نشده، متوسل شد.

حالا بیاید ببینیم تعریف ”قانون“ به‌لحاظ علمی چیست؟ قانون ”رابطه“ ضروری ناشی از ماهیت یک شی را بیان می‌کند. مثلاًًً می‌گوییم آب در شرایط متعارف در 100درجه می‌جوشد و این یک قانون است. پس اگر چیزی را هر چه حرارت دادیم و دیدیم که نجوشید، آب نیست و چیز دیگریست. زیرا آنچه را که جوشاندیم پایبند به این رابطه ضروری نبوده است.
بر همین سیاق، قوانین مکانیک نیوتونی، بیان بسیار فشرده ”روابط“ حاکم در دایره‌ی حرکات مکانی است و ضرورت‌های موجود در این دایره را برملا می‌کند. ضرورتها و قوانین و اصولی که کاملاً از اراده و خواست ما مستقل‌اند و ما تنها با ”شناختن“ و پذیرش آنها، می‌توانیم بر آنها غلبه نموده و به نفع خود به‌کارشان بیاندازیم.

در قلمرو علوم اجتماعی و دانش مبارزاتی، وضع البته بسیار پیچیده‌تر است. اما معنی آن، این نیست که قاعده و قانون و اصولی وجود ندارد. بسته به مرحله هر انقلاب، یعنی هدف یا هدفهایی که دارد، در این‌جا هم اصول و قوانینی حاکم هست.
دوباره یادآوری می‌کنم که اصل، به‌طور ساده همان قانون بنیادی یا قانون مادر است. در علم حقوق هم قانون اساسی، قانون مادر و بنیادی محسوب می‌شود و بقیه قوانین، مبتنی بر آن هستند و از آن ناشی می‌شوند.
پس در بحث ما که یک بحث سیاسی و مبارزاتی است، اصولی وجود دارد که:
اولاً ـ از ماهیت همین مرحله می‌جوشد و رابطه‌ی ضروری و هم‌بسته میان پیشرفت‌های مختلف در آن مرحله را عیان می‌کند.
ثانیاً ـ پایه وسنگ بنای بقیه قوانین و کارکردها و تاکتیک‌های همین مرحله محسوب می‌شود و در قبال آنها دارای نقش محوری و مرکزی است.
ثالثاًـ مستقل از خواست‌ها، تفکرات، بینش‌ها، عقاید اختصاصی و آرمانهای تاریخی و فلسفی این یا آن فرد، و این یا آن گروه است. چنین اصولی خود را به کل مرحله (تا رسیدن به هدف آن مرحله) تحمیل می‌کند و از پذیرش آن گریزی نیست والاّ باعث شکست و ناکامی نظری و عملی منکران خود می‌شود.
نتیجه این‌که در یک مبارزه علمی و قانونمند و با حساب و کتاب، اصولی حاکم است که همه باید به آنها گردن بگذاریم تا آن تضاد اصلی که می‌خواهیم حل شود. تا آن هدفی که می‌خواهیم حاصل شود. و الّا به جایی نخواهیم رسید.

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر