مسعود رجوی ـ فصل یازدهم: دجالیت و تحریف
گفتیم که رژیم ولایتفقیه یک دیکتاتوری دینی دجال و ضدبشر با خصیصه صدور ارتجاع و تروریسم تعریف میشود.
با سرشت و کارکردهای ضدبشری این رژیم کم و بیش آشنا هستیم. حالا میخواهیم در مورد ابعاد باورنکردنی دجالیت خمینی و تحریف و دروغ در رژیم ولایتفقیه صحبت کنیم. اما اول صبر کنید کمی راجع بهمعنی و سابقه تاریخی کلمه دجال بگویم:
کلمه دجّال در لغت، صیغه مبالغه، برگرفته از دَجَل بهمعنی دروغ وخدعه و نیرنگ است.
میگویند «دجال» فردی است که در آخر زمان ظهور میکند. منتهای فریب و ریاکاری و تزویر و دروغگویی است. بسیاری مردمان را میفریبد. حق را باطل و باطل را حق جلوه میدهد. جادوگر ماهری است که با جنبل و جادو کار میکند. یک چشم و یک سویه نگر یعنی بسیار قشری و دگم است. جلوی او دیوارهای از اوهام و دود و آتش است و وعده میدهد که در پشت سر، نان و برکت بسیار همراه دارد. بر خری سوار است و ولایت دارد که از هر موی آن آوایی افسون کننده برمیخیزد و سرگینش، نقل و نبات جلوه میکند.
مسیحیان دجال را «مسیح دروغین» میخوانند چرا که دشمن و ضدمسیح است اما خود را در جای مسیح «روح خدا» معرفی میکند. در رساله اول یوحنا «روح دجال» روحی است که عیسای مجسم را انکار کند «و آن دجال است».
دل بدو دادند ترسایان تمام
خود چه باشد قوت تقلید عام؟
در درون سینه مهرش کاشتند
نایب عیسیش میپنداشتند
او بهسر دجال یک چشم لعین
ای خدا فریاد رس، نعمَ المعین
مسلمانان دجال را «رأس الکفر»، سردمدار حق ستیزی، ضد خدا و دشمن خدا میدانند. گویی که تجسم همان روح پلید شیطان است. در خبر است که سرانجام قائم منتظَر، که عیسی مسیح یاری کننده و یاور اوست، دجال را از پا در میآورد و مهلت شیطان بر فرزند انسان، اینچنین پایان مییابد.
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر