مسعود رجوی ـ از مهندس بازرگان یاد بگیرید!
اگر موسوی و کروبی و امثال ایشان باور کنند که قصد بدی درباره آنان ندارم، میخواهم مجدداً از بازرگان یاد کنم، شاید که اینان یاد بگیرند. هر چند که به خواست و انتخاب و اراده خودشان مربوط است.
یکی از نقاط مثبت بازرگان بهعنوان نماینده تتمه بورژوازی ایران در دولت و مجلس خمینی، این بود که برخلاف آخوندها و حتی همین آقایان موسوی و کروبی، حرفها را نمیپیچاند. رک و روشن و صریح میگفت که من انقلابی نیستم، اگر بولدوزر میخواهید، من ”فولکس واگن“ هستم!
صریح میگفت که تا استقرار نظام جدید به همان نظام قبلی، ولی بدون شاه و سلطنت، عمل میکند و خارج از آن وظیفهیی برای خودش قائل نیست.
هیچوقت هم برخلاف آخوندها از استکبار و استکبار ستیزی حرفی نزد و صرفاً استبداد را هدف قرار میداد.
یکبار با طنز جالبی در سخنرانی درگذشت پدر طالقانی گفت: نمیدانم چرا برای پیغمبر یک صلوات ولی برای امام خمینی سه صلوات میفرستند؟!
در مورد مجلس رژیم هم گفت که تا نمایندگانش را از ”شیر امامت“ نگیرند، مجلس نخواهد شد!
درباره استفادههای عوامفریبانه مرتجعین از مفهوم شهادت هم گفت: ”تا وقتی که نوشیدن شربت شهادت مجانی است، اوضاع به همین ترتیب باقی خواهد ماند“!
مهمترین نکته اما، در همین اواخر صراحت بازرگان در اذعان به دو حقیقت بود:
-یکی اینکه بیرودربایستی میگفت: «ما موافقین غیرحاکم رژیم هستیم».
-نکته دیگر، همچنانکه در فصول قبلی هم اشاره کردم این بود که صریحاً بر ”حیات خفیف و خائنانه“ در این رژیم انگشت میگذاشت.
حالا من میخواهم مشخصاً به سخنرانی او بعد از 5مهر در مجلس رژیم بپردازم تا هرکس که میخواهد درس و عبرت بگیرد.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر